لطفاً اتصال اینترنت خود را بررسی کنید.

وبلاگ بنیاد وکلا
۲۹۶ بازدید ۰ دیدگاه

آشنایی با مفاهیم و نحوه طرح دعاوی کیفری

آشنایی با مفاهیم و نحوه طرح دعاوی کیفری

آشنایی با برخی مفاهیم

شاکی: واژه‌ای است که در پرونده ‌های کیفری بکار برده می شود و خواهان به دعاوی و پرونده های حقوقی مربوط می‌شود؛ بنابراین هر جا پای جرم و مجازات در میان باشد با شاکی و در سایر موارد با خواهان سر و کار داریم.

با این توصیف به فردی که به اتهام ضرب و جرح علیه کسی شکایت می کند شاکی، و شخصی که دادخواست خلع ید علیه فرد دیگری می دهد، خواهان گویند.

مشتکی‌عنه

این عنوان به کسی اطلاق می شود که از او شکایت شده است.

در قانون آیین دادرسی کیفری تنها یک مورد از مشتکی‌عنه سخن گفته شده و آن هم در شرایط تنظیم شکواییه است.

بر اساس ماده ۶۹ آن مشخصات و نشانی مشتکی‌عنه یا مظنون در صورت امکان باید در شکواییه نوشته شود؛ در ضمن مشتکی‌عنه می‌تواند در کل بازجویی سکوت کند.

حق داشتن وکیل حق دیگری است که وی از آن برخوردار است.

اخذ آخرین دفاع نیز حقی است که متهم یا مشتکی‌عنه که در رسیدگی‌های کیفری به وی اختصاص دارد و در مرحله تحقیقات مقدماتی گرفته می‌شود.

متهم

مرحله ای بعد از مشتکی‌عنه است.

در صورتی که پرونده بعد از شکایت به جریان بیفتد کسی که از او شکایت شده یعنی مشتکی‌عنه، مورد تعقیب و تحقیق راجع به اتهام انتسابی قرار گیرد، متهم نام خواهد گرفت.

این شخص تا صدور حکم قطعی از سوی دادگاه عنوان متهم را خواهد داشت و تا این لحظه هیچ کس حق ندارد او را مجرم بداند و مثل مجرم با او رفتار کند.

مجرم

این عنوان در خصوص فردی است که که مرتکب جرم می شود و جرم به عملی گویند که وجدان جمعی را جریحه دار کند به بیان دیگر هر فعل یا ترک فعلی که نظم، صلح و آرامش اجتماعی را مختل سازد و قانون برای آن مجازاتی تعیین کرده باشد جرم محسوب می شود.

بنابراین، تا زمانی که حکم قطعی از دادگاه کیفری مبنی بر مجرمیت صادر نشده است نمی‌توانیم کسی را مجرم بدانیم و آنچه به وی مصداق دارد، همان متهم است.

عناصر تشکیل دهنده جرم

عناصر تشکیل دهنده جرم به شرح ذیل است:

عنصر قانونی جرم:

منظور از عنصر قانونی، این است که برای تشخیص این که آیا عملی یا ترک عملی جرم است یا خیر؟ باید بلافاصله به مرجع تشخیص جرائم یعنی قانونگذار مراجعه کرد.

پس عنصر قانونی حکایت دارد از اینکه هیچ عملی را هر چند زشت و ناپسند و مذموم باشد، نمی توان جرم دانست، مگر آنکه قانونگذار آن را جرم شناخته باشد.

مثلا دروغگویی گرچه گناه تلقی می شود جرم نیست، لیکن شهادت دروغ نزد مقامات رسمی و یا نشر اکاذیب از نظر قانونی دارای وصف جزایی و جرم است.

عنصر مادی جرم:

برای اینکه جرمی وجود خارجی پیدا کند پیدایش یک عنصر مادی ضرورت دارد و شرط تحقق جرم آن است که قصد سوء ارتکاب عمل خاصی دست کم به مرحله فعلیت برسد؛ یعنی جرم قتل زمانی فعلیت می یابد که منجر به سلب حیات مقتول شود و یا سرقت زمانی وجود خارجی پیدا کند که عمل ربایش صورت پذیرد و بنابراین صرف تصور و اراده‌ای که فعلیت نیافته، جرم محسوب نمی‌شود.

عنصر روانی جرم:

برای تحقق جرم نقض اوامر و نواهی قانونگذار به تنهایی کافی نیست.

