آیا مایل هستید اعلانات مربوط به گفتگوهای آنلاین خود را روی دستگاه خود دریافت کنید؟
در پنجره باز شده روی دکمه Allow کلیک کنید...
لطفاً اتصال اینترنت خود را بررسی کنید.
بخش مهمی از آرایی که در دادگاه ها صادر می شوند را قرارهای دادگاه تشکیل می دهند.
یکی از انواع قرارها، قرارهای قاطع دعوا است که با صدور آنها پرونده از دادگاه رسیدگی کننده به دعوا خارج می شود؛ از جمله انواع قرارهای قاطع دعوا، قرار عدم استماع دعوی می باشد.
بر اساس قانون آیین دادرسی مدنی قرار عدم استماع دعوا در مواردی صادر می شود که دعوا با توجه به قوانین و مقررات غیر قابل استماع باشد.
در این مقاله قصد داریم تا به بررسی قرار عدم استماع دعوا، نمونه قرار عدم استماع دعوا و آثار قرار عدم استماع دعوا بپردازیم.
بر اساس بند ب ماده 332 قانون آیین دادرسی مدنی، یکی از قرارهای قابل تجدیدنظر، قرار عدم استماع دعوا است.
بر اساس قانون آیین دادرسی مدنی، موارد صدور قرار عدم استماع دعوا پیش بینی نشده است، اما مفهوم کلی قرار عدم استماع دعوا آن است که دعوا با توجه به مواد قانون آیین دادرسی مدنی غیر قابل استماع باشد.
به عبارت دیگر، قرار عدم استماع دعوا در مواردی صادر می شود که رسیدگی به ماهیت دعوا به علت مانعی که وجود دارد قانونا مجاز نبوده و یا بیهوده شمرده می شود؛ به گونه ای که اگر حتی موضوع مورد ادعای خواهان هم احراز شود، دادگاه نتواند آثار قانونی بر آن بار نماید.
به عنوان نمونه قرار عدم استماع دعوا، اگر دعوایی به خواسته پولی اقامه شود که خواهان در نتیجه قمار طلبکار شده است، دادگاه قرار عدم استماع دعوا صادر می کند؛ چون قمار باطل است و دعاوی راجع به آن مسموع نمی باشد.
همچنین، قرار عدم استماع دعوا در صورتی که در تاریخ تقدیم دادخواست، خوانده فوت کند نیز صادر می شود.
آثار قرار عدم استماع دعوا نیز مانند قرار رد دعوا است و با آن تفاوتی ندارد؛ بنابراین صدور آن دو به جای دیگری لطمه ای به حقوق اصحاب دعوا وارد نمی کند.
به عنوان مثال، در هر دو مورد هزینه دادرسی پرداخت شده قابل استرداد نیست، همچنین از آن جهت که قرار رد دعوا و قرار عدم استماع دعوا دارای اعتبار امر مختومه نیستند، اقامه دوباره دعوا پس از صادر شدن این دو قرار، امکان پذیر است.
با تشکر از مشارکت شما در بهبود محتوا سایت، بازخورد شما با موفقیت ثبت شد.
دیدگاهها
با استناد به ماده ۲ قانون آیین دادرسی مدنی، قرار عدم استماع دعوی یک دادخواست صادر شده ( در واقع بعلت عدم ذکر احدی از خواندگان در دادخواست ) ، و ۲۰ روز وقت اعتراض دارد که اکنون ۱۰ روز از آن میگذرد سوال اینست که آیا توسط خواهان اعتراض به قرار بشود بهتر است یا خیر اعتراض نزد و پس از مدتی مجدد طرح دعوا نماید با ذکر اسامی کلیه خواندگان ؟