موضوعتان را بگویید، در چند ثانیه به وکیلِ در دسترس میرسید
لطفاً اتصال اینترنت خود را بررسی کنید.
تلفن تماس:
شما میتوانید درخواست ارزیابی حقوقی خود را بطور مستقیم برای ارسال کنید و در کوتاهترین زمان ممکن از ایشان پاسخ
بگیرید.
لطفا دقت داشته باشید، شما در هر روز تنها
میتوانید ۳
درخواست ارزیابی حقوقی رایگان ویا ارتباط مستقیم با متخصص ثبت نمایید.
همچنین دقت داشته باشید درصورت عدم انتخاب متخصص، پیام شما برای تمامی متخصصان ارسال شده و ایشان
می توانند ارزیابی خود را از درخواست شما مطرح نمایند.
در واگذاری یک ملک، ابتدا اقرارنامهی رسمی مبنی بر صلح عمری در سال ۱۴۰۴ تنظیم شده و سپس اقرارنامهی رسمی دیگری مبنی بر وقوع بیع در تیرماه ۱۴۰۵. این دو اقرارنامه چه آثار حقوقی دارند و کدامیک قابل قبول است؟
اقرارنامهی رسمی اول که صلح عمری را اثبات میکند، تاریخ مقدم دارد و اصولاً معتبر است؛ اقرارنامهی دوم که وقوع بیع را اعلام میکند، اگر با اقرارنامهی اول در تعارض باشد، بهتنهایی نمیتواند آن را بیاثر کند.
طبق قانون مدنی، اقرار رسمی در برابر اقراركننده حجت است و رجوع از آن پذیرفته نمیشود؛ همچنین صلح عمری یک عقد لازم است و جز با تراضی طرفین یا فسخ قانونی قابل انحلال نیست.
اگر اقرارنامهی دوم در واقع اعلام یک معاملهی جدید (بیع مستقل) است نه نقض اقرار اول، هر دو میتوانند اثر داشته باشند؛ اما اگر هدف ابطال صلح عمری از طریق اقرار به بیع است، این اقدام بدون فسخ رسمی یا توافق طرفین کافی نیست و اقرارنامهی اول همچنان مؤثر باقی میماند.
این پاسخ توسط هوش مصنوعی تولید شده است. لطفاً
توجه
داشته باشید که ممکن
است اطلاعات
ارائهشده
بهطور کامل دقیق
یا قابل اعتماد نباشد. توصیه میشود برای تأیید صحت اطلاعات، به مشاوره وکلای مجرب مراجعه کنید.
اگر هر دو اقرارنامه درباره یک معامله واحد باشند اما یکی آن را صلح عمری و دیگری بیع معرفی کند، تعارض ایجاد میشود و دادگاه صرفا به تاریخ اقرارنامهها اکتفا نمیکند. قاضی با بررسی قصد واقعی طرفین در زمان انعقاد قرارداد، اسناد اصلی، نحوه پرداخت ثمن، تصرفات و سایر قرائن تشخیص میدهد که ماهیت واقعی معامله بیع بوده یا صلح عمری. بنابراین هیچیک از دو اقرارنامه بهطور خودکار بر دیگری مقدم نیست و ارزش اثباتی هر یک در کنار سایر دلایل سنجیده میشود.
باسلام
اگر هر دو اقرارنامه به یک انتقال واحد اشاره داشته باشند، وجود دو عنوان متفاوت (صلح عمریو بیع) یک تعارض جدی ایجاد میکند که با بررسی سایر دلایل حل میشود؛ از جمله:
صلحنامه یا مبایعهنامه اصلی.
زمان و نحوه پرداخت ثمن.
تحویل ملک.قصد واقعی طرفین هنگام انعقاد قرارداد.سایر قرائن و مدارک.
بنابراین، از نظر حقوقی نمیتوان صرفا به این دلیل که اقرارنامه دوم مؤخر است، گفت بیع جایگزین صلح شده است. اقرارنامه مؤخر ممکن است در تحلیل دادگاه مؤثر باشد، اما لزوما بر اقرارنامه اول مقدم نیست و دادگاه مجموعه ادله را ارزیابی میکند
سلام
ملاک اصلی، قصد واقعی طرفین در زمان انجام معامله است. اگر اقرارنامه رسمی اول دلالت بر صلح عمری داشته باشد، اصل بر اعتبار همان صلح است چون در عقد صلح بحث قیمت واقعی مطرح نیست و میتواند بلاعوض یا در برابر عوض جزئی باشد.اقرارنامه بعدی درباره بیع، زمانی معتبر است که وقوع واقعی بیع و پرداخت یا تعیین ثمن ثابت شود. صرف تغییر عنوان از صلح به بیع، بدون اثبات قصد واقعی و ارکان بیع، موجب بیاعتباری صلح قبلی نمیشود. اگر اقرارنامه صلح عمری واقعی و مطابق قصد طرفین باشد، اعتبار آن قویتر است چون در صلح لازم نیست قیمت واقعی معامله احراز شود و طرفین آزادی بیشتری در تعیین شرایط دارند.