- اگر تا سی روز پس از ابلاغ اجرائیه، همراه با صورت کلیهٔ اموال، دعوای اعسار را اقامه کنید، حبس نمیشوید مگر دعوا مسترد یا با حکم قطعی رد شود (ماده ۳).
- تقسیط زیرمجموعهٔ اعسار است: دادگاه پس از احراز اعسار، اگر شما را متمکن از پرداخت اقساطی بداند، مهلت مناسب میدهد یا حکم تقسیط صادر میکند (ماده ۱۱).
- دعوای اعسار غیرمالی است و خارج از نوبت رسیدگی میشود؛ مرجع آن دادگاه نخستین دعوای اصلی یا دادگاه صادرکنندهٔ اجرائیه است (مواد ۱۳ و ۱۴).
چه زمانی به دادخواست تقسیط موضوع دادنامه نیاز دارید؟
- اجرائیه ابلاغ شده و مهلت سی روز در جریان استتازه اجرائیه را گرفتهاید و توان پرداخت یکجا ندارید. اگر ظرف سی روز از ابلاغ، همراه با صورت کلیهٔ اموال، دادخواست اعسار بدهید، تا تعیین تکلیف آن بازداشت نمیشوید؛ این مهمترین پنجرهٔ زمانی پرونده است.
- مهلت گذشته و نگران بازداشت هستیددیرتر اقدام کردهاید. در این حالت اگر محکومٌله آزادی شما را بدون تأمین بپذیرد یا کفیل یا وثیقهٔ معتبر و معادل محکومٌبه معرفی کنید، دادگاه تا روشن شدن وضعیت اعسار از حبس خودداری میکند (تبصره ۱ ماده ۳).
- محکومیت مالی غیرقراردادی؛ دیه یا ردّ مالهمهٔ محکومیتهای مالی از جمله دیه، ضرر و زیان ناشی از جرم و ردّ مال مشمول این قانوناند و میتوان برای آنها تقسیط خواست؛ تنها استثنا محکومیت به پرداخت جزای نقدی است که از شمول این قانون بیرون است (ماده ۲۲).
- تقسیط مهریه و بدهیهای خانوادگیمهریه هم یک محکومیت مالی است و پس از صدور حکم و اجرائیه، مسیر اعسار و تقسیط آن همین قانون است. تفاوت در ادلهٔ وضع معیشت و در تعداد و مبلغ اقساطی است که دادگاه با توجه به درآمد شما تعیین میکند.
- اقساط تعیینشده دیگر با درآمد شما نمیخواندقبلاً حکم تقسیط گرفتهاید اما تورم یا تغییر شغل، پرداخت اقساط را ناممکن کرده است. راه شما تعدیل اقساط است: هر یک از دو طرف میتواند با تقدیم دادخواست، تعدیل را از دادگاه بخواهد (تبصره ۲ ماده ۱۱).
تقسیط موضوع دادنامه چیست و چه نسبتی با اعسار دارد؟
وقتی حکمی علیه شما قطعی میشود و اجرائیه صادر میگردد، اصل بر پرداخت یکجای محکومٌبه است. ماده ۱ قانون نحوهٔ اجرای محکومیتهای مالی مصوب ۱۳۹۳ میگوید اگر محکومٌبه عین معین باشد همان مال گرفته و تسلیم میشود و در غیر این صورت، اموال محکومٌعلیه با رعایت مستثنیات دین توقیف و از محل آن استیفا میشود.
