آیا مایل هستید اعلانات مربوط به گفتگوهای آنلاین خود را روی دستگاه
خود دریافت کنید؟
در پنجره باز شده روی دکمه Allow کلیک کنید...
لطفاً اتصال اینترنت خود را بررسی کنید.
تلفن تماس:
شما میتوانید درخواست ارزیابی حقوقی خود را بطور مستقیم برای ارسال کنید و در کوتاهترین زمان ممکن از ایشان پاسخ
بگیرید.
لطفا دقت داشته باشید، شما در هر روز تنها
میتوانید ۳
درخواست ارزیابی حقوقی رایگان ویا ارتباط مستقیم با متخصص ثبت نمایید.
همچنین دقت داشته باشید درصورت عدم انتخاب متخصص، پیام شما برای تمامی متخصصان ارسال شده و ایشان
می توانند ارزیابی خود را از درخواست شما مطرح نمایند.
در پروندههایی که دادخواست تایید انفساخ یا فسخ ثبت میشود، اول قاضی از لحاظ شکلی بررسی میکند که آیا شرط مورد ادعا در قرارداد به معنای انفساخ یا فسخ است یا خیر؟
اگر دادخواست انفساخ یا فسخ با شرط قراردادی مغایرت داشت، آیا قرار عدم استماع صادر میشود تا عنوان صحیح دادخواست انفساخ یا فسخ ثبت شود، یا قاضی مستقیما در خصوص انفساخ یا فسخ ماهوی رسیدگی میکند؟
با توجه به مقررات قانونی، قاضی ابتدا باید دادخواست را از لحاظ شکلی بررسی کند.
اگر دادخواست انفساخ یا فسخ با شرط قراردادی مغایرت داشته باشد، قاضی میتواند قرار عدم استماع صادر کند تا عنوان صحیح دادخواست اصلاح شود.
در صورت تطابق شرط با قرارداد، قاضی به رسیدگی ماهوی میپردازد. این موضوع بر اساس ماده ۲ قانون آیین دادرسی مدنی تعیین میشود.
این پاسخ توسط هوش مصنوعی تولید شده است. لطفاً
توجه
داشته باشید که ممکن
است اطلاعات
ارائهشده
بهطور کامل دقیق
یا قابل اعتماد نباشد. توصیه میشود برای تأیید صحت اطلاعات، به مشاوره وکلای مجرب مراجعه کنید.
سلام در صورت اقامه دادخواست حقوقی ، قاضی ابتدا از نظر شکلی خود دادخواست را مورد بررسی قرار خواهد داد و اگر دادخواست از نظر شکلی صحیح مطرح شده باشد قاضی وارد رسیدگی ماهوی به اصل خواسته خواهد شد
با سلام در دعاوی حقوقی دادگاه ابتدا به شرایط شکلی رسیدگی میکند اگر دادخواست فاقد شرایط ماده ۸۴ قانون آدم باشد قرار رد دعوا صادر میکند واگر دعوا منطبق بر قانون نباشد قرار عدم استماع
اما اینکه قاضی بررسی کند که شرط فاسخ است یا شرط فسخ ورود به ماهیت است و ارتباط به شکل دعوا ندارد...
درود بر شما،
مطابق اصول دادرسی، تشخیص ماهیت شرط قراردادی (فسخ یا انفساخ)، امری ماهوی است نه شکلی.
تشخیص اینکه شرط قراردادی فسخی است یا انفساخی، ماهوی است و قاضی مکلف به بررسی آن است.
اگر عنوان دادخواست با ماهیت شرط مغایرت داشته باشد، قرار عدم استماع صادر نمیشود. دادگاه ماهیتا رسیدگی میکند و عنوان را تصحیح یا دعوا را رد میکند. عدم استماع فقط در ایرادات شکلی واقعی کاربرد دارد، نه اشتباه در تحلیل حقوقی شرط.
در پروندههای تایید انفساخ یا فسخ، قاضی ابتدا شکلی بررسی میکند که آیا شرط مورد ادعا در قرارداد اساسا منجر به انفساخ یا فسخ میشود یا خیر. اگر دادخواست با قرارداد یا قانون مغایرت داشته باشد، معمولا قرار عدم استماع یا دستور اصلاح دادخواست صادر میشود تا عنوان صحیح مشخص شود. در غیر این صورت، قاضی وارد رسیدگی ماهوی و بررسی تحقق انفساخ یا فسخ میشود.
با سلام بله قاعدتا اول قاضی به لحاظ شکلی بررسی میکند که شرط مورد ادعا موجب انفساخ یا فسخ هست یا خیر. در مورد سوال دوم، اگر دادخواست با ماهیت شرط مغایرت داشته باشد، معمولا قرار عدم استماع با ارشاد جهت اصلاح عنوان دادخواست صادر میشود و بدون اصلاح، اصولا به طور مستقیم به ماهیت پرونده رسیدگی نمیشود.
