آیا مایل هستید اعلانات مربوط به گفتگوهای آنلاین خود را روی دستگاه خود دریافت کنید؟
در پنجره باز شده روی دکمه Allow کلیک کنید...
لطفاً اتصال اینترنت خود را بررسی کنید.
کیفیت کلیه مشاورهها توسط بنیاد وکلا تضمین میشود
آیا به راستی مشکلات زناشویی غیر قابل حل است و راهی جز طلاق ندارد؟
چگونه محبت ها کم سو و عشق بیمار و بی حلاوت می شود، و زندگی را تا آنجا پیش می برد که به چیزی غیر از جدایی و طلاق نمی اندیشیم.
طلاق یکی از راه های انحلال و فروپاشی زندگی زناشویی است و اقسامی دارد که در زیر شرح داده می شود.
طلاق از این جهت که مورد درخواست زن باشد، یا مرد و یا هر دو، سه حالت دارد.
زمانی که طلاق به درخواست مرد باشد، به آن «طلاق رجعی» گفته می شود، زیرا مرد تا مدت سه ماه حق رجوع (یعنی پشیمانی از طلاق را) دارد که به این مدت سه ماه «عده» گفته می شود.
در صورتی که زن متقاضی طلاق باشد باید مقداری از مهر یا همه یا بیش از آن را به شوهر ببخشد، تا رضایت او را برای طلاق کسب نماید، که به این مقدار «فدیه» گفته شده و این نوع طلاق را «طلاق خلع» می نامند.
نوع سوم «طلاق توافقی» است که تواما به درخواست زن و شوهر انجام می شود.
در این نوع طلاق معمولا کراهت زن و شوهر از یکدیگر دو جانبه است.
طلاق از این جهت که مورد درخواست زوجین یا یکی از آنهاست سه حالت دارد:
طلاق به درخواست زن و شوهر ( توافقی)، طلاق به درخواست شوهر و طلاق به درخواست زن.
در طلاق توافقی زوجین هر دو متقاضی طلاق بوده و در کلیه امور با یکدیگر توافق نموده اند که باید با مراجعه به دادگاه خانواده، اعلام توافق خود را در اموری از قبیل حضانت فرزند بعد از طلاق، ملاقات فرزند، نفقه ایام عده، شیوه استرداد جهیزیه، وصول مهریه و ... را کتبا نوشته و به دادگاه جهت ضبط در پرونده تقدیم دارند.
دادگاه به زوجین اعلام می دارد که داورانی از بین بستگان یا آشنایان مورد اعتماد خویش تعیین و به دادگاه معرفی نمایند.
چنانچه زوجین نخواهند یا نتوانند داوری معرفی کنند، دادگاه راسا مبادرت به انتخاب داور می کند.
داوران منتخب یا منصوب از ناحیه دادگاه باید مسلمان، متاهل، معتمد، دارای حسن شهرت و حداقل دارای سال تمام بوده و تا حدودی به وضعیت روحی زوجین آشنا باشند (یا بعد از نصب در جریان زندگی و اختلاف آنان قرار گیرند).
داوران سعی در اصلاح بین زوجین نموده و چنانچه موفق به این کار نشوند با اعلام مراتب به دادگاه خانواده دادگاه مذکور درخواست گواهی عدم امکان سازش صادر می کند تا با مراجعه به یکی از دفاتر ثبت طلاق، حکم صادره اجرا و صیغه طلاق جاری شود و وارد شناسنامه زوجین شود.
دادگاه هنگام صدور گواهی عدم امکان سازش باید اطمینان حاصل کند که زوجه حامله نیست و رویه قضایی در این مورد آن است که زوجه برای معاینه و صدور گواهی به پزشک مورد اعتماد (معمولا پزشکی قانونی) معرفی می شود و یا آن که دادگاه بر مبنای اقرار زوجه به حامله نبودن مراتب را گواهی می کند.
مدت اعتبار گواهی عدم امکان سازش سه ماه از تاریخ صدور است، و اگر تا پایان آن مدت، طرفین یا یکی از آن ها جهت ثبت به دفترخانه مراجعه نکند، گواهی مذکور از درجه اعتبار ساقط است.