فعل مجرمانه باید نتیجه خواست و اراده فاعل باشد.

به سخن دیگر، میان فعل مادی و حالات روانی فاعل باید نسبتی موجود باشد تا بتوان مرتکب را مقصر شناخت ارتکاب جرم یا تظاهر نیت سوء است یا خطای مجرم، مشروط بر اینکه فاعل چنین فعلی را بخواهد یا دست کم وقوع آن را احتمال دهد و به نقض اوامر و نواهی قانونگذار آگاه باشد.

مدعی خصوصی:

به شاکی گاهی مدعی خصوصی نیز می‌گویند و کسی است که از ارتکاب جرمی زیانی به وی رسیده است.

البته بجز موارد سرقت و کلاهبرداری، جبران این زیان ها نیازمند دادخواست است و تا زمانی که این دادخواست ارائه نشده، نام وی شاکی و بعد از تقدیم دادخواست، نام او علاوه بر شاکی، مدعی خصوصی خواهد بود.

به طور مثال چنانچه به دنبال صدور کیفرخواست علیه صادر کننده چک بلامحل، دادخواست محکومیت به پرداخت وجه چک بعلاوه خسارات حاصله مطرح شود.

دعوای خصوصی:

این دعوی به این دلیل شروع می‌شود که ارتکاب جرم، علاوه بر اینکه موجب اخلال در نظم و امنیت عمومی می‌شود ممکن است موجب شود که حق شخص یا اشخاص معینی نیز تضییع یا انکار شود، در این صورت چون این حق، حقی خصوصی است، دعوای ایجاد شده نیز دعوای خصوصی شمرده می‌شود.

به‌طور مثال‌، ورقه‌ سفید امضا برای‌ تنظیم‌ متن‌ وکالتنامه‌، امضا شده‌ باشد ولی‌ در بالای‌ امضا، اقرار به‌ دین‌صاحب‌ امضا نوشته‌ شود، که در اینصورت خیانت در امانت تلقی و جرم به حساب می آید.

همچنین اگرفرد به تغییر مبلغ‌ مورد توافق‌ در سفید امضا مبادرت کند نیز مجرم است؛ مانند اینکه خریداری‌ که‌ فاکتور کالا یا قولنامه‌یی را قبل‌ از تکمیل‌ متن‌ امضا و تحویل‌ داده‌، ولی‌ فروشنده‌ مبلغ‌ را مغایر با آنچه‌ قبلا توافق‌ شده‌ بنویسد؛ به اتهام خیانت در امانت قابل تعقیب است.

نحوه طرح شکایت

برای طرح شکایت باید ابتدا به دادسرا و در صورت تعطیلی در مواردی که فوریت دارد یا جرم مشهود است، به نیروی انتظامی مراجعه کرد.

البته باید به کلانتری یا دادسرایی مراجعه شود که جرم در حوزه آن واقع شده باشد.

بر خلاف دعوای حقوقی که خواهان باید دادخواست با تمام تشریفات و شرایط آن تکمیل کند برای طرح دعوای کیفری شاکی لازم نیست حتما برگه مخصوصی با تشریفات خاص تهیه کند، لیکن در شکواییه باید حداقل‌هایی به شرح زیر رعایت شود:

  • الف – نام، نام خانوادگی، نام پدر و نشانی دقیق شاکی.
  • ب – موضوع شکایت و ذکر تاریخ و محل وقوع جرم.
  • ج – ضرر و زیان مالی که به مدعی وارد شده و مورد مطالبه است.
  • د – مشخصات و نشانی مشتکی عنه یا مظنون در صورت امکان.
  • ه- ادله و اسامی و مشخصات و نشانی شهود و مطلعین در صورت امکان.

نکته‌ای که باید توجه داشت اینکه، مطابق ماده ۷۱ قانون آیین دادرسی کیفری، قضات و ضابطان دادگستری موظفند شکایت کتبی یا شفاهی را همه وقت قبول کنند.

شکایت شفاهی در صورت مجلس قید می‌شود و به امضای شاکی می‌رسد، اگر شاکی نتواند امضا کند یا سواد نداشته باشد، مراتب در صورت مجلس قید و انطباق شکایت شفاهی با مندرجات صورت‌جلسه تصدیق می‌شود.