تقسیط، خواستهٔ مستقل نیست؛ نتیجهٔ اثبات اعسار است. ماده ۶ معسر را کسی میداند که به دلیل نداشتن مالی جز مستثنیات دین، قادر به تأدیهٔ دیون خود نباشد؛ و تبصرهٔ همان ماده اضافه میکند که عدم قابلیت دسترسی به مال، در حکم نداشتن مال است و اثبات آن بر عهدهٔ مدیون است. سپس ماده ۱۱ مسیر را کامل میکند: در صورت ثبوت اعسار، اگر دادگاه شما را متمکن از پرداخت به نحو اقساط بداند، با ملاحظهٔ وضعیت شما یا مهلت مناسبی برای پرداخت میدهد یا حکم تقسیط بدهی صادر میکند. قانون تصریح کرده که در تعیین اقساط باید میزان درآمد و معیشت ضروری مدیون لحاظ شود، بهگونهای که توانایی پرداخت داشته باشد.
به همین دلیل عنوان درست خواسته معمولاً «صدور حکم اعسار و تقسیط محکومٌبه موضوع دادنامهٔ شمارهٔ ...» است، نه صرفاً «تقسیط». تفاوت آن با تعدیل اقساط هم روشن است: تعدیل وقتی مطرح میشود که حکم تقسیط قبلاً گرفته شده و شرایط عوض شده است.
شرایط پذیرش و اینکه بار اثبات با کیست
سرنوشت این دعوا بیش از هر چیز به بار اثبات بستگی دارد و ماده ۷ آن را دقیق تقسیم کرده است:
- وقتی اثبات با شماست: اگر وضعیت سابق شما دلالت بر ملائت داشته باشد، یا در عوض دین مالی دریافت یا به هر نحو مالی تحصیل کرده باشید، اثبات اعسار بر عهدهٔ خودتان است — مگر ثابت کنید آن مال تلف حقیقی یا حکمی شده است.
- وقتی اثبات با طرف مقابل است: اگر در عوض دین مالی نگرفتهاید و سابقهٔ ملائت هم ندارید، نوبت به محکومٌله میرسد؛ اگر او نتواند ملائت فعلی یا سابق شما را ثابت کند و ملائت نزد قاضی محرز نباشد، ادعای اعسار با سوگند مدیون و مطابق تشریفات آیین دادرسی مدنی پذیرفته میشود.
- صورت اموال، شرط شکلی است: ماده ۸ دادخواست را بدون صورت کلیهٔ اموال ناقص میداند؛ این صورت باید مشروح باشد و شامل مقدار و قیمت اموال منقول و غیرمنقول، وجوه نزد بانکها و مؤسسات مالی با مشخصات دقیق حسابها، اموال نزد اشخاص ثالث، مطالبات از دیگران و فهرست نقل و انتقالات و هر تغییر دیگر در اموال از یک سال پیش از طرح دعوا باشد.
- شهادت شهود، وقتی لازم است: در مواردی که بار اثبات با شماست یا سابقهٔ ملائت اثبات شده، اگر بخواهید با شهادت ثابت کنید، باید شهادتنامهٔ کتبی حداقل دو شاهد را پیوست کنید. شاهد باید علاوه بر هویت، شغل، میزان درآمد و راه قانونی امرار معاش شما، تصریح کند که با شما معاشرت داشته و افزون بر مستثنیات دین، مالی در دسترس ندارید (مواد ۸ و ۹).
- تحقیق مستقل دادگاه: ماده ۱۰ دادگاه را مکلف کرده پس از ثبت دادخواست، فوراً با استعلام از مراجع ذیربط وضعیت مالی شما را بررسی کند. پس پنهانکاری نتیجه نمیدهد.
مهلت سیروزه، بازداشت و ممنوعالخروجی
این بخش، حساسترین قسمت پرونده است. ماده ۳ میگوید اگر استیفای محکومٌبه از راههای دیگر ممکن نشود، محکومٌعلیه به تقاضای محکومٌله تا زمان اجرای حکم یا پذیرفته شدن ادعای اعسار یا جلب رضایت محکومٌله حبس میشود. بلافاصله استثنای مهم میآید: چنانچه محکومٌعلیه تا سی روز پس از ابلاغ اجرائیه، ضمن ارائهٔ صورت کلیهٔ اموال خود، دعوای اعسار اقامه کرده باشد، حبس نمیشود — مگر اینکه دعوای اعسار مسترد شود یا به موجب حکم قطعی رد گردد.
