- خلع ید فرع بر مالکیت است: خواهان باید مالک رسمی باشد و خوانده بدون مجوز قانونی متصرف؛ در این صورت غاصب باید عین ملک را پس بدهد (ماده ۳۱۱ قانون مدنی) و مسئول هر نقصی است که در دورهٔ تصرف او پیش آمده (ماده ۳۱۵).
- اجرتالمثل ایام تصرف بابت منافع تمام مدت تصرف است، حتی اگر غاصب استفادهای نکرده باشد (ماده ۳۲۰)؛ مبلغ آن را کارشناس بر اساس اجارهٔ عرفی ملک در هر دوره تعیین میکند.
- دعوا در دادگاه محل وقوع ملک طرح میشود (ماده ۱۲ ق.آ.د.م)؛ در ملک مشاع، حکم خلع ید از تمام ملک اجرا میشود اما تصرف بعدی شما تابع مقررات املاک مشاعی است (ماده ۴۳ قانون اجرای احکام مدنی).
چه زمانی به دادخواست خلع ید، قلع و قمع و اجرتالمثل نیاز دارید؟
- تصرف زمین یا باغ سنددار و ساختوساز در آنکسی بدون هیچ قراردادی وارد زمین، باغ یا ملک سنددار شما شده، دیوار کشیده یا اتاق و انبار ساخته و سالهاست از آن استفاده میکند. با یک دادخواست، بیرونرفتن او، برچیدن بنا و اجارهٔ تمام مدت تصرف را میخواهید (مواد ۳۱۱، ۳۱۴ و ۳۲۰ قانون مدنی).
- خلع ید مشاعی: شریکی که تمام ملک را تصرف کردهدر ملک موروثی یا مشاع، یکی از ورثه یا شرکا بدون اذن بقیه تمام ملک را در اختیار گرفته و حتی ساختوساز کرده است. مالک مشاعی میتواند خلع ید بخواهد؛ حکم از تمام ملک اجرا میشود ولی تصرف بعدیِ خودِ او هم تابع مقررات املاک مشاعی است (ماده ۴۳ قانون اجرای احکام مدنی) و اجرتالمثل به نسبت سهم محاسبه میشود.
- متصرفی که ملک را از غاصب خریدهزمین شما را کسی تصرف کرده و بعد با قولنامه به دیگری فروخته است. خریدار از غاصب هم ضامن عین و منافع است، حتی اگر از غصب بیخبر بوده باشد (مواد ۳۲۳ و ۳۱۶ قانون مدنی)؛ دادخواست علیه متصرف فعلی و در صورت لزوم فروشندهٔ غاصب تنظیم میشود و او بابت جهلش فقط میتواند به فروشنده رجوع کند.
- کسی که با اذن آمد و حالا نمیرودبه برادر، فرزند یا شریک اجازه دادید موقتاً در ملک باشد یا در آن بسازد و حالا که اذن را پس گرفتهاید، ملک را رها نمیکند. پس از پسگرفتن اذن، ید او دیگر مجوزی ندارد و در حکم غصب است (ماده ۳۰۸ قانون مدنی)؛ اگر مالکیت شما را انکار کند هم از تاریخ انکار در حکم غاصب است (ماده ۳۱۰) و اجرتالمثل از همان تاریخ حساب میشود؛ پیش از آن، استیفای منفعت با اذنِ بدون قصد مجانیبودن هم اجرتالمثل دارد (ماده ۳۳۷).
- وقتی ساختوساز یا انتقال هنوز ادامه دارداگر متصرف همین حالا در حال ساختن بنا یا فروختن ملک به دیگران است، بهتر است همین دادخواست همراه درخواست دستور موقت تنظیم شود تا وضع ملک تا پایان دعوا ثابت بماند؛ برای این حالت صفحهٔ «خلع ید و قلع و قمع بنا و اجرتالمثل با دستور موقت» را ببینید.
