- معسر کسی است که جز مستثنیات دین مالی ندارد و نمیتواند دِین خود را بپردازد؛ عدم دسترسی به مال هم در حکم نداشتن مال است (ماده ۶).
- اگر ظرف سی روز از ابلاغ اجراییه، همراه با صورت کلیهٔ اموال، دعوای اعسار را طرح کنید، تا تعیین تکلیف آن بازداشت نمیشوید (ماده ۳).
- با ثبوت اعسار، دادگاه مهلت مناسب میدهد یا حکم تقسیط صادر میکند؛ تقسیط مانع استیفا از اموالی که بعداً از شما به دست آید نیست (ماده ۱۱).
چه زمانی به دادخواست اعسار از مهریه نیاز دارید؟
- اجراییهٔ مهریه تازه ابلاغ شده استحکم مهریه قطعی و اجراییه ابلاغ شده و توان پرداخت یکجا ندارید. اگر ظرف سی روز از ابلاغ، همراه با صورت کلیهٔ اموال، دعوای اعسار را ثبت کنید، تا تعیین تکلیف آن بازداشت نمیشوید.
- مهلت سیروزه گذشته استدیرتر متوجه شدهاید یا اجراییه را ندیدهاید. طرح اعسار همچنان ممکن است، اما طبق تبصره ۱ ماده ۳ برای جلوگیری از بازداشت باید محکومٌلها آزادی شما را بپذیرد یا کفیل یا وثیقهٔ معتبر و معادل محکومٌبه معرفی کنید.
- میخواهید مهریه قسطبندی شودتوان پرداخت تدریجی دارید ولی نه یکجا. خواستهٔ شما اعسار از پرداخت دفعی و تقسیط محکومٌبه است؛ دادگاه با ملاحظهٔ درآمد و معیشت ضروری شما مهلت یا اقساط تعیین میکند (ماده ۱۱).
- ثبت طلاق به حقوق مالی گره خورده استطبق ماده ۲۹ قانون حمایت خانواده ثبت طلاق موکول به تأدیهٔ حقوق مالی زوجه است، مگر زوجه رضایت دهد یا حکم قطعی اعسار یا تقسیط محکومٌبه صادر شود. اعسار در این حالت مسیر ثبت طلاق را باز میکند.
- اقساط تعیینشده دیگر متناسب نیستدرآمد یا وضعیت معیشت شما تغییر کرده است. تبصره ۲ ماده ۱۱ به هر یک از طرفین اجازه داده با تقدیم دادخواست، تعدیل اقساط را با توجه به نرخ تورم یا تغییر وضعیت مدیون بخواهد.
اعسار از مهریه چیست و با تقسیط و اعسار از هزینهٔ دادرسی چه فرقی دارد؟
اعسار یعنی ناتوانی واقعی از پرداخت. ماده ۶ قانون نحوهٔ اجرای محکومیتهای مالی معسر را چنین تعریف کرده است: کسی که به دلیل نداشتن مالی به جز مستثنیات دین، قادر به تأدیهٔ دیون خود نباشد. تبصرهٔ همان ماده یک نکتهٔ مهم افزوده است: عدم قابلیت دسترسی به مال در حکم نداشتن مال است، اما اثبات این عدم دسترسی بر عهدهٔ خود مدیون است. پس داشتن مالی که عملاً در اختیار شما نیست، لزوماً مانع اعسار نمیشود؛ به شرط آنکه بتوانید آن را نشان دهید.
سه چیز را با هم اشتباه نگیرید. اعسار از محکومٌبه همین دعواست و موضوع آن اصلِ بدهی مهریه است. تقسیط دعوای جداگانهای نیست؛ نتیجهٔ ممکنِ همین دعواست: ماده ۱۱ میگوید در صورت ثبوت اعسار، اگر مدیون متمکن از پرداخت به نحو اقساط شناخته شود، دادگاه مهلت مناسب میدهد یا حکم تقسیط بدهی صادر میکند. اعسار از هزینهٔ دادرسی اما موضوع کاملاً دیگری است و تابع مواد ۵۰۴ تا ۵۱۴ قانون آیین دادرسی مدنی است؛ آنجا فقط از پرداخت هزینهٔ همان پرونده بهطور موقت معاف میشوید و ربطی به اصل مهریه ندارد.
یک نکتهٔ ویژهٔ مهریه هم هست: ماده ۲۲ قانون حمایت خانواده مقرر کرده هرگاه مهریه در زمان وقوع عقد تا یکصد و ده سکهٔ تمام بهار آزادی یا معادل آن باشد، وصول آن مشمول مقررات اجرای محکومیتهای مالی است و چنانچه بیشتر باشد، در خصوص مازاد فقط ملائت زوج ملاک پرداخت است.
