آیا مایل هستید اعلانات مربوط به گفتگوهای آنلاین خود را روی دستگاه خود دریافت کنید؟
در پنجره باز شده روی دکمه Allow کلیک کنید...
لطفاً اتصال اینترنت خود را بررسی کنید.
کیفیت کلیه مشاورهها توسط بنیاد وکلا تضمین میشود
کشور کانادا به عنوان یکی از کشورهای پیشرفته در نظام قانون گذاری، دارای قوانین منسجمی است که با توجه به تقسیم بندی این کشور به ایالات متعدد، هر ایالت در زمینهی قانون گذاری، مستقل از بقیه ی ایالات، تصمیمگیری و عمل میکند.
در امور مربوط به خانواده، نظام قانون گذاری کانادا، اهمیت بسیار ویژه ای را قایل شده است و برای همین، هر ایالت قوانین مخصوص و مرتبط به خود را در زمینهی امور خانواده داراست.
یکی از بخشهای مهم موارد خانواده، طلاق زوجین از یکدیگر میباشد و هر یک از زوجین با توجه به اختیارات قانون گذاری، میتوانند تحت شرایط خاص، اقدام به طلاق نمایند و از یکدیگر جدا شوند.
در سالهای گذشته با توجه به افزایش درخواست مهاجرت، به جهت اخذ اقامت دائم کانادا، جمعیت کثیری از اشخاص در سرتاسر دنیا، مخصوصا اتباع ایرانی برای مهاجرت و اخذ اقامت دائم کانادا اقدام می نمایند.
با این وجود اتباع ایرانی که در کانادا ازدواج کرده اند و یا اینکه با همسر خود، در کانادا اقامت داشته اند، ممکن است که به دادگاه کانادا درخواست طلاق بدهند و به دادخواست آنها رسیدگی و بر اساس آن حکم مقتضی صادر نماید.
قوانین طلاق در کانادا، در مورد همه ی اشخاص متقاضی طلاق لازم الاجرا خواهد بود و برا اساس قوانین طلاق در کانادا، سایر حقوق مالی و غیر مالی زوجین مشخص میگردد.
کشور کانادا از جمله کشورهای پیشرفتهای میباشد که نظام حقوقیاش کامن لا بوده و همچون ایران و بسیاری از کشورها از قوانین سیویل لا پیروی نمیکند؛ اما بسیار از قوانین آن بصورت یکپارچه درآمده اند.
کشور کانادا همچون آمریکا دارای ایالتهای متفاوتی است و در واقع هر یک از ایالتها دارای قوانین متفاوتی است و به عبارت دیگر هر ایالتی جدای از ایالت دیگر تصمیم میگیرد و آن را اجرا مینماید.
بی شک حوزه خانواده در هر کشوری دارای اهمیت است و کشور کانادا کشوری است که بطور ویژه به این موضوع میپردازد.
در مباحث خانواده طلاق زوجین مبحثی است که بسیار مهم و حیاتی تلقی شده و دارای اهمیت بسیار قابل توجهی میباشد.
قوانین طلاق در کانادابا در نظر داشتن قوانین مهاجرتی کشور کانادا و همچنین با در نظر داشتن این نکته که کشور کانادا یکی از مهاجر پذیر ترین کشورهای دنیا محسوب میشود، باید بیان کرد که درخواستهای بسیار زیاد و متعددی جهت اخذ اقامت دائم در کانادا و یا پاسپورت این کشور صورت میگیرد و همچنین هموطنان بسیار زیادی نیز در پی این امر میباشند و جهت دریافت اقامت اقدام مینمایند.
ممکن است که بسیاری از افراد در کشور کانادا ازدواج نمایند و یا همسرشان در کانادا اقامت داشته باشد به دادگاه کانادا درخواست طلاق دهند و دادگاه به دادخواست ایشان رسیدگی نماید و نهایتا حکم نهایی را صادر نماید.
