موضوعتان را بگویید، در چند ثانیه به وکیلِ در دسترس میرسید
لطفاً اتصال اینترنت خود را بررسی کنید.
تلفن تماس:
شما میتوانید درخواست ارزیابی حقوقی خود را بطور مستقیم برای ارسال کنید و در کوتاهترین زمان ممکن از ایشان پاسخ
بگیرید.
لطفا دقت داشته باشید، شما در هر روز تنها
میتوانید ۳
درخواست ارزیابی حقوقی رایگان ویا ارتباط مستقیم با متخصص ثبت نمایید.
همچنین دقت داشته باشید درصورت عدم انتخاب متخصص، پیام شما برای تمامی متخصصان ارسال شده و ایشان
می توانند ارزیابی خود را از درخواست شما مطرح نمایند.
در سال ۱۴۰۰ پدرم ملکی را طی مبایعهنامهای به من فروخت. چون ملک فاقد پایانکار شهرداری بود، امکان دریافت سند تکبرگ اعیانی وجود نداشت. پس از اخذ پایانکار، سند تکبرگ قطعی به نام من صادر شد. همچنین پدرم اقرارنامه رسمی تنظیم کرد مبنی بر اینکه تمام ثمن معامله، شامل حدود یک میلیارد تومان وجه نقد و مابقی بهصورت طلا، دریافت شده است. در متن مبایعهنامه شرط شده که خریدار حق دخل و تصرف در ملک را تا پایان عمر فروشنده ندارد. آیا این انتقال از نظر حقوقی صحیح است؟
معامله از نظر حقوقی صحیح است و مالکیت شما بر ملک محرز میباشد، زیرا هم مبایعهنامه وجود دارد، هم سند رسمی به نام شما صادر شده، و هم اقرارنامه رسمی پرداخت ثمن تنظیم گردیده است.
شرط عدم تصرف تا پایان عمر فروشنده، یک شرط فعل یا شرط صفت در ضمن عقد است که طبق قانون مدنی میتواند در قرارداد گنجانده شود. این شرط اصل مالکیت شما را زیر سؤال نمیبرد، بلکه صرفاً یک تعهد موقت درباره نحوه استفاده از ملک است و با فوت فروشنده خودبهخود ساقط میشود.
تنها نکتهای که باید مراقب آن باشید این است که سایر وراث ممکن است در آینده مدعی صوری بودن معامله یا عدم دریافت واقعی ثمن شوند؛ اقرارنامه رسمی شما در این زمینه سندی محکم است، اما نگهداری هرگونه مدرک مکمل مانند رسیدهای بانکی یا فیشهای انتقال وجه توصیه میشود.
این پاسخ توسط هوش مصنوعی تولید شده است. لطفاً
توجه
داشته باشید که ممکن
است اطلاعات
ارائهشده
بهطور کامل دقیق
یا قابل اعتماد نباشد. توصیه میشود برای تأیید صحت اطلاعات، به مشاوره وکلای مجرب مراجعه کنید.
باسلام
اصل معامله از نظر حقوقی در ظاهر صحیح و معتبر به نظر میرسد، اما اثر شرط عدم دخل و تصرف تا پایان عمر فروشنده نیاز به بررسی جداگانه دارد.
شرط عدم تصرف تا پایان عمر پدر، به احتمال زیاد یک تعهد قراردادی است، نه اینکه مالکیت شما را از بین ببرد.
برای تعیین دقیق اثر این شرط باید متن دقیق آن دیده شود؛ بهخصوص اینکه آیا نوشته شده حق فروش ندارد، حق انتقال ندارد،حق استفاده ندارد یا حق هیچگونه دخل و تصرف ندارد.
سلام
در فرضی که بیان شده، اصل معامله بین پدر و فرزند از نظر حقوقی میتواند صحیح و معتبر باشد و صرف وجود شرط «عدم دخل و تصرف خریدار تا پایان عمر فروشنده» موجب بطلان معامله نمیشود.
در بررسی چنین قراردادی چند نکته اهمیت دارد:
* اگر مبایعهنامه با قصد و رضایت طرفین تنظیم شده، پدر اهلیت معامله داشته و ثمن نیز پرداخت شده باشد، اصل بر صحت قرارداد است.
