آیا مایل هستید اعلانات مربوط به گفتگوهای آنلاین خود را روی دستگاه خود دریافت کنید؟
در پنجره باز شده روی دکمه Allow کلیک کنید...
لطفاً اتصال اینترنت خود را بررسی کنید.
براى تحلیل رابطه امانى در جرم «خیانت در امانت»، ابتدا لازم است جایگاه این رابطه در میان مباحث و فصول حقوق جزا مشخص گردد، سپس عناصر و مؤلّفههاى این رابطه و ویژگىهاى آن بررسى شوند؛ چرا که در یک نظام متشکّل فقهى ـ حقوقى، جز از این طریق نمىتوان به تجزیه و تشریح دقیق یک جزء از اجزاى آن نظام دست یافت.
از اینرو، در این مقاله نخست نگاهى کلى خواهیم افکند به جایگاه جرم «خیانت در امانت» در حقوق جزاى اختصاصى، سپس عناصر تشکیلدهنده جرم مزبور را فهرست خواهیم کرد تا در پرتو آن با دیدى فراگیر به بررسى عناصر خاص موجود در رابطه امانى مورد گفتوگو بپردازیم.
پس از ورود به بحث عناصر تشکیل دهنده رابطه امانى حقوقى، ضمن بررسى عنصر «سپرده شدن مال به امین» به عنوان یکى از زیرعنصرهاى ضرورى براى تحقق رابطه امانى، اقسام روابط امانى موجود در حقوق مدنى و جزا مدّ نظر قرار گرفته است که در واقع، نقطه حساس و مرکزى مقاله را تشکیل مىدهد. در پایان این بخش، پس از بررسى نظریه مخالف در خصوص شمول جرم «خیانت در امانت» نسبت به روابط امانى قراردادى، قانونى و عرفى، نتیجهگیرى شده است که جرم مذکور فقط در مورد روابطى صدق مىکند که آگاهانه و به صورت اختیارى میان مالک و امین بر قرار شده است.
پس رابطه امانى مورد بحث در حقوق جزا صرفا مىتواند رابطه امانى قراردادى باشد، نه رابطه قراردادى قانونى یا عرفى؛ و از اینجا روشن مىگردد که رابطه امانى مطرح در حقوق جزا (جرم خیانت در امانت) اخص از رابطه امانی مطرح شده درحقوق مدنی است.
در دو عنوان بعدى به دو زیر عنصر دیگرِ عنصر سوم و اصلى رابطه امانى حقوقى به اجمال اشاره شده است. در عناوین متأخّر نیز دو ویژگى مهم دیگر رابطه امانى مذکور با توجه به قانون تعزیرات و آراء دیوان عالى کشور مطرح گردیده اند.
در بخش پایانى مقاله نیز به بررسى ویژگى اثباتى (در قبال بررسى ویژگىهاى ثبوتى رابطه امانى مذکور در بخشهاى ما قبل آخر مقاله) رابطه امانى مذکور به عنوان رابطهاى که مىتواند منشأ ایجاد یک جرم کیفرى شود، پرداخته شده است.
حقوق جزا در یک تقسیم بندى کلى به دو رشته حقوق جزاى عمومى و اختصاصى تقسیم مىشود. حقوق جزاى اختصاصى نیز معمولاً در سه بخش مورد بررسى قرار مىگیرد:
جرایم علیه اموال و مالکیت (مورد ب) نیز خود، شامل چهار نوع جرم مىشود که عبارتند از: سرقت، صدور چک غیرقابل پرداخت، کلاهبردارى و خیانت در امانت.
مقاله حاضر به صورت کلى، در حیطه «جرم خیانت در امانت» و به صورت جزئى، در مورد رابطه امانى موجود در این حیطه نکاتى چند را بیان مىدارد.
براى بررسى رابطه امانى موجود در جرم «خیانت در امانت»، باید عناصر تشکیل دهنده این جرم، مورد بررسى قرار گیرند که عبارتند از:
الف. عنصر قانونى: ماده 119 قانون تعزیرات:
عنصر مادى:
عنصر روانى:
جرم «خیانت در امانت» در صورتى محقق مىشود که رابطه حقوقى امانى میان امانتگذار و خائن برقرار شده باشد؛ یعنى اگر خائن بر خلاف رضایت مالک و توسط خودش، مال را تصاحب کرده باشد، جرم تحقق یافته از مصادیق سرقت خواهد بود، نه خیانت در امانت.