کانادا بر اساس قوانینی که دارد موظف است که در جمیع حالات پروندهها را بررسی نماید و رای را صادر نماید و این رای که حقوق مالی و غیر مالی را در نظر دارد برای تمامی افراد متقاضی لازم الاتباع خواهد بود.
حال اگر شهروندی دو تابعیتی (ایرانی-کانادایی) باشد، و در ایران عقد نکاح آنها منعقد گشته باشد و در کانادا تصمیم بر طلاق بگیرند راه سختی را در پیش خواهند داشت.
اما بطور کلی تا زمانی که افراد اعم از زن و یا شوهر حداقل یک سال در کشور کانادا زندگی کرده باشند، بر اساس وضعیت فعلی ایشان کانادا شرایطشان را در نظر میگیرد و افراد را به عنوان ساکن کانادا میشناسد و محل وقوع عقد نکاح را در نظر نمیگیرد.
البته باید توجه داشت که حتی افرادی که تابعیت کانادایی ندارند نیز امکان این برایشان فراهم است که در کشور کانادا طلاق بگیرند؛ زیرا محل ازدواج و محل انعقاد عقد نکاح اهمیتی ندارد مشروط به اینکه افراد حداقل یک سال در کانادا اقامت داشته باشند.
باید توجه داشت که قوانین کانادا بر اساس مصوبه و قوانین فدرال کانادا در حوزه طلاق به تصویب رسیده است و به لحاظ رسیدگی، تشریفات اداری و یا دادرسی با سایر ایالات تفاوتهای بسیاری دارد.
بر اساس قوانین موضوعه کانادا، بر خلاف قوانینی که در ایران حاکم میباشد، دادگاههای کانادا و به عبارت بهتر، قضات کانادایی وظیفهای دال بر رسیدگی بر اساس قوانین ایران ندارند و بر اساس قوانین کشور کانادا رسیدگی مینمایند و طبق قانون مدنی، احوال شخصیه افراد (مانند نکاح، طلاق و غیره) تابع قوانین متبوعشان میباشد و از این رو قانون ایران و کانادا بسیار با یکدیگر متفاوت میباشد.
همچنین باید توجه داشت که شرایطی جهت رسیدگی به دادخواست طلاق، ضروری می باشد که عبارتند از:
در کانادا با در نظر گرفتن قوانین، ۲ نوع طلاق وجود دارد که در صورت اثبات هریک، طلاق صادر میگردند و رابطه افراد خاتمه مییابد:
طلاق بر مبنای عدم تقصیر:
طلاق بر مبنای عدم تقصیر عبارت است از اینکه هیچ یک از طرفین در وظایف زناشویی خود تقصیری را مرتکب نشده باشند.
در اصل شرط لازم جهت تحقق این گونه طلاق جدایی کامل به مدت یک سال زوجین از یکدیگر میباشد.
طلاق بر مبنای وجود تقصیر:
طلاق بر مبنای وجود تقصیر عبارت است از اینکه زوج و یا زوجه موجب تقصیری شده باشد و طرف او آن امر را در دادگاه به اثبات برساند؛ به عبارت دیگر یکی از زمینههای لازم میبایست که وجود داشته باشد تا بدان ترتیب اثر داده شود.
وفق قوانین کانادا، زمانی که طلاق بر مبنای عدم وجود تقصیر باشد، یکی از طرفین باید اثبات نماید که زوجین دارای روابط سردی میباشند.
برای این امر لازم است که یکی از زمینههای ذیل را اثبات نماید:
باید توجه داشت که همزمان با صادر گردیدن حکم طلاق در دادگاه کشور کانادا، مطابق قوانین، بحث تقسیم اموال زوجین و همچنین آثار مالی آن به میان می آید که بسیار حائز اهمیت میباشد.