منظور قانونگذار از اجبار طرفین به مراجعه دادگاه، تعیین داور و سرانجام تعیین مدت معین برای حل و فصل اختلافات، به ظاهر آن بوده که شاید طی این دوران زن و شوهر پشیمان شده و به سر خانه و زندگی مشترک خود بازگردند.
از سوی دیگر، گفته می شود که به این ترتیب از اختیارات مرد برای استفاده از حق یک طرفه طلاق کاسته می شود.
اگر مردی با وجود صدور حکم عدم امکان سازش به دفترخانه مراجعه نکند، زن حق دارد به دفترخانه برود و دفترخانه موظف است احضاریه ای برای شوهر بفرستند و اگر شوهر حضور پیدا نکرد، زن باید برای گرفتن وکالت در توکیل (وکالت در توکیل در این جا بدین معناست که قاضی با انتقال این وکالت به زن به او حق می دهد که به جای شوهر نسبت به طلاق خود اقدام کند.
چون در قانون طلاق دهنده مرد است، زن بدین ترتیب می تواند به وکالت از شوهر این کار را انجام بدهد) به دادگاه مراجعه کند.
با درخواست زن دادگاه می تواند همان موقع حکم عدم امکان سازش را صادر کند و به او وکالت در توکیل بدهد تا با مراجعه به دفترخانه و ارائه حکم عدم امکان سازش و وکالت نامه فوق الذکر خود را طلاق دهد.
حال اگر زن از رفتن به دفترخانه خودداری کند، مرد شخصا با مراجعه به آنجا و ارائه گواهی عدم امکان سازش می تواند صیغه طلاق را جاری کند و دفترخانه به زن موضوع را ابلاغ خواهد کرد.
نکته آخری که باید به آن توجه داشت این است که « توافق طرفین» به عنوان مبنای طلاق و اجرای آن مورد استفاده قرار می گیرد و هیچ گاه در ماهیت عمل حقوقی طلاق (که به صورت ایقاع و در اراده مرد است) دخالت ندارد.
بنابراین نباید چنین پنداشت که طلاق توافقی در زمره عقود است
طلاق در احکام اسلام به دو گونه است، طلاق رجعی و بائن.
طلاق رجعی، طلاقی را میگویند که تا وقتی زن در عده است، شوهر میتواند به او رجوع کند و با گفتن کلام یا انجام کاری نشان دهد که از تصمیم خود نسبت به طلاق برگشته است.
در این طلاق حرام است که مرد، زن را در مدت عده از خانه بیرون کند، مگر در بعضی موارد که استثناء شده است.
طلاق بائن آن است که بعد از طلاق، مرد حق ندارد به زن خود رجوع کند، یعنی بدون عقد او را به زنی قبول نماید و آن بر شش قسم است:
طلاق خلع به طلاقی گویند که زنی به شوهرش مایل نیست و مهر یا مال دیگر خود را به او میبخشد که طلاقش دهد.
طلاق مبارات به طلاقی گویند که زن و شوهر یکدیگر را نخواهند و زن مالی به مرد بدهد که او را طلاق دهد.
در قانون مدنی عده عبارت است از مدتی که تا انقضای آن زنی که عقد نکاح او منحل شده است،نمی تواند، شوهر دیگری اختیار نماید.(ماده ۱۱۵۰ قانون مدنی)
پس از انحلال نکاح بوسیله طلاق یا فوت همسر، زن تا مدتی اختیار ازدواج ندارد
در قانون از عده طلاق و عده وفات نام برده شده است که مختصرا به آن می پردازیم.
در مدت عده طلاق مرد حق رجوع به همسر خود را دارد، مگر در طلاق خلع و مبارات.
عده طلاق، مانع اختلاط نسل می شود و علاوه بر این اگر زوجین بر اثر عصبانیت و یا اختلافات زود گذر اقدام به طلاق نموده باشند فرصتی برای بازگشت آنان به زندگی مشترک فراهم می شود.
در واقع رجوع مراجعت کردن به زندگی مشترک است، که در ایام عده صورت می گیرد.
عده طلاق سه طهر است، مگر اینکه زن با اقتضای سن، عادت زنانگی نبیند که در این صورت عده ی او سه ماه است.
طهر به معنای پاکی است، بنابراین عبارت (سه طهر) که در قانون مدنی ذکر شده است به این معناست که زن سه بار عادت زنانگی داشته و با سومین عادت زنانگی مدت عده پایان می یابد.
