خرید و فروش ملک
سلام. از پدرم بیست ساعت به ارث رسیده که چهار خواهر و دو برادر و مادرم و پدرم سه ساعت را برای خرج مراسم پرسه کنار گذاشته
که خرج بوسیله پسر بزرگ داده شده و به فروش نرسیده و تقسیم وارثت هم نشده . خواهر بزرگم خودش معلم است و شوهرش هم پانزده سال معلم بوده و به دلیل اعتیاد از معلمی اخراج شده . بیست ساعت ملک ده ساله از سال 83 تا 93 در دست اجاره بوده و شوهر خواهرم سال 88 دو ساعت از ملک را فروخته در حالی که خواهرم ناراضی نبودو دو ساعت هم گیرشان نمی آبد و در همان سال به من که پسر بزرگ خانواده بوده ام گفت که ملک را فروخته و من در جواب گفته ام که ملک در دست اجاره بدون امضای ما قانونی نیست و الان که ملک در دست اجاره است کاری از دستمان برنمی اید و به مستاجر هم اعلام کردیم که هیچ نوع خرید و فروشی از نظر ما قابل قبول نیست . و ناگفته نماند که سهم ارث خواهرم را من مشروط بعد از انحصار وراثت خریداری کرده (یعنی بعد از اینکه انحصار وراثت صورت گرفت ) و من از برج هفت نود و سه که ملک از اجاره خارج شده با خریدار که از شوهر خواهر خرید کرده درگیر شدم و به عنوان فروش مال غیر از خریدار و فروشنده شکایت کردم که شکایت فروش مال غیر به نتیجه ای نرسید. و دادگاه به نفع خریدار حکم داد .در حالی که خواهرم گفت من از فروش اگاه بودم و به دلیل اینکه راضی نبودم امضاء نکردم و الان هم راضی نیستم و در حالی که دوست ندارم آرامش زندگیمان به هم بخورد .من عمری بخاطر بچه هایم با یه آدم مریض زندگی کرده ام .
قولنامه خریدار :
اینجانب محمد عرب از مشاع چاه شماره سه از ملک علی [نام] دو ساعت را از عباس زنگنه به مبلغ یک میلیون تومان خریداری کرده ام و از آب و زمین استفاده می کنم .در حالی که امضای خواهرم را جعل کرده و به هر دلیلی شوراها آن زمان هم مهر کرده اند. و یکی از دلایلی که دادگاه به نفع خریدار رای داد هم همین بود با این فکر که در روستا همه همدیگر را می شناسند .
در حالی که روستایمان روستای کوچکی نیست 700 خانوار جمعیت دارد و هیچ کس نمی تواند ادعا کند که تمام مونث های روستا را می شناسد و به یقین می توان گفت اگر در شهر همسایه ، همسایه را نمی شناسد در روستا شاید مردهای کوجه بغلی را بشناسیم ولی زن ها و دخترها را نمی شناسیم ..
دلایل بنده :
خرید از آدم مریض و معتاد بوده که اگر بخاطر اعتیاد نبود که بعد از 15 سال از شغل معلمی اخراجش نمی کردند خریدار 20 هزار -20 هزار به دامادمان پول میداده که به درد اعتیادش برسه که مساوی است سوء استفاده از یک شخص معتاد
2- ملک در دست اجاره بوده و تقسیم وراثت نشده که فروش مساوی است با سو استفاده از حق فرزندان کوچکتر به دلیل فروش زمین های بکرتر و بهتر
3- خواهر راضی نبوده و امضا هم نکرده و بارها اعلام کرد که امضاء را کارشناسی کنید
4- شوراهایی که در آن زمان امضاء کرده اند مجبورند از خود دفاع کنند و چون به غیر از این مساوی است حکم علیه خود دادن .( در حالی که ناگفته نماند شوراهای آن دوره کلا در روستا 5 نفر ثبت نام کردند که بخشداری بخاطر اینکه انتخابات شوراها برگزار شود از یک نفر دیگر تقریبا به حال خواهش دعوت شد که انتخابات صورت بگیرد ) و یکی از شوراها که مهر دستش بود راننده اتوبوس بود و اکثرا نبود که مادر بی سوادش مهر دستش بود وکار اندازی می کرد این گفته ها بر اساس تحقیق ثابت می شود
5- اگر خریدار دنبال سو استفاده از یک ادم مریض نبود چرا دنبال امضاء قیوم و دیگر ورثه نبود .
7- دلیل خریدار بر چه اساس بوده ایا جز این است که باید مطمئن می شد که آیا ارث در وسط هست یا نه ( نه اینکه یک گوشی صد هزاری برای خریدش باید کارتون گوشی باشد وگرنه دلیلی برای سوء استفاده است )
پاسخهای وکلا در حال جمعبندی است؛ چند لحظه دیگر همینجا نمایش داده میشود.