خلع ید چیست و چه فرقی با تصرف عدوانی و تخلیه دارد؟
خلع ید دعوای مالک علیه متصرف بدون مجوز است. مبنای آن قواعد غصب در قانون مدنی است: هیچ مالی را نمیتوان بدون حکم قانون از تصرف صاحبش بیرون کرد (ماده ۳۱)، غاصب باید عین مال را به صاحبش برگرداند (ماده ۳۱۱)، مسئول هر نقص و عیب دورهٔ تصرف خودش است حتی اگر تقصیری نداشته باشد (ماده ۳۱۵) و بابت منافع تمام مدت تصرف ضامن است (ماده ۳۲۰). حکم خلع ید متصرف را بیرون میکند، قلع و قمع بنا و مستحدثات او را برمیچیند و اجرتالمثل اجارهٔ عرفی دورهٔ تصرف را به شما برمیگرداند — سه خواستهای که این صفحه دربارهٔ آنهاست و معمولاً با هم در یک دادخواست میآیند.
سه دعوای همخانواده را با آن اشتباه نگیرید:
- تصرف عدوانی (ماده ۱۵۸ ق.آ.د.م): دادگاه فقط سبق تصرف را میسنجد و وارد مالکیت نمیشود؛ سریعتر است و سند رسمی نمیخواهد، اما اجرتالمثل و قلع بنا در آن حکم متفاوتی دارد. اگر مالکیت شما مسلم و سنددار است، خلع ید نتیجهٔ محکمتری میدهد.
- تخلیه: اگر متصرف مستأجر شما بوده یا قرارداد دارد، رابطهٔ شما قراردادی است و مسیر درست دعوای تخلیه است، نه خلع ید؛ طرح خلع ید علیه مستأجر رد میشود.
- رفع مزاحمت: کسی که مانع استفادهٔ شماست ولی خودش بر ملک تسلط ندارد غاصب نیست (ماده ۳۰۹ قانون مدنی)؛ دعوای شما رفع مزاحمت است.
تشخیص همین عنوان، اولین و مهمترین کاری است که وکیل پیش از نوشتن دادخواست انجام میدهد، چون عنوان اشتباه یعنی چند ماه دادرسی و در انتها قرار رد دعوا.
شرایط و ارکان دعوا: مالکیت رسمی و تصرف بدون مجوز
رکن اول — مالکیت رسمی خواهان: خلع ید فرع بر مالکیت است. طبق قانون ثبت اسناد و املاک، دولت فقط کسی را مالک میشناسد که ملک در دفتر املاک به نام او ثبت شده یا با سند رسمی یا ارث به او منتقل شده باشد؛ رویهٔ قضایی (رأی وحدت رویهٔ هیئت عمومی دیوان عالی کشور) هم رسیدگی به خلع ید را منوط به احراز مالکیت رسمی میداند. یعنی با قولنامه و سند عادی نمیتوان مستقیم خلع ید گرفت؛ اول باید الزام به تنظیم سند رسمی یا (در املاک بدون سابقهٔ ثبت) اثبات مالکیت را پیش برد. برای وراث، گواهی حصر وراثت بهعلاوهٔ سند مورث کافی است.
رکن دوم — تصرف بدون مجوز خوانده: خوانده باید عملاً بر ملک تسلط داشته باشد و این تسلط مجوز قانونی یا قراردادی نداشته باشد. سه حالت رایج:
- ورود از ابتدا بدون اجازه — غصب روشن است.
- ورود با اذن و ماندن پس از پایان آن — ماندن پس از پسگرفتن اذن، ید بدون مجوز و در حکم غصب است (ماده ۳۰۸) و انکار حق مالک هم از تاریخ انکار همین اثر را دارد (ماده ۳۱۰)؛ پیش از آن، اگر اذن مجانی نبوده، متصرف فقط اجرتالمثل بدهکار است (ماده ۳۳۷).
- خرید از غاصب — خریدار هم ضامن عین و منافع است حتی اگر جاهل به غصب باشد؛ جهل او فقط حق رجوع به فروشنده میدهد (مواد ۳۱۶، ۳۲۳ و ۳۲۵).
ایادی متعاقب: اگر ملک چند دست چرخیده، مالک میتواند عین را از متصرف فعلی و منافع هر دوره را از غاصب همان دوره (و غاصبان بعد از او) بخواهد (مواد ۳۱۷ و ۳۲۰)؛ به همین دلیل انتخاب درست خواندگان در این دادخواست تعیینکننده است. و در ملک مشاع، هر مالک مشاعی میتواند علیه شریک یا ثالثِ متصرف خلع ید بخواهد؛ اثر اجرایی آن را در بخش اجرا میبینید.
