موضوعتان را بگویید، در چند ثانیه به وکیلِ در دسترس میرسید
لطفاً اتصال اینترنت خود را بررسی کنید.
آیا اقرارنامه دریافت سهمالارث مانع ادعای بعدی وراث بر ملک میشود؟
پرسیده شده ۱۸ ساعت پیش
۲۵ پاسخ ثبت شده
پدر من یک قطعه زمین شالیزاری داشت که در سال ۱۳۳۵ از پدرش به او ارث رسیده بود. در سال ۱۳۵۹ عمهام سندی دستنویس امضا کرده بود مبنی بر اینکه سهم خود از ارث پدری را دریافت کرده و دیگر هیچ ادعا و اعتراضی نسبت به آن ندارد. در سال ۱۳۶۶ پدرم استشهادیهای از انجمن اسلامی محل اخذ کرد که در آن سه شاهد تعلق زمین به او را تأیید کرده بودند و همچنین مستأجر زمین در دو نوبت اجارهنامه، پدرم را مالک زمین ذکر کرده بود. پدرم دو سال پیش فوت کرد و اکنون عمهام مدعی است نصف زمین متعلق به اوست. با توجه به این مدارک، برای فروش این زمین چه اقدامی باید انجام دهم؟
جمعبندی پاسخ وکلاهوش مصنوعی
اقرارنامه کتبی مبنی بر دریافت سهمالارث همراه با استشهادیه و اجارهنامهها دلایل محکمی علیه ادعای عمه هستند و انکار بعد از اقرار مسموع نیست، مگر اینکه او بیاعتباری یا اشتباه در آن را ثابت کند. با این حال پیش از اقدام به فروش، حتماً باید وضعیت ثبتی ملک و دعوای مالکیت در دادگاه تعیین تکلیف شود.
فاطمه شکیباییآنلاینوکیل پایه یک کانون وکلای دادگستری·۵٫۰
پاسخ هوشمند بنیاد وکلاهوش مصنوعی
لزوم تعیین تکلیف مالکیت پیش از فروش زمین
نوشته عادی سال ۱۳۵۹ که حاوی اقرار به دریافت سهمالارث و اسقاط حق است، به همراه استشهادیه و سابقه اجارهها دلایل مهمی برای رد ادعای عمه محسوب میشوند. شخص اقرارکننده اصولا نمیتواند ادعای دیگری خلاف اقرار خود مطرح کند، مگر اینکه بیاعتباری، اشتباه یا صوری بودن آن را اثبات نماید. با این وجود، فروش ملک پیش از روشن شدن قطعی وضعیت حقوقی آن توصیه نمیشود، زیرا ممکن است باعث ابطال معامله نسبت به سهم مورد ادعا گردد. بنابراین ابتدا باید سابقه ثبتی و نسق زمین را استعلام کرده و در صورت ادامه اختلاف، دعوای اثبات یا تثبیت مالکیت را در دادگاه پیگیری کنید.
منابع: قانون مدنی، مواد ۱۲۵۸، ۱۲۷۵، ۱۲۷۷ و ۱۲۸۰
این پاسخ بهصورت خودکار تولید شده و جای مشاورهی حقوقی با وکیل را نمیگیرد؛ پاسخهای وکلا در ادامه آمده است.
