آیا مایل هستید اعلانات مربوط به گفتگوهای آنلاین خود را روی دستگاه خود دریافت کنید؟
در پنجره باز شده روی دکمه Allow کلیک کنید...
لطفاً اتصال اینترنت خود را بررسی کنید.
کیفیت کلیه مشاورهها توسط بنیاد وکلا تضمین میشود
یکی از مهمترین موضوع مبحث داوری، اثر قرارداد داوری میباشد.
بنابراین در ذیل این قسمت با پرسشهایی روبرو هستیم، که پاسخ هر یک از آنها در تحلیل و نتیجهگیری نهایی مثمر خواهد بود.
مقدمه
بنابراین دادخواهی یک نوع حق بوده و تمامی افراد از این حق برخوردارند و به موجب همین ویژگی (حق بودن)، قانونگذار با وضع ماده 454 ق.آ.د.م به اشخاصی که اهلیت اقامۀ دعوا دارند، این حق را نیز داده است که صلاحیت رسیدگی به اختلافهای خود را به اشخاصی غیر قضات دادگستری واگذار نمایند.
با توجه به مواد 454 و 455 ق.آ.د.م، ارجاع اختلاف و منازعه به داوری، یک نوع قرارداد میباشد که به مانند سایر قراردادها که با تمام شرایط منعقد میشود به دنبال خود آثاری دارد.
در واقع، این قرارداد بین طرفین در حکم قانون است؛ بنابراین، قرارداد یعنی قانون وضع شده از طرف طرفین، و افرادی که خود قانونگذار قانون بودهاند، خود نیز باید آن را اجرا نمایند.
در اینکه قرارداد داوری جزو عقود جایز است یا لازم، میتوان بیان داشت که به موجب بند 1 ماده 481 ق.آ.د.م، قانونگذار یکی از ویژگیهای عقود لازم (از بین رفتن قرارداد داوری به موجب تراضی طرفین) را برای قرارداد داوری یادآور شده است.
نتیجه اینکه در قانون مدنی امکان فسخ عقد، امری استثنایی و خلاف اصل است، به ویژه از ماده 219 ق.م، برمیآید که «اصل لزوم قراردادها» مبنای روابط ناشی از پیمان خصوصی است.
با وجود این، قانونگذار در بند 2 ماده 481 ق.آ.د.م، یکی از مهمترین ویژگیهای عقود جایز، یعنی از بین رفتن عقد جایز به موجب فوت یا حجر یکی از طرفین را در مورد قرارداد داوری نیز مقرر داشته است.
امّا، این را نباید دلالت بر جایز بودن آن دانست؛ زیرا، در صورت جایز دانستن آن، هر یک از طرفین میتوانست آن را فسخ نماید (ماده 186 ق.م)، حال آنکه اینگونه نیست (بند 1 ماده 481 ق.آ.دم).
در نتیجه، قرارداد داوری جزو عقود لازم میباشد و اصل لزوم یا اصالهاللزوم بر آن جاری است که بیان میدارد، اگر عقدی بین طرفین منعقد شد، اصل این است که این عقد لازم است مگر آنکه قانون به جواز آن تصریح کرده باشد.
البته با جاری دانستن مقررات خاصی که قانونگذار برای این نوع قرارداد در نظر گرفته است؛ بنابراین به استناد مواد پیشگفته و ماده 10 ق.م، کلیه قراردادهای خصوصی که مخالف صریح قانون نباشد نافذ است، و به موجب ماده 219 ق.م، قراردادها بین طرفین و قائممقام آنان لازمالاتباع است؛ بنابراین قرارداد داوری، با رعایت قواعد عمومی قراردادها و شرایط صحت آن، طرفین را ملزم به اجرای مفاد آن (ارجاع اختلاف موضوع موافقتنامه به داوری) مینماید.
برخی گفتهاند که قرارداد داوری، صلاحیت خاص برای اشخاص خصوصی جهت حل و فصل دعاوی و تخصیص به اصل صلاحیت عام دادگاههای دولتی ایجاد میکند(لعیا جنیدی، قانون حاکم بر داوریهای تجاری بینالمللی )؛ این همان اثر مستقیم و منفی قرارداد داوری است که امروزه در حقوق داخلی اکثر کشورها در رابطه با داوریهای ملی پذیرفته شده است.