تفاوت شکایت کیفری با دادخواهی حقوقی

یکی از مسائلی که باید مراجعین به دادگستری به آن توجه کنند، تفکیک این دو عنوان است که ضمن دلالت آنان به مراجع ذیصلاح، روند دادرسی را کوتاه تر می کند.

  1. دعوای کیفری مربوط به عملی است که برای مرتکب آن، دادگاه مجازات تعیین می‌کند ولی برای دعوای حقوقی دادگاه مجازاتی درنظر نمی‌گیرد و فقط مرتکب عمل را به دادن حقوق قانونی دیگران یا انجام تکالیفش ملزم می سازد.
  2. شکایت کیفری را در هرکاغذی می‌توان تنظیم و به مرجع قضایی برد، ولی دعوای حقوقی حتما باید در کاغذ مخصوصی بنام دادخواست نوشته شود وگرنه مورد پذیرش قرار نمی‌گیرد.
  3. چنانکه فوقا اشاره شد، در شکایت کیفری باید ابتداء به مرجعی بنام دادسرا مراجعه کرد و بعد از انجام تحقیقات در کلانتری و دادسرا، جهت رسیدگی به دادگاه فرستاده می‌شود، ولی دادخواست حقوقی باید به صورت مستقیم به دادگاه تقدیم شود.
  4. شکایت‌های کیفری را بدون استفاده از وکیل هم می‌توان در دادگستری مطرح کرد، لیکن بیشتر شکایت‌های حقوقی به جهت پیچیدگی و فنی بودن شایسته است که توسط وکیل دادگستری مطرح شود.
  5. برای مطرح کردن شکایت کیفری (از هر نوعی که باشد) فقط یک تمبر ده هزار تومانی لازم است که در دادگستری بر روی آن زده ‌شود، ولی برای طرح دعوی حقوقی، باید در مرحله بدوی بیش از ۲۰۰ میلیون ریال، سه و نیم درصد از ارزش خواسته تمبر باطل کرد. اما در دعاوی مالی غیرمنقول و خلع ید (متصرف) از اعیان غیرمنقول، هزینه دادرسی مطابق ارزش معاملات املاک در هر منطقه توسط دفتر دادگاه تقویم و بر اساس هزینه دادرسی تعیین می گردد و سپس ابطال تمبر صورت می گیرد.
  6. پرونده بسیاری از شکایت‌های کیفری حتی با پس گرفتن شکایت از طرف شاکی بلحاظ اینکه واجد جنبه عمومی هستند و صرفا جنبه خصوصی ندارند، مختومه نمی شوند مثل شکایت راجع به رشوه، قتل، زنا و... اما دعاوی حقوقی با پس گرفتن دعوی از طرف خواهان، خاتمه می‌یابند.
  7. در شکایت های کیفری، به شکایت کننده شاکی و به طرف او متشاکی یا مشتکی عنه و یا متهم گفته می‌شود و به موضوع پرونده نیز اتهام می‌گویند، اما در شکایت‌های حقوقی، به شکایت کننده خواهان، به طرف او خوانده گفته می‌شود و به موضوع پرونده هم خواسته می‌گویند.
  8. برای دعوت کردن طرف شکایت کیفری (متهم) به دادگاه برگه ای بنام احضاریه برای او فرستاده می‌شود و در صورت عدم حضور جلب خواهد شد، ولی برای دعوت کردن طرف دعوی حقوقی (خوانده) از ورقه ای بنام اخطاریه استفاده می‌شود.
  9. در شکایت کیفری، اگر متهم (مشتکی عنه) به احضاریه توجه نکند و در وقت تعیین شده خود را به مرجع قضایی معرفی نکند، وی را جلب و به اجبار به دادگستری دلالت می کنند ولی در دعاوی حقوقی اگر خوانده به موقع حاضر نشود، منتظر او نمی‌مانند و ممکن است حق را به خواهان بدهند.
  10. در شکایت های کیفری با درج دلایل و مستندات در قالب لایحه می‌شود به حکم دادگاه اعتراض و خواستار ارسال پرونده به دادگاه تجدید نظر شد ولی در دعواهای حقوقی، باید به وسیله دادخواست مراتب تجدید نظرخواهی اعلام شود.
ثبت دیدگاه

جهت ثبت دیدگاه خود ابتدا باید وارد حساب کاربری خود شوید:

ورود ثبت‌نام
دیدگاه‌ها

هنوز دیدگاهی ثبت نشده است.