پیش از فروش زمین باید ابتدا وضعیت مالکیت آن و ادعای عمه تعیین تکلیف شود. نوشته عادی سال ۱۳۵۹ که در آن عمه اقرار کرده سهم خود از ارث پدری را دریافت کرده و نسبت به آن ادعا و اعتراضی ندارد، در صورت احراز اصالت و مشخص بودن موضوع آن، میتواند دلیل مهمی علیه ادعای فعلی وی باشد. همچنین استشهادیه سال ۱۳۶۶، اجارهنامههایی که پدر را مالک معرفی کردهاند و سابقه تصرف و بهرهبرداری وی، مجموعا میتوانند به عنوان قرائن مؤثر در اثبات مالکیت مورد استناد قرار گیرند؛ هرچند ارزش اثباتی آنها به وضعیت ثبتی و سابقه مالکیت ملک نیز بستگی دارد. بنابراین توصیه میشود ابتدا از اداره ثبت، وضعیت پلاک و سابقه ثبتی زمین و همچنین سوابق مربوط به نسق زراعی را بررسی کنید و سپس با توجه به اینکه ملک دارای سند رسمی است یا خیر و اینکه سند سال ۱۳۵۹ دقیقا چه مفادی دارد، نسبت به طرح دعوای مناسب، از جمله اثبات مالکیت و تعیین تکلیف ادعای عمه، اقدام نمایید. تا زمانی که مالکیت و سهم هر یک از ورثه بهطور قطعی مشخص نشده، فروش کل زمین توصیه نمیشود؛ زیرا در صورت وجود اختلاف، انتقال کل ملک میتواند موجب طرح دعوای ابطال یا بیاعتباری معامله نسبت به سهم مورد ادعا بشود
سلام
اگر در نوشته سال ۱۳۵۹ عمهتان صراحتا اقرار کرده که سهمالارث خود را دریافت کرده و نسبت به زمین دیگر ادعایی ندارد، این نوشته میتواند دلیل مهمی در برابر ادعای فعلی ایشان باشد. البته باید متن دقیق اقرارنامه بررسی شود تا مشخص شود دقیقا چه چیزی را اقرار کرده و آیا موضوع آن همان زمین مورد اختلاف است یا خیر
استشهادیه سال ۱۳۶۶ و اجارهنامههایی که پدرتان را مالک معرفی کردهاند نیز میتوانند به عنوان قرائن و ادله مؤید در کنار اقرارنامه مورد استناد قرار بگیرند.
برای فروش ملک، ابتدا باید وضعیت مالکیت در سوابق ثبتی و همچنین مدارک بهجامانده از پدرتان بررسی شود. اگر عمهتان همچنان مدعی مالکیت نصف زمین است، بهتر است قبل از فروش، تکلیف این ادعا مشخص شود؛ در غیر این صورت ممکن است بعدا خریدار نیز با مشکل آن جاطمینان مشخص کرد که آیا امکان فروش کل ملک وجود دارد یا ابتدا باید دعوای مربوط به مالکیت تعیین تکلیف شود.
باسلام
بله، این اقرارنامه میتواند دلیل بسیار مهمی علیه ادعای فعلی عمه باشد، اما اثر آن کاملا به متن دقیق سند سال ۱۳۵۹ و زمان فوت پدربزرگ بستگی دارد، اگر پدربزرگ قبل از سال ۱۳۵۹ فوت کرده باشد و عمه در سال ۱۳۵۹، یعنی بعد از تحقق ارث، صریحا نوشته باشد:
سهمالارث خود را دریافت کرده؛
نسبت به اموال و ماترک ادعایی ندارد؛
و سند بهصورت روشن شامل زمین مورد بحث یا کل ماترک باشد،
این سند میتواند مستند بسیار قوی برای دفاع شما باشد. اقرار اصولا نسبت به شخص اقرارکننده الزامآور است و در حقوق ایران، اقرار شخص نسبت به حق خودش اثر دارد.
با درود خدمت شما
اول: از اداره ثبت، پرونده ثبتی و وضعیت دقیق پلاک را استخراج کنید.
دوم: اصل نوشته سال ۱۳۵۹ عمه را نگهداری و از آن کپی برابر اصل تهیه کنید؛ اگر احتمال انکار امضا وجود دارد، موضوع کارشناسی خط و امضا را نیز در نظر داشته باشید.
سوم: اصل دو اجارهنامه و اصل استشهادیه سال ۱۳۶۶ را آماده کنید.
چهارم: مشخصات و امکان حضور سه شاهد استشهادیه را بررسی کنید.
پنجم: مشخص کنید پدر شما در زمان فوت، مالک رسمی بوده یا مالکیت او باید از طریق دادگاه اثبات شود.
ششم: اگر عمه همچنان نصف ملک را مطالبه میکند، قبل از فروش دعوای مناسب را علیه او مطرح و مالکیت را تعیین تکلیف کنید.
