آیا مایل هستید اعلانات مربوط به گفتگوهای آنلاین خود را روی دستگاه خود دریافت کنید؟
در پنجره باز شده روی دکمه Allow کلیک کنید...
لطفاً اتصال اینترنت خود را بررسی کنید.
کیفیت کلیه مشاورهها توسط بنیاد وکلا تضمین میشود
حضانت فرزند بعد از طلاق، از جمله خواستههای زوجینی است که قصد جدایی از هم را دارند.
اگرچه زن و شوهر پیش و پس از طلاق دچار مشکلات روانی و عاطفی متعددی میشوند که صدمات مهمی را به آنها وارد میکند، اما نباید از کودکان طلاق که هیچ نقشی در این مشکلات نداشتهاند غافل شد.
ابتدا باید توجه کرد که مفهوم حضانت با ولایت اشتباه گرفته نشود.
ولایت اداره امور طفل است که بر عهده پدر و پدربزرگ است و پس از فوت آنها به فردی سپرده میشود که آنها پیش از فوت معین کردهاند.
بر مبنای همین اشتباه این تصور غلط پدید میآید که حضانت طفل در نبود پدر با پدربزرگ است؛ این مسئله مطلقا صحیح نیست.
حضانت به معنای نگهداری و مراقبت جسمی، روحی، مادی و معنوی اطفال و تعلیم و تربیت آنها است.
حضانت علاوه بر اینکه حق والدین است، تکلیف آنها هم به شمار میرود.
به این معنا که اگر حضانت طفل به یکی از والدین سپرده شود نمیتواند از آن صرف نظر کند و ملزم به نگهداری از طفل است.
پس از جدایی والدین و قبل از رسیدن دختر به ۹ سال (سن بلوغ) وضعیت حضانت را قانون مشخص میکند.
مطابق قانون تا زمان رسیدن کودک به ۷ سالگی اولویت حضانت فرزند بعد از طلاق با مادر است؛ یعنی اگر مانعی وجود نداشته باشد، دادگاه خانواده کودک را برای نگهداری به مادر میدهد.
پس از ۷ سالگی، پدر مسئول نگهداری از دختر میشود؛ این مسئله مطلق نیست و شرط استثنای آن مصلحت طفل است.
زمانی که دختر به سن بلوغ برسد، حضانت او دیگر توسط قانون و دادگاه مشخص نمیشود و این خود دختر است که انتخاب میکند با کدام یک از والدین زندگی کند.
مطابق قانون سن بلوغ در پسرها ۱۵ سالگی می باشد و وضعیت حضانت را قبل از رسیدن پسر به سن بلوغ را قانون مشخص میکند.
مطابق قانون تا زمان رسیدن کودک به ۷ سالگی اولویت حضانت فرزند بعد از طلاق با مادر است؛ یعنی اگر مانعی وجود نداشته باشد، دادگاه خانواده کودک را برای نگهداری به مادر میدهد.
پس از رسیدن فرزند پسر به ۷ سالگی، پدر مسئول نگهداری از او میشود؛ این مسئله مطلق نیست و شرط استثنای آن مصلحت طفل است.
زمانی که پسر به سن بلوغ برسد، حضانت او دیگر توسط قانون و دادگاه مشخص نمیشود و این خود پسر است که انتخاب میکند با کدام یک از والدین زندگی کند.
البته در مواردی پدر و مادر میتوانند به نفع یکدیگر از حق حضانت خود صرفنظر کنند.
بنابراین قراردادهای بین والدین در مورد حق حضانت در صورتی که بر خلاف مصلحت طفل نباشد، معتبر و لازمالاجرا است.
لذا برای ابقای حضانت خویش در یک سال باقی مانده باید مدارک و شواهدی مستدل مبنی بر عدم صلاحیت پدر به دادگاه خانواده ارائه نمایید تا تصمیم مقتضی اتخاذ گردد.در هر حال تصمیم دادگاه مبتنی بر صلاح و غبطه فرزند خواهد بود.