از سوى دیگر، براى تحقق رابطه حقوقى امانى نیز وجود سه عنصر ضرورى است که در توضیح عنصر مادى به آنها اشاره شد. اکنون به بررسى تفصیلى هر یک از این سه عنصر مىپردازیم:
همانگونه که از ماده 241 قانون مجازات عمومى برمى آید، اموال منقول قطعا مشمول این جرم مىشوند و احتمال تعدى نسبت به آنها بسیار است و طبق آراء دیوان عالى کشور، این ماده شامل مال غیر منقول نمىشود، اما قانونگذار با به کار بردن لفظ «ابنیه» به جاى «امتعه»، اموال غیرمنقول را نیز مشمول این جرم قرار داده است. از اینرو، دعاوى کیفرى در مورد ارتکاب جرم «خیانت در امانت» در روابط مالک و مستأجر نیز قابل طرح هستند.
از سوى دیگر، با توجه به اینکه اجاره در اموال غیر منقول جریان مىیابد، از اینرو، نمىتوان به دلیل آوردن بعضى از مصادیق مال منقول، عقد اجاره را تنها در مال منقول جارى دانست. یکى از حقوقدانان در تأیید این نظر مىنویسد: «رویه عملى این است که خیانت در امانت اختصاص به مال منقول دارد و نسبت به مال غیر منقول صادق نیست؛ چه آنکه استرداد مال و سپردن، فرع بر قابل نقل و انتقال بودن است و حال آن که به نظر ما عناوین مذکور در ماده 241 ق. م. ع شامل اموال غیر منقول هم مىشود؛ زیرا ممکن است کسى اموال غیر منقول خود را به دست دیگرى بسپرد که آنها را اجاره داده یا سکونت نماید یا تعمیرات آن را صورت داده و یا به عنوان کار بىمزد در آن دخل و تصرف نماید و پس از مدتى به صاحب آن، عین یا منافع آن را رد کند؛ چنانکه نظایرى بر این معنا وارد است:
از سوى دیگر، در جرم مذکور، موضوع جرم فقط در اعیان اموال تحقق نمىیابد، بلکه بنابر ماده 119 قانون تعزیرات، در مورد نوشتههایى از قبیل سفته و چک و قبض و غیر آن نیز قابل ارتکاب است.
این عنصر در کلیه جرایم علیه اموال باید وجود داشته باشد تا جرم تحقق یابد. از اینرو، اگر امانتگذار در مورد مال به امانت سپرده شده قانونا مالک یا صاحب حق تصرف نباشد و امین به جاى استرداد مال به غاصب یا سارق، آن را به صاحب اصلى تسلیم کند، مرتکب این جرم نشده است؛ همچنانکه رأى شماره 1985 مورّخ 6/7/1321 شعبه 2 دیوان کشور نیز بدان اشعار دارد. علاوه بر این، رویه قضایى بر این است که تصرفات شریک در مال مشاع نیز وصف کیفرى ندارد.
مال باید به طریق قانونى، مشروط به استرداد یا به مصرف معیّن رسانیدن سپرده شده باشد
این عنصر خود به سه جزء تقسیم مىشود که عبارتند از: سپرده شدن مال به امین، سپرده شدن مال به طریق قانونى و شرط استرداد مال سپرده شده یا به مصرف معیّن رسانیدن آن. اجزاى سه گانه مذکور به ترتیب مورد بررسى قرار مىگیرند و در ضمن بررسى جزء اول (سپرده شدن مال به امین)، اقسام و ویژگى هاى رابطه حقوقى امانى در این زمینه، مورد تدقیق قرار مىگیرند:
سپرده شدن مال به امین: جرم «خیانت در امانت» در صورتى محقق مىشود که رابطه حقوقى امانى میان امانتگذار و خائن برقرار شده باشد؛ یعنى اگر خائن بر خلاف رضایت مالک و توسط خودش مال را تصاحب کرده باشد، جرم تحقق یافته از مصادیق سرقت خواهد بود، نه «خیانت در امانت».