قانونگذار با وضع ماده 454 ق.آ.د.م، در مقام تجویز و بیان همین اثر منفی داوری بوده است و در آن تردیدی نیست. باید توجه داشت که رویۀ قضات محاکم بر این است که چنانچه یکی از طرفین، بهرغم وجود شرط داوری در قرارداد، موضوع را در دادگاه طرح کرده باشد به خودی خود، موجب صدور قرار عدم استماع دعوا در وضعیت فعلی خواهد بود.
حتّا اگر خوانده با استناد به شرط داوری به صلاحیت دادگاه ایراد ننماید، مگر اینکه خوانده دعوا مطابق بند 1 ماده 481 این قانون از این حق خود به صراحت اعراض کرده باشد
مستفاد از مواد 474 و 472 و بند 1 ماده 481 ق.آ.د.م، نادیده گرفتن قرارداد داوری و رجوع به دادگاه به طور یکجانبه ممکن نیست و میتواند از موارد عدم استماع دعوا محسوب گردد.
بنابراین با در نظر گرفتن مجموع مواد و مقررات راجع به داوری باید قایل به این بود که بیتردید مهمترین اثر قرارداد داوری، سلب صلاحیت محاکم دادگستری در رسیدگی به اختلاف موضوع موافقتنامۀ داوری است.
امّا، در مورد داوری بینالمللی، مستفاد از ماده 8 قانون داوری تجاری بینالمللی ایران مصوب 1376، شرط انتفای صلاحیت محاکم در فرض وجود شرط داوری، منوط به اعلام و ایراد یکی از طرفین میباشد؛ به این معنا که در صورت شرکت خوانده در دادرسی و عدم استناد به شرط داوری، اعراض ضمنی از امر داوری محسوب میشود و صلاحیت محکمه محرز و مسلم خواهد بود.
در نتیجه با وجود قرارداد داوری، به استناد مواد10 و 219 ق.م و مقررات داوری در باب هفتم قانون آیین دادرسی مدنی به خصوص مواد 454، 455 و بند 1ماده 481، محاکم نمیتوانند نسبت موضوع قرارداد داوری، وارد رسیدگی شوند.
چنانچه برغم وجود شرط داوری، دادگاه خود را صالح تشخیص داده و به دعوا رسیدگی نماید، رأی اصداری قابل اعتراض است و در صورت اعتراض، مرجع تجدیدنظر، در حدود مقررات، تشخیص دادگاه صادرکننده رأی در خصوص صلاحیت را نیز مورد بررسی قرار داده و ممکن است آن را تأیید و یا به همین علت، در حدود مقررات، رأی صادره را حسب مورد، فسخ یا نقض نماید.
در نتیجه، در مواردی که حقی بر مبنای قرارداد ایجاد میشود، بر اثر ایجاد همان حق که به موجب قانون به وجود آمده، مراجعه به داوری بر مراجعه محاکم مقدم است، و داوری صلاحیت خاص مییابد و دادگاهها با احترام به ارادۀ صریح طرفین، آنها را به داوری رهنمود میکنند.
قانون داوری تجاری بینالمللی همسو با قانون نمونه (بندهای سهگانه ماده 16 در مورد صلاحیت) به صراحت اصل صلاحیت نسبت به صلاحیت را به رسمیت شناخته است.
بنابراین داور صالح است که نسبت به صلاحیت یا عدم صلاحیت خود و نیز قلمرو صلاحیت خود تصمیم بگیرد.
بنابراین، قلمرو این قاعده نسبت به دو دسته از ایرادها قابل بررسی است:
در این مورد سه روش متفاوت در اسناد بینالمللی دیده میشود. برخی برای مراجع قضایی بطور ابتدایی صلاحیت رسیدگی قایلاند، مانند بند 2 از ماده 6 کنوانسیون اروپایی و نیز ماده 5 طرح قانون متحدالشکل داوری تجاری بین کشورهای آمریکایی و همچنین ماده 13 از قواعد نوشاتل. برخی دیگر از اسناد، مرجع تصمیمگیری را خود مرجع داوری میدانند.
دستۀ سوم از اسناد که اکثریت آن را تشکیل میدهند با وجود پذیرش صلاحیت ابتدایی مرجع داوری در رسیدگی به ایرادات مزبور یعنی وجود نداشتن قرارداد داوری معتبر بر اساس قانون قابل اجرا نسبت به قرارداد داوری را از جمله مبانی عدم شناسایی و اجرای رأی داوری میدانند.