اجرتالمثل ایام تصرف: از چه تاریخی، با چه مبنایی و چگونه؟
اجرتالمثل «اجارهٔ عرفی» ملک برای دورهای است که در تصرف دیگری بوده است. سه پرسش تعیینکننده دارد:
- از چه تاریخی؟ از تاریخی که تصرف، غاصبانه شده است: روز ورود بدون اجازه؛ یا اگر ورود با اذن بوده، روزی که اذن را پس گرفتهاید (ماده ۳۰۸ قانون مدنی) یا متصرف حق شما را انکار کرده است (ماده ۳۱۰). برای دورهٔ با اذن هم اگر انتفاع مجانی نبوده، اجرتالمثل قابل مطالبه است (ماده ۳۳۷). این تاریخ باید در دادخواست با دلیل (اظهارنامه، شهود، تاریخ فوت مورث و تقسیم نشدن ترکه) مشخص شود.
- تا کی؟ تا روز تخلیهٔ واقعی؛ به همین دلیل خواسته به صورت «از تاریخ … لغایت زمان اجرای حکم خلع ید» نوشته میشود تا برای ماههای دادرسی هم حق شما محفوظ بماند. غاصب حتی برای مدتی که استفاده نکرده ضامن منافع است (ماده ۳۲۰).
- چقدر؟ مبلغ را دادگاه با جلب نظر کارشناس رسمی تعیین میکند: کارشناس اجارهٔ متعارف ملک مشابه در همان محل را برای هر دورهٔ زمانی برآورد میکند. در دادخواست، مبلغی به عنوان تقویم اولیهٔ خواسته نوشته میشود (مواد ۶۱ و ۶۲ ق.آ.د.م) و پس از کارشناسی، خواسته تا مبلغ واقعی افزایشپذیر است.
چند نکتهٔ کاربردی: در ملک مشاع، اجرتالمثل به نسبت سهم شما محاسبه میشود؛ اگر متصرف پیش از شما از غاصب دیگری تحویل گرفته، میتوانید منافع هر دوره را از غاصب همان دوره بخواهید (ماده ۳۲۰)؛ و هزینهٔ کارشناسی که میپردازید، در صورت پیروزی به عنوان خسارت دادرسی از خوانده قابل وصول است (مواد ۵۱۵ و ۵۱۹). دادگاهها اجرتالمثل را جدا از «خسارت» میشمارند، پس لازم نیست تقصیر یا ضرر اضافهای ثابت کنید — صرف تصرف کافی است.
مرجع صالح، بهای خواسته و هزینههای دادرسی
مرجع: خلع ید، قلع و قمع و اجرتالمثل هر سه راجع به مال غیرمنقول یا هممنشأ با آناند و در دادگاه محلی اقامه میشوند که ملک در حوزهٔ آن است، حتی اگر خوانده جای دیگری ساکن باشد (مواد ۱۲ و ۱۵ قانون آیین دادرسی مدنی). دادخواست در دفتر خدمات الکترونیک قضایی ثبت میشود و ابلاغها از طریق سامانهٔ ثنا میآید. کدام شعبه؟ از اجرای قانون شوراهای حل اختلاف ۱۴۰۲، شورا دیگر رأی نمیدهد و فقط برای صلح و سازش وارد میشود (مواد ۱۳ و ۱۴)؛ رسیدگی به دعاوی مالی تا نصاب مقرر با دادگاه صلح و بیش از آن با دادگاه عمومی حقوقی است (بند ۱ ماده ۱۲ همان قانون). پس بهای خواستهای که برای خلع ید مینویسید تعیین میکند پرونده به کدامیک برود؛ دفتر خدمات قضایی آن را به مرجع صالح ارجاع میدهد.
بهای خواسته و هزینهٔ دادرسی:
- خلع ید: دعوای مالی است. از نظر صلاحیت و تجدیدنظر، بهای خواسته همان است که در دادخواست مینویسید (ماده ۶۱)، اما از نظر هزینهٔ دادرسی باید بر اساس ارزش معاملاتی ملک در منطقه تقویم شود (بند ۱۲ ماده ۳ قانون وصول برخی از درآمدهای دولت). ارزش معاملاتی معمولاً بسیار کمتر از قیمت بازار است؛ تقویم درست، هزینهٔ شما را منصفانه نگه میدارد.
- اجرتالمثل: مالی و درصدی از مبلغ تقویمشده؛ چون مبلغ نهایی را کارشناس تعیین میکند، تقویم اولیه واقعبینانه نوشته میشود و مابهالتفاوت هزینه پس از کارشناسی پرداخت میشود.