از سوى دیگر، منشأ رابطه حقوقى امانى در حقوق مدنى ممکن است قرارداد، قانون یا عرف باشد که پس از بررسى هر کدام از این منشأها و مصادیق آنان، روشن خواهد شد که چه نسبتى میان رابطه امانى موجود در حقوق مدنى با رابطه امانى موجود در حقوق جزا (جرم خیانت در امانت) وجود دارد.
الف. رابطه امانى قانونى: این نوع رابطه زمانى محقق مىگردد که قانون اشخاصى را به عنوان امین نصب کند، بدون اینکه قراردادى میان مالک و امین منعقد شده باشد. بعضى از مصادیق مهم رابطه امانى قانونى عبارتند از:
رابطه امانى قراردادى: این نوع رابطه زمانى برقرار مىگردد که مالک به صورت آگاهانه مال خود را براى مواظبت یا تصرف، طبق قرارداد خاصى به امین مىسپارد. بعضى از مصادیق مهم این رابطه عبارتند از:
رابطه امانى عرفى: رأى شماره 96 مورّخ 11/7/1322 شعبه دوم دیوان کشور در این مورد اشعار مىدارد: «امین بودن کسى نسبت به یک مال، یا بر حسب سپرده شدن مال است به او یا بر حسب عرف و عادت. بنابراین، اگر در انبار مشترک بین دو نفر، یکى مال اختصاصى داشته باشد و دیگرى، که کلید انبار پیش اوست، مال اختصاصى شریک خود را حیف و میل نماید، خائن در امانت شناخته مىشود؛ چون شخص مزبور عرفا امین محسوب است، اگرچه مال به او سپرده نشده است.»
با توجه به این رأى، مىتوان سپرده شدن عرفى را هم موجب تحقق رابطه امانى دانست و امین موظّف به نگهدارى یاتصرفمالبرطبقخواستهامانتگذاراست.
یکى از مصادیق دیگر رابطه امانى عرفى نیز مسافرى است که کلید اتاق حاوى اسباب و وسایل خود را به هتلدار سپرده است. در این حالت، هتلدار عرفا امین محسوب مىگردد و در صورت تصرف در وسایل مسافر، جرم «خیانت در امانت» براى وى ثابت خواهد بود.
بررسى نسبت میان رابطه امانى موجود در حقوق مدنى با رابطه مذکور در حقوق جزا: در این زمینه، دو نظریه مخالف یکدیگر وجود دارند که به ترتیب بررسى مىشوند:
شمول جرم «خیانت در امانت» نسبت به روابط امانى قراردادى، قانونى و عرفى: طبق این نظریه، براى صدق عنوان مجرمانه خیانت ضرورتى ندارد که حتما قرارداد کتبى و صریحى میان امین و امانتگذار منعقد شود، بلکه اگر مالى از طریق قانونى ـ مانند وکالت ـ به دیگرى سپرده شود و امین مرتکب تصرف غیر قانونى در آن شود، از دیدگاه جزایى خائن و عمل وى خیانت محسوب مىگردد. دلایل این نظریه عبارتند از:
نمونه مهم دیگرى از این آراء، رأى شماره 228/8054 دیوان مذکور است که مىگوید: «کلمه "داده شده" در ماده 241 قانون کیفر عمومى به معناى حقیقى خود، که عبارت است از تأدیه و تسلیم مال یا وجه نقد یا اشیاى امانتى از طرف امانتگذار به دست امین، استعمال نشده و در صدق عنوان مزبور کافى است که اشیاى مزبور به نحوى از انحا در اختیار امین قرار گرفته یا تحت استیلاى او در آید...»