مانند قسمت الف از ماده 5 کنوانسیون نیویورک که مقرر میدارد: «حکم داور در صورت عدم وجود قرارداد معتبر داوری، ممکن است ابطال شود.»
قواعد داوری اتاق بازرگانی و قواعد آنسیترال، صلاحیت دیوان داوری نسبت به هر دو دسته از ایرادات را پذیرفتهاند.
در بند 1 از ماده 21 قواعد آنسیترال آمده است: «دیوان داوری اختیار خواهد داشت در باب اعتراضات نسبت به صلاحیت خود از جمله اعتراضات مبتنی بر وجود یا اعتبار شرط داوری یا موافقتنامۀ جداگانۀ داوری تصمیم بگیرد.»
قانون حقوق بینالملل خصوصی سوئیس و قانون جدید آیین دادرسی مدنی فرانسه نیز به صراحت صلاحیت مرجع داوری در تصمیمگیری نسبت به صلاحیت خویش را پذیرفتهاند.
بند 3 ماده 16 قانون داوری تجاری بینالملل ایران مقرر میدارد: «در صورت ايراد به اصل صلاحيت و يا به وجود و يا اعتبار موافقتنامۀ داوري (جز در صورتي كه طرفين به نحو ديگر توافق كرده باشند) داور بايد به عنوان يك امر مقدماتي، قبل از ورود به ماهيت دعوا نسبت به آن اتخاذ تصميم كند ... چنانچه داور به عنوان يك امر مقدماتي به صلاحيت خود نظر بدهد، هر يك از طرفين ميتواند ظرف سي (30) روز پس از وصول ابلاغيه آن از دادگاه مندرج در ماده 6 درخواست كند كه نسبت به موضوع رسيدگي و اتخاذ تصميم نمايد.»
همچنین در ماده 33 این قانون، بی اعتباری قرارداد داوری(بند ب) و صدور رأی خارج از اختیارات (بنده) که عدم صلاحیت داور را نتیجه میدهد، یادآوری شده است. بنابراین، به موجب قانون داوری تجاری بینالمللی ایران، تصمیم داوران در موارد مزبور نه تنها، نهایی نبوده و موکول به بازنگری دادگاههاست، بلکه ممکن است تصمیم داور مبنی بر صلاحیت خود، حتّا در زمانی که رسیدگی داوری منتهی به صدور رأی نشده است، در دادگاه مورد اعتراض قرار گیرد.
به عبارت دیگر، دادگاه میتواند به تجویز بند 3 ماده 16 ق.د.ت.ب، همزمان با رسیدگی مرجع داوری نسبت به اعتراض ذینفع در این خصوص رسیدگی نماید.
تصمیم دادگاه در این خصوص قطعی است. و در صورت تشخیص بر بیاعتباری قرارداد داوری و عدم صلاحیت داور، مأموریت مرجع داوری به پایان میرسد و از این پس، مرجع قضایی، صالح به رسیدگی میباشد.
ممکن است یکی از طرفین بدون اینکه وجود یا اعتبار قرارداد داوری را مورد خدشه قرار دهد، ادعا کند که موضوع دعوا تحت شمول قرارداد داوری نیست، بنابراین مرجع داوری صلاحیت رسیدگی نسبت به آن را ندارد.
در این مورد، تمام اسناد بینالمللی که حاوی مقرراتی در این امر هستند، به خود مرجع داوری اختیار تصمیمگیری نسبت به ماهیت چنین ایرادتی را میدهند.
به هر حال باید توجه داشت که تجاوز داور از حدود صلاحیت خویش از جمله مبانی امتناع از شناسایی و اجرای رأی داوری و یا ابطال آن است.
در حقوق ایران، قانونگذار در قانون داوری تجاری بینالمللی مصوب 1376 به صراحت نسبت به این امر اظهارنظر نموده و صلاحیت تصمیم در این خصوص را در اختیار مرجع داوری قرار داده است؛ بدین ترتیب که در ابتدا مرجع داوری نسبت به صلاحیت خود تصمیم میگیرد و در صورتی که خود را صالح دانسته باشد، شخص معترض میتواند در دادگاه اقامۀ دعوا نماید.
بنابراین، کنترل نهایی با دادگاه خواهد بود(ماده 16، بندهای الف، ب و ه ماده 33، ماده 34 و بند 1 ماده 35 ق.د.ت.ب).
امّا قانون آیین دادرسی مدنی مصوب 1379 این امر را به سکوت گذاشته است.