اگر از این مهلت جا ماندهاید، تبصره ۱ ماده ۳ راه دیگری باز گذاشته است: هرگاه محکومٌله آزادی شما را بدون اخذ تأمین بپذیرد، یا به تشخیص دادگاه کفیل یا وثیقهٔ معتبر و معادل محکومٌبه معرفی کنید، دادگاه با صدور قرار قبولی، تا روشن شدن وضعیت اعسار از حبس خودداری میکند و اگر در بازداشت باشید آزاد میشوید. در صورت رد قطعی دعوای اعسار، به کفیل یا وثیقهگذار ابلاغ میشود که ظرف بیست روز پس از ابلاغ واقعی، محکومٌعلیه را تسلیم کند.
ماده ۴ هم راه سومی دارد: اگر مالی معرفی کنید یا با رعایت مستثنیات دین مالی از شما کشف شود که طبق نظر کارشناس رسمی تکافوی محکومٌبه و هزینههای اجرایی را بکند، حبس نخواهید شد و اگر در حبس باشید آزاد میشوید.
ممنوعالخروجی: طبق ماده ۲۳، مرجع اجراکنندهٔ رأی باید به تقاضای محکومٌله قرار ممنوعالخروج بودن شما را صادر کند و این قرار تا اجرای رأی، ثبوت اعسار، جلب رضایت محکومٌله، سپردن تأمین مناسب یا تحقق کفالت به قوت خود باقی است. تبصرهٔ همان ماده برای سفر واجبی که وجوب آن از پیش ثابت شده و سفرهای درمانی ضروری، اجازهٔ موقت خروج را پیشبینی کرده است.
مستثنیات دین: چه اموالی از دسترس اجرا بیرون است؟
ستون فقرات دعوای اعسار همین فهرست است. ماده ۲۴ قانون نحوهٔ اجرای محکومیتهای مالی مصوب ۱۳۹۳ میگوید مستثنیات دین صرفاً شامل این موارد است:
- منزل مسکونی که عرفاً در شأن محکومٌعلیه در حالت اعسار او باشد.
- اثاثیهٔ مورد نیاز زندگی برای رفع حوائج ضروری او و افراد تحت تکفلش.
- آذوقهٔ موجود به قدر احتیاج او و افراد تحت تکفل، برای مدتی که عرفاً آذوقه ذخیره میشود.
- کتب و ابزار علمی و تحقیقاتی برای اهل علم و تحقیق، متناسب با شأن آنان.
- وسایل و ابزار کار کسبه، پیشهوران، کشاورزان و سایر اشخاص که برای امرار معاش ضروری آنان و افراد تحت تکفلشان لازم است.
- تلفن مورد نیاز مدیون.
- مبلغی که در ضمن عقد اجاره به موجر پرداخت میشود، مشروط بر اینکه پرداخت اجارهبها بدون آن موجب عسر و حرج شود، عین مستأجره مورد نیاز مدیون باشد و بالاتر از شأن او نباشد.
دو تبصرهٔ همین ماده دو تله دارد. اول: اگر منزل مسکونی بیش از نیاز و شأن عرفی شما در حالت اعسار باشد و مال دیگری در دسترس نباشد و حاضر به فروش آن زیر نظر مرجع اجرا نشوید، به تقاضای محکومٌله فروخته میشود و مازاد بر قیمت منزل مناسب صرف پرداخت دیون میگردد — مگر استیفا از راه سادهتری مانند منافع بخش مازاد یا انتقال سهم مشاعی ممکن باشد. دوم: اگر مستثنیات دین به حکم قانون به عوض دیگری تبدیل شده باشد، مثل مسکنی که به دلیل طرح عمرانی تبدیل به وجه شده، وصول محکومٌبه از آن ممکن است، مگر محرز شود مدیون قصد تهیهٔ همان چیز نخستین را دارد.