بر اساس قوانین کشور کانادا، تمامی اموالی که زوج و زوجه در طی زندگی مشترکشان کسب نمودهاند و در ملکیت آن ها قرار دارد باید که میانشان مساوی تقسیم گردد لکن اموالی را که هر یک بطور مستقل و مجزا وارد زندگی خویش نموده است قابلیت تقسیم را ندارد و صرفا ملاک تقسیم، افزایش اموال در زمان ازدواج میباشد.
البته باید به این نکته توجه نمود که در کانادا در این خصوص یک استثنایی وجود دارد و آن عبارت است از اینکه در تقسیم اموال، خانهای که مربوط است به مراسم ازدواج عروسی و جهت شروع زندگی زوجین، بطور مشترک تهیه میشود و اگر یکی از زوجین در زمان ازدواج به خانه دیگری برود و در آن سکونت داشته باشند، دیگر در زمان طلاق هیچ حقی نسبت به آن خانه نخواهد داشت و در حقیقت هیچ بخشی از آن خانه به طرف نخواهد رسید.
این استثنا مشمول کسی که سند خانه به نامش نمیشود نیز نخواهد شد و از این رو هر دوی آن ها حق دارند که در آن خانه بمانند و به سکونت خود ادامه دهند.
اگر طرفین مطابق قوانین ایران با یکدیگر ازدواج کرده باشند و در ایران در دفاتر رسمی ازدواجشان به ثبت رسیده باشد، در صورتی که تصمیم بر متارکه بگیرند باید مواردی را در نظر بگیرند.
این موارد که باید برای متارکه به آنها توجه کرد عبارتند از:
باید توجه داشت که در صورتی که زوجین حل و فصلهای خود را از طریق قانون انجام ندهند، ممکن است که ممنوع الخروج شوند و یا ضبط شدن اموالشان شود.
اصولا جهت هماهنگی درباره مسائل مالی و همچنین حضانت فرزندان مشترک در ایران و کانادا، زوجین نزد وکیل میروند تا از مشکلات آتی جلوگیری نمایند.
نرخ طلاق در کانادا بالاست (حدودا نصف نرخ ازدواج) و سالانه حدود ۷۰,۰۰۰ زوج در این کشور از یکدیگر جدا میشوند.
متاسفانه این مشکل در میان خانوادههای ایرانی مهاجر نیز وجود دارد و شخصا، به واسطه ارتباطی که بنا بر مقتضیات شغلی با ایرانیان مهاجر داشته و دارم، بروز این مشکل در برخی خانوادههای ایرانی را شاهد بوده و ریشه اصلی مشکلات بزرگتری که متعاقبا زن یا مرد جدا شده با آن دست به گریبان میشود را عدم آشنایی با قوانین و شرایط طلاق، که با مقررات و قوانین طلاق ایران کلا متفاوت است، میدانم.
تجزیه و تحلیل دلایل و ریشههای اجتماعی، فرهنگی، اقتصادی، و یا حتی روانی بروز طلاق در خانوادههای مهاجر نیاز به بحثهای کارشناسی مفصلی دارد که در تخصص من نیست و قصد ورود به آن را ندارم.
تنها هدف سلسله مطالبی که با عنوان "طلاق در کانادا" در این وبلاگ مشاهده خواهید کرد مرور کلی قوانین طلاق کانادا جهت آشنایی افرادی که قصد دارند به این کشور مهاجرت کنند و یا هموطنان عزیزی که در این کشور زندگی میکنند، میباشد.
به نظر من طرح این نوع مطالب در این وبلاگ و وبلاگهایی با موضوع مشابه ضروری است؛ زیرا معتقدم کسی که قصد دارد به کشوری جدید مهاجرت کند باید حتی الامکان با شرایط و شیوه کار و زندگی، فرهنگ و آداب و رسوم اجتماعی، و از همه مهمتر قوانین حاکم در کشور جدید (حتی مورد ناخوشایندی مانند طلاق) آشنا شود و با آشنایی و آمادگی کامل مهاجرت کند و در نتیجه با مشکلات کمتری روبرو شده و گامهای مستحکمتر و موفقتری را در مسیر زندگی تازه خود بردارد.