برخی به استناد ماده 461 این قانون معتقدند که در مقررات داوری ملی، اصل صلاحیت نسبت به صلاحیت، به کلی نفی گردیده و قانونگذار تا سر حد افراط، مداخلۀ دادگاه در داوری را پذیرفته است.
به نظر نگارنده ماده 461 ق.آ.د.م به دلایل زیر، به کلی اصل صلاحیت نسبت به صلاحیت را نفی نکرده است.
قانونگذار، کنترل نهایی را در اختیار مرجع قضایی قرار داده است و شخص معترض میتواند، جهت اعتراض به تصمیم داور در دادگاه اقامۀ دعوا نماید (مواد 461، 489 ق.آ.د.م). ضمناً این ماده بیفاصله پس از مواد 459 و 460 قانون جدید آمده است که به تعیین و نصب داور به دست دادگاه اشاره دارد.
در حقوق ایران، پذیرش قاعده مزبور چه در داوری مشمول ق.آ.د.م و چه ق.د.ت.ب، به معنای منع دادگاه در رسیدگی به این موضوع نخواهد بود.
البته با این تفاوت که در قانون داوری تجاری بینالمللی رسیدگی ابتدایی با مرجع داوری است و در صورت اعتراض نسبت به تصمیم داور، دادگاه، صالح به رسیدگی میباشد. نتیجه اینکه داور صلاحیت رسیدگی نسبت به صلاحیت خود را دارد و از طرفی رسیدگی دادگاه در این خصوص منافاتی با قرارداد داوری ندارد.
در مورد تأثیر قرارداد داوری نسبت به اشخاص ثالث، باید گفت که قاعده کلی، تأثیر نداشتن اعمال حقوقی نسبت به اشخاص دیگر است.
اصل استقلال و آزادی اراده اقتضا دارد که بدون اجازه دیگری نه حقی به نفع او بوجود آید و نه تکلیفی بر گردنش بار شود و نه بتوان بدون رضایت وی حق او را اسقاط کرد.
قرارداد داوری به مانند سایر عقود از قاعدۀ کلی تبعیت نموده و فقط نسبت به اشخاصی که آن را تنظیم نمودهاند، مؤثر است و نسبت به اشخاص ثالث اثری ندارد و متضمن اصل نسبی بودن قراردادها میباشد.
مطابق این اصل، آثار قرارداد فقط بین طرفهای عقد و قائممقام ایشان جریان پیدا میکند و نسبت به اشخاص ثالث سرایت نمیکند و حق یا تعهدی از ناحیه عقد برای ایشان به وجود نمیآید، مگر اینکه خلاف آن از طرف قانونگذار تصریح گردد.
بنابراین، خصوصیت متمایزکننده داوری از سایر شیوههای ترافعی حل اختلاف، قراردادی بودن آن است. این ویژگی داور را فاقد هرگونه صلاحیت یا اختیار نسبت به اشخاص ثالث میسازد.
افزون بر آن توافق به داوری حتّا نسبت به وراث هر یک از طرفین نیز بیاثر است. بنابراین، چنانچه پس از توافق، یکی از طرفین فوت نماید و همچنین در صورت حجر و به طریق اولی، جنون هر یک از طرفین، داوری از بین میرود.
در این خصوص ماده 481 ق.آ.د.م مقرر میدارد: «در موارد زير داوري از بين ميرود: « ... - با فوت يا حجر يكي از طرفين دعوا.»
یکی از مهمترین موضوع مبحث داوری، اثر قرارداد داوری میباشد.
مقدمه
با توجه به اینکه قانون اساسی، اصول و مبانی کلی حاکم بر امور قضایی را تبیین نموده که برای حفظ حقوق و آزادیهای فردی و اجتماعی ضروری میباشد و بر اساس یکی از این اصول (اصل 34) مقرر شده است: «دادخواهی حق مسلم هر فرد است و هر کس میتواند به منظور دادخواهی به دادگاههای صالح رجوع نماید ... .»؛ بنابراین دادخواهی یک نوع حق بوده و تمامی افراد از این حق برخوردارند و به موجب همین ویژگی (حق بودن)، قانونگذار با وضع ماده 454 ق.آ.د.م به اشخاصی که اهلیت اقامۀ دعوا دارند، این حق را نیز داده است که صلاحیت رسیدگی به اختلافهای خود را به اشخاصی غیر قضات دادگستری واگذار نمایند.