شمول جرم «خیانت در امانت» نسبت به رابطه امانى قراردادى (نه قانونى و عرفى): طبق این نظریه، جرم «خیانت در امانت» تنها در صورتى محقق مىگردد که عنصر اساسى سپردن در رابطه امانى موجود باشد که طبیعتا تنها رابطه امانى قراردادى داراى این عنصر است. پس مصادیق مختلف روابط امانى قانونى و عرفى، مشمول جرم «خیانت در امانت» نخواهند شد. دلایل این نظریه عبارتند:
نتیجهگیرى: با توجه به دلایل ارائه شده توسط طرفداران نظریه مذکور، در مجموع به نظر مىرسد که نظریه دوم (شمول جرم «خیانت در امانت» نسبت به رابطه امانى قراردادىِ صرف) به صواب نزدیکتر است و حاصل این نظریه آنکه رابطه امانى مطرح در حقوق مدنى اعم از رابطه امانى مطرح در حقوق جزا (جرم خیانت در امانت) است.
سپرده شدن مال به طریق قانونى: رأى شماره 1985 شعبه دوم دیوان عالى کشور در این زمینه مقرّر مىدارد: «ماده 241 قانون کیفر عمومى ناظر به مواردى است که مال موضوع امانت از طرف مالک یا متصرف مال به کسى سپرده شده باشد و مقصود از متصرف هم در این مورد کسى است که مال را به نحوى در تصرف داشته باشد که تصرف او قانونا محترم شناخته شود و ناظر به موردى که تسلیمکننده مال به متهم آن را از طریق سرقت به دست آورده نخواهد بود، گرچه تصاحب امانت گیرنده در مال قانونا ممنوع بوده وموجب مسؤولیت مدنی است.»
نتیجه این رأى آن است که اگر سارق یا غاصبى مالى را به شخص امین بسپرند و امین به جاى استرداد آن مال، آن را به مالک اصلى یا مسؤولان امر تحویل دهد، نه تنها مرتکب جرم خیانت در امانت نشده، بلکه بر اساس وظیفه قانونى خویش نیز عمل کرده است و همچنانکه رأى مذکور اشعار دارد، تصرّف امانت گیرنده در مال نیز مشمول خیانت در امانت نیست، بلکه موجب مسؤولیت مدنى است و البته با توجه به ماده 110 قانون تعزیرات، در صورت علم امانت گیرنده به مسروق بودن مال مورد امانت، موجب مسؤولیت کیفرى نیز خواهد بود.
شرط استرداد مال سپرده شده یا به مصرف معیّن رسانیدن آن: رأى شماره 1332 شعبه دوم دیوان عالى کشور در این زمینه مقرّر داشته است: «مقصود از ماده 241 قانون کیفر عمومى [که تا قبل از تصویب قانون تعزیرات، عنصر قانونى جرم «خیانت در امانت» در حقوق ایران بوده] آن است که مالى به هر عنوان به کسى سپرده شود و بنا بر استرداد یا رسانیدن به مصرف معیّنى باشد و شخصى که مال نزد او بوده آن را بر ضرر مالک تصاحب یا تلف یا مفقود یا استعمال نماید، مستحق مجازات خواهد بود...»
بدین صورت، شرط تحقق رابطه امانى مورد نظر در جرم خیانت در امانت، قرار گذاشتن بر استرداد مال یا به مصرف معیّن رسانیدن آن است. از اینرو، در عقودى مثل قرض که در آن «تملیک عین در مقابل تعهد به ردّ مثل» صورت مىگیرد، یعنى مال به مقترض تملیک شده و وى متقابلاً متعهد مىگردد که مثل آن را از حیث مقدار و جنس و وصف به مقرض رد نماید، ارتکاب جرم «خیانت در امانت» توسط قرض گیرنده قابل تصور نیست؛ چرا که هر گونه تصرف وى در مالى که قرض کرده است تصرف در مال خودش محسوب مىگردد و عدم استرداد مثل آن مال به مقرض در موعد مقرّر نیز تنها یک تخلّف از تعهد و در محاکم حقوقى قابل پىگیرى است.
رأى شماره 2578 هیأت عمومى دیوان کشور تکلیف این مورد را روشن کرده است: «اگر جنسى به امین داده شود تا بفروشد و قیمت آن را به مالک جنس رد کند و امین پس از فروش در قیمت آن تصرف نماید، چون در حقیقت قیمت آن جنس ضمن خود جنس در نزد او امانت قرار داده شده بود، بنابراین، تصاحب قیمت پس از فروش، جرم مشمول ماده 241 قانون مجازات عمومى است.»