عبارت "همسر" در مطالب پیش رو به زن و یا شوهر میتواند اطلاق شود و قوانین مورد اشاره برای هر دو طرف به شکل مساوی قابل اجراست.
در صورتی میتوانید برای جدایی رسمی از همسر خود اقدام کنید که:
برای گرفتن طلاق باید نشان دهید که ازدواجتان با شکست مواجه شده یا اصطلاحا break down شده است. از نظر قانون، "شکست ازدواج" یا به عبارتی به بن بست رسیدن ازدواج در صورتی محرز است که یکی از موارد زیر اتفاق بیافتد:
بیش از ۸۰ درصد طلاقهایی که در کانادا به وقوع میپیوندد از نوع اول بوده و "شکست ازدواج" پس از آنکه زوجین یک سال جدا از هم زندگی کردند محرز میگردد.
بر اساس قانون برای این نوع طلاق هیچ یک از طرفین نیازی ندارند که عدم امکان سازش را به اثبات برسانند یا ثابت کنند که طرف مقابل مقصر و باعث به بن بست رسیدن و شکست ازدواج بوده است؛ تنها یک سال زندگی جدا از هم "شکست ازدواج" را به اثبات میرساند.
اما برای مورد دوم (خیانت همسر) و مورد سوم (بدرفتاریهای فیزیکی و روانی) متقاضی طلاق باید بتواند ادعای خود را با ارائه مدارک و شواهد در دادگاه به اثبات برساند.
در پست بعدی مراحل ارائه دادخواست طلاق و مسائل مربوط به حضانت فرزندان و خرجی همسر را مورد بحث قرار می دهم.
همیشه توصیه میشود قبل از تکمیل فرمهای طلاق با وکیلی که متخصص قانون خانواده است مشورت کنید.
وکیل مورد نظر میتواند وضعیت شما را بررسی کرده و نحوه برخورد قانون با آن را مشخص و نیز نحوه حفاظت از حقوق قانونیاتان را بازگو کند.
اولین گام برای گرفتن طلاق تکمیل فرمهای دادخواست طلاق است که با توجه به ایالت یا ناحیهای که متقاضی طلاق در آن زندگی میکند، تفاوت دارند.
اگر از خدمات یک وکیل استفاده میکنید، وی فرمهای مورد نظر را از جانب شما تکمیل و مسئولیت فرایند طلاق را بر عهده میگیرد.
موارد خاصی وجود دارند که باید در فرمهای تکمیل شده مورد اشاره قرار گیرند. برای مثال اگر فرزندی حاصل ازدواج باشد، متقاضی طلاق باید توافقات انجام گرفته در مورد فرزند مذکور (از جمله حق حضانت و میزان و نحوه حمایت مالی از کودک) را در فرم تقاضای طلاق قید کند و یا اگر در این مورد به توافقی با همسر خود نرسیدهاست، نحوه حضانت و حمایت مالی مد نظر و مورد رضایت خود را شرح دهد.
فرمهای تکمیل شده را باید به همراه هزینه بررسی پرونده به دادگاه تحویل و مراحل و دستورالعملهایی که بازهم در ایالتها و نواحی مختلف کانادا متفاوت است را دنبال نمود.
قبل و یا بعد از اقدام به طلاق (طلاقهایی که پس از یک سال زندگی جدا از هم زوجین صورت میپذیرد) این امکان برای طرفین وجود دارد که به مدت حداکثر ۹۰ روز و با هدف مصالحه و آشتی بایکدیگر زندگی کنند.
اگر در این مدت آشتی و توافقی صورت نگرفت و متقاضی طلاق همچنان بر خواسته خود پافشاری کرد درخواست طلاق مراحل خود را طی و نهایتا توسط قاضی دادگاه بررسی میگردد.