با توجه به مواد 454 و 455 ق.آ.د.م، ارجاع اختلاف و منازعه به داوری، یک نوع قرارداد میباشد که به مانند سایر قراردادها که با تمام شرایط منعقد میشود به دنبال خود آثاری دارد. در واقع، این قرارداد بین طرفین در حکم قانون است.
بنابراین، قرارداد یعنی قانون وضع شده از طرف طرفین، و افرادی که خود قانونگذار قانون بودهاند، خود نیز باید آن را اجرا نمایند.
در اینکه قرارداد داوری جزو عقود جایز است یا لازم، میتوان بیان داشت که به موجب بند 1 ماده 481 ق.آ.د.م، قانونگذار یکی از ویژگیهای عقود لازم (از بین رفتن قرارداد داوری به موجب تراضی طرفین) را برای قرارداد داوری یادآور شده است.
ماده 185 ق.م در مقام تعریف عقد لازم مقرر میدارد: «عقد لازم آن است که هیچ یک از طرفین معامله حق فسخ آن را نداشته باشد مگر در موارد معینه.» نتیجه اینکه در قانون مدنی امکان فسخ عقد، امری استثنایی و خلاف اصل است، به ویژه از ماده 219 ق.م، برمیآید که «اصل لزوم قراردادها» مبنای روابط ناشی از پیمان خصوصی است.
با وجود این، قانونگذار در بند 2 ماده 481 ق.آ.د.م، یکی از مهمترین ویژگیهای عقود جایز، یعنی از بین رفتن عقد جایز به موجب فوت یا حجر یکی از طرفین را در مورد قرارداد داوری نیز مقرر داشته است.
امّا، این را نباید دلالت بر جایز بودن آن دانست؛ زیرا، در صورت جایز دانستن آن، هر یک از طرفین میتوانست آن را فسخ نماید (ماده 186 ق.م)، حال آنکه اینگونه نیست (بند 1 ماده 481 ق.آ.دم).
در نتیجه، قرارداد داوری جزو عقود لازم میباشد و اصل لزوم یا اصالهاللزوم بر آن جاری است که بیان میدارد، اگر عقدی بین طرفین منعقد شد، اصل این است که این عقد لازم است مگر آنکه قانون به جواز آن تصریح کرده باشد.
این اصل در ماده 219 ق.م به شرح زیر آمده است: «عقودی که بر طبق قانون واقع شده باشد بین متعاملین و قائممقام آنها لازمالاتباع است مگر اینکه به رضای طرفین إقاله یا به علت قانونی فسخ شود.»
البته با جاری دانستن مقررات خاصی که قانونگذار برای این نوع قرارداد در نظر گرفته است؛ بنابراین به استناد مواد پیشگفته و ماده 10 ق.م، کلیه قراردادهای خصوصی که مخالف صریح قانون نباشد نافذ است، و به موجب ماده 219 ق.م، قراردادها بین طرفین و قائممقام آنان لازمالاتباع است؛ بنابراین قرارداد داوری، با رعایت قواعد عمومی قراردادها و شرایط صحت آن، طرفین را ملزم به اجرای مفاد آن (ارجاع اختلاف موضوع موافقتنامه به داوری) مینماید.
برخی گفتهاند که قرارداد داوری، صلاحیت خاص برای اشخاص خصوصی جهت حل و فصل دعاوی و تخصیص به اصل صلاحیت عام دادگاههای دولتی ایجاد میکند.
این همان اثر مستقیم و منفی قرارداد داوری است که امروزه در حقوق داخلی اکثر کشورها در رابطه با داوریهای ملی پذیرفته شده است.
قانونگذار با وضع ماده 454 ق.آ.د.م، در مقام تجویز و بیان همین اثر منفی داوری بوده است و در آن تردیدی نیست. باید توجه داشت که رویۀ قضات محاکم بر این است که چنانچه یکی از طرفین، بهرغم وجود شرط داوری در قرارداد، موضوع را در دادگاه طرح کرده باشد به خودی خود، موجب صدور قرار عدم استماع دعوا در وضعیت فعلی خواهد بود.
حتّا اگر خوانده با استناد به شرط داوری به صلاحیت دادگاه ایراد ننماید، مگر اینکه خوانده دعوا مطابق بند 1 ماده 481 این قانون از این حق خود به صراحت اعراض کرده باشد.
مستفاد از مواد 474 و 472 و بند 1 ماده 481 ق.آ.د.م، نادیده گرفتن قرارداد داوری و رجوع به دادگاه به طور یکجانبه ممکن نیست و میتواند از موارد عدم استماع دعوا محسوب گردد.
