انتقال ملک توسط وکیل به خود با ثمن بخس و بدون پرداخت واقعی: صحت یا بطلان معامله؟
پدری به موجب وکالتنامه رسمی، به شخصی اختیار فروش و انتقال یک ملک را اعطا کرده و در متن وکالتنامه صراحتاً قید شده است که وکیل اختیار دارد ملک را حتی به خود منتقل کند.
وکیل با استناد به همین وکالتنامه، از یکسو به نمایندگی از موکل به عنوان فروشنده و از سوی دیگر اصالتاً به عنوان خریدار، تمام ملک را طی سند رسمی قطعی به نام خود منتقل کرده است. شرایط این معامله به شرح زیر است:
هیچ قرارداد یا توافق جداگانهای میان موکل و وکیل درباره فروش ملک وجود نداشته است. هیچ مبلغی بابت ثمن واقعاً به موکل پرداخت نشده، در حالی که در سند رسمی مبلغ حدود ۱۵۷ میلیون تومان به عنوان ثمن درج شده است. ارزش واقعی ملک در زمان انتقال حدود ۶۰۰ میلیون تومان یا بیشتر بوده و احتمال دارد کارشناسی رسمی رقم بالاتری تعیین کند. موکل پس از اطلاع از انتقال، معامله را نپذیرفته و صراحتاً قصد رد آن را دارد. از تاریخ انتقال حدود ۹ سال گذشته و ملک در تصرف وکیل بوده است.
با توجه به رأی وحدت رویه شماره ۸۴۷ مورخ ۱۴۰۳/۰۲/۲۵ هیئت عمومی دیوان عالی کشور، پرسشهای زیر مطرح است:
اول: آیا صرف وجود اختیار صریح در وکالتنامه برای فروش ملک به خود وکیل، موجب صحت و نفوذ قطعی معامله است، یا چنانچه ثابت شود وکیل برخلاف مصلحت موکل و با ثمن بخس و بدون پرداخت واقعی ثمن اقدام کرده، میتوان معامله را فضولی و غیرنافذ دانست؟
دوم: آیا رأی وحدت رویه ۸۴۷ در این فرض قابل استناد است و تصریح وکالتنامه به اختیار فروش به خود وکیل، مانع اعمال این رأی خواهد بود؟
سوم: در صورت غیرنافذ دانستن معامله، آیا طرح دعوای اعلام عدم نفوذ و ابطال سند رسمی انتقال کفایت میکند، یا ابطال وکالتنامه نیز باید به عنوان خواسته مطرح شود؟
چهارم: آیا گذشت حدود ۹ سال از تاریخ انتقال و تصرف مستمر وکیل، با وجود عدم تنفیذ از سوی موکل، میتواند موجب سقوط حق رد معامله یا مانع پذیرش دعوا شود؟
خواسته دقیق دادخواست و مستندات قانونی و رویه قضایی قابل استناد چه خواهد بود؟