طلاقی که زوجین در تمام موارد آن از جمله حضانت فرزندان و نحوه حمایت مالی از آنها با یکدیگر توافق دارند را اصطلاحا طلاق توافقی یا uncontested divorce مینامند.
در اکثر ایالتها و نواحی کانادا طلاق توافقی به صورت غیابی و بدون نیاز به حضور زوجین در دادگاه صورت میپذیرد.
اگر شما و همسرتان نتوانید در موردی از شرایط طلاق، مواردی مانند سرپرستی کودک (کودکان) یا میزان و نحوه حمایتهای مالی از کودک (کودکان) و خرجی یا نفقه همسر، به توافق برسید طلاق را غیر توافقی یا اصطلاحا contested مینامند.
شما و همسرتان باید مواردی را که نتوانستهاید در موردشان توافق کنید را کتبا و قبل از جلسه دادگاه به اطلاع مقامات قضایی ذیربط برسانید و مراحلی را که باید بر اساس قوانین دادگاههای ایالتی یا ناحیهای پیش از برگزاری جلسه دادگاه و جهت تشریح و توضیح موارد مختلف انجام شود را طی کنید.
پس از طی تمام مراحل مذکور که معمولا کاری وقت گیر و زمان بر است درخواست طلاق در دادگاه مطرح شده و شما یا وکیلتان این فرصت را دارید که وضعیت و شرایط پرونده را برای قاضی توضیح دهید و برای اثبات ادعاهای خود شواهد و مدارک خود را ارائه کنید.
تصمیمگیری نهایی در مورد مسائلی که مورد توافق شما و همسرتان نیست را قاضی دادگاه بر عهده دارد. هر زمان در طی مراحل آماده سازی و بررسی پرونده میتوانید با همسر خود در زمینه موارد مورد اختلاف مذاکره کنید و قبل از برگزاری دادگاه با وی به توافق برسید.
در مرحله نهایی فرایند طلاق غیر توافقی تمام اطلاعات عرضه شده، چه اطلاعات ارئه شده در فرمهای دادخواست طلاق و چه اطلاعاتی که در جلسه دادگاه ارائه شده است، را قاضی پرونده مرور میکند تا مطمئن شود که شرایط لازم برای صدور حکم طلاق وجود دارد و نهایتا رای و نظر خود را در مورد صدور حکم طلاق و نیز مسائل مورد اختلاف زوجین اعلام میکند.
معمولا حکم طلاق ۹۰ روز پس از امضای قاضی نهایی شده و میتوانید برای دریافت سند یا گواهی طلاق ((Certificate of Divorce اقدام کنید.
گاهی اوقات هر دو طرف (زن و شوهر) خواستار حق حضانت کودک (کودکان) هستند ودر این موارد معمولا تصمیم گیری در مورد کسی که حق دارد حضانت یا تربیت و نگهداری کودک را پس از طلاق به عهده داشته باشد آسان نیست.
اگر والدین در مورد سرپرستی و حضانت کودک به توافق نرسند قاضی دادگاه بر پایه اصول زیر در این مورد تصمیمگیری میکند:
قاضی برای تشخیص بیشترین مصالح و علائق کودک برخی از عوامل از جمله موارد زیر را مد نظر قرار میدهد:
متناسب با سن کودک دادگاه وزن بیشتری را به آرزو و خواسته کودک اختصاص میدهد؛ معمولا خواسته و نظر فرزندان نوجوان مورد پذیرش دادگاه نیز قرار میگیرد).
چهار نوع حضانت در قوانین کانادا پیش بینی شده است.
نوع اول sole custody نامیده میشود که به موجب آن یکی از والدین، پدر یا مادر، حق حضانت کودک را داراست.
نوع دیگر joint custody یا حضانت مشترک است که در این نوع مادر و پدر مشترکا حق حضانت فرزند را دارند.