شرایط پذیرش اعسار و اینکه بار اثبات با کیست
سرنوشت این پروندهها معمولاً در همین بحث تعیین میشود. ماده ۷ دو حالت را از هم جدا کرده است:
- حالت اول: اگر وضعیت سابق مدیون دلالت بر ملائت او داشته باشد، یا مدیون در عوض دین مالی دریافت یا به هر نحو تحصیل کرده باشد، اثبات اعسار بر عهدهٔ خود اوست؛ مگر آنکه ثابت کند آن مال از بین رفته است — تلف حقیقی یا حکمی.
- حالت دوم: در مواردی که مدیون در عوض دین مالی دریافت یا تحصیل نکرده باشد، هرگاه خواندهٔ دعوای اعسار نتواند ملائت فعلی یا سابق او را ثابت کند، یا ملائت او نزد قاضی محرز نباشد، ادعای اعسار با سوگند مدیون و مطابق تشریفات آیین دادرسی مدنی پذیرفته میشود.
در کنار این، دو تکلیف شکلی وجود دارد که نادیده گرفتنشان پرونده را از همان ابتدا زمین میزند. ماده ۸ مقرر کرده مدعی اعسار باید صورت کلیهٔ اموال خود را — تعداد یا مقدار و قیمت اموال منقول و غیرمنقول، وجوه نقد نزد بانکها و مؤسسات مالی با مشخصات دقیق حسابها، اموالی که نزد اشخاص ثالث دارد و مطالباتش از دیگران — بهطور مشروح، همراه با فهرست نقل و انتقالات و هر نوع تغییر دیگر در آن اموال از یک سال پیش از طرح دعوا به بعد، ضمیمهٔ دادخواست کند. و در مواردی که بار اثبات با مدیون است یا سابقهٔ ملائت او اثبات شده، اگر بخواهد با شهادت شهود ادعایش را ثابت کند، باید شهادتنامهٔ کتبی حداقل دو شاهد را ضمیمه کند. ماده ۹ هم گفته شاهد باید علاوه بر هویت، شغل، میزان درآمد و نحوهٔ قانونی امرار معاش مدعی، تصریح کند که با او معاشرت داشته و او افزون بر مستثنیات دین هیچ مال قابل دسترسی ندارد.
پس از ثبت دادخواست، دادگاه هم دستبسته نیست: ماده ۱۰ آن را مکلف کرده فوراً با استعلام از مراجع ذیربط وضعیت مالی محکومٌعلیه را بررسی کند. به همین دلیل، صورت اموالِ خلاف واقع دیر یا زود آشکار میشود.
مهلت سیروزه و رابطهٔ اعسار با بازداشت
این مهمترین تاریخ پروندهٔ شماست. ماده ۳ میگوید اگر استیفای محکومٌبه از راههای پیشبینیشده در قانون ممکن نشود، محکومٌعلیه به تقاضای محکومٌله تا زمان اجرای حکم، پذیرفته شدن ادعای اعسار یا جلب رضایت محکومٌله حبس میشود؛ اما چنانچه تا سی روز پس از ابلاغ اجراییه، ضمن ارائهٔ صورت کلیهٔ اموال خود، دعوای اعسار را اقامه کرده باشد حبس نمیشود، مگر اینکه دعوای اعسار مسترد شود یا به موجب حکم قطعی رد شود.
اگر از این مهلت گذشته باشد، راه بسته نیست ولی سختتر میشود. تبصره ۱ همان ماده مقرر کرده هرگاه محکومٌعلیه خارج از مهلت، ضمن ارائهٔ صورت کلیهٔ اموال، دعوای اعسار را اقامه کند، در صورتی از حبس خودداری میشود که محکومٌله آزادی او را بدون اخذ تأمین بپذیرد یا محکومٌعلیه به تشخیص دادگاه کفیل یا وثیقهٔ معتبر و معادل محکومٌبه ارائه کند. اگر بعداً دعوای اعسار به موجب حکم قطعی رد شود، به کفیل یا وثیقهگذار ابلاغ میشود ظرف بیست روز پس از ابلاغ واقعی محکومٌعلیه را تسلیم کند.
