میتوان از این رای و این متن به عنوان احراز پرداخت چک به بایع یا اثبات ثمن معامله و یا هر عنوان دیگر، برای دادخواست اثبات وقع بیع استفاده کرد؟
با سلام
بیع آپارتمانی صورت گرفته، مبایعه نامه دست نویس توسط بایع سرقت و منهدم شده. ثمن معامله در ۶ فقره چک و همگی فقط در وجه بایع صادر شده و همگی طی تاییدیه بانک وصول شده اند. بایع پس از انهدام مبایعه نامه منکر بیع و دریافت چکها شده و پس از استعلام جدیدتر از بانک، چکها همگی توسط پسر بایع وصول شده اند ولی بدون امضای ظهر نویسی پدر (بایع). در واقع ذینفع چکها هیچ امضایی پشت چکها نکرده و بانک هر ۶ فقره چک را در طول نزدیک به یک سال و نیم و بدون توجه به عدم امضا ظهر آنها به آورنده چک که پسر ذینفع بوده میداده. پس از پرسش کتبی از بانک جهت علت این اشتباه، بانک کتبا پاسخ داده است که به علت تشابه اسمی بین پدر و پسر، همکار شعبه دچار اشتباه سهوی شده است. پس از این موضوع و شکایت از بانک مربوطه بابت جبران اشتباه، قاضی پرونده با استناد به اینکه اینجانب پس از صدور چکها دیگر ذینفع چکها نیستم و در حال حاضر ذینفع کسی است که چکها در وجه اوست و چون او نیز ادعایی ندارد، قرار رد دعوا به استناد ماده ۸۹ قانون مدنی صادر کرده است و با این کار اینجانب را در دوری باطل انداخته چرا که بایع منکر دریافت چکهاست و پسرش هم مدعی این است که چکها را بابت حساب از من گرفته و حواسش نبوده که در وجه پدرش است (البته بدون ارائه مدرکی بابت حساب شخصی) و بانک و دادگاه هم که من را ذینفع برای طرح دعوی نمیدانند. لذا به یک بن بست خورده ام و پیشنهاد طرح دعوای اثبات وقوع بیع به من شده ولی ممکن است که به دلیل عدم وجود اصل مبایعه نامه و انکار دریافت چکها توسط بایع رد شود، فقط در متن رای دادگاه بانک قاضی عبارتی تحت این عنوان آورده : " اکنون دادگاه با نظر به محتویات پرونده و اظهارات خواهان در دادخواست و صورتمجلس دادگاه، نظر به اینکه خواهان با صدور چک در وجه شخصی به نام ........... بابت ثمن معامله، دیگر ذینفع چک نمیباشد و ذینفع شخصی است که چک به نام او صادر گردیده است و ........" آیا میتوان از این رای و این متن به عنوان احراز پرداخت چک به بایع یا اثبات ثمن معامله و یا هر عنوان دیگر ، برای دادخواست اثبات وقع بیع استفاده کرد یا خیر؟ و همچنین نظر جنابعالی در خصوص احقاق حق در این موضوع اصولا چیست؟ با تشکر از مطالعه و راهنمایی شما.