مرجع صالح، طرف دعوا و هزینهها
کدام دادگاه؟ ماده ۱۳ صریح است: دعوای اعسار در مورد محکومٌبه، در دادگاه نخستینِ رسیدگیکننده به دعوای اصلی یا دادگاه صادرکنندهٔ اجرائیه و به طرفیت محکومٌله اقامه میشود. پس خواندهٔ دعوا همان کسی است که حکم به نفع او صادر شده است، نه اجرای احکام. اگر اصل دعوا در دادگاه صلح رسیدگی شده باشد، بند ۵ ماده ۱۲ قانون شوراهای حل اختلاف مصوب ۱۴۰۲ اعسار از پرداخت محکومٌبه را در همان دادگاه صلح قرار داده است؛ توجه کنید که طبق ماده ۱۴ آن قانون، شورای حل اختلاف اکنون صرفاً در امر صلح و سازش اقدام میکند و رسیدگی به این دعاوی با دادگاه است.
نوع دعوا و سرعت رسیدگی: ماده ۱۴ میگوید دعوای اعسار غیرمالی است و در مرحلهٔ بدوی و تجدیدنظر خارج از نوبت رسیدگی میشود. غیرمالی بودن، اثر مستقیم بر هزینه دارد: هزینهٔ دادرسی، همان هزینهٔ ثابت دعاوی غیرمالی است که هر سال طبق تعرفهٔ سالانه تعیین میشود و به مبلغ محکومٌبه ربطی ندارد.
چه کسانی نمیتوانند این دادخواست را بدهند؟ ماده ۱۵ روشن است: دادخواست اعسار از تجار و اشخاص حقوقی پذیرفته نمیشود و این اشخاص اگر مدعی اعسارند باید رسیدگی به امر ورشکستگی خود را درخواست کنند. تبصرهٔ همان ماده اضافه میکند که اگر چنین دادخواستی از سوی شخص حقوقی یا کسی که تاجر بودنش نزد دادگاه مسلم است طرح شود، دادگاه بدون اخطار به خواهان، قرار رد دادخواست صادر میکند.
هزینهٔ دیگری هم هست که باید بشناسید: ماده ۱۲ میگوید اگر دعوای اعسار رد شود، دادگاه ضمن حکم رد، مدعی اعسار را به پرداخت خسارات وارد بر خواندهٔ دعوا محکوم میکند — البته مشروط به درخواست او. دستمزد تنظیم دادخواست جدا از اینهاست و خودِ وکیل آن را پیش از پرداخت اعلام میکند.
مدارکی که برای تنظیم دادخواست از شما میخواهیم
- تصویر دادنامه و اجرائیه با شمارهٔ پرونده و شعبه، و تاریخ دقیق ابلاغ اجرائیه — این تاریخ، شروع مهلت سیروزهٔ ماده ۳ است.
- کارت ملی و در صورت وکالت، وکالتنامه؛ ثبتنام در سامانهٔ ثنا برای دریافت ابلاغها.
- صورت کلیهٔ اموال مطابق ماده ۸: اموال منقول و غیرمنقول با مقدار و قیمت، شمارهٔ حسابها و موجودی آنها، اموال نزد اشخاص ثالث، مطالبات از دیگران و فهرست نقل و انتقالات یک سال گذشته.
- مدارک درآمد و معیشت: فیش حقوقی، گواهی کارفرما، پروانهٔ کسب، دفترچهٔ بیمه، اجارهنامهٔ محل سکونت و مدارک افراد تحت تکفل.
- شهادتنامهٔ کتبی حداقل دو شاهد با مفاد ماده ۹، بههمراه مشخصات و اقامتگاه شهود، در مواردی که بار اثبات با شماست.
- مدارک بدهیها و تعهدات دیگر: اقساط بانکی، احکام قطعی دیگر و هر چیزی که فشار مالی شما را نشان میدهد.