راه دیگر رهایی از حبس، معرفی مال است: ماده ۴ میگوید اگر محکومٌعلیه مالی معرفی کند یا با رعایت مستثنیات دین مالی از او کشف شود که طبق نظر کارشناس رسمی تکافوی محکومٌبه و هزینههای اجرایی را بکند، حبس نمیشود و اگر در حبس باشد آزاد میگردد. توجه داشته باشید ماده ۲۳ نیز به مرجع اجراکنندهٔ رأی تکلیف کرده به تقاضای محکومٌله قرار ممنوعالخروج بودن محکومٌعلیه را صادر کند و این قرار تا اجرای رأی یا ثبوت اعسار یا جلب رضایت محکومٌله یا سپردن تأمین مناسب باقی است.
دادخواست را به کدام دادگاه و به طرفیت چه کسی بدهید؟
ماده ۱۳ پاسخ روشنی داده است: دعوای اعسار در مورد محکومٌبه، در دادگاه نخستین رسیدگیکننده به دعوای اصلی یا دادگاه صادرکنندهٔ اجراییه و به طرفیت محکومٌله اقامه میشود. در پروندهٔ مهریه یعنی همان دادگاه خانوادهای که حکم مهریه را داده یا اجراییه را صادر کرده است، و خوانده هم زوجه است، نه اجرای احکام و نه شخص دیگر. اگر مهریه از طریق اجرای ثبت پیگیری شده و بعد پرونده به دادگاه رفته، پیش از تنظیم دادخواست باید مشخص شود اجراییه از کدام مرجع صادر شده است.
قانون شوراهای حل اختلاف مصوب ۱۴۰۲ در بند ۵ ماده ۱۲، رسیدگی به اعسار از پرداخت محکومٌبه را در صلاحیت دادگاه صلح دانسته است، اما فقط در صورتی که خود دادگاه صلح نسبت به اصل دعوا رسیدگی کرده باشد. چون دعاوی مهریه در دادگاه خانواده رسیدگی میشود، اعسار از آن هم به همان دادگاه بازمیگردد.
دو نکتهٔ دیگر: ماده ۱۴ تصریح کرده دعوای اعسار غیرمالی است و در مرحلهٔ بدوی و تجدیدنظر خارج از نوبت رسیدگی میشود — پس هزینهٔ دادرسی آن ثابت است و پرونده در نوبت طولانی نمیماند. ماده ۱۵ نیز مقرر کرده دادخواست اعسار از تجار و اشخاص حقوقی پذیرفته نمیشود و این اشخاص باید رسیدگی به امر ورشکستگی خود را درخواست کنند؛ اگر تاجر بودن خواهان نزد دادگاه مسلم باشد، قرار رد دادخواست بدون اخطار صادر میشود.
مدارکی که برای تنظیم دادخواست از شما میخواهیم
- کارت ملی و شناسنامه؛ ثبتنام در سامانهٔ ثنا برای دریافت ابلاغها.
- تصویر دادنامهٔ مهریه و گواهی قطعیت آن، و تصویر اجراییه بههمراه تاریخ دقیق ابلاغ — این تاریخ مبدأ مهلت سیروزهٔ ماده ۳ است.
- سند ازدواج، برای مشخص شدن میزان مهریه در زمان وقوع عقد.
- صورت کلیهٔ اموال مطابق ماده ۸: اموال منقول و غیرمنقول، خودرو، مشخصات کامل حسابهای بانکی، مطالبات از اشخاص ثالث، و فهرست نقل و انتقالات یک سال گذشته.
- مدارک درآمد و معیشت: فیش حقوقی، قرارداد کار، گواهی اشتغال یا مدارک بیکاری، و مدارک افراد تحت تکفل.
- شهادتنامهٔ کتبی دو شاهد با هویت، شغل، نشانی و منشأ اطلاعات، در قالبی که ماده ۹ خواسته است.
- مدارک مربوط به مستثنیات دین: سند یا اجارهنامهٔ منزل مسکونی، مدارک ابزار کار و مدارک بیماری یا هزینههای درمانی.
- اگر پیشتر رأی اعسار یا تقسیطی داشتهاید یا مالی معرفی کردهاید، مدارک آن.
مراحل ثبت و رسیدگی به دادخواست اعسار از مهریه
- ۱تعیین دقیق تاریخ ابلاغ اجراییهپیش از هر کار، تاریخ ابلاغ اجراییه را از سامانهٔ ثنا یا پروندهٔ اجرای احکام بیرون بکشید؛ مهلت سیروزهٔ ماده ۳ از همین تاریخ شمرده میشود و همهٔ راهبرد پرونده به آن بستگی دارد.