* صدور سند تکبرگ به نام خریدار و همچنین اقرارنامه رسمی فروشنده مبنی بر دریافت ثمن، از دلایل مهم در اثبات وقوع و صحت انتقال محسوب میشود.
* شرط عدم تصرف تا پایان عمر فروشنده باید از نظر حقوقی تفسیر شود. این شرط ممکن است به این معنا باشد که پدر و فرزند توافق کردهاند مالک جدید تا زمان حیات فروشنده از برخی اختیارات خود استفاده نکند؛ اما لزوما به معنای باقی ماندن مالکیت نزد فروشنده نیست.
البته اگر در آینده اختلافی ایجاد شود، دادگاه بررسی میکند که هدف واقعی طرفین از درج این شرط چه بوده است. برای مثال، ممکن است احراز شود که هدف، حفظ حق سکونت یا استفاده پدر از ملک بوده، یا ممکن است شرط بهگونهای تنظیم شده باشد که با آثار مالکیت جدید تعارض پیدا کند.
بنابراین، انتقال رسمی ملک به نام فرزند، همراه با اقرار رسمی پدر به دریافت ثمن، قرینه قوی بر اعتبار معامله است؛ اما حدود اثر شرط عدم تصرف، وابسته به متن دقیق مبایعهنامه و شرایط تنظیم آن خواهد بود.
اسناد و مدارک، از جمله مبایعهنامه، اقرارنامه رسمی، سند تکبرگ، نحوه پرداخت ثمن و متن دقیق شرط عدم تصرف، باید پیش از هر اقدام توسط وکیل بررسی شود.
با سلام
در حالت عادی، بله؛ انتقال صحیح و معتبر به نظر میرسد. تنظیم مبایعهنامه، اقرار رسمی پدر به دریافت کامل ثمن و سپس صدور سند قطعی به نام شما، همگی قرائن مهمی بر وقوع و صحت معامله هستند.
شرط «عدم دخل و تصرف تا پایان عمر فروشنده» نیز لزوما مالکیت شما را از بین نمیبرد و معمولا میتواند بهعنوان یک تعهد قراردادی برای خودداری از تصرف تفسیر شود؛ البته تفسیر دقیق آن کاملا به متن قرارداد و قصد واقعی طرفین بستگی دارد.
برای اظهارنظر قطعی، متن کامل مبایعهنامه و اقرارنامه باید بررسی شود؛ چون در چنین پروندههایی یک عبارت قراردادی میتواند نتیجه حقوقی متفاوتی ایجاد کند.
عرض ادب
با عنایت به توضیحات شما ، شرط عدم دخل و تصرف در مبایعه نامه هم تصرفات حقوقی را شامل میشود و هم مادی ! این موضوع خلاف ذات عقد است و اصل انتقال را محل تردید قرار می دهد . بنابر این ، بررسی دقیق این موضوع مستلزم مطالعه دقیق مبایعه نامه است . حتما به منظور جلوگیری از اختلافات اتیه ، با وکیل دادگستری مشورت نمایید
موفق باشید
اصل کلی در حقوق ایران این است که «مقصود از بیع، انتقال مالکیت در برابر ثمن» است و طرفین میتوانند ضمن عقد، شروطی بگذارند؛ اما شرط نباید با قواعد آمره و ماهیت معامله تعارض داشته باشد. در پرونده شما چند محور تعیینکننده است
باسلام،در مجموع، با توجه به اطلاعاتی که ارائه کردهاید، معامله از نظر حقوقی در اصل صحیح و معتبر به نظر میرسد. فقدان پایانکار در زمان انعقاد مبایعهنامه موجب بطلان بیع نبوده و صدور بعدی پایانکار و انتقال رسمی سند به نام شما نیز مؤید اجرای معامله است. اقرارنامه رسمی پدر مبنی بر دریافت کامل ثمن، دلیل اثباتی بسیار قوی بر واقعی بودن معامله محسوب میشود و شرط عدم حق تصرف خریدار تا پایان عمر فروشنده نیز معمولا صرفا یک شرط ضمن عقد است که استفاده از ملک را محدود میکند، نه اینکه مانع انتقال مالکیت شود. بنابراین، با وجود مبایعهنامه، سند رسمی و اقرارنامه دریافت ثمن، انتقال انجامشده از منظر حقوقی قابل دفاع است.