با توجه به ادعای عمه، ابتدا باید مالکیت مورث و حدود سهم وی احراز شود و سپس، حسب مورد، دعوای اثبات مالکیت و تعیین سهمالارث مطرح گردد. پس از تعیین تکلیف مالکیت، انتقال قانونی ملک امکانپذیر است. سند عادی سال ۱۳۵۹، اقرار به دریافت سهمالارث و اسقاط ادعا، بههمراه استشهادیه و اجارهنامهها، میتواند از ادله مؤثر در اثبات مالکیت پدر و رد ادعای عمه باشد.
قبل از فروش زمین، وضعیت ثبتی و نسق زراعی را از اداره ثبت استعلام کنید تا از تبعات احتمالی طرح دعوای ابطال معامله در آینده جلوگیری شود
نوشته سال ۵۹ مبنی بر دریافت سهمالارث توسط عمه، استشهادیه ۶۶ و اجارهنامههای قدیمی، مستندات قوی برای اثبات مالکیت پدر و رد ادعای عمه محسوب میشوند
فروش ملک پیش از تعیین تکلیف قطعی مالکیت توصیه نمیشود؛ ابتدا دعوای اثبات مالکیت و تعیین سهمالارث را پیگیری کنید و پس از شفافسازی و رفع ادعا، اقدام به فروش نمایید
ابتدا گواهی انحصار وراثت و مفاصاحساب مالیات بر ارث اخذ شود سپس اگر عمه تان برای انتقال و فروش همکاری نکند لازم است از طریق دادگاه حسب وضعیت ثبتی ملک دادخواست افراز و در صورت عدم امکان افراز دستور فروش ملک مشاع تقدیم گردد و همزمان برای بی اثر کردن ادعای ایشان دادخواست تنفیذ و اعتبار اقرارنامه و صلح نامه عادی سال ۱۳۵۹ و عنداللزوم اثبات مالکیت و رد ادعای سهم مطرح شود تا امکان انتقال رسمی و فروش فراهم گردد
با سلام
با این مدارک، قبل از فروش بهتر است ابتدا وضعیت مالکیت عمه روشن شود؛ چون اگر او هنوز مالک مشاع شناخته شود، فروش کل زمین بدون تعیین تکلیف سهم او ریسک دارد.
اگر سند ۱۳۵۹ واقعا متضمن صلح، اقرار به دریافت سهمالارث یا اسقاط ادعا باشد و اصالت آن قابل اثبات باشد، همراه با استشهادیه و اجارهنامهها میتواند مبنای طرح دعوای اثبات مالکیت/تایید حقوق پدر و رد ادعای عمه قرار گیرد.
پس از تعیین تکلیف قضایی و اخذ سند به نام وراث، فروش زمین بدون این ریسک انجام میشود.
سلام ابتدا باید گواهی انحصار وراثت پدرتان را بگیرید و در صورت وجود سند رسمی سهم خود را بفروشید و اگر سند عادی است و عمه مخالفت میکند با استناد به دستنوشته سال ۵۹ مبنی بر اسقاط حق استشهاد محلی و سابقه تصرف پدر دادخواست اثبات مالکیت یا تنفیذ صلحنامه به دادگاه بدهید تا پس از تثبیت مالکیت زمین را بدون ادعای معارض بفروشید
با سلام
با توجه به نوشته سال ۱۳۵۹، در صورت صراحت متن و احراز اصالت، میتوان به مواد ۱۲۵۸، ۱۲۷۵ و ۱۲۸۰ قانون مدنی استناد کرد و آن را بهعنوان اقرار کتبی عمه ارائه داد. استشهادیه و اجارهنامهها نیز قرائن مؤید مالکیت و تصرف پدر هستند.
اما چون عمه اکنون مدعی مالکیت است، قبل از فروش باید وضعیت ثبتی و مالکیت ملک تعیین تکلیف شود و در صورت لزوم، دعوای مناسب برای تثبیت مالکیت مطرح گردد.