عرض سلام و اهداء ادب
همه چیز در رسیدگی معطوف و محدود به خواستهخ مطروحه است. در نتیجه تایید فسخ با انفساخ متفاوت خواهد بود. االبته در نظر داشته باشید که انفساخ، به صورت قهری حاصل می شود. در نتیجه تایید انفساخ خواسته صحیحی به نظر نمی رسد. در چنین شرایطی می بایست ضمن رعایت شرایط مقرره، نسبت به مطلبه هر آنچه که به واسطه انفساخ برای شما موجد حق خواهد بود اقدام فرمائید.
در پناه حضرت مقصود باشید
با سلام
کاربر گرامی قاضی ابتدا به بررسی ماهیت شرط قراردادی و هدف خواهان میپردازد و معمولا صرفا به دلیل مغایرت بین عنوان دادخواست (فسخ یا انفساخ) و شرط قراردادی، قرار عدم استماع صادر نمیشود بلکه قاضی با توجه به محتویات پرونده و مفاد قرارداد، مستقیما به رسیدگی ماهوی ادامه داده و حکم را بر اساس مستندات قرارداد و وقوع یا عدم وقوع شرط صادر میکند.
سلام وقتت بخیر
در دعوای مبتنی بر شرط قراردادی، قاضی ابتدا مفاد شرط و کل رابطه را تفسیر میکند تا ببیند انحلال از نوع انفساخ است یا فسخ؛ این تشخیص یک امر ماهوی ـ حقوقی است نه صرفا شکلی، و صرف اشتباه در عنوان «تایید فسخ» یا «تایید انفساخ» بهتنهایی موجب صدور قرار عدم استماع نیست. در فرض تعارض عنوان خواسته با مفاد شرط، رویه غالب این است که دادگاه با تکیه بر سبب واقعی انحلال (مثلا تحقق شرط فاسخ) به ماهیت وارد میشود و بر همان اساس حکم صادر میکند، مگر اینکه نوع خواسته ذاتا جایگاه قانونی یا نفع عملی نداشته باشد که در آنصورت ممکن است قرار عدم استماع یا رد دعوا صادر شود.
نحوه تشخیص فسخ یا انفساخ
در شرطی مثل «هرگاه هر یک از چکهای ثمن برگشت بخورد، مبایعهنامه خودبهخود باطل و منفسخ است»، دادگاه این را شرط فاسخ و موجب انفساخ قهری عقد میداند، نه ایجاد حق فسخ برای فروشنده. در رای تجدیدنظر تهران (دادنامه ۱۲ شعبه تجدیدنظر، کلاسه ۹۳۰۹۹۷۰۲۲۱۲۰۱۵۴۰) صراحتا اعلام شده که با تحقق شرط فاسخ و برگشت چکها، عقد خودبهخود منفسخ شده و ارسال اظهارنامه فسخ فقط اقدامی اضافی است و اثر حقوقی جدیدی ایجاد نمیکند. در رای دیگری از شعبه ۵۶ تجدیدنظر تهران نیز بیان شده که شرط عدم پرداخت ثمن، شرط فاسخ معلق است و نتیجه آن انفساخ عقد است و نه ایجاد حق فسخ؛ بنابراین خواهان اصولا نمیتواند «فسخ» را بخواهد، بلکه باید «تایید انفساخ» یا آثار آن را طرح کند.
اشتباه در عنوان خواسته
بر اساس همین رای تجدیدنظر تهران در «تکلیف دادگاه در فرض اشتباه خواهان در عنوان خواسته»، اگر سبب انحلال معامله در متن دادخواست و لوایح بهصورت شرط فاسخ و انفساخ توضیح داده شده باشد، ولی در ستون خواسته اشتباها عنوان «تایید فسخ» درج شود، دادگاه مکلف است با توجه به سبب اصلی (انفساخ) به دعوا رسیدگی و حکم مقتضی (تایید انفساخ و آثار آن) صادر کند. دادگاه تجدیدنظر در همین پرونده، رای بدوی را که به دلیل نیافتن جهت فسخ، دعوای «تایید فسخ» را رد کرده بود، نقض کرد و تصریح نمود اشتباه وکیل در استعمال عبارت «فسخ» بهجای «انفساخ» مبنای دعوا و سبب انحلال را تغییر نمیدهد. این تحلیل با اصول کلی آیین دادرسی (از جمله لزوم توجه دادگاه به «سبب و مبنای دعوا» و نه صرف عبارت ظاهری ستون خواسته) و مباحث فقهی و دکترین در خصوص «تکلیف دادگاه به تکییف حقوقی صحیح» هماهنگ است.