- قلع و قمع بنا: در رویهٔ دادگاهها معمولاً غیرمالی شمرده میشود و هزینهٔ ثابت دعاوی غیرمالی را طبق تعرفهٔ سالانه دارد.
- هزینههای جانبی: دستمزد کارشناس رسمی، هزینهٔ تأمین دلیل در صورت انجام، و ابطال تمبر وکالتنامه اگر وکیل در دادرسی حاضر شود؛ همهٔ اینها در صورت پیروزی به عنوان خسارت دادرسی از محکومعلیه قابل مطالبه است (ماده ۵۱۹).
اگر توان پرداخت هزینهٔ دادرسی را ندارید، دادخواست اعسار از هزینهٔ دادرسی راه قانونی آن است. دستمزد تنظیم دادخواست جدا از این هزینههاست و خودِ وکیل آن را پیش از پرداخت اعلام میکند.
مدارکی که برای تنظیم دادخواست از شما میخواهیم
- کارت ملی خواهان و ثبتنام در سامانهٔ ثنا؛ در صورت وکالت، وکالتنامه.
- سند مالکیت رسمی ملک (تکبرگ یا دفترچهای) با پلاک ثبتی اصلی و فرعی؛ برای وراث، گواهی حصر وراثت و سند مورث؛ و در صورت امکان استعلام ثبتی تازه.
- دلیل تصرف خوانده و بنا: عکس و فیلم تاریخدار از ملک و مستحدثات، کروکی یا نقشهٔ هوایی، گزارش یا صورتجلسهٔ شهرداری و دهیاری، اسامی و نشانی دقیق شهود.
- تأمین دلیل (پیشنهادی): صورتبرداری کارشناس از وضع بنا و تصرف پیش از دادخواست، تا متصرف بعداً نتواند وضع موجود را انکار یا عوض کند (مواد ۱۴۹ تا ۱۵۵ ق.آ.د.م).
- مدارک تاریخ شروع تصرف یا پایان اذن: اظهارنامهای که با آن اذن را پس گرفته یا ملک را مطالبه کردهاید (ماده ۱۵۶)، نامهها و پیامها، تاریخ فوت مورث در املاک موروثی.
- مبنای برآورد اجرتالمثل: اجارهنامهٔ املاک مشابه در همان محل یا هر مدرکی از اجارهٔ متعارف، برای تقویم اولیه.
- در ملک مشاع: مدارک سهم شما و مشخصات سایر مالکان مشاعی.
- مشخصات و نشانی همهٔ متصرفان فعلی؛ اگر ملک دستبهدست شده، فهرست کسانی که در هر دوره متصرف بودهاند (مواد ۳۱۷ و ۳۲۰ قانون مدنی).
مراحل ثبت و رسیدگی به دادخواست خلع ید، قلع و قمع و اجرتالمثل
- ۱بررسی سند و انتخاب عنوان درستوکیل مطمئن میشود مالکیت رسمی به نام شماست و رابطه با متصرف قراردادی نیست؛ اگر سند عادی دارید، اول مسیر الزام به تنظیم سند یا اثبات مالکیت را میچیند و اگر متصرف مستأجر است، دعوای تخلیه را پیشنهاد میدهد.
- ۲مطالبهٔ رسمی با اظهارنامه (در صورت صلاحدید)برای متصرفی که با اذن وارد شده، اظهارنامه (ماده ۱۵۶ ق.آ.د.م) اذن را رسماً پس میگیرد و تاریخ شروع اجرتالمثل را مستند میکند؛ گاهی هم بدون دادگاه مشکل را حل میکند. الزامی نیست و وکیل بر اساس پرونده تصمیم میگیرد.
- ۳تنظیم دادخواست با سه خواستهٔ جدا«خلع ید از پلاک ثبتی …»، «قلع و قمع مستحدثات» و «اجرتالمثل ایام تصرف از تاریخ … لغایت اجرای حکم با جلب نظر کارشناس» به انضمام خسارات دادرسی؛ با شرح مالکیت، نحوه و تاریخ تصرف، و دلایل به ترتیب (ماده ۵۱ ق.آ.د.م).