در نوع سوم که shared custody نامیده میشود پدر و مادر به طور مشترک حق حضانت کودک را دارا بوده و هریک میتوانند حداقل ۴۰ درصد از زمان را با کودک خود بگذرانند.
نوع چهارم حضانت split custody یا حضانت دوبخشی است که به موجب آن مادر حضانت تعدادی از کودکان و پدر حق حضانت تعداد دیگر را داراست.
همانگونه که قبلا اشاره شد دادگاه حتی الامکان این نوع حضانت را حکم نمیکند و سعی مینماید خواهران و برادران را از یکدیگر جدا نکند.
پدر و مادر حتی پس از طلاق نیز وظیفه تامین مالی فرزندان را بر عهده دارند. معمولا مسئولیت حمایت مالی و پرداخت خرجی کودک بر عهده کسی است که حضانت و سرپرستی کودک را بر عهده ندارد و کودک نزد او زندگی نمیکند.
میزان خرجی کودک بر اساس جدولی به نام Child Support Guideline تعیین میشود. عوامل اصلی تعیین کننده میزان خرجی عبارتند از میزان درآمد کسی (پدر یا مادر) که مسئولیت پرداخت خرجی را بر عهده دارد، تعداد کودکانی که پس از طلاق به جا ماندهاند و باید به آنها خرجی پرداخت شود، و قوانین ایالتی که پرداخت کننده خرجی در آنجا سکونت دارد.
میزان خرجی ممکن است پس از مدتی افزایش یا کاهش یابد؛ برای مثال، اگر کودک نیازهای خاصی داشته باشد، مثلا نیاز به نگهداری در مهدکودک یا اگر پرداخت کننده خرجی خانواده جدیدی تشکیل دهد و مسئولیت حمایت مالی از آنها را بر عهده بگیرد یا چنانچه پرداخت کننده خرجی از وضعیت مالی پایینتری نسبت به دریافت کننده خرجی داشته باشد، ممکن است میزان خرجی افزایش یا کاهش یابد. برخلاف آنچه که همگان تصور میکنند، پرداخت خرجی کودک هنگامی که وی به سن ۱۸ سالگی میرسد پایان نمییابد و تا زمانی که فرزند به مدرسه میرود و از نظر مالی مستقل نشده است ادامه خواهد یافت.
اگر حکم پرداخت خرجی پس از اول ماه می سال ۱۹۹۷ صادر شده باشد نمیتوان خرجی پرداخت شده را در اظهارنامه مالیاتی به عنوان کسورات مالیاتی قید کرد و دریافت کننده خرجی نیز مالیاتی بابت پول دریافتی نمیپردازد.
شما به عنوان پرداخت کننده خرجی کنترلی بر نحوه خرج کردن پول پرداختی ندارید؛ زیرا پیش فرض دادگاه این است که همسر سابق شما توانایی مراقبت از کودک را دارد و تمام پولی که ماهانه میپردازید خرج کودک میشود.
نکته مهم دیگری که در اینجا باید متذکر شوم این است که قانونا پرداخت یا عدم پرداخت خرجی کودک به اینکه ازدواج رسمی بین والدین صورت گرفته است ارتباطی ندارد و والدین حتی اگر تنها یک شب را با هم گذرانده و بچهدار شده باشند بازهم ملزم به حمایت مالی از کودک خود هستند.
معمولا اگر یکی از والدین (پدر یا مادر) درآمد بیشتری نسبت به دیگری داشته باشد باید به طرف مقابل خرجی بدهد. فرمولی برای محاسبه خرجی همسر وجود ندارد و میزان این خرجی برای هر پرونده متفاوت بوده و توسط دادگاه تعیین میشود.
دریافت کننده نفقه باید تمام تلاش خود را برای بالا بردن درآمد خود انجام دهد تا از نظر مالی مستقل شده و نیازی به دریافت خرجی نداشته باشد.