بنابراین، حتى اگر امانت گیرنده در مورد خاصى (مثل فروش حیوان مأکول اللحم مشرف به مرگ پس از ذبح) به مصلحت بداند که مال امانى را بفروشد، وجوه حاصل از این فروش، امانت محسوب مىگردد؛ یعنى رابطه امانىِ موضوعِ جرم خیانت در امانت در این مورد هم تحقق پیدا مىکند.
همچنانکه از عنوان بحث نیز بر مىآید، در این زمینه، دو نظریه پدید آمده است. بر اساس نظریه اول، با توجه به اینکه ماده 119 قانون تعزیرات با کمى تغییر، همان ماده 241 قانون مجازات عمومى است که از ماده 408 قانون کیفرى فرانسه اخذ شده و رویه قضایى فرانسه نیز مصادیق مذکور را منحصر در موارد خاص دانسته، از اینرو، باید قایل به انحصار مصادیق رابطه امانى قراردادى به مصادیق اجاره، امانت، رهن، وکالت یا هر کار با اجرت یا بىاجرت شد.
بر همین اساس، بعضى از آراء دیوان عالى کشور در این مورد راه انحصار را در پیش گرفتهاند و تصرف غیر قانونى در مالى را که به طریقى غیر از طرق مذکور در اختیار متصرف قرار داده شده است، خیانت در امانت نمىدانند.
بر اساس نظریه دوم، مصادیق مذکور جنبه تمثیلى دارند؛ چون علاوه بر عقود امانت آورى همچون اجاره، امانت، رهن، وکالت، عقود دیگرى همچون مزارعه، مساقات و مضاربه نیز مشمول ماده 119 قانون تعزیرات مىگردند. این نظریه که طبق آن مىتوانیم قایل به وسعت مصادیق در دایره مفهوم خاص رابطه امانى قراردادى شویم، عملىتر و نزدیکتر به واقع به نظر مىرسد؛ همانگونه که عبارت «یا هر کار با اجرت یا بى اجرت» نیز در خود ماده مذکور مؤیّد این نظریه است. از سوى دیگر، رأى شماره 1322 دیوان عالى کشور نیز در تأیید این نظریه ابراز مىدارد: «براى تحقق موضوع ماده 241 وقوع امانت عقدى ضرورت ندارد، بلکه مقصود از ماده مزبور آن است که اگر مالى به هر عنوان به کسى سپرده شده و بنابر استرداد یا رساندن به مصرف معینى باشد...»
البته ممکن است اطلاق این ماده علاوه بر رابطه امانى قراردادى روابط امانى قانونى و عرفى را نیز شامل گردد، ولى با توجه به دلایل یادشده پیشین، این روابط به رابطه امانى قراردادى تخصیص مىخورند و پس از این تخصیص، مىتوان به اطلاق نسبى این ماده در مورد شمول غیر انحصارى مصادیق رابطه امانى قرار دادى تمسّک جست.
بنا بر رأى شماره 182 شعبه دوم دیوان عالى کشور، «گرچه برابر ماده 607 قانون مجازات عمومى امانت جزو عقود است و مطابق ماده 1209 همین قانون، عقود بیش از مبلغ پانصد ریال به شهادت مطّلعین قابل اثبات نیست، ولى با توجه به اینکه ماده اخیر ناظر به امور حقوقى است و برابر ماده 322 آیین دادرسى کیفرى، یکى از طرق اثبات در امور جزایى، گواهى گواهان است، نتیجه مىشود که بزه خیانت در امانت به گواهى قابل اثبات است.»
به دلیل آنکه شهادت در امور کیفرى محدودیت مذکور در آیین دادرسى مدنى را ندارد و از سوى دیگر، رابطه امانى قراردادى نیز مشمول جرم خیانت در امانت مىگردد، از اینرو، مراجع کیفرى مىتوانند براى اثبات رابطه امانى قراردادى به هر دلیل قابل استشهادى استناد کنند تا جرم خیانت در امانت را اثبات نمایند.
با تشکر از مشارکت شما در بهبود محتوا سایت، بازخورد شما با موفقیت ثبت شد.
دیدگاهها
هنوز دیدگاهی ثبت نشده است.