آیا مادربزرگم میتوانسته ملکی را که سند رسمی به نام من است با قولنامه عادی به دیگری منتقل کند؟
پدربزرگم پس از اصلاحات ارضی زمینی به مساحت ۳۸۳۰۰ متر مربع را برای کشاورزی اجاره کرد و تا سال ۱۳۶۸ که فوت کرد روی آن کشاورزی میکرد. سال ۱۳۷۲ مالک رسمی زمین آن را با قولنامه به پنج فرزند پدربزرگم (سه پسر و دو دختر) واگذار کرد و چک گرفت. سال ۱۳۷۵ همان قولنامه را باطل کرد، چکها را پس گرفت و روی یک برگه عادی زمین را واگذار کرد؛ نام مادربزرگم در این قولنامه ذکر نشده بود. سال ۱۳۷۶ مالک رسمی وکالتنامهای برای ۳۵ هزار سهم مشاع به دو عمو، دو عمه و مادربزرگم داد، اما نام پدرم در آن نیامد. پدرم زمین را تفکیک کرد و ۹۴ پلاک از شهرداری گرفت. سال ۱۳۸۱ مالک رسمی فوت کرد و سال ۱۳۸۴ دختر مالک حدود ۱۳۰۰۰ سهم مشاع را وکالت داد؛ باز هم نامی از پدرم نبود. با این حال سال ۱۳۸۵ دختر مالک رسمی، پلاکهایی را که سهم پدرم بود با سند قطعی (با ذکر شماره پلاک تفکیکی شهرداری و پروانه ساختمانی ۱۳۷۶) به نام من منتقل کرد. سال ۱۳۹۰ پدرم دو پلاک از این پلاکها را با ولایت خود فروخت. سال ۱۳۹۲ یکی از خریداران شروع به عملیات ساختمانی کرد و عمو و پسرعمویم جلوگیری کردند، سپس علیه پدرم، مادربزرگم و خریدار شکایت کردند. در همین زمان متوجه شدیم مادربزرگم سه پلاک از پلاکهایی را که با سند رسمی به نام من بود با قولنامه عادی (با تاریخ نامشخص) به عمویم منتقل کرده و عمویم اختیارات را پشت همان قولنامه به پسرش واگذار کرده است. سال ۱۳۸۹ پسرعمویم با همان وکالتنامه سال ۱۳۷۶ سه سند به نام خود زده، اما در سند مشاعی که گرفته شماره پلاک ذکر نشده، در حالی که در قولنامه مادربزرگم شماره پلاکها قید شده است. پدرم سال ۱۳۹۲ دچار سکته شد و به کما رفت و کارشناس پرونده را بست. آیا با توجه به اینکه سند رسمی سه پلاک چهار سال زودتر به نام من منتقل شده، مادربزرگم حق داشته آنها را با قولنامه عادی واگذار کند؟ و آیا میتوانم مالکیت خود را اثبات کنم؟
پاسخهای وکلا در حال جمعبندی است؛ چند لحظه دیگر همینجا نمایش داده میشود.