هرچند معمولا مردان به زنان خرجی میدهند ولی اینکه چه کسی باید به دیگری خرجی بپردازد تحت تاثیر جنسیت افراد نیست.
قاضی برای محاسبه میزان خرجی همسر و اینکه چه کسی باید به دیگری این خرجی را بپردازد عواملی از قبیل داراییها، درآمد، سن، وضعیت سلامت، و استاندارد زندگی دوطرف و این که کدام یک مسئولیت سرپرستی و حضانت کودک را بر عهده دارد، مدت زمانی که زن و شوهر با یکدیگر زندگی کردهاند و سهم و نقشی که هریک به لحاظ اقتصادی در توسعه و پیشرفت شغلی دیگری داشته است و نیز سهمی که هریک در توسعه اقتصاد خانواده داشتهاند، و تاثیری که ازدواج یا طلاق بر وضعیت شغلی و مالی دوطرف داشته و خواهد داشت را مد نظر قرار میدهد.
قاضی میتواند پرداخت خرجی همسر را به مدت زمان مشخصی محدود کند یا آن برای آن محدودیت زمانی خاصی قائل نشود.
معمولا مدت زمانی که دو طرف با یکدیگر زندگی کردهاند و داشتن یا نداشتن فرزند عواملی هستند که در تعیین محدوده زمانی موثرند.
به طور معمول اگر رابطه کوتاه بوده و دو طرف جوان و بدون فرزند باشند خرجی همسر باید در مدت زمان محدودی پرداخت شود ولی اگر رابطه ازدواج طولانی مدت بوده و فرزند یا فرزندانی از این رابطه به وجود آمده باشند معمولا قاضی پرداخت خرجی همسر را محدود به زمان معینی نمیکند ولی این امکان را به پرداخت کننده خرجی میدهد که هرزمان تغییر عمدهای در وضعیت مالی پرداخت کننده یا دریافت کننده صورت گرفت، به دادگاه مراجعه کرده و تقاضای خاتمه پرداخت خرجی را بدهد.
در هنگام طلاق، ارزشی که در مدت ازدواج به دارایی خانواده افزوده شده است باید به صورت مساوی بین دوطرف تقسیم شود.
در اولین گام در تقسیم داراییها دارایی خالص هر طرف (زن و شوهر) به طور جداگانه محاسبه میشود.
بدین منظور مجموع تمام داراییهای شوهر در هنگام طلاق که میتواند به صورت ملک یا املاک، وجه نقد در حسابهای جاری یا پسانداز، سهام بورس، و غیره باشد را محاسبه و سپس از آن بدهیهای فعلی وی و نیز داراییهایی که در هنگام ازدواج داشته است را کم میکنند تا دارایی خالص شوهر محاسبه گردد. دارایی خالص زن نیز به همین ترتیب محاسبه میشود و مابهالتفاوت دارایی خالص دو طرف مشخص میگردد.
نیمی از مابهالتفاوت دارایی باید به کسی که دارایی کمتری دارد پرداخت شود تا هر دو طرف در هنگام طلاق دارایی خالص یکسانی داشته باشند. البته توجه داشته باشید که ممکن است تفاوتهایی در قوانینی که در این زمینه اعمال میشود، با توجه به ایالتی که زوجین در آن زندگی میکنند وجود داشته باشد.
اگر زن و شوهر با قوانین ایران با هم ازدواج کرده باشند و در دفاتر اسناد رسمی ازدواجشان ثبت شده باشد، اگر بخواهند از یکدیگر جدا شوند کار های زیر را باید انجام دهند:
در گام نخست: باید طلاق کانادایی آنها گرفته شود و جدای از اینکه توافقی یا غیر توافقی باشد، باید تکلیف اموال و نفقه و … مشخص شود.
پس از اینکه طلاق کانادایی صادر شد، توسط یکی از اجرا کننده های رسمی، صیغه طلاق شرعی در انتاریو خوانده شده و گواهی طلاق شرعی صادر شود.
