موضوعتان را بگویید، در چند ثانیه به وکیلِ در دسترس میرسید
لطفاً اتصال اینترنت خود را بررسی کنید.
تلفن تماس:
شما میتوانید درخواست ارزیابی حقوقی خود را بطور مستقیم برای ارسال کنید و در کوتاهترین زمان ممکن از ایشان پاسخ
بگیرید.
لطفا دقت داشته باشید، شما در هر روز تنها
میتوانید ۳
درخواست ارزیابی حقوقی رایگان ویا ارتباط مستقیم با متخصص ثبت نمایید.
همچنین دقت داشته باشید درصورت عدم انتخاب متخصص، پیام شما برای تمامی متخصصان ارسال شده و ایشان
می توانند ارزیابی خود را از درخواست شما مطرح نمایند.
شخص «الف» ملکی را از «ب» با وکالت و قرارداد خرید و ثمن را پرداخت کرد. سپس «الف» با وکالت و بدون قرارداد، ملک را به «ج» واگذار کرد. «ج» بدون پرداخت ثمن، ملک را به نام خود منتقل کرد. اکنون «الف» باید چه دعوایی و به طرفیت چه اشخاصی مطرح کند؟ در وکالتنامه، حق انتقال به نام خود و دریافت ثمن نیز داده شده است.
سلام وقتت بخیر
در این سناریو، رابطهی حقوقی بین «الف» و «ج» بر اساس عقد «وکالت» شکل گرفته است. با توجه به اینکه قرارداد مکتوبی (مبایعهنامه) بین آنها وجود ندارد، اما «ج» با استفاده از وکالتنامه، ملک را به نام خود منتقل کرده است، تحلیل حقوقی و اقدامات پیشنهادی به شرح زیر است:
۱. ماهیت دعوا
اگرچه «ج» حق انتقال به خود را داشته، اما این حق به معنای «تملک رایگان» نیست. وکیل (ج) در برابر موکل (الف) امین محسوب میشود و طبق ماده ۶۶۸ قانون مدنی، موظف است «حساب مدت وکالت» را به موکل بدهد و آنچه را که به جای او دریافت کرده یا باید دریافت میکرد، به او مسترد کند.
دعوای اصلی پیشنهادی:
«مطالبه ثمن معامله (به قیمت روز یا قیمت مندرج در سند) بر اساس بازپرداخت حقوق موکل ناشی از اجرای وکالت»
در واقع شما مدعی میشوید که «ج» به عنوان وکیل، ملک را منتقل کرده اما ثمن (پول) آن را به موکل (الف) تحویل نداده است.
۲. طرفین دعوا
خواهان: شخص «الف»
خوانده: شخص «ج»
نکته در مورد شخص «ب»: از آنجا که انتقال از «ب» به «الف» یا با واسطه به «ج» به صورت قانونی (از نظر ظاهری) انجام شده و «ب» حقوق خود را دریافت کرده و اعتراضی ندارد، نیازی به قرار دادن نام «ب» در لیست خواندگان نیست؛ مگر اینکه در اعتبار وکالتنامه اولیه تردیدی باشد که در اینجا موضوعیت ندارد.
۳. مبانی قانونی برای طرح دعوا
برای موفقیت در پرونده، «الف» میتواند به موارد زیر استناد کند:
ماده ۶۶۷ قانون مدنی: وکیل باید در تصرفات خود مصلحت موکل را رعایت کند. انتقال ملک بدون دریافت ثمن یا بدون تعیین تکلیف مالی، برخلاف مصلحت موکل است.
ماده ۶۶۸ قانون مدنی: تکلیف وکیل به ارائه صورتحساب و مسترد کردن وجوه و اموالی که به واسطه وکالت تحصیل کرده است.
عدم وجود قرارداد بیع (مبایعهنامه): نبود قرارداد مکتوب بین «الف» و «ج» هم یک تهدید است و هم یک فرصت. فرصت از این جهت که «ج» نمیتواند ادعا کند ثمن را نقدا پرداخت کرده (مگر اینکه در سند رسمی اقرار به دریافت ثمن شده باشد).
۴. استراتژیهای حقوقی
بسته به محتوای سند رسمی که «ج» تنظیم کرده است، دو راهکار وجود دارد:
الف) اگر در سند رسمی انتقال، مبلغی به عنوان ثمن ذکر شده باشد:
«الف» میتواند دادخواست مطالبه آن مبلغ را به علاوه خسارت تاخیر تادیه تقدیم کند.
ب) اگر میخواهید معامله را ابطال کنید (راه سختتر):
اگر بتوانید ثابت کنید که «ج» بدون رعایت مصلحت و با قصد تضییع حق شما ملک را به قیمتی ناچیز یا بدون اذن واقعی (در بحث مالی) به خود منتقل کرده، میتوانید دعوای «ابطال معامله به دلیل عدم رعایت غبطه و مصلحت موکل» را مطرح کنید. اما چون حق انتقال به خود داده شده، اثبات این ادعا پیچیده است و دادگاهها غالبا به سمت «مطالبه ثمن» هدایت میشوند.
۵. اقدامات احتیاطی (فوری)
پیش از هر اقدامی، توصیه میشود:
۱. ارسال اظهارنامه رسمی: به شخص «ج» اظهارنامه بفرستید و در آن بخواهید که ظرف مهلت معینی حساب دوران وکالت را ارائه دهد و ثمن ملک را به قیمت روز تسلیم نماید.
۲. درخواست تامین خواسته: همزمان با دادخواست اصلی، از دادگاه بخواهید سایر اموال شخص «ج» را توقیف کند تا در صورت محکومیت، وی نتواند اموالش را پنهان کند.
نکته مهم: اگر در متن وکالتنامه عبارت «با حق اسقاط کافه خیارات» یا «به صورت بلاعوض» ذکر شده باشد، کار برای «الف» بسیار دشوار میشود. همچنین اگر در سند رسمی انتقال، «الف» (از طریق وکیلش ج) اقرار به دریافت ثمن کرده باشد، خنثی کردن این اقرار نیازمند اثبات «فساد یا اشتباه در اقرار» است.
طبق ماده ۲۲ قانون ثبت، مالک کسی است که ملک به نام او ثبت شده و تغییر آن فقط با حکم دادگاه ممکن است. طبق ماده ۲۴۷ قانون مدنی، معامله نسبت به مال غیر بدون اجازه مالک، غیرنافذ است.
الف دادخواست ابطال سند و الزام به تنظیم سند را به طرفیت ج و اداره ثبت اسناد و املاک محل و دفترخانه تنظیمکننده سند بدهد و همزمان دستور موقت منع نقلوانتقال و تامین خواسته بگیرد. اگر ج مدعی پرداخت ثمن است، رسید یا قرارداد را مطالبه و بهعنوان دلیل بیحقی او ارائه کند.
درود
الف باید علیه ج دعوای «الزام به تنظیم سند رسمی انتقال به نام الف» و همزمان «ابطال سند رسمی انتقال به نام ج» را مطرح کند؛ دعوای مطالبه ثمن فقط وقتی قابل طرح است که قرارداد فروش با ج ثابت باشد.
سلام. برای پاسخ دقیق به این موضوع باید مستندات من جمله سند قطعی که «ج» با استفاده از وکالتنامه تنظیم کرده باید بررسی بشه و می تونید این سند رو از سایت «ثبت من» استخراج کنید. مفاد اون سند مسیر شما برای طرح دعوای صحیح رو مشخص می کنه.