- ۴ثبت در دفتر خدمات الکترونیک قضاییبا کارت ملی و مدارک به دفتر خدمات میروید؛ دادخواست ثبت و به دادگاه حقوقی محل وقوع ملک ارجاع میشود و ابلاغها از طریق ثنا میآید. نقص احتمالی با اخطار مدیر دفتر و مهلت دهروزه رفع میشود (ماده ۵۴).
- ۵جلسهٔ رسیدگیدادگاه مالکیت شما را با استعلام ثبتی احراز میکند و به دفاع خوانده (ادعای قولنامه، اذن، اجاره یا سبق تصرف) رسیدگی میکند؛ در صورت نیاز قرار معاینهٔ محل و تحقیق محلی صادر میشود.
- ۶کارشناسیکارشناس رسمی در محل حاضر میشود، مستحدثات را صورتبرداری و اجرتالمثل هر دورهٔ تصرف را برآورد میکند؛ نظر او ابلاغ میشود و طرفین یک هفته فرصت اعتراض دارند. در صورت اعتراض مؤثر، هیئت کارشناسی تعیین میشود.
- ۷صدور حکم و قطعیتبا احراز مالکیت و غصب، حکم به خلع ید، قلع و قمع بنا و پرداخت اجرتالمثل صادر میشود؛ حکم ظرف بیست روز از ابلاغ قابل تجدیدنظر است (ماده ۳۳۶) و رأی غیابی ظرف بیست روز از ابلاغ واقعی قابل واخواهی (ماده ۳۰۶). پس از قطعیت، اجراییه صادر میشود.
اجرای حکم: تحویل ملک، برچیدن بنا و وصول اجرتالمثل
اجرای این حکم سه شاخه دارد و دانستن آن از قبل، انتظار شما را واقعی میکند:
- خلع ید و تحویل ملک: دادورز اجرای احکام عین ملک را از متصرف میگیرد و به شما تحویل میدهد (ماده ۴۲ قانون اجرای احکام مدنی). اموال متصرف که در محل مانده صورتبرداری و حسب مورد به صندوق دادگستری یا امین سپرده میشود (ماده ۴۵). اگر شخص ثالثی در ملک باشد و مدعی حقی نباشد، اجرا ادامه مییابد؛ اگر ادعای حق کند، مهلت کوتاهی برای گرفتن قرار تأخیر از دادگاه دارد و در غیر این صورت عملیات ادامه پیدا میکند (ماده ۴۴).
- خلع ید مشاعی: حکم از تمام ملک اجرا میشود، اما تصرف شما در ملکِ خلعیدشده تابع مقررات املاک مشاعی است (ماده ۴۳)؛ یعنی برای بهرهبرداری اختصاصی به توافق شرکا یا تقسیم/افراز نیاز دارید. این نکته را از قبل بدانید تا نتیجهٔ اجرا غافلگیرتان نکند.
- قلع و قمع بنا: اگر محکومعلیه خودش برنچیند، عمل زیر نظر دادورز به وسیلهٔ دیگری انجام میشود و هزینهاش با نظر دادگاه و کارشناس از او وصول میگردد (ماده ۴۷). اگر در ملک زراعتی باشد که حکم تکلیفش را نگفته، ماده ۴۸ ترتیب برداشت محصول یا پرداخت بهای زراعت و گرفتن اجرتالمثل را مشخص کرده است.
- اجرتالمثل: محکومیت نقدی است و مثل هر طلب دیگری با معرفی و توقیف اموال یا حساب محکومعلیه وصول میشود؛ اگر مالی نداشته باشد، مقررات اعسار و تقسیط قانون نحوهٔ اجرای محکومیتهای مالی اعمال میشود.
هزینههای اجرا نیز در نهایت بر عهدهٔ محکومعلیه است و از او وصول میشود؛ آنچه شما در طول اجرا میپردازید، قابل استرداد از اوست.
دفاعهای رایج متصرف و پاسخ آنها در دادخواست
بیشتر پروندههای خلع ید در جلسهٔ اول با یکی از این دفاعها روبهرو میشوند؛ دادخواست خوب، پاسخ آنها را از قبل در شرح و دلایل کاشته است:
- «ملک را با قولنامه خریدهام»: سند عادی در برابر مالکیت رسمی شما، بهخودیخود مجوز تصرف نمیسازد؛ خریدار از غاصب هم ضامن است (ماده ۳۲۳ قانون مدنی). البته اگر خوانده دعوای اثبات وقوع بیع یا الزام به تنظیم سند علیه شما مطرح کند، رسیدگیها به هم گره میخورد — وکیل این سناریو را از قبل با شما مرور میکند.