- در صورت طرح دعوا خارج از مهلت: مدارک کفیل یا سند وثیقهای که قصد معرفی آن را دارید.
مراحل ثبت و رسیدگی به دادخواست تقسیط
- ۱تعیین تاریخ ابلاغ اجرائیهاول از همه، تاریخ ابلاغ اجرائیه را از سامانهٔ ثنا یا پرونده در بیاورید؛ کل استراتژی پرونده به این تاریخ و به مهلت سیروزهٔ ماده ۳ گره خورده است.
- ۲تهیهٔ صورت اموال و شهادتنامهصورت کلیهٔ اموال با جزئیات ماده ۸ نوشته و امضا میشود و در صورت نیاز، شهادتنامهٔ دو شاهد با مفاد ماده ۹ گرفته میشود. این دو پیوست، بدنهٔ اصلی پروندهاند.
- ۳تنظیم متن دادخواستمشخصات خواهان و محکومٌله بهعنوان خوانده، خواستهٔ روشن «صدور حکم اعسار و تقسیط محکومٌبه موضوع دادنامهٔ شمارهٔ ...»، شرح وضع معیشت و درآمد، و فهرست دلایل و منضمات.
- ۴ثبت در دفتر خدمات الکترونیک قضاییدادخواست با مدارک در دفتر خدمات ثبت و به دادگاه نخستین دعوای اصلی یا دادگاه صادرکنندهٔ اجرائیه ارجاع میشود. ابلاغها از طریق ثنا میآید.
- ۵استعلامها و جلسهٔ دادرسیدادگاه فوراً از مراجع ذیربط دربارهٔ اموال شما استعلام میکند (ماده ۱۰) و در جلسه، شهود و مدارک بررسی میشود. رسیدگی خارج از نوبت است (ماده ۱۴).
- ۶صدور حکم اعسار و تعیین اقساطدر صورت ثبوت اعسار، دادگاه یا مهلت مناسبی برای پرداخت میدهد یا حکم تقسیط صادر میکند و مبلغ و فاصلهٔ اقساط را با توجه به درآمد و معیشت ضروری شما تعیین مینماید (ماده ۱۱).
- ۷اجرای حکم تقسیطاقساط از طریق واحد اجرای احکام پرداخت و رسید آن نگهداری میشود. پرداخت منظم اقساط، تنها چیزی است که مانع بازگشت پرونده به مسیر ماده ۱۸ میشود.
بعد از حکم تقسیط: تعدیل اقساط، اعتراض و خطرهایی که باید بشناسید
حکم تقسیط، پروندهٔ اجرایی را نمیبندد. تبصره ۱ ماده ۱۱ صریح است: صدور حکم تقسیط یا دادن مهلت، مانع استیفای بخش اجرا نشدهٔ محکومٌبه از اموالی که بعداً از محکومٌعلیه به دست میآید یا از مطالبات او نیست. یعنی اگر فردا مالی از شما پیدا شود، از همان محل برداشت خواهد شد.
تعدیل اقساط: تبصره ۲ همان ماده به هر یک از محکومٌله و محکومٌعلیه اجازه داده با تقدیم دادخواست، تعدیل اقساط را بخواهند. دادگاه با توجه به نرخ تورم بر اساس اعلام مراجع رسمی، یا تغییر در وضعیت معیشت و درآمد محکومٌعلیه، اقساط را تعدیل میکند. پس این حکم برای همیشه ثابت نیست و هر دو طرف میتوانند آن را به جریان بیندازند.