به عنوان مثال، شعبه سوم دیوان عالی کشور در رأی شماره 159-14/8/1322 آورده است: «طبق مستفاد از ماده 648 [ماده 472 ق. ج] قانون آیین دادرسی مدنی بعد از قرارداد داوری انصراف یکی از اصحاب دعوا دادگاه را مجاز در رسیدگی و اصدار رأی نمیکند؛ بنابراین با در نظر گرفتن مجموع مواد و مقررات راجع به داوری باید قایل به این بود که بیتردید مهمترین اثر قرارداد داوری، سلب صلاحیت محاکم دادگستری در رسیدگی به اختلاف موضوع موافقتنامۀ داوری است.
امّا، در مورد داوری بینالمللی، مستفاد از ماده 8 قانون داوری تجاری بینالمللی ایران مصوب 1376، شرط انتفای صلاحیت محاکم در فرض وجود شرط داوری، منوط به اعلام و ایراد یکی از طرفین میباشد؛ به این معنا که در صورت شرکت خوانده در دادرسی و عدم استناد به شرط داوری، اعراض ضمنی از امر داوری محسوب میشود و صلاحیت محکمه محرز و مسلم خواهد بود.
در نتیجه با وجود قرارداد داوری، به استناد مواد10 و 219 ق.م و مقررات داوری در باب هفتم قانون آیین دادرسی مدنی به خصوص مواد 454، 455 و بند 1ماده 481، محاکم نمیتوانند نسبت موضوع قرارداد داوری، وارد رسیدگی شوند؛ چنانچه برغم وجود شرط داوری، دادگاه خود را صالح تشخیص داده و به دعوا رسیدگی نماید، رأی اصداری قابل اعتراض است و در صورت اعتراض، مرجع تجدیدنظر، در حدود مقررات، تشخیص دادگاه صادرکننده رأی در خصوص صلاحیت را نیز مورد بررسی قرار داده و ممکن است آن را تأیید و یا به همین علت، در حدود مقررات، رأی صادره را حسب مورد، فسخ یا نقض نماید.
در نتیجه، در مواردی که حقی بر مبنای قرارداد ایجاد میشود، بر اثر ایجاد همان حق که به موجب قانون به وجود آمده، مراجعه به داوری بر مراجعه محاکم مقدم است، و داوری صلاحیت خاص مییابد و دادگاهها با احترام به ارادۀ صریح طرفین، آنها را به داوری رهنمود میکنند.
قانون داوری تجاری بینالمللی همسو با قانون نمونه (بندهای سهگانه ماده 16 در مورد صلاحیت) به صراحت اصل صلاحیت نسبت به صلاحیت را به رسمیت شناخته است.
بنابراین داور صالح است که نسبت به صلاحیت یا عدم صلاحیت خود و نیز قلمرو صلاحیت خود تصمیم بگیرد.
بنابراین، قلمرو این قاعده نسبت به دو دسته از ایرادها قابل بررسی است:
در این مورد سه روش متفاوت در اسناد بینالمللی دیده میشود.
برخی برای مراجع قضایی بطور ابتدایی صلاحیت رسیدگی قایلاند، مانند بند 2 از ماده 6 کنوانسیون اروپایی و نیز ماده 5 طرح قانون متحدالشکل داوری تجاری بین کشورهای آمریکایی و همچنین ماده 13 از قواعد نوشاتل. برخی دیگر از اسناد، مرجع تصمیمگیری را خود مرجع داوری میدانند.
مانند بند 1 از ماده 18 قانون متحدالشکل شورای اروپا و نیز بند 2 از ماده 6 قواعد داوری تجاری بینالمللی کمیسیون اقتصادی سازمان ملل متحد برای آسیا و خاور دور که مقرر میدارد: «داور یا داوران میتوانند نسبت به وجود و اعتبار قرارداد داوری تصمیم بگیرند.»
دستۀ سوم از اسناد که اکثریت آن را تشکیل میدهند با وجود پذیرش صلاحیت ابتدایی مرجع داوری در رسیدگی به ایرادات مزبور یعنی وجود نداشتن قرارداد داوری معتبر بر اساس قانون قابل اجرا نسبت به قرارداد داوری را از جمله مبانی عدم شناسایی و اجرای رأی داوری میدانند.
