موضوعتان را بگویید، در چند ثانیه به وکیلِ در دسترس میرسید
لطفاً اتصال اینترنت خود را بررسی کنید.
تلفن تماس:
شما میتوانید درخواست ارزیابی حقوقی خود را بطور مستقیم برای ارسال کنید و در کوتاهترین زمان ممکن از ایشان پاسخ
بگیرید.
لطفا دقت داشته باشید، شما در هر روز تنها
میتوانید ۳
درخواست ارزیابی حقوقی رایگان ویا ارتباط مستقیم با متخصص ثبت نمایید.
همچنین دقت داشته باشید درصورت عدم انتخاب متخصص، پیام شما برای تمامی متخصصان ارسال شده و ایشان
می توانند ارزیابی خود را از درخواست شما مطرح نمایند.
از آنجایی که در صورت فوت متصالح (انتقال گیرنده) مورد صلح به وراث او میرسد و نه به مصالح(انتقال دهنده). اگر متصالح با مبایعهنامه و وکالت فروش مورد صلح را به مصالح بفروشد، آیا مصالح میتواند با این مدارک بعد از فوت متصالح سند را به نام خود برگرداند؟ آیا راهی وجود دارد؟
سلام وقت بخیر .در صورتی که قصد از تنظیم مبایعه نامه و ارائه آن صرفا در زمان پس از فوت متصالح به منظور به ارث نرسیدن ملک به وراثش باشد میتواند راهکار مناسبی باشد .در هر صورت با تنظیم مبایعه نامه متصالح دیگر مالکیتی نسبت ب مال نخواهد داشت و مصالح مجددا مالک مال محسوب میگردد
با سلام اگر سوال شما در خصوص پیشبینی است شما بهتر است یا در قالب عقد صلح اقدام کنید که صلح معوض قطعیست یا با و کالت و بیع مورد را انتقال دهید و اگر مورد سوالتون اتفاق افتاده ، وکالت با فوت منفسخ شده
با سلام
بهتر است از صلح عمری مقید به حق فسخ مصالح به مدت عمر خود استفاده نمایید تا در صورت فوت متصالح امکان فسخ معامله توسط وی وجود داشته باشد، وفق ماده ۹۵۴ قانون مدنی وکالت فروش در صورت فوت متصالح منفسخ خواهد شد و مصالح بایستی بیع مزبور را با استناد به مبایعه نامه و سایر ادله به طرفیت وراث اثبات نماید.
سلام و عرض ادب
وکالت فروش؛ در حکم فروش نیست و نیز هر وکالتنامه ای با فوت یکی از طرفین وکالت، منفسخ و بلااثر میشود لذا تنظیم وکالتنامه فروش در اینمورد مفید فایده نیست لکن درصورتی که مبایعه نامه ای مبنی بر فروش ثانوی مورد صلح توسط متصالح به مصالح وجود داشته باشد؛ به این معنی است که گویی صلحی واقع نشده بوده و درواقع اثر صلح همان موقع که مبایعه نامه تنظیم شود، از بین میرود چرا که در اثر بیع، مورد صلح مجددا از مالکیت متصالح خارج و به ملکیت مصالح درخواهد آمد فلذا:
۱) درصورت فوت متصالح؛ شخص مصالح به استناد مبایعه نامه میتواند مدعی مالکیت گردیده و سند رسمی را به نام خود بگیرد.
۲) درصورت مصالح؛ وراث مصالح میتوانند به استناد مبایعه نامه به طرفیت متصالح طرح دعوا کرده و ملک را به عنوان سهم الارث خود مطالبه کرده و سند رسمی به نام خود بگیرند ( بعد از فوت مصالح، وراث او مالک هستند و نه متصالح)
** با توجه به توضیحات فوق؛ این دو عمل تنظیم صلحنامه و مبایعه نامه بعد از آن؛ وقتی با هم انجام میشود، عملی بیفایده است چرا که اثر یکدیگر را خنثی میکنند و همچنان مصالح، مالک مانده و متصالح بهره ای از مال ندارد و لذا اگر قصد شما از صلح اینست که مصالح در طول حیات خویش، حق تصرف و استفاده از مال خود را داشته باشد اما بعد از فوت وی، ملک به متصالح برسد و نه به سایر وراث؛ بهترین کار: (صلح عمری با حق فسخ مصالح در طول حیات) است که باعث میشود مصالح در طول حیات خود از ملک خویش استفاده کند و بعد از فوت او ملک به متصالح برسد و در صورت فوت ناگهانی متصالح قبل از مصالح نیز، مصالح دو راه داشته باشد: یعنی هم بتواند صلحنامه را فسخ نموده و ملک را به خود بازگرداند و یا اینکه فسخ ننماید اما همچنان با حق انتفاعی که دارد، در طول حیات خود در ملک متصرف باشد و ملک پس از فوت مصالح، توسط وراث متصالح تصرف شود.
با درود ، بلحاظ داشتن مبایعهنامه مالکیت به مصالح تعلق دارد و باید به طرفیت وراث متصالح دادخواست الزام به انتقال و تنظیم سندرسمی صلح بنام خود مطرح نمایند