- ۲تهیهٔ صورت اموال و شهادتنامهفهرست مشروح اموال، حسابها، مطالبات و نقل و انتقالات یک سال گذشته مطابق ماده ۸ تنظیم میشود و شهادتنامهٔ دو شاهد با مضمون ماده ۹ نوشته و امضا میشود. این دو سند، پیوست اصلی دادخواستاند.
- ۳تنظیم متن دادخواستمشخصات طرفین، شمارهٔ دادنامه و اجراییه، خواستهٔ دقیق «صدور حکم بر اعسار از پرداخت محکومٌبه و در صورت احراز تمکن نسبی، تقسیط آن»، شرح وضعیت مالی و مستند قانونی (مواد ۶، ۷، ۸ و ۱۱ قانون نحوهٔ اجرای محکومیتهای مالی).
- ۴ثبت در دفتر خدمات الکترونیک قضاییبا کارت ملی و مدارک به دفتر خدمات مراجعه میکنید؛ دادخواست به همان دادگاه رسیدگیکننده به دعوای اصلی یا صادرکنندهٔ اجراییه ارجاع میشود (ماده ۱۳) و ابلاغها از طریق ثنا میآید.
- ۵استعلامهای دادگاهدادگاه مکلف است فوراً با استعلام از مراجع ذیربط و به هر نحو ممکن، وضعیت مالی شما را بررسی کند (ماده ۱۰). استعلام از بانک مرکزی، ادارات ثبت و شهرداریها هم بر همین اساس انجام میشود.
- ۶جلسهٔ دادرسی و استماع شهودشهود باید در جلسه حاضر شوند و دربارهٔ درآمد و شیوهٔ امرار معاش شما توضیح دهند. خوانده فرصت دارد ملائت فعلی یا سابق شما را ثابت کند؛ سرنوشت پرونده معمولاً در همین جلسه روشن میشود.
- ۷صدور رأیدادگاه یا حکم اعسار میدهد، یا با احراز تمکن نسبی مهلت مناسب تعیین میکند یا حکم تقسیط صادر میکند (ماده ۱۱)، یا دعوا را رد میکند. رأی ظرف بیست روز از ابلاغ قابل تجدیدنظرخواهی است و در این مرحله هم خارج از نوبت رسیدگی میشود.
هزینههای این پرونده چقدر است؟
هزینهها را در سه گروه ببینید:
- هزینهٔ دادرسی: ماده ۱۴ قانون نحوهٔ اجرای محکومیتهای مالی دعوای اعسار را غیرمالی دانسته است؛ بنابراین هزینهٔ ثابت دعاوی غیرمالی را دارد و به میزان مهریه بستگی ندارد. رقم آن هر سال تغییر میکند و باید طبق تعرفهٔ همان سال پرداخت شود. اگر همین هزینه را هم نمیتوانید بپردازید، میتوانید همراه دادخواست، اعسار از هزینهٔ دادرسی را نیز مطرح کنید که تابع مواد ۵۰۴ به بعد قانون آیین دادرسی مدنی است.
- هزینههای جانبی رسیدگی: اگر دادگاه برای ارزیابی مالی که معرفی کردهاید به کارشناس رسمی ارجاع دهد، حقالزحمهٔ کارشناسی جداگانه پرداخت میشود.
- وکالت دادرسی: اگر جز نوشتن دادخواست، وکالت پرونده را هم به وکیل بسپارید، هنگام ثبت وکالتنامه تمبر مالیاتی آن طبق تعرفه ابطال میشود. دستمزد نوشتن دادخواست در این صفحه از این قلم جداست و وکیل پیش از هر پرداختی خودش آن را میگوید.
یک هشدار مالی هم بدهیم: ماده ۱۲ مقرر کرده اگر دعوای اعسار رد شود، دادگاه ضمن حکم به رد دعوا، مدعی اعسار را — مشروط به درخواست خوانده — به پرداخت خسارات وارد شده بر او محکوم میکند. پس طرح اعسار بدون صورت اموال درست و بدون مدرک، هزینهای بیش از هزینهٔ دادرسی دارد.
بعد از صدور حکم اعسار یا تقسیط چه اتفاقی میافتد؟
اگر حکم اعسار یا تقسیط صادر شود، اقساط طبق همان رأی پرداخت میشود. سه نکته را از یاد نبرید:
- تبصره ۱ ماده ۱۱ میگوید صدور حکم تقسیط یا دادن مهلت، مانع استیفای بخش اجرا نشدهٔ محکومٌبه از اموالی که بعداً از محکومٌعلیه به دست میآید یا مطالبات او نیست. یعنی تقسیط، مهریه را تبدیل به بدهیِ صرفاً قسطی نمیکند.