مانند قسمت الف از ماده 5 کنوانسیون نیویورک که مقرر میدارد: «حکم داور در صورت عدم وجود قرارداد معتبر داوری، ممکن است ابطال شود.»
قواعد داوری اتاق بازرگانی و قواعد آنسیترال، صلاحیت دیوان داوری نسبت به هر دو دسته از ایرادات را پذیرفتهاند. در بند 1 از ماده 21 قواعد آنسیترال آمده است: «دیوان داوری اختیار خواهد داشت در باب اعتراضات نسبت به صلاحیت خود از جمله اعتراضات مبتنی بر وجود یا اعتبار شرط داوری یا موافقتنامۀ جداگانۀ داوری تصمیم بگیرد.»
قانون حقوق بینالملل خصوصی سوئیس و قانون جدید آیین دادرسی مدنی فرانسه نیز به صراحت صلاحیت مرجع داوری در تصمیمگیری نسبت به صلاحیت خویش را پذیرفتهاند.
بند 3 ماده 16 قانون داوری تجاری بینالملل ایران مقرر میدارد: «در صورت ايراد به اصل صلاحيت و يا به وجود و يا اعتبار موافقتنامۀ داوري (جز در صورتي كه طرفين به نحو ديگر توافق كرده باشند) داور بايد به عنوان يك امر مقدماتي، قبل از ورود به ماهيت دعوا نسبت به آن اتخاذ تصميم كند ... چنانچه داور به عنوان يك امر مقدماتي به صلاحيت خود نظر بدهد، هر يك از طرفين ميتواند ظرف سي (30) روز پس از وصول ابلاغيه آن از دادگاه مندرج در ماده 6 درخواست كند كه نسبت به موضوع رسيدگي و اتخاذ تصميم نمايد.»
همچنین در ماده 33 این قانون، بی اعتباری قرارداد داوری(بند ب) و صدور رأی خارج از اختیارات (بند ه) که عدم صلاحیت داور را نتیجه میدهد، یادآوری شده است.
بنابراین، به موجب قانون داوری تجاری بینالمللی ایران، تصمیم داوران در موارد مزبور نه تنها، نهایی نبوده و موکول به بازنگری دادگاههاست، بلکه ممکن است تصمیم داور مبنی بر صلاحیت خود، حتّا در زمانی که رسیدگی داوری منتهی به صدور رأی نشده است، در دادگاه مورد اعتراض قرار گیرد.
به عبارت دیگر، دادگاه میتواند به تجویز بند 3 ماده 16 ق.د.ت.ب، همزمان با رسیدگی مرجع داوری نسبت به اعتراض ذینفع در این خصوص رسیدگی نماید. تصمیم دادگاه در این خصوص قطعی است.
در صورت تشخیص بر بیاعتباری قرارداد داوری و عدم صلاحیت داور، مأموریت مرجع داوری به پایان میرسد و از این پس، مرجع قضایی، صالح به رسیدگی میباشد.
ممکن است یکی از طرفین بدون اینکه وجود یا اعتبار قرارداد داوری را مورد خدشه قرار دهد، ادعا کند که موضوع دعوا تحت شمول قرارداد داوری نیست، بنابراین مرجع داوری صلاحیت رسیدگی نسبت به آن را ندارد.
در این مورد، تمام اسناد بینالمللی که حاوی مقرراتی در این امر هستند، به خود مرجع داوری اختیار تصمیمگیری نسبت به ماهیت چنین ایرادتی را میدهند.
به هر حال باید توجه داشت که تجاوز داور از حدود صلاحیت خویش از جمله مبانی امتناع از شناسایی و اجرای رأی داوری و یا ابطال آن است.
در حقوق ایران، قانونگذار در قانون داوری تجاری بینالمللی مصوب 1376 به صراحت نسبت به این امر اظهارنظر نموده و صلاحیت تصمیم در این خصوص را در اختیار مرجع داوری قرار داده است؛ بدین ترتیب که در ابتدا مرجع داوری نسبت به صلاحیت خود تصمیم میگیرد و در صورتی که خود را صالح دانسته باشد، شخص معترض میتواند در دادگاه اقامۀ دعوا نماید. بنابراین، کنترل نهایی با دادگاه خواهد بود(ماده 16، بندهای الف، ب و ه ماده 33، ماده 34 و بند 1 ماده 35 ق.د.ت.ب).
