با این که سند رسمی داشته بدونه اجازه صاحب سند شخص دیگری از فامیل یکی از مغازه های این ملک را به قولنامه ای فروخته تکلیف چیست؟
باعرض سلام و درود فراوان خدمت شما عزیزان.بنده سوالی داشتم از خدمتتون.البته میخام که کامل تر توضیح بدم .تا اینکه بهترین راهنمایی رو بگیرم.خانه ی پدری بنده در سال ۱۳۷۳ سند رسمی رو مرحوم پدرم بنام خودش گرفته.خلاصه اینکه ر ساله ۱۳۷۸ پدرم فوت میکنه تا اینکه یکسال بعد از فوت پدرم.برادر بزرگترم. با یک سری حرف الکی مادرمو قول میزنه و یکی از مغازه ها رو به شخصی میفروشند.البته خانه پدری بنده کلا سه تا مغازه داشت که یکی از این مغازه ها رو همون طور که گفتم برادرم با زرنگی و از بی سوادی مادرم سواستفاده میکنه. و مغازه رو میفروشه. و در اون زمان من و برادرم زمان فوت پدرم تکلیف نبودیم.خلاصه اینکه بعد از پنج سال از فوت پدرم یعنی سال ۱۳۸۳ وراث تصمیم گرفتند که ارث پدریمان را تقسیم کنند که در
نهایت همه ورثه سهمشان را تمام کمال گرفتند و بعد از گرفتن سهمشان کل ورثه در اداره ثبت حاضر شدند و سند خانه پدری که به نام پدرم بود را در محضر به نام مادرم کردند البته این هم بگم که خانه پدریمان به متراژ ۳۵۷ متر طبق سند رسمی که ثبت شده است همان سه مغازه ای که در اول سوال مطرح کردم روی همین سندی است که تمام ورثه بعد از گرفتن سهمشان .از ارث پدری در منظر حاضر شدند پسند رو به صورت ششدانگ بنامه مادر کردن.خلاصه چون من در اون زمان به سن تکلیف نرسیده بودم.مادر تمام پولی که از ارث پدری به من رسیده بود رو از من گرفت و بجای پولی که از من گرفته بود یکی دیگر از مغازه ها رو به صورت قولنامه ای به من فروخت.و بعد از این جریان ها چون من دیگه بزرگتر شده بودم رفتم دنبال کار کردن و بعدش خدمت سربازی.وقتی از خدمت سربازی که من برگشتم به اسرار مادرم ازدواج کردم . درنهایت چون من از زمان خریدن مغازه اصلا به اجارهای که مادرم از مغازه میگرفت.من دخالت نمیکردم.حتی در مورد اجاره دادنش هم دخالت نمیکردم.بهرحال نگو اینجا یک اتفاقی افتاده که داماد مون از بی سوادی مادرم سو استفاده کرده و گفته که بیا مغازه ای که اولش به فروخته است رو دوباره به یکی دیگه بفروشند. و اینکارو هم میکنه مادرم ولی نسخهی قولنامه ای که باید دست فروشنده یعنی مادرم باید می بود که کلا نیست .ومن هم بعد از چهار سال از فروخته شدن مغازه متوجه شدم که مغازه من رو مادرم فروخته.خیلی معذرت خواهی میکنم که سوالم تبدیل به داستان شد.پوزش میخام.طولانی شدن سوالم مربوط به معلولیت جسمانی بنده میشه که.چون من از دوپاهام بخاطر مشکل مادر زادی فلج هستم.وتوانایی حرکت ندارم.خلاصه ببخشید.بقیه ی سوالم این است که.دامادمون به مادرم گفته که چون سند رسمی به اسم خودت هست.پسرت نمیتونه شکایت کنه بعدشم اصلا توانایی حرکت کردن نداره که بخواد کاری بکنه.ولی بعداز چند ماه که با مادرم حرف نزدم.مادرم به اصطلاح خواست که جبران کنه اشتباه . بهرحال مادرم اومد بدون اینکه به وراث دیگه حرفی بزنه کل سندخانه رو بنام من کرده است.الان میخواستم بدونم که آیا برادر بزرگتر که بعداز فوت پدرم.که هنوز سند بنام پدرم بود . و اصلا انحصار وراثت انجام نشده بود.برادرم که مغازه رو به شخص دیگری فروخته است.که الان بیست و چهار سال از اون زمان گذشته است . میخواستم بدونم که.ایا اون مغازه به بنده میرسه.یا خیر.ودوم اینکه در موضوع مغازه دوم که اینجا شرایط فرق کرده.چون هم انحصار وراثت انجام شده است.وهم اینکه مادرم وقتی که مغازه رو به من فروخته است.دقیقا همون موقع سند رسمی به صورت قانونی بنامه مادرم شده بود.وهنوز که هنوزه من همون قولنامه ای که خریدم رو دارم.ودرنهایت اینکه الان دقیقا از سال ۱۳۸۹سند ششدانگ بنامه من هست.خیلی معذرت خواهی میکنم از بابت اینکه سوالم تبدیل به داستان شد.ولی چارهای نداشتم.بخاطر معلولیتی که دارم.رفت وامد واقعا برام خیلی سخت است چون هیچ کسی رو که ندارم.الان اگر فقط همین رو بفرمایید که اگر من شکایت کنم .این دو عدد مغازه به چه کسی میرسه.چون دوتا از برادرانم بخاطر اینکه من معلولیت دارم.میخان به من زور بگن.به من میگن که تو مادرمون رو قول زدی و مادرمون اومده دلش به حالت سوخته.چون دیده چولاغ هستی واگه مادرمون نباشه بدبخت تو میمیری.خلاصه ببخشید که شما رو ناراحت کردم.تورو خدا راهنمایی بفرمایید.والله برادرانم به ضرب کتک هم که شده خونمو از دستم میگیرن.پیشاپیش از شما وکلای مدافع حق.نهایت تشکر و سپاس رو دارم .خدا پشت و پناه همه شما عزیزان باشه