موضوعتان را بگویید، در چند ثانیه به وکیلِ در دسترس میرسید
لطفاً اتصال اینترنت خود را بررسی کنید.
تلفن تماس:
شما میتوانید درخواست ارزیابی حقوقی خود را بطور مستقیم برای ارسال کنید و در کوتاهترین زمان ممکن از ایشان پاسخ
بگیرید.
لطفا دقت داشته باشید، شما در هر روز تنها
میتوانید ۳
درخواست ارزیابی حقوقی رایگان ویا ارتباط مستقیم با متخصص ثبت نمایید.
همچنین دقت داشته باشید درصورت عدم انتخاب متخصص، پیام شما برای تمامی متخصصان ارسال شده و ایشان
می توانند ارزیابی خود را از درخواست شما مطرح نمایند.
ملکی در سال ۱۴۰۰ طی قولنامهای از پدر به پسر منتقل شده است. بخشی از ثمن نقداً پرداخت و مابقی بهصورت تدریجی و به شکل طلا تسویه شده است. در سال ۱۴۰۴ یک اقرارنامه با عنوان صلح عمری تنظیم شد و در سال ۱۴۰۵، پس از اخذ پایان کار، سند رسمی در دفترخانه بهصورت بیع قطعی ثبت گردید. اکنون اقرارنامهای رسمی از سوی پدر تنظیم شده که در آن اعلام میکند ملک را طی سند قطعی به پسر منتقل داده، شرط منع دخلوتصرف مندرج در قولنامه را کانلمیکن میداند و هرگونه حق یا ادعا نسبت به ملک را از خود سلب میکند. آیا با وجود این اقرارنامه، ماهیت معامله بیع است یا صلح؟
با توجه به اقرارنامه رسمی تنظیمشده و سند قطعی ثبتشده در دفترخانه، ماهیت معامله بیع است، نه صلح.
طبق قانون مدنی، بیع عقدی است که به موجب آن مالی در ازای ثمن معلوم منتقل میشود. در این پرونده، پرداخت ثمن (نقد و طلا)، تنظیم سند قطعی غیرمنقول با عنوان بیع در دفترخانه، و اقرارنامه رسمی پدر مبنی بر انتقال مالکیت و اسقاط هرگونه ادعا، همگی دلالت بر وقوع بیع دارند. عنوان «صلح عمری» در اقرارنامه اول صرفاً جنبه مالیاتی داشته و با سند بعدی و این اقرارنامه عملاً کنار گذاشته شده است.
پسر میتواند با استناد به سند رسمی بیع مورخ ۱۴۰۵ و این اقرارنامه، هرگونه ادعای بعدی پدر را در دادگاه رد کند؛ زیرا اقرار در سند رسمی طبق قانون مدنی علیه مُقِر معتبر و قابل استناد است.
این پاسخ توسط هوش مصنوعی تولید شده است. لطفاً
توجه
داشته باشید که ممکن
است اطلاعات
ارائهشده
بهطور کامل دقیق
یا قابل اعتماد نباشد. توصیه میشود برای تأیید صحت اطلاعات، به مشاوره وکلای مجرب مراجعه کنید.
سلام
ماهیت معامله بیع است؛ زیرا سند رسمی سال ۱۴۰۵ صراحتا بهصورت بیع قطعی تنظیم شده و اقرارنامه رسمی مؤخر نیز همین انتقال را تایید و حقوق پدر را ساقط کرده است. عنوان «صلح عمری» در اقرارنامه سال ۱۴۰۴، با توجه به سند رسمی قطعی بعدی، مبنای نهایی معامله محسوب نمیشود.
از انجایی که شما مالکرسمی و قانونی ملک بر اساس بیع هستید طرح اینکه قبل صلح بوده و شرطی داشته و ... قابل ترتیب اثر دادن نیست .بعلاوه اقرارنامه رسمی هم مبنی بر بیع است . بنابر انچه بیان شده .معامله شما دلالت بر بیع نموده و بیع است
سلام و احترام. با توجه به اینکه در نهایت سند رسمی در دفترخانه به صورت بیع قطعی ثبت شده و پدر نیز در اقرارنامه جدید خود بر انتقال ملک طی سند قطعی تاکید کرده و حقوق خود را سلب نموده است، ماهیت این معامله بیع است. اقرارنامه جدید در واقع تاییدکننده نهایی بودن بیع و رفع هرگونه شرط یا مانع در قولنامه قدیمی است و صلح عمری پیشین در اینجا نقش یک مرحله گذار را داشته که با ثبت سند قطعی بیع، جایگزین شده است.
با توجه به اینکه انتقال قطعی با ذکر عوض قسمتی وجه نقد و قسمتی طلا انجام شده ماهیت معامله در ظاهر همان بیع است اما طرفین با استناد به ماده ی ۷۵۸ قانون مدنی آن را در قالب عقد صلح گنجانده اند تا از برخی احکام اختصاصی بیع مانند حف شفعه فرار کنند عقد بیع و صلح در مقام بیع هردو نیازمند به تعیین عوض همان ثمن هستند با توجه به اینکه قسمتی از ثمن در ابتدا و مابقی به صورت طلا پرداخت شده شرط اساسی معوض بودن ماده ی ۱۹۰ قانون مدنی محقق شده است در نتیجه این معامله در باطن و از حیث اقتصادی یک بیع محض است که برای فرار از برخی احکام قانونی مانند حق شفعه یا خیارات لباس عقد صلح را پوشیده است از نظر قانونی این کار با استناد به ماده ی ۷۵۸ کاملا مجاز و صحیح است
با توضیحاتی که دادید به نظر میرسد **ماهیت اصلی معامله بیع است نه صلح**
چون در سال ۱۴۰۰ قولنامه با قصد خرید و فروش و پرداخت ثمن منعقد شده و در سال ۱۴۰۵ نیز سند رسمی به صورت بیع قطعی تنظیم شده است اقرارنامه سال ۱۴۰۴ با عنوان صلح عمری به تنهایی ماهیت معامله اصلی را تغییر نمیدهد
اگر اقرارنامه رسمی اخیر هم صراحتا اعلام کرده که پدر ملک را به موجب سند قطعی به پسر منتقل کرده و تمام حقوق خود را نسبت به ملک ساقط کرده این اقرار حتی میتواند مؤید وقوع و اجرای بیع باشد
البته اگر ثابت شود قرارداد سال ۱۴۰۰ در واقع با قصد صلح منعقد شده یا صلح عمری سال ۱۴۰۴ یک قرارداد مستقل و واقعی بوده نتیجه میتواند متفاوت باشد
در چنین پروندهای **قصد واقعی طرفین و مفاد قراردادها و نحوه پرداخت ثمن** تعیینکننده است نه صرف عنوانی که روی یکی از اسناد نوشته شده است.