این عده به منظور احترام به زندگی زناشویی است که ما بیبن طرفین موجود بوده است.
عده ی وفات در هر حال چهار ماه و ده روز است و ارتباطی به عادت زنانگی ندارد.
در مورد زن حامله مدت عده ی وی تا زمان وضع حمل است.
هر چقدر که باقی مانده باشد، مگر اینکه وضع حمل وی کمتر از چهار ماه وده روز باشد که در این صورت باید عده ی کامل وفات نگهدارد (ماده۱۱۵۴ قانون مدنی).
شرایط اعتراض به بهای خواسته را فقط نام ببرید؟
شرایط طرح ایراد امر قضاوت شده را فقط نام ببرید؟
حقوق خوانده را تا پایان جلسه اول دادرسی فقط نام ببرید؟
اثر انتقالی فرجامخواهی را بنویسید؟
اثر تعلیقی اعاده دادرسی را بنویسید؟
احکام قطعی و غیر قابل تجدید نظر را فقط نام ببرید؟
آقای (الف) پدر خانم x در تابستان سال ۸۵ به استناد یک نوشته عادی دادخواستی به طرفیت آقای(ب) به خواسته صدور حکم مبنی بر احراز رابطه زوجیت پرداخت مهر می کند.
عریضه نویس ادگستری در ردیف خواسته دادخواست آورده است «تقاضای رسیدگی و صدور حکم بر احراز و اثبات رابط زوجیت به سه میلیون و یکصد ریال و محکومیت خواند به پرداخت مهرالمثل»
پس از ارجاع دادخواست به شعبه ۲۷، ریاست دادگاه دستور می دهد «دفتر دادخواست ثبت، وقت رسیدگی تعیین و طرفین جهت رسیدگی دعوت شوند»
دفتر نیز تاریخ ۸۵/۷/۳۰ را به عنوان وقت رسدگی تعیین و نسخه ثانی دادخواست ضمیمه اخطاری جهت ابلاغ ارسال می شود.
مامور ابلاغ جهت ابلاغ اخطاری یه آدرس مندرج در دادخواست (اراک.خ امام خمینی-کوچه رضوان-پلاک..) مراجعه که هیچ کس در منزل حضور نداشته، لذا محل کار برادر آقای ب(اراک.خ ملک،فروشگاه کتاب) مراجع و اخطاریه و ضمایم را به برادر آقای ب ابلاغ می کند.
در وقت رسیدگی آقایب حاضر نمی شود و دادگاه نیز با استناد به نوشته عادی مستند دعوا حکم به احراز و اثبات رابطه زوجیت صادر می نماید ولیکن در خصوص مطالب مهریه تصمیم خاصی اتخاذ نمی کند.
دادنامه موصوف در تاریخ ۸۵/۸/۱۴ توسط مامور ابلاغ به شخص آقای ب ابلاغ می شود ولیکن تا به امروز ۸۵/۱۰/۲۴ از تقدیم هرگونه اعتراضی امتناع نموده است.
حال با در نظر گرفتن مطالب پیش گفته به پاسخ به سوالات زیر مد نظر است:
توضیح دهید؟
هرگاه شرطی ضمن عقد به نفع یکی از متعاملین شده باشد، در صورت تخلف از شرط از جانب متعهد، کسی که شرط به نفع او شده است می تواند معامله را با رعایت شروطی فسخ کند.
(این شروط را به طور خلاصه می توان اینگونه بیان کرد که اگر فعل یا ترک فعلی شرط شده باشد و از انجامش تخلف شود باید بدوا اجبار متعهد را تقاضا کرد و اگر اجبار ممکن نشد باید با هزینه متعهد توسط دیگری انجام شود و بازهم اگر نشد می توان معامله را فسخ کرد.
حال آنکه در موردی که شروط ضمن عقد از انواع دیگر مثلا شرط وجود صفتی در مورد معامله باشد، اصولا بدوا امکان فسخ معامله وجود خواهد داشت).
کیفیت کلیه مشاورهها توسط بنیاد وکلا تضمین میشود
با تشکر از مشارکت شما در بهبود محتوا سایت، بازخورد شما با موفقیت ثبت شد.
دیدگاهها
هنوز دیدگاهی ثبت نشده است.