موضوعتان را بگویید، در چند ثانیه به وکیلِ در دسترس میرسید
لطفاً اتصال اینترنت خود را بررسی کنید.
چگونه میتوان وکالتنامه و سند انتقال ملک شخص فاقد اهلیت را باطل کرد؟
پرسیده شده ۱۵ ساعت پیش
۳۳ پاسخ ثبت شده
حدود ده سال پیش، خانمی مجرد و بدون فرزند که مالک یک دستگاه آپارتمان بود، دچار بیماری زوال عقل شد. پیش از فوت او، یکی از برادرانش با کمک دو شاهد مرد و رئیس یک دفترخانه، وکالتنامه تامالاختیاری از وی اخذ کرد و سپس بر اساس همان وکالت، سند آپارتمان و سایر اموال او را منتقل نمود. اکنون آن شهود نیز شهادت خود را انکار میکنند. آیا میتوان نسبت به ابطال این اسناد اقدام کرد؟
جمعبندی پاسخ وکلاهوش مصنوعی
ابطال وکالتنامه و اسناد انتقال منوط به اثبات حجر و زوال عقل فرد در زمان دقیق تنظیم وکالتنامه است. با توجه به گذشت زمان، این کار از طریق مدارک و اسناد پزشکی معتبر آن دوره قابل پیگیری است.
امکان ابطال اسناد به این بستگی دارد که مدارک پزشکی شما چقدر دقیق وضعیت بیماری او را در همان تاریخ اعطای وکالت ثابت کند.
سمانه پیرانیآنلاینوکیل پایه یک کانون وکلای دادگستری·۵٫۰
پاسخ هوشمند بنیاد وکلاهوش مصنوعی
ابطال سند شخص فاقد اهلیت با اثبات حجر
ابطال وکالتنامه و سند انتقال ملک تنها در صورتی ممکن است که محجور بودن و عدم اهلیت موکل در زمان دقیق امضای وکالتنامه اثبات شود. برای این منظور ابتدا باید تاریخ ثبت وکالتنامه را با مدارک پزشکی مربوط به همان دوره تطبیق دهید. هرچند با گذشت ده سال اثبات این موضوع دشوار است، اما با ارائه اسناد و پروندههای درمانی زوال عقل به دادگاه، امکان طرح دعوای ابطال به دلیل فقدان قصد وجود دارد. در صورت احراز حجر در زمان معامله، ابطال اسناد بعدی نیز امکانپذیر خواهد بود.
این پاسخ بهصورت خودکار تولید شده و جای مشاورهی حقوقی با وکیل را نمیگیرد؛ پاسخهای وکلا در ادامه آمده است.
با سلام و احترام
ابتدا تاریخ دقیق وکالتنامه و انتقالها را استخراج کنید و مدارک پزشکی مربوط به همان بازه را جمعآوری کنید
سپس دعوای ابطال وکالتنامه و اسناد انتقالی به جهت فقدان اهلیت و قصد در زمان تنظیم با توجه به اسناد مطرح شود.
باسلام
بله؛ در صورت اثبات اینکه مالک در زمان تنظیم وکالتنامه فاقد اهلیت بوده، امکان درخواست ابطال وکالتنامه و در ادامه ابطال معاملات و اسناد انتقالی وجود دارد. اما صرف ابتلا به زوال عقل یا بیماری، بهتنهایی کافی نیست و مسئله اصلی، اثبات وضعیت ذهنی و فقدان اهلیت او در تاریخ دقیق تنظیم وکالتنامه و معاملات بعدی است
با توجه به اینکه حدود ۱۰ سال گذشته، توصیه میکنم قبل از طرح دادخواست، ابتدا از دفترخانه رونوشت مصدق وکالتنامه، سند انتقال و سوابق مربوط به آنها گرفته شود و تاریخ دقیق تمام اسناد مشخص شود.
سپس با تمرکز بر تاریخ تنظیم وکالتنامه، مدارک پزشکی قبل و بعد از آن تاریخ جمعآوری شود. اگر مدارک پزشکی نشان دهد که زوال عقل در آن مقطع وجود داشته، درخواست ارجاع امر به پزشکی قانونی برای بررسی وضعیت روانی و قدرت تشخیص متوفی در زمان تنظیم سند میتواند بسیار مهم باشد.
در چنین پروندهای، صرف نوشتن ایشان آلزایمر داشته کافی نیست؛ باید برای دادگاه رابطه زمانی و پزشکی میان بیماری و فقدان اهلیت در روز تنظیم وکالتنامه اثبات یا دستکم با قرائن قوی مطرح شود.
بسم تعالی
ابتدا باید اثبات نمایید که خانم در زمان تنظیم وکالتنامه به علت زوال عقل فاقد اهلیت بوده است و صرفا انکار شهود به تنهایی برای ابطال سند رسمی کافی نمیباشد ابتدا باید تاریخ مدارک پزشکی و وکالت نامه بررسی شود و در صورت اثبات فقدان اهلیت قبل از اعطای وکالت ، وکالت نامه و تمامی معاملات بعد ازآن قابل ابطال خواهد بود .
