در صورت رد سند و امضا از سوی کارشناس آیا فرد C می تواند با استناد به شهود و سابقه مالکیت و تصرف ادعای خود را به اثبات برساند؟
در یک دعوا برای الزام به تنظیم سند اوقافی شخص A زمینی را ۴۰ سال قبل به شخص B فروخته و او هم زمین را بعد از دو سال به فرد C فروخته است و A فرزند B بوده و هر دو فوت شده اند ( اول پدر و بعد فرزند) اکنون که فرد C به دادگاه برای تنظیم سند دادخواهی کرده فرزندان A ادعا میکنند که این زمین را پدرشان به B نفروخته و هیچ مدرکی هم ارائه نمی کنند و فقط می گویند پدرم اینچنین گفت و انچنان گفت و پدرشان نیز دو سال قبل از دنیا رفته است. فرزندان B شهادت کتبی و لایحه کتبی خود مبنی بر فروش زمین از A به B و به C را تایید کرده اند و فرد C نیز سابقه تصرف و سکونت ۳۵ ساله در محل را دارد و فرد A نیز هیچگونه اعتراض یا دادخواستی در زمان حیات نسبت به این زمین و ملک نداشته است. اینک یک مبایعه نامه از سوی خوانده به دادگاه ارائه شده است که فروش زمین از A به B را تایید می کند ولی وراث A این بار ادعا می کنند که امضا مربوط به پدرشان نیست و اظهار تردید می کنند و قاضی نیز از خواهان خواسته تا سند را برای تعیین اصالت به کارشناس ارجاع داده است. متاسفانه امضای متوفی در طول این سالها گویا تغییر کرده است. در صورت رد سند و امضا از سوی کارشناس آیا فرد C می تواند با استناد به شهود و سابقه مالکیت و تصرف ادعای خود را به اثبات برساند یا نه؟