- «با اجازهٔ خودت آمدم»: اذن قابل رجوع است؛ از تاریخ پسگرفتن اذن، ادامهٔ تصرف ید بدون مجوز و در حکم غصب است (ماده ۳۰۸) و اظهارنامه یا شهود، تاریخ آن را ثابت میکند. اذن قبلی فقط اجرتالمثل دورهٔ مأذون را (اگر مجانی بوده باشد) از بین میبرد (ماده ۳۳۷).
- «مستأجرم / قرارداد دارم»: اگر واقعاً رابطهٔ استیجاری ثابت شود، خلع ید رد میشود و مسیر درست تخلیه است؛ به همین دلیل وکیل پیش از طرح دعوا وجود هر قرارداد ادعایی را از شما میپرسد.
- «بنا را من ساختهام، پولش را بده»: غاصب بابت بنایی که بدون اذن ساخته حقی بر مالک ندارد؛ زیادتی که عین است متعلق به خود اوست و میتواند مصالحش را ببرد (ماده ۳۱۴)، اما نمیتواند قیمت بنا را از شما بخواهد یا شرط ماندن کند.
- ایراد به بهای خواسته یا نظر کارشناس: ایراد به تقویم باید تا جلسهٔ اول مطرح شود (بند ۴ ماده ۶۲ ق.آ.د.م) و اختلاف مؤثر با کارشناسی حل میشود (ماده ۶۳)؛ اعتراض به نظر کارشناس هم مهلت یکهفتهای دارد. لایحههای دفاعی طرفین در همین نقطهها نوشته میشود و وکیل شما را برای آن آماده میکند.
اشتباههای رایجی که وکیل جلوی آنها را میگیرد
- طرح خلع ید با سند عادی: رایجترین علت شکست این دعواست؛ مسیر درست، ابتدا الزام به تنظیم سند رسمی یا اثبات مالکیت و سپس (یا همزمان و بهدرستی) خلع ید است.
- خلع ید علیه مستأجر یا انتخاب عنوان اشتباه: برای رابطهٔ قراردادی باید تخلیه خواست و برای تصرفِ بدون اختلافِ مالکیت، تصرف عدوانی سریعتر است؛ عنوان غلط یعنی رد دعوا بعد از ماهها.
- فراموشکردن قلع و قمع یا اجرتالمثل: اگر قلع بنا را نخواهید، پس از خلع ید بنای غاصب روی ملک شما میماند و دعوای تازه میخواهد؛ اگر اجرتالمثل را نخواهید، منافع سالها تصرف (ماده ۳۲۰) بدون مطالبه میماند و مرور زمانِ عملیِ جمعآوری دلیل، کار را سختتر میکند.
- تاریخ شروع اجرتالمثل بدون دلیل: نوشتن «از ده سال پیش» بدون مدرک، در کارشناسی و رأی میشکند؛ تاریخ باید به ورود متصرف، فوت مورث یا پسگرفتن اذن گره بخورد (مواد ۳۰۸ و ۳۱۰ قانون مدنی).
- خواندهٔ ناقص: خواندهنکردن همهٔ متصرفان فعلی یا ورثهٔ متصرفِ فوتشده، حکم را غیرقابل اجرا میکند (مواد ۳۱۷ و ۳۲۳ قانون مدنی).
- تقویم نادرست خواسته: بیتوجهی به قاعدهٔ ارزش معاملاتی در خلع ید و تقویم هیجانی اجرتالمثل، یا هزینهٔ دادرسی را بیهوده بالا میبرد یا اخطار رفع نقص و ایراد خوانده میآورد (مواد ۶۱ تا ۶۳ ق.آ.د.م).
- غفلت از وضعیت مشاع: نگفتن سهم مشاعی در دادخواست و انتظار تصرف اختصاصی پس از اجرا، در حالی که ماده ۴۳ قانون اجرای احکام تصرف بعدی را تابع مقررات املاک مشاعی میکند.
- ازدستدادن دلیل وضع موجود: شروع دعوا بدون عکس تاریخدار یا تأمین دلیل، دست متصرف را برای تغییر وضع بنا و انکار باز میگذارد (مواد ۱۴۹ تا ۱۵۵ ق.آ.د.م).