- تبصره ۲ همان ماده به هر یک از طرفین اجازه داده با تقدیم دادخواست، تعدیل اقساط را بخواهد؛ دادگاه با توجه به نرخ تورم بر اساس اعلام مراجع رسمی یا تغییر در وضعیت معیشت و درآمد مدیون تصمیم میگیرد.
- ماده ۱۸ مقرر کرده اگر پس از صدور حکم اعسار ثابت شود از مدیون رفع عسرت شده یا خلاف واقع خود را معسر قلمداد کرده است، به تقاضای محکومٌله تا اجرای حکم یا اثبات حدوث اعسار یا جلب رضایت او حبس خواهد شد؛ همین حکم دربارهٔ کسی که اقساط تعیینشده را در زمان مقرر نپردازد نیز جاری است.
مستثنیات دین ستون فقرات دفاع شماست. ماده ۲۴ فهرست بستهای داده است: منزل مسکونی که عرفاً در شأن محکومٌعلیه در حالت اعسار او باشد؛ اثاثیهٔ مورد نیاز زندگی برای رفع حوائج ضروری او و افراد تحت تکفلش؛ آذوقهٔ موجود به قدر احتیاج؛ کتب و ابزار علمی و تحقیقاتی برای اهل علم متناسب با شأن آنان؛ وسایل و ابزار کار کسبه، پیشهوران، کشاورزان و سایر اشخاص که برای امرار معاش ضروری است؛ تلفن مورد نیاز مدیون؛ و مبلغی که در ضمن عقد اجاره به موجر پرداخت میشود، با شرایطی که همان بند گفته است. تبصره ۱ افزوده اگر منزل مسکونی بیش از نیاز و شأن عرفی مدیون باشد و مال دیگری در دسترس نباشد، به تقاضای محکومٌله فروخته میشود و مازاد بر قیمت منزل مناسب عرفی صرف تأدیهٔ دیون میگردد، مگر استیفا از راه سهلتری ممکن باشد.
و اگر دعوا رد شود: رأی رد اعسار قابل تجدیدنظرخواهی است و تا قطعی نشدن، اثر بازدارندهٔ طرح دعوا نسبت به حبس پابرجاست. اما پنهانکردن اموال در صورت اموال، طبق ماده ۱۶ افزون بر رفع اثر از حکم اعسار، حبس تعزیری درجه هفت در پی دارد و ماده ۱۷ برای کسی که با هدف فرار از پرداخت دین مرتکب تقصیر شده، محرومیتهایی مانند ممنوعیت خروج از کشور و ممنوعیت دریافت دستهچک پیشبینی کرده است.
اشتباههای رایجی که وکیل جلوی آنها را میگیرد
- از دست دادن مهلت سیروزه: شمارش از تاریخ ابلاغ اجراییه است، نه از تاریخ دادنامه یا قطعیت آن. یک روز تأخیر، پرونده را از حمایت صریح ماده ۳ خارج و شما را نیازمند کفیل یا وثیقه میکند.
- ثبت دادخواست بدون صورت اموال: ماده ۳ حمایت خود را مشروط به «ارائهٔ صورت کلیهٔ اموال» کرده است؛ دادخواستی که این پیوست را ندارد، همان اثر بازدارنده را ندارد.
- ننوشتن فهرست نقل و انتقالات یک سال گذشته: این تکلیف صریح ماده ۸ است و فراموشکردن آن، ناقص بودن صورت اموال را در پی دارد.
- شهادتنامهٔ کلی و بیمضمون: شهادتنامهای که میزان درآمد و نحوهٔ امرار معاش را نگوید و تصریح نکند که شما جز مستثنیات دین مالی در دسترس ندارید، شرایط ماده ۹ را ندارد.
- طرح دعوا به طرفیت اجرای احکام: خوانده طبق ماده ۱۳ محکومٌله است، یعنی زوجه؛ دعوا علیه مرجع اجرا به قرار رد میانجامد.
- خلط اعسار از محکومٌبه با اعسار از هزینهٔ دادرسی: این دو موضوع و مبنای قانونی جدا دارند و اگر هر دو را میخواهید، باید هر دو در دادخواست خواسته شود.
- ناقص یا نادرست نوشتن صورت اموال: افزون بر رد دعوا، ماده ۱۶ برای اعلام ناقص اموال بهقصد فرار از اجرای حکم، حبس تعزیری درجه هفت در نظر گرفته است.
- غفلت از پرداخت بهموقع اقساط: نپرداختن اقساطِ تعیینشده، طبق ماده ۱۸ همان پیامد حبس را به دنبال دارد.