موضوعتان را بگویید، در چند ثانیه به وکیلِ در دسترس میرسید
لطفاً اتصال اینترنت خود را بررسی کنید.
تلفن تماس:
شما میتوانید درخواست ارزیابی حقوقی خود را بطور مستقیم برای ارسال کنید و در کوتاهترین زمان ممکن از ایشان پاسخ
بگیرید.
لطفا دقت داشته باشید، شما در هر روز تنها
میتوانید ۳
درخواست ارزیابی حقوقی رایگان ویا ارتباط مستقیم با متخصص ثبت نمایید.
همچنین دقت داشته باشید درصورت عدم انتخاب متخصص، پیام شما برای تمامی متخصصان ارسال شده و ایشان
می توانند ارزیابی خود را از درخواست شما مطرح نمایند.
ملکی در سال ۱۳۹۸ از پدر به فرزند واگذار شده است. در همان تاریخ و زمان، دو سند تنظیم شده: یک صلحنامه عمری عادی و یک قولنامه بهصورت خریدار و فروشنده. بهدلیل هزینههای پایانکار، سند رسمی به نام فرزند صادر نشد. هفت سال بعد، پدر اقرارنامه رسمی تنظیم کرد که ملک را بهصورت صلح عمری واگذار کرده است. اکنون با اطلاع از سنگینبودن مالیات صلح عمری، طرفین تصمیم گرفتهاند همان قولنامه خریدار-فروشنده را مبنا قرار دهند، مبلغی بهحساب پدر واریز شود و پدر نیز با اقرارنامه رسمی اعلام کرده که مالکیت و منافع ملک را به فرزند تسلیم نموده و هرگونه منع تصرف را ساقط کرده است. آیا این معامله از نظر حقوقی بیع محسوب میشود یا صلح عمری؟
ماهیت حقوقی واقعی این معامله صلح عمری است، نه بیع؛ زیرا قصد مشترک طرفین در سال ۱۳۹۸ انتقال بلاعوض از پدر به فرزند بوده و قولنامه همزمان، پوشش ظاهری آن محسوب میشود.
طبق قانون مدنی، آنچه ماهیت عقد را تعیین میکند قصد واقعی طرفین است، نه عنوانی که به سند داده میشود. از آنجا که پدر در سال ۱۴۰۵ با اقرارنامه رسمی صراحتاً صلح عمری را تأیید کرده، این اقرار در مراجع قضایی و مالیاتی علیه اقراردهنده معتبر و غیرقابل انکار است. واریز مبلغ بهحساب پدر پس از سالها و پس از تنظیم اقرارنامه، بهتنهایی نمیتواند ماهیت معامله را تغییر دهد و در صورت رسیدگی مالیاتی، سازمان امور مالیاتی میتواند به اقرارنامه رسمی استناد کند.
اگر هدف طرفین ثبت رسمی ملک بر اساس بیع است، باید قرارداد بیع جدید و مستقل با ثمن واقعی تنظیم شود و از استناد به اسناد پیشین بهعنوان مبنا خودداری گردد؛ در غیر این صورت خطر احتساب مالیات صلح عمری بر اساس اقرارنامه رسمی موجود همچنان باقی است.
این پاسخ توسط هوش مصنوعی تولید شده است. لطفاً
توجه
داشته باشید که ممکن
است اطلاعات
ارائهشده
بهطور کامل دقیق
یا قابل اعتماد نباشد. توصیه میشود برای تأیید صحت اطلاعات، به مشاوره وکلای مجرب مراجعه کنید.
در این فرض، صرف تغییر عنوان یا تنظیم اقرارنامه جدید تعیینکننده نیست؛ ملاک، قصد واقعی طرفین در زمان انعقاد قرارداد سال ۱۳۹۸ است. اگر انتقال از ابتدا بر مبنای بیع با ثمن واقعی انجام شده و قولنامه بیانگر همان توافق باشد، معامله میتواند بیع تلقی شود. اما اگر قصد اصلی طرفین صلح عمری بوده و قولنامه صرفا جنبه ظاهری یا تکمیلی داشته باشد، احتمالا ماهیت حقوقی معامله همان صلح عمری خواهد بود. وجود اقرارنامه رسمی هفت سال بعد نیز بهتنهایی ماهیت عقد اولیه را تغییر نمیدهد و در صورت اختلاف، دادگاه با بررسی مجموعه اسناد، پرداخت ثمن و قصد واقعی طرفین تصمیم خواهد گرفت.
درود و احترام.
احراز عنوان واقعی عمل حقوقی انجام شده، منوط به قصد واقعی طرفین است؛ در عمل صلح عمری از زمین تا آسمان با بیع تفاوت دارد. صلح عمری فقط حق انتفاع ایجاد میکند درحالیکه بیع ناقل عین و منفعت است.
توصیه میشود قبل از هر اقدامی، مبلغ کمی را صرف دریافت مشاوره از وکیل کنید تا در آینده مشکل کمتری ایجاد شود
با سلام
با توجه به همزمانی اسناد، عنوان عقد تابع قصد واقعی طرفین و مفاد قرارداد است؛ اگر صلحنامه عمری مقدم و معتبر باشد، صرف تنظیم قولنامه بعدی لزوما آن را به بیع تبدیل نمیکند و تشخیص نهایی با دادگاه است.
باسلام
صرف وجود یک قولنامه بیع در کنار یک صلحنامه عمری، بهتنهایی باعث نمیشود معامله بیع محسوب شود. دادگاه یا اداره ثبت، مجموع اسناد، قصد واقعی طرفین و نحوه اجرای معامله را بررسی میکنند.
اگر از ابتدا قصد واقعی طرفین بیع بوده و صلحنامه صرفا به دلایلی مانند تسهیل انتقال یا اشتباه در تنظیم اسناد منعقد شده باشد، امکان استناد به قولنامه و سایر دلایل برای اثبات بیع وجود دارد؛ اما این موضوع نیازمند بررسی دقیق اسناد و اوضاع پرونده است
با اطلاعاتی که ارائه کردهاید، نمیتوان با قطعیت گفت معامله بیع است یا صلح عمری. وجود اقرارنامه رسمی که صراحتا از صلح عمری نام برده، مانعی جدی برای استناد صرف به قولنامه به عنوان مبنای بیع است و احتمالا در صورت اختلاف، مرجع رسیدگی همه اسناد را کنار هم ارزیابی خواهد کرد.