اگر اقساط پرداخت نشود: ماده ۱۸ میگوید هرگاه پس از صدور حکم اعسار ثابت شود از مدیون رفع عسرت شده یا برخلاف واقع خود را معسر قلمداد کرده است، به تقاضای محکومٌله تا زمان اجرای حکم یا اثبات حدوث اعسار یا جلب رضایت محکومٌله حبس خواهد شد؛ و همین حکم دربارهٔ کسی که اقساط تعیینشده را در زمان مقرر نپرداخته نیز اجرا میشود. دو خطر دیگر هم هست: ماده ۱۶ برای خودداری از اعلام کامل اموال به قصد فرار از اجرای حکم یا اعسار خلاف واقع، افزون بر رفع اثر از حکم اعسار، حبس تعزیری درجه هفت پیشبینی کرده و ماده ۱۷ برای کسی که با هدف فرار از پرداخت دین مرتکب تقصیر شده تا موجب اعسار خود گردد، شش ماه تا دو سال محرومیتهایی مانند ممنوعیت خروج از کشور، ممنوعیت تصدی مدیرعاملی و ممنوعیت دریافت دستهٔ چک را در نظر گرفته است.
اعتراض به رأی: اگر خوانده — یعنی محکومٌله — در هیچ جلسهای حاضر نشده و کتباً هم دفاع نکرده باشد و اخطاریه به او ابلاغ واقعی نشده باشد، رأی نسبت به او غیابی است (ماده ۳۰۳ قانون آیین دادرسی مدنی) و مهلت واخواهی برای مقیمان ایران بیست روز از ابلاغ واقعی است (ماده ۳۰۶). در برابر آن، ابلاغ واقعیِ اخطاریه رأی را حضوری نگه میدارد و برای محکومٌله تنها تجدیدنظرخواهی باقی میماند، حتی اگر در هیچ جلسهای پیدایش نشده و لایحهای هم نداده باشد. مهلت تجدیدنظرخواهی هم بیست روز است، اما نقطهٔ شروع آن تاریخ ابلاغ یا انقضای مدت واخواهی است (ماده ۳۳۶). چون دعوای اعسار غیرمالی است، طبق بند «ب» ماده ۳۳۱ حکم آن قابل تجدیدنظر است و مرجع رسیدگی، دادگاه تجدیدنظر مرکز همان استان است.
اشتباههای رایجی که وکیل جلوی آنها را میگیرد
- از دست دادن مهلت سیروزه: رایجترین و پرهزینهترین اشتباه. دیر اقدام کردن، پناه ماده ۳ را از شما میگیرد و مسیر را به کفیل و وثیقه میکشاند.
- دادخواست بدون صورت اموال: ماده ۳ و ماده ۸ هر دو صورت کلیهٔ اموال را جزء لاینفک دعوا دانستهاند؛ دادخواست بدون آن، اثر حمایتی خود را از دست میدهد.
- ناقص نوشتن صورت اموال: جا انداختن حسابی که موجودی ندارد یا انتقال ملکی که هشت ماه پیش انجام شده، میتواند به اتهام موضوع ماده ۱۶ ختم شود. کامل بنویسید، حتی اقلام کمارزش.
- طرح دعوا به طرفیت اجرای احکام: خوانده طبق ماده ۱۳ شخص محکومٌله است؛ طرف قرار دادن واحد اجرا، قرار رد میگیرد.
- شهادتنامهٔ کلی و بیمفاد: شهادتنامهای که شغل، میزان درآمد و راه امرار معاش را نگوید و تصریح نکند که جز مستثنیات دین مالی در دسترس نیست، با ماده ۹ نمیخواند.
- ادعای اعسار از سوی تاجر یا شرکت: ماده ۱۵ این دادخواست را از تجار و اشخاص حقوقی نمیپذیرد؛ مسیر آنها درخواست ورشکستگی است.
- خواستن تقسیط جزای نقدی: ماده ۲۲ محکومیت به پرداخت جزای نقدی را از شمول این قانون بیرون گذاشته است؛ تقسیط آن مسیر و مبنای دیگری دارد.
- رها کردن اقساط پس از حکم: نپرداختن اقساط در زمان مقرر، طبق ماده ۱۸ دوباره امکان بازداشت را زنده میکند. اگر توان پرداخت ندارید، بهجای سکوت، دادخواست تعدیل بدهید.