موارد صدور قرار عدم استماع یا رد دعوا
۱. وقتی نوع خواسته ذاتا قابل استماع نیست یا نفعی ندارد:
در برخی آرا و دکترین، دعوای «تنفیذ انفساخ» یا «اعلام فسخ» در جایی که فسخ با اعلام به طرف مقابل تحقق یافته، بهدلیل فقدان نفع عملی و اینکه انفساخ یا فسخ قهرا محقق شده، غیرقابل استماع دانسته و مستندا به ماده ۲ قانون آیین دادرسی مدنی قرار عدم استماع صادر شده است. برای نمونه، در یکی از آرا تصریح شده «اعلام فسخ معامله نیازی به طرح دعوا در مرجع قضایی ندارد و صرف اعلام به مشروطعلیه کافی است، لذا در صورت طرح چنین دعوایی باید قرار عدم استماع صادر شود». در رایی دیگر، «دعوی تنفیذ انفساخ» بهکلی غیرقابل استماع تلقی شده و به خواهان تذکر داده شده که باید به اثر نهایی آن (بیاعتباری قرارداد و آثار اجرایی) توجه کند.
۲. وقتی مفاد قرارداد با نوع خواسته جمعپذیر نیست:
در پروندهای که شرط قراردادی صراحتا انفساخ خودبهخودی را پیشبینی کرده بود، اما خواهان دعوای «فسخ مبایعهنامه» مطرح کرده بود، دادگاه تجدیدنظر اعلام کرد دعوا با مفاد شرط مندرج در قرارداد منطبق نیست و خواهان باید دعوای خود را در قالب «تایید انفساخ» مطرح میکرد؛ نهایتا با نقض رای بدوی، «قرار رد دعوی» صادر شد، نه قرار عدم استماع، زیرا دادگاه به این جمعبندی رسید که اساسا چنین خواستهای (فسخ در فرض شرط فاسخ) از نظر ماهوی فاقد مبناست. در همان رای، تاکید شده که با تحقق شرط فاسخ، عقد خودبهخود منحل میشود و نیاز به اعمال حق فسخ و صدور حکم فسخ نیست؛ بنابراین اصرار بر عنوان فسخ، با ماهیت قرارداد تعارض دارد و قابلیت پذیرش ندارد.
۳. تفاوت رویه بین عدم استماع و رد دعوا:
بسته به تحلیل دادگاه، گاهی در این وضعیت به «عدم وجود نفع و موضوع دعوا» استناد و قرار عدم استماع صادر میشود، و گاهی دعوا وارد شده تلقی ولی در ماهیت «مردهود» اعلام میشود؛ رویهها در این نقطه کاملا یکنواخت نیستند، هرچند هر دو بر این ایده استوارند که عنوان نادرست «فسخ» یا «انفساخ» وقتی با مفاد قرارداد و قواعد ماهوی سازگار نباشد، به پذیرش خواسته منتهی نمیشود. در مقابل، جایی که فقط اشتباه لفظی در عنوان است و سبب انحلال دقیقا در دادخواست تشریح شده، گرایش قوی رویه این است که دادگاه بدون صدور قرار شکلی، ماهیت را بر مبنای انفساخ یا فسخ صحیح بررسی و همان را در رای منعکس کند.
نتیجه عملی برای تنظیم دادخواست
در عمل، قاضی ابتدا قرارداد و شرط مورد استناد و توضیحات ستون «دلایل و منضمات» و شرح دادخواست را میخواند و بر اساس آن تشخیص میدهد آیا مورد از مصادیق فسخ (نیازمند اراده ایقاعی) است یا انفساخ (تحقق قهری بر اثر شرط فاسخ یا قانون). اگر از مجموع محتوا روشن باشد که سبب واقعی انحلال، شرط فاسخ و انفساخ است، معمولا با وجود اشتباه در عنوان، دادگاه به ماهیت رسیدگی و حکم «تایید انفساخ و آثار آن» صادر میکند و نیازی به صدور قرار عدم استماع برای تصحیح عنوان و ثبت دادخواست جدید نمیبیند؛ مگر اینکه اساس نوع خواسته از نظر نفع یا مبنا قابل استماع نباشد که در آنصورت بهتناسب، قرار عدم استماع یا رد دعوا صادر خواهد شد.
سلام کاربر گرامی
ابتدا قاضی از لحاظ شکلی بررسی میکند؛ اگر عنوان دادخواست با شرط قراردادی منطبق نباشد، معمولا قرار عدم استماع صادر میشود و رسیدگی ماهوی انجام نمیگیرد.