بعد از این سن هم به پدر واگذار شده البته صلاحدید دادگاه با رعایت مصلحت طفل شرط لازم میباشد ولی ممکن است دادگاه بعد از آن هم فرزند را به پدر واگذار نکنند.
یعنی مادر از بدو تولد تا ۷ سالگی از پسر نگهداری میکند و از ۷ سال تا ۱۵ سالگی پدر میتواند در صورت موافقت و صلاحدید دادگاه چنانچه مصلحت طفل ایجاب کند حضانت او را برعهده گیرد.
اما سپردن حضانت به مادر مطلق و بدون استثنا نیست چرا که در صورت حدوث جنون یا ازدواج مادر این حضانت مطابق قانون ساقط خواهد شد.
یعنی پدر میتواند حضانت را از مادر پس بگیرد و ازدواج مجدد برای او به معنای تحویل فرزند به پدر است.
بنابراین سپردن حضانت فرزندان بعد از طلاق به پدر پس از ۷ سالگی مطلق نیست و در هر صورت مصلحت او مهمترین مسئله است.
اهمیت مصلحت کودک به حدی است که حتی اگر والدین توافقی در مورد نگهداری طفل داشته باشند و دادگاه خانواده آن را بر خلاف مصلحت او تشخیص دهد، میتواند حکمی به غیر از آنچه والدین توافق کردهاند بدهد.
دختر پس از نه سالگی و پسر پس از ۱۵سالگی از سن حضانت خارج شده و به خواسته و صلاحدید خود انتخاب می کند با کدام یک از والدین زندگی کند.
در صورت حدوث اختلاف در حضانت از فرزند پس از سن هفت سالگی، حضانت طفل با رعایت مصلحت کودک به تشخیص دادگاه می باشد.
سند نکاحیه یا همان عقدنامه های دفاتر ازدواج و طلاق، تکلیف بسیاری از مسائل مالی و غیرمالی بین زوجین را مشخص میکنند.
با این حال، عقدنامه های مزبور فضایی را در اختیار طرفین قرار میدهد که بتوانند شروط دیگری را نیز در آن گنجانده و تکلیف برخی امور مهم دیگر را از همان ابتدا مشخص کنند.
بر همین مبنا، اگر زوجین در سند نکاحیه وضعیت خاصی در مورد حضانت فرزند بعد از طلاق به عنوان شرط مطرح ضمن عقد مطرح کرده باشند، نیازی به تبعیت از قانون نیست و وضعیت نگهداری کودک بر مبنای شرط ضمن عقد تعیین می شود.
شرایطی که قانون مدنی برای نگهداری طفل عنوان می کند:
علاوه بر این موارد، اگر زندگی با یکی از والدین، کودک را در خطر جسمی یا روحی قرار دهد مانند اینکه یکی از والدین بیماری خطرناک واگیردار داشته باشد، نمیتواند از کودک نگهداری کند.
اگر مادر مجددا ازدواج کند، در صورتی که پدر فوت کرده باشد، حق حضانت فرزند بعد از طلاق از او سلب نمیشود و کودک همچنان تحت نگهداری او باقی میماند.
موارد زیر میتواند از جمله شرایطی باشد که دادگاه حق حضانت را از یکی از والدین سلب کند:
مصادیق سلب حضانت فرزند بعد از طلاق تنها به همین موارد خلاصه نمیشود و همانطور که گفته شد در صورت احتمال هرگونه خطر جسمی، روحی و یا تربیتی، دادگاه میتواند حق حضانت را از والدین سلب کند.
در ماده ۱۱۷۳ قانون مدنی بیان شده:
«هر گاه در اثر عدم مواظبت یا انحطاط اخلاقی پدر یا مادری که طفل تحت حضانت اوست، صحت جسمانی و یا تربیت اخلاقی طفل در معرض خطر باشد، محکمه میتواند به تقاضای اقربای طفل یا به تقاضای قیم او یا به تقاضای رئیس حوزه قضایی هر تصمیمی را که برای حضانت طفل مقتضی بداند، اتخاذ کند».
بنابراین اگر والدین فاقد صلاحیت لازم برای نگهداری اطفال باشند، این حق توسط قانونگذار ساقط خواهد شد.