با سلام،با توجه به گواهی انحصار وراثت و اقرارنامه ومدارک مالکیت می توان اقدام به فروش کرد یا از طریق دادگاه با اخذ گواهی عدم افراز دستور فروش گرفت.هر ادعایی که عمه محترم دارند در دادگاه مطرح کنند که با توجه به مدارک و ادله مناسب پاسخ داده خواهد شد.
شخص اقرارکننده اصولا نمیتواند ادعای دیگری خلاف اقرار خود مطرح کند، مگر اینکه بیاعتباری، اشتباه یا صوری بودن آن را اثبات نماید.اقرارنامه کتبی مبنی بر دریافت سهمالارث همراه با استشهادیه و اجارهنامهها دلایل محکمی علیه ادعای عمه هستند و انکار بعد از اقرار مسموع نیست، مگر اینکه او بیاعتباری یا اشتباه در آن را ثابت کند.
ادعای عمهتان با توجه به اقرار کتبی و استشهادیه ضعیف است. ابتدا گواهی حصر وراثت پدرتان را دریافت کنید. اگر عمه مانع شد، دادخواست اثبات مالکیت و رفع مزاحمت مطرح کنید. پس از اثبات مالکیت، انتقال سند به خریدار ممکن میشود.
اصولا اگر مقر اقرار به امری نپاید دیگر نمیتواند انکار کند .مگراینکه ثابت نماید اقرار صورت گرفته براساس واقعیت نمیباشد لذا چناچه عمه گرای
مس بتواند ثابت نماید که هیچ مالی بابت سهم الارث دریافت نکرده است و قصد امضا اقرارنامه را نداشته میتواند از دادگاه ابطال آن را از دادگاه بخواهد
برای فروش این زمین باید ابتدا دادخواست «اثبات مالکیت» و «ابطال ادعای عمه» را ثبت کنید. مدارک شما سند دستنویس سال ۵۹، استشهادیه سال ۶۶ و اجارهنامهها دلاایل محکمی برای اثبات مالکیت انحصاری پدرتان است. پس از صدور حکم قطعی به نفع خود، میتوانید با ارائه آن به اداره ثبت، درخواست صدور سند تکبرگ کرده و سپس اقدام به فروش نمایید.
بر اساس این مدارک باید دادخواست اثبات مالکیت و تنفیذ سند دستنویس عمهتان را در دادگاه حقوقی مطرح کنید و پس از صدور رای قطعی و صدور سند رسمی به نام وراث پدرتان، زمین را بفروشید؛ صرف سند دستنویس یا استشهادیه بدون رای دادگاه برای فروش رسمی کافی نیست.
با تقدیم احترام اگر اصالت دست نوشته مورد تایید طرفین قراردارد یا درصورت ثبت ادعای حقوقی با اظهار نظر کارشناس یا کارشناسان اصالت آن سند مورد تایید طرفین قرار بگیرد بله دادگاه به تایید آن رای خواهد داد ، موفق باشید 💐
باسلام و احترام؛
برای فروش، ابتدا باید مالکیت و سهم وراث در اداره ثبت مشخص و سند به نام وراث منتقل شود. در صورت اعتراض عمه شما، بهتر است قبل از فروش، تکلیف ادعای او از طریق دادگاه و با استناد به اقرارنامه مشخص گردد.
اقرارنامه سال ۱۳۵۹ صریحا دریافت سهمالارث و صرفنظر از هرگونه ادعا نسبت به زمین را بیان کند، عمه اصولا نمیتواند برخلاف اقرار خود ادعای مالکیت کند؛ مگر اینکه بیاعتباری یا اشتباه در اقرار را اثبات نماید. مواد ۱۲۷۵ و ۱۲۷۷ قانون مدنی.
اجارهنامهها، استشهادیه و سابقه تصرف پدر نیز میتواند قرائن مالکیت او باشد..
سلام. بسته به شرایط ملک از نظر دارا بودن سند رسمی یا فاقد سابقه ثبتی بؤدن شرایط حقوقی متفاوتی بر موضوع حاکم است. در حالت کلی اگر اصالت سند اقرارنامه توسط دادگاه احراز شود(در صورت اظهارانکار یا تردید یا ادعای جعل) می تواند مانع ادعای بعدی باشد.