سلام در صورت صحت معامله، اصل انتقال معتبر است، اما اگر بین ثمن و ارزش مبیع اختلاف فاحش وجود داشته باشد، ممکن است در قالب عقد بیع محل ایراد قرار گیرد. در چنین شرایطی، تنظیم معامله در قالب عقد صلح و اخذ اقرارنامه بر مبنای صلح، از نظر حقوقی استحکام بیشتری داشت. برای جلوگیری از بروز اختلاف و ضرر احتمالی، حتما با یک وکیل مشورت کنید.
بله، انتقال صحیح است، اما شرط ممنوعیت تصرف نامعتبر است؛ زیرا با اخذ سند رسمی، شما مالک شدهاید و حق دخل و تصرف دارید (ماده ۳۰ قانون ثبت). اقرارنامه رسمی پدر مبنی بر دریافت ثمن، مانع از فروش بودن معامله است. فقط اگر پدر ثابت کند معامله صوری بوده، ممکن است ابطال شود.
اصولا این شرط در عقد صلح گنجانده می شود و بنظر در عقد بیع محکوم به بطلان می باشد. اما سایر وراث ممکن است در آینده مدعی صوری بودن معامله یا عدم دریافت واقعی ثمن شوند؛ اقرارنامه رسمی شما در این زمینه سندی محکم است، اما نگهداری هرگونه مدرک مکمل مانند رسیدهای بانکی یا فیشهای انتقال وجه توصیه میشود.
بسم تعالی
شرط مبنی بر عدم دخل و تصرف در ملک تا پایان عمر فروشنده طبق قانون مدنی در زمره شرط فعل میباشد و میتواند در قرارداد گنجانده شود و هیچ ممانعتی در اصل مالکیت شما ندارد بلکه صرفا یک تعهد موقت در رابطه با نحوه استفاده از ملک میباشد .
سلام قت بفرمایید در اظهارات شما به مبایعه نامه یعنی عقد بیع اشاره شده در عقد بیع استفاده از منافع مورد معامله اقتضای ذات عقد است پس منع از آن تا پایان عمر یک شخص که نامعلوم میباشد خلاف ذات اقتضای عقد و شرط باطل است اما اگر همین عقد عقد صلح بود هم عقد و هم شرط صحیح است
چون مدت شرط نامعلوم است، به نظر میرسد که چنین شرطی باعث غرری شدن معامله میشود و به دلیل مخالفت با مقتضای ذات عقد، هم شرط و هم عقد باطل است چرا که معلوم نیست مالک جدید تا چه زمانی از دخل و تصرف در مال خود محروم است چون معلوم نیست فروشنده ۱ سال پس از عقد عمر خواهد کرد یا ۵۰ سال و قانون چنین غرری رلا برنمی تابد.
البته اگر معامله انجام شده را بیع بدانیم، حکم بالا جاری میشود اما اگر عمل انجام شده را هبه یا صلح قلمداد کنیم، معامله صحیح خواهد بود چرا که به نظر میرسد ثمن واقعی مبیع رد و بدل نشده بلکه تنها به جهت جلوگیری از اعتراض سایر ورثه مبلغی تعیین شده
سلام
اصل انتقال از نظر حقوقی صحیح و معتبر است. تنظیم مبایعهنامه، اقرارنامه رسمی فروشنده به دریافت کامل ثمن و صدور سند رسمی به نام خریدار، دلالت بر تحقق بیع و انتقال مالکیت دارد. شرط عدم حق تصرف خریدار تا پایان عمر فروشنده نیز در حکم شرط قراردادی یا ایجاد حق انتفاع برای فروشنده بوده و اصولا با صحت عقد منافاتی ندارد. بنابراین، مالکیت عین به شما منتقل شده و صرفا اعمال برخی اختیارات مالکانه تا زمان حیات فروشنده محدود شده است، مگر آنکه دادگاه شرط را به جهتی باطل تشخیص دهد.
سلام، سوال تکراری است. اگر بیع باشد شرط مذکور مشکل ساز است. اما به عنوان صلح معامله معتبر است. بایستی قبل از انجام این امور مشاوره دریافت می کردید. اعمال عقد صلح را در قالب عقد بیع انجام داده اید.