شکاریت ازخانواده شوهر امکانش هست؟
سلام خسته نباشیدمن باخانواده شوهرم مشکل دارم مدت ۸سال شده ازدواج کردم شوهرم تواین مدت ۸سال خانواده شوکمک مالی کرده برادرشوعروسی کردباوجودیکه پسرم مریضی لاعلاج داشت مریضی کبداونودرمان نکردبرادراش مدام برایش زنگمیزدپول میخاست خرج عروسی خرج همه زندگیشومیخاست تااینکه پسرم به موقع درمان نشدمن بعدازدوسال کشیدن بدبختی مریض جمع کردن پسرموازدست دادم برادرشوهر بعدازعروسیش آمدخانه مانزدیک یکسال ازافغانستان باخواهرمجردبرادرمجردش سرخانه وزندگیم آمدبدون رضایت من اوایل خوب بودن رفته رفته آنقدرپروشدن که من توخانه خودمثل اسیرشدم همه شان دست یکی کردن زندگی روبه کام من تلخ کردن تازه من حامله هم بودم شب روزگریان حرص خوردن کارم شده ازاونطرف تازه پسرموازدست داده بودم شوهرم هم هیچ حرف منوگوش نمیکردهمه چیزشان شده خانوادش نزدیک یکسال است ازخانه مارفتن باهزاربدبختی وسیله به دل خودازخانه مابدون اجازه بردن شوهرمه گفتم ۶ماه یکسال خوردن حال ۶ماه یکسال وسیله میبرن شوهرمبجایکه آنهاروحرف بزنه منوجنگ کردکه خوب میکنه میبره توهیچکاره نیستی تواین خانه تامن زنده هستم توکاری نیستی برادشوهرم ازفرست استفاده کرده بارهامنوموردازیت آزارروحی قرارداده میدانه شوهرم توپشتم نیست بارهاجنگ جگرخونی روبه خانه ماانداخته خودش رفته چندشب جلوترمهمانی داشتم شوهرم برادرشوهم خاست کنارمهمان بعدبردن یکتعدادمهمانهاشوهرم توخانه نبودبرادرشوهرم شروع کردبه تحمت زدن به پای منوخانوادم جلومهمان من هرچه گفتم این حرفهاواقعت نداره چراتحمت میزنی سروصداکردم برادرشوهرم میخاست منوکتک بزنه مهمان نزاشت برادشوهرمجردم هم منوبچهاموتهدیت به مرگ کردبارهااین کارهاروکردن من چون ازشوهرم میترسم میدانم به پشتم نیست اون شب بعدرساندن مهمانهابه خانه اش حرفی نزدم تااینکه صبح اون شب برایش زنگ زدم گفتم برادرات میخاست منوکتک بزنه به ناحق به پای خانوادم تحمت میزدن شوهرم دوباره حرف منومهم نگرفت گفت بگذارهرچه میگن بگن خواهرشوهرمجردهم دارم اون اززن برادردیگرش همیشه حمایت کرده بخاطرجنگ انداختن من شوهرم دست یکی کرده بابرادروزن برادرش من ماندم بادوتابچه چکارکنم هیچکی روندارم منوحمایت کنه مادرودوخواهرم افغانستان است برادرندارم همه زندگی روبکام من تلخ کرده شوهرم فقدگول حرفهای خانواده شومیخوره حرف من برابرسرسوزن برایش مهم نیست من اگر طلاق بگیرم بچهام بدبخت میشن میدانم خانواده شوهرم تشنه خون بچهام خودم هست اون یکی شوبخاطراینهاازدست دادم این دوتاطفلک هابدبخت نشن من موندم دوتادخترک دارم یکش ۷ماه است اونیکیش نزدیک ۷سالیش است