سلام پیرو سوال شما، بله؛ امکان طرح دعوای ابطال وکالتنامه و اسناد انتقال وجود دارد، اما باید ثابت شود که در زمان تنظیم وکالتنامه، زوال عقل و عدم اهلیت او وجود داشته است؛ صرف ابتلا به زوال عقل بدون اثبات وضعیت ذهنی در همان تاریخ کافی نیست. اگر حجر در آن زمان قابل اثبات باشد، میتوان حسب مورد ابطال وکالتنامه و اسناد انتقال را خواست و فوت بعدی شخص نیز مانع طرح دعوا توسط ورثه نیست؛ زیرا وکالت با حجر موکل زایل میشود. شهادت شهود سابق نیز تنها یکی از ادله است و انکار فعلی آنان لزوما پرونده را منتفی نمیکند؛ سوابق پزشکی، پرونده درمانی، نظر پزشکی قانونی، وضعیت بیماری در تاریخ تنظیم سند و نحوه انتقال اموال میتواند بسیار تعیینکننده باشد.
بنابر اظهارات شما در صورت اثبات اینکه موکل در زمان تنظیم وکالتنامه به علت ابتلا به زوال عقل فاقد اهلیت و اراده معتبر بوده، امکان طرح دعوای ابطال وکالتنامه و به تبع آن ابطال معاملات و اسناد رسمی انتقالی وجود دارد. انکار یا عدول شهود نیز میتواند به عنوان قرینه مؤثر مورد استناد قرار گیرد، هرچند بهتنهایی موجب بیاعتباری سند رسمی نیست. پیشنهاد میکنم از مشاوره تخصصی بهره بگیرید.
با سلام
بله، در صورت اثبات اینکه هنگام تنظیم وکالتنامه، شخص به علت زوال عقل فاقد اهلیت و قوه تشخیص بوده است، امکان حمله به وکالتنامه و معاملات و اسناد انتقالی وجود دارد. صرف انکار بعدی شهود کافی نیست، اما میتواند همراه با سوابق پزشکی، نظریه پزشکی قانونی، قرائن زمان تنظیم سند و سایر ادله مورد استناد قرار گیرد.
در چنین پروندهای معمولا باید ابطال وکالتنامه و سپس ابطال اسناد و معاملات مبتنی بر آن را با توجه به وضعیت اهلیت موکل در زمان تنظیم اسناد پیگیری کرد؛ نکته اصلی اثبات عدم اهلیت در همان زمان است.
برای ابطال اسناد باید ثابت کنید خواهرتان در زمان وکالت دادن، اهلیت و قصد معتبر نداشته و دچار زوال عقل بوده است. با انکار شهود، درخواست ارجاع به کمیسیون پزشکی قانونی برای تعیین تاریخ شروع بیماری ضروری است. همچنین اگر وکیل آپارتمان را بدون رعایت غبطه و به قیمت پایین فروخته، میتوانید معامله را فضولی و قابل ابطال بدانید.
بااحترام
بله امکان طرح دعوای ابطال وکالتنامه و اسناد انتقال وجود دارد اما باید ثابت شود که زن در زمان تنظیم وکالتنامه به علت زوال عقل فاقد اهلیت بوده است و صرف انکار بعدی شهود به تنهایی برای ابطال سند رسمی کافی نیست مدارکی مثل سوابق پزشکی و بستری و نظریه پزشکی قانونی و سوابق قضایی مربوط به حجر و قرائن مربوط به وضعیت ذهنی او در زمان تنظیم سند اهمیت زیادی دارد
ابطال سند وکالت باتوجه به فوت ایشان، کار دشواری بنظر می رسد لذا میتوانید حساب تصدی دوران وکالت را مطالبه کنید. همچنین میتوانید با توجه به نحوه انتقال اموال، بدلیل عدم رعایت غبطه و مصلحت موکل ، ابطال نقل و انتقالات را مطرح کنید ویا ثمن حاصل از فروش را مطالبه کنید. نیاز است متن وکالتنامه حتما به رویت برسد تا بتوان اظهار نظر دقیق تر کرد.
درود
اگر ثابت شود زن در زمان تنظیم وکالتنامه به علت زوال عقل فاقد اهلیت بوده، میتوان اعلام بطلان وکالتنامه و معاملات انجامشده و ابطال اسناد رسمی انتقالی را خواست؛ اثبات وضعیت او در همان زمان با پزشکی قانونی، سوابق پزشکی و سایر ادله انجام میشود. انکار بعدی شهود بهتنهایی کافی نیست.