در گام دوم: در این مرحله طرفین باید در خصوص نفقه و جهیزیه و … با هم به نتیجه برسند و سپس فرم های مربوط به ثبت طلاق در دفتر حفاظت منافع ایران در واشنگتن را پر کرده و همراه مدارک اصلی خود به دفتر حفاظت منافع ایران بفرستند تا طلاق در شناسنامه زن و شوهر درج شود.
در گام آخر: آنگاه طلاق آنها رسمی میباشد ولی سند جداگانه ای صادر نمیشود.بنابراین برای جلوگیری از مشکلات هزینه ای و زمانی باید همزمان با طلاق کانادایی،طلاق ایرانی هم پیگیری کنند.
در صورتی که هر دو طرف نسبت به حل و فصل کردن مشکلات قانونی اقدام نکنند ممکن است به ممنوع الخروج شدن هر دو طرف و ضبط اموال زن یا شوهر به دلیل مطالباتی که از یکدیگر دارند بشود و دچار مسائل و گرفتاری های دیگر بشوند.
معمولا برای هماهنگ کردن توافق در خصوص مسائل مالی و حضانت فرزندان مشترک در ایران و کانادا به کمک وکیل اقدام به تهیه قرارداد جدایی (Seperation Agreement) کرده و سعی کنید تمام اتفاقات و موراد مربوط به طلاق را پیش بینی کنید و حل شود تا در آینده برای طرفین گرفتاری هایی ایجاد نکند.
اگر پس از صادر شدن حکم طلاق توسط دادگاههای کانادا و انجام شدن طلاق شرعی،دو طرف برای انجام طلاق ایرانی توافق نداشته باشند،و همین طور این مسائل را در قرارداد جدایی کانادایی حل نکرده باشند، آنگاه دیگر از راه فرستادن مدرک به دفتر حافظ منافع ایران نمیشود اقدام به طلاق کنند.
بهترین گزینه برای اینکه زن و شوهر به مشکل نخورند این است که با وکالت به یک وکیل پایه یک دادگستری در ایران از طریق دادگاه های خانواده در ایران تقاضای طلاق خود را مطرح و با ارایه حکم طلاق صادر شده از دادگاه های کانادا نسبت به طلاق خود در ایران اقدام کنند.
نکته مهم: چنانچه در مورد طلاق ایرانی اگر هم زمان با طلاق کانادایی تکلیفش رو روشن نکنند این پروسه بسیار زمانبر و هزینه های بسیاری را برای دو طرف دربر خواهد داشت.
دادگاه های ایران بر مبنای توافقاتی که در قرار داد جدایی در مورد مهریه و فرزندان شده است نسبت به صادر شدن حکم طلاق و ثبت آن در دفاتر طلاق ایران اقدام می نمایند و در صورتی که در کانادا هر دو طرف توافقنامه ای در این خصوص نداشته باشند، آنگاه قاضی دادگاه در ایران در مورد موضوع شکایت تصمیم گرفته و رای خود را صادر میکند.
باید این موضوع را در نظر داشته باشید که پروسه طلاق در آخرین راه حل قرار میگیرد.ولی به هر دلیلی اگر شرایط اقتضا میکند که دست به چنین کاری بزنید حتما از وکیل پایه یک دادگستری متخصص خانواده کمک بگیرید.
در فرایند طلاق بین زن و شوهر بی اعتمادی زیادی به وجود آمده است و ممکن است اگر در این زمینه با وکیل پایه دادگستری متخصص مشورت نکنید دچار زیان ها و خسارت هایی غیر قابل جبران شوید.
کیفیت کلیه مشاورهها توسط بنیاد وکلا تضمین میشود
با تشکر از مشارکت شما در بهبود محتوا سایت، بازخورد شما با موفقیت ثبت شد.
دیدگاهها
هنوز دیدگاهی ثبت نشده است.