امّا قانون آیین دادرسی مدنی مصوب 1379 این امر را به سکوت گذاشته است. برخی به استناد ماده 461 این قانون معتقدند که در مقررات داوری ملی، اصل صلاحیت نسبت به صلاحیت، به کلی نفی گردیده و قانونگذار تا سر حد افراط، مداخلۀ دادگاه در داوری را پذیرفته است.
به نظر نگارنده ماده 461 ق.آ.د.م به دلایل زیر، به کلی اصل صلاحیت نسبت به صلاحیت را نفی نکرده است.
قانونگذار، کنترل نهایی را در اختیار مرجع قضایی قرار داده است و شخص معترض میتواند، جهت اعتراض به تصمیم داور در دادگاه اقامۀ دعوا نماید (مواد 461، 489 ق.آ.د.م).
ضمناً این ماده بیفاصله پس از مواد 459 و 460 قانون جدید آمده است که به تعیین و نصب داور به دست دادگاه اشاره دارد.
در حقوق ایران، پذیرش قاعده مزبور چه در داوری مشمول ق.آ.د.م و چه ق.د.ت.ب، به معنای منع دادگاه در رسیدگی به این موضوع نخواهد بود.
البته با این تفاوت که در قانون داوری تجاری بینالمللی رسیدگی ابتدایی با مرجع داوری است و در صورت اعتراض نسبت به تصمیم داور، دادگاه، صالح به رسیدگی میباشد.
نتیجه اینکه داور صلاحیت رسیدگی نسبت به صلاحیت خود را دارد و از طرفی رسیدگی دادگاه در این خصوص منافاتی با قرارداد داوری ندارد.
در مورد تأثیر قرارداد داوری نسبت به اشخاص ثالث، باید گفت که قاعده کلی، تأثیر نداشتن اعمال حقوقی نسبت به اشخاص دیگر است.
اصل استقلال و آزادی اراده اقتضا دارد که بدون اجازه دیگری نه حقی به نفع او بوجود آید و نه تکلیفی بر گردنش بار شود و نه بتوان بدون رضایت وی حق او را اسقاط کرد.
قانونگذار در ماده 475 ق.آ.د.م مقرر میدارد: «شخص ثالثي كه برابر قانون به دادرسي جلب شده يا قبل يا بعد از ارجاع اختلاف به داوري وارد دعوا شده باشد، ميتواند با طرفين دعواي اصلي در ارجاع امر به داوري و تعيين داور يا داوران تعيين شده تراضي كند و اگر موافقت حاصل نگرديد، به دعواي او برابر مقررات به طور مستقل رسيدگي خواهد شد.» و وفق ماده 495 ق.آ.د.م: «رأی داور فقط دربارۀ طرفين دعوا و اشخاصي كه دخالت و شركت در تعيين داور داشتهاند و قائممقام آنان معتبر است و نسبت به اشخاص ديگر تأثيري نخواهد داشت.»
قرارداد داوری به مانند سایر عقود از قاعدۀ کلی تبعیت نموده و فقط نسبت به اشخاصی که آن را تنظیم نمودهاند، مؤثر است و نسبت به اشخاص ثالث اثری ندارد و متضمن اصل نسبی بودن قراردادها میباشد.
مطابق این اصل، آثار قرارداد فقط بین طرفهای عقد و قائممقام ایشان جریان پیدا میکند و نسبت به اشخاص ثالث سرایت نمیکند و حق یا تعهدی از ناحیه عقد برای ایشان به وجود نمیآید، مگر اینکه خلاف آن از طرف قانونگذار تصریح گردد.
بنابراین، خصوصیت متمایزکننده داوری از سایر شیوههای ترافعی حل اختلاف، قراردادی بودن آن است.
این ویژگی داور را فاقد هرگونه صلاحیت یا اختیار نسبت به اشخاص ثالث میسازد.
افزون بر آن توافق به داوری حتّا نسبت به وراث هر یک از طرفین نیز بیاثر است.
بنابراین، چنانچه پس از توافق، یکی از طرفین فوت نماید و همچنین در صورت حجر و به طریق اولی، جنون هر یک از طرفین، داوری از بین میرود. در این خصوص ماده 481 ق.آ.د.م مقرر میدارد: «در موارد زير داوري از بين ميرود: « ... - با فوت يا حجر يكي از طرفين دعوا.»
کیفیت کلیه مشاورهها توسط بنیاد وکلا تضمین میشود
با تشکر از مشارکت شما در بهبود محتوا سایت، بازخورد شما با موفقیت ثبت شد.
دیدگاهها
هنوز دیدگاهی ثبت نشده است.