و سایر مواردی از این قبیل که در صورت اثبات آن به دادگاه می توان حضانت را از پدر یا مادر سلب کرد، اما صرف فحاشی سلب حضانت نخواهد کرد.
در صورت فوت هریک از والدین، حضانت طفل با دیگری است؛ مثلا پس از فوت پدر، حضانت کودک با مادر است.
همانطور که گفته شد پدربزرگ ولی طفل است و در صورت فوت پدر، حضانت طفل بر عهده او نیست.
در صورتی که پدر و مادر هر دو فوت کنند، حضانت طفل بر عهده پدربزرگ پدری است. اگر پدربزرگ هم فوت کرده باشد حضانت طفل بر مبنای طبقات ارث است.
در قانون مدنی درباره ملاقات فرزند با والدین به این صورت آمده است:
هرکدام از والدین که طفل تحت حضانت او نیست، حق ملاقات طفل خود را دارد. تعیین زمان ومکان ملاقات و سایر جزئیات مربوط به آن، در صورت اختلاف بین والدین با محکمه است.
از آن جایی که طفل باید از حضور هر دو والد بهرهمند شود، هریک از والدین که دادگاه حضانت فرزند بعد از طلاق را به او واگذار نکرده است میتواند ساعاتی از هفته با فرزند خود ملاقات کند.
تعیین ساعات ملاقات در درجه اول با توافق والدین با یکدیگر انجام میشود، اما در صورتی که والدین در این مورد به توافق نرسند، دادگاه در این مورد تصمیم میگیرد.
هیچ مسئله ای، حتی فساد اخلاقی، نمیتواند مانع از ملاقات والدین با کودک شود، بلکه باید شرایطی تامین گردد تا این دیدار در محیطی امن و با نظارت کافی انجام شود.
در صورتی که یکی از والدین مانع ملاقات فرزندش با دیگری شود، یا والدی که حضانت بر عهده او نیست از تحویل کودک خودداری کند، طرف دیگر میتواند با مراجعه به مراجع قضایی او را ملزم به تحویل طفل کند.
در صورتی که ایجاد مانع برای ملاقات تکرار شود، میتواند دلیلی برای سلب حضانت باشد.
در طول زندگی مشترک، پرداخت هزینه های زندگی زن و فرزندان بر عهده مرد است.
پس از جدایی نیز بدون توجه به این مسئله که حضانت فرزند بعد از طلاق با کدام یک از والدین است، پدر مسئولیت دارد نیاز های مالی او را تامین کند.
مبلغ نفقه کودک را دادگاه خانواده بر اساس وضعیت او از نظر موقعیت اجتماعی، شرایط سنی، نیاز های روزمره و غیره تعیین میکند.
اگر در شروط ضمن عقد گفته شده باشد که در صورت واگذاری حضانت طفل به مادر تامین مخارج او با مادر است، پدر موظف به پرداخت نفقه طفل نیست.
اما اگر مادر به صورت داوطلبانه مدتی هزینه های زندگی فرزندش را تامین کند به معنای وظیفه او نسبت به این عمل نیست و هر زمان که بخواهد میتواند پرداخت نفقه کودک را از پدرش درخواست کند.
در صورتی که پدر فوت کرده باشد حضانت کودک با مادر است اما پدربزرگ پدری وظیفه دارد مخارج زندگی کودک را تامین کند.
با وجود همه مطالب گفته شده، مهم ترین بحث در مسئله حضانت فرزندان بعد از طلاق، مصلحت و آسایش طفل است و دادگاه بیش از هرچیز این مورد را در نظر میگیرد.
بنابراین ممکن است با وجود احراز همه شرایط در یکی از والدین صرفا به این دلیل که کودک تمایل ندارد با او زندگی کند، دادگاه حضانت فرزند بعد از طلاق را به او واگذار نکند.
کیفیت کلیه مشاورهها توسط بنیاد وکلا تضمین میشود
با تشکر از مشارکت شما در بهبود محتوا سایت، بازخورد شما با موفقیت ثبت شد.
دیدگاهها
هنوز دیدگاهی ثبت نشده است.