ابطال وکالت نامه و اسناد قدیمی به دلیل عدم اهلیت نیازمند اثبات فقدان قدرت تشخیص در روز دقیق تنظیم سند است و صرف ابتلای به بیماری کافی نیست بلکه باید با استعلام از دفترخانه جمع آوری مدارک پزشکی و درخواست ارجاع به پزشکی قانونی رابطه زمانی بیماری با تاریخ تنظیم سند را برای دادگاه احراز کرد
بله در صورت اثبات فقدان اهلیت و اراده مالک در زمان تنظیم وکالتنامه یا اثبات وقوع انتقال پس از جنون یا فوت وی میتوان دعوای ابطال وکالتنامه اعلام بی اعتباری انتقال و ابطال اسناد رسمی و آثار ثبتی ناشی از آن را مطرح کرد وکالت شخصی که فاقد شعور و قصد بوده معتبر نیست و وکالت صحیح نیز با جنون یا فوت موکل منفسخ میشود بنابراین وکیل پس از آن سمت انتقال مال ندارد
اما صرف ابتلا به زوال عقل یا انکار بعدی دو شاهد کافی نیست و باید وضعیت ذهنی مالک در تاریخ تنظیم وکالتنامه و انتقال اموال با پرونده های پزشکی نظریه پزشکی قانونی اسناد دفترخانه کیفیت امضا یا اثر انگشت مسیر پرداخت ثمن معامله و شهادت منسجم اثبات شود در برابر سند رسمی انکار و تردید پذیرفته نیست اما اثبات فقدان اهلیت فقدان قصد جعل یا انفساخ وکالت از جهات قانونی بی اعتباری سند محسوب میشود
سلام نکته مهم اینکه ابتدا باید تاریخ مدارک پزشکی و وکالت نامه بررسی شود و در صورت اثبات فقدان اهلیت قبل از اعطای وکالت ، وکالت نامه و تمامی معاملات بعد از آن قابل ابطال می باشد
کاربر محترم
ابطال اسناد صادره منوط به اثبات حجر این خانم در زمان انجام تنظیم وکالتنامه است با توجه به زمان نسبتا طولانی کار دشوار ولی شدنی است مشروط بر اینکه مدارک پزشکی زوال عقل مشارالیها را داشته باشید
باسلام
ابتدا باید تاریخ مدارک پزشکی و وکالت نامه بررسی شود و در صورت اثبات فقدان اهلیت قبل از دادن وکالت ، وکالت نامه و تمامی معاملات بعد ازآن قابل ابطال خواهد بود.
با سلام کاربر گرامی ابتدا میبایست مدارک پزشکی را با تاریخ وکالتنامه تطبیق داد و در صورت اثبات موجبات حج بر محجور امکان ابطال سند وکالت با تفاسیر و توضیحات شما قابلیت ابطال دارد
در صورت اثبات اینکه هنگام تنظیم وکالتنامه، آن خانم به علت زوال عقل فاقد قوه تشخیص و قصد و اراده معتبر بوده، امکان حمله به وکالتنامه و اسناد انتقالی وجود دارد؛ حتی رسمی بودن اسناد مانع طرح دعوا نیست.
بله، اصولا امکان طرح دعوای ابطال وجود دارد؛ اما صرف اینکه بعدا مشخص شده ایشان زوال عقل داشته، کافی نیست.
اگر ثابت شود در زمان تنظیم وکالتنامه، موکل فاقد عقل و اهلیت بوده، وکالتنامه میتواند با ایراد جدی مواجه شود؛ زیرا اهلیت از شرایط اساسی صحت معاملات است و معامله شخص غیرعاقل باطل است
انکار فعلی شهود بهتنهایی کافی نیست؛ باید از پزشکی قانونی، سوابق پزشکی، پروندههای درمانی، شهادت مطلعین و سایر قرائن برای اثبات وضعیت روانی او در همان تاریخ استفاده کرد.
همچنین چون اسناد رسمی اعتبار قانونی دارند، باید دلیل مؤثر برای بیاعتباری آنها ارائه شود
بله میشه. باید به دادگاه درخواست حکم حجر بدید و پزشکی قانونی تایید کنه که تو اون سالها زوال عقل داشته. اگه قاضی تاریخ حجر رو به گذشته بزنه اون وکالتنامه و تمام معاملاتی که باهاش انجام شده باطل میشه.
نخست باید زوال عقل قبل از فوت را ثابت کرد یعنی از طریق پرونده های بالینی و حتی رای دادگاه زوال عقل را ثابت کنید که چون حدود ده سال میگذرد دشوار است سپس نسبت به ابطال اسناد اقدام کنید.
باتوجه به اینکه اثبات زوال عقل نیازمند صدور گواهی حجر برای متوفی بوده است و از طرفی دیگر بالغ بر ده سال از تاریخ فوت متوفی و انتقال میگذرد، اثبات این امر با دشواری زیادی همراه است.