آیا مایل هستید اعلانات مربوط به گفتگوهای آنلاین خود را روی دستگاه
خود دریافت کنید؟
در پنجره باز شده روی دکمه Allow کلیک کنید...
لطفاً اتصال اینترنت خود را بررسی کنید.
تلفن تماس:
شما میتوانید درخواست ارزیابی حقوقی خود را بطور مستقیم برای ارسال کنید و در کوتاهترین زمان ممکن از ایشان پاسخ
بگیرید.
لطفا دقت داشته باشید، شما در هر روز تنها
میتوانید ۳
درخواست ارزیابی حقوقی رایگان ویا ارتباط مستقیم با متخصص ثبت نمایید.
همچنین دقت داشته باشید درصورت عدم انتخاب متخصص، پیام شما برای تمامی متخصصان ارسال شده و ایشان
می توانند ارزیابی خود را از درخواست شما مطرح نمایند.
حکم حجر شخصی توسط برادرش از دادگاه خانواده اخذ شده که در حکم صادره شروع حجر از سال ۸۳ ذکر شده است. محجور در سال ۸۶ اقدام به انتقال و واگذاری اجارهنامه دو زمین اوقافی که در کنار هم با مساحت و ابعاد یکسان بودند، نموده است.
پس از گذشت ۱۵ سال و صدور حکم حجر وی که از سال ۸۳ محجور بوده است، نیاز به اعلام بطلان آن نقل و انتقالات و اجارهنامههای اوقافی میباشد. قیم در شرف اقدام برای اعلام بطلان و تنظیم دادخواست بوده که بیکباره از طرف فرزندان شخص محجور تقاضای عزل قیم و سپس در روز دادگاه حکم رفع حجر و متعاقب آن عزل قیم به دلیل افاقه حال محجور از همان شعبه دادگاه خانواده صادر میشود.
اکنون نه شخص محجور که رفع حجر شده اقدامی برای اعلان بطلان میکند نه آن طرفهایی که زمینها در یدشان میباشد و نه دیگر قیم و نه دادستان وظیفهای ندارند که برای اعلام بطلان اقدام نمایند. اکنون سوال مهم این است که تکلیف چیست و معاملاتی که در زمان حجر محجور انجام شده که به لحاظ حقوقی باطل و بلااثر هستند چه میشود و اگر با این اسناد باطل معاملاتی صورت بگیرد مقصر کیست وقتی کسی برای اعلام بطلان اقدامی نمیکند؟
لطفا راهنمایی دقیق بفرمایید.
با تشکر از جامعه حقوقی و عدالت ایران
بر اساس قانون مدنی ایران، معاملات افراد محجور به دلیل عدم اهلیت قانونی باطل و بلااثر است. با توجه به ماده ۱۲۱۳ قانون مدنی، معاملات انجامشده توسط محجورین باطل است و این بطلان به طور خودکار اعمال میشود.
اگر معاملات در زمان حجر انجام شده و اکنون حکم رفع حجر صادر شده است، شما به عنوان ذینفع یا هر شخص دیگری میتوانید با ارائه دادخواست به دادگاه صالح، بطلان معاملات را اعلام کنید. دادگاه پس از بررسی مدارک و مستندات، تصمیمگیری خواهد کرد.
در صورتی که با این اسناد باطل معاملاتی صورت بگیرد، اشخاصی که اقدام به این معاملات میکنند، مسئولیت قانونی خواهند داشت. در صورت بروز خسارت، شما میتوانید برای جبران خسارت نیز اقدام قانونی کنید.
توصیه میشود با یک وکیل متخصص در امور حقوقی مشورت کنید تا به شما در تنظیم دادخواست و پیگیری امور حقوقی کمک کند.
این پاسخ توسط هوش مصنوعی تولید شده است. لطفاً
توجه
داشته باشید که ممکن
است اطلاعات
ارائهشده
بهطور کامل دقیق
یا قابل اعتماد نباشد. توصیه میشود برای تأیید صحت اطلاعات، به مشاوره وکلای مجرب مراجعه کنید.
درود
معامله انجام شده در دوران حجر غیر نافذ و قابل ابطال از سوی ذی نفع است و در صورت عدم ابطال پس از رفع حجر محجور خود شخص می تواند نسبت به درخواست ابطال معامله اقدام کند
معاملات انجامشده در دوران حجر، به دلیل فقدان اهلیت، باطل و غیرنافذند و نیازمند اعلام بطلان از سوی ذینفع هستند. با رفع حجر، تنها خود فرد یا نماینده قانونیاش حق طرح دعوای بطلان را دارد و دادستان یا قیم سابق دیگر تکلیفی ندارند. اگر بدون اعلام بطلان، اشخاص ثالث با اسناد معیوب معامله کنند، مسئولیت تضامنی متوجه فروشنده اصلی (محجور سابق) و خریدار متقلب خواهد بود. در نبود اقدام حقوقی، امکان استمرار آثار معامله باطل، هرچند غیرقانونی، در عمل وجود دارد.
آنچه مسلم است معاملات در دوران ابتلای محجور باطل است . با این حال در صورت افاقه محجور و رفع حجر ، هرگونه درخواست ابطال معاملات و اسناد تنظیمی باید توسط خود وی یا سایر ذینفعات در موضوع صورت بگیرد .
در پاسخ به پرسش شما و با توجه به اطلاعات ارائه شده و مستندات قانونی، موارد زیر قابل ارائه است:
وضعیت معاملات انجام شده در دوران حجر
بر اساس حکم دادگاه، شروع حجر شخص از سال ۱۳۸۳ تعیین شده است. معاملاتی که ایشان در سال ۱۳۸۶ (یعنی پس از تاریخ شروع حجر) انجام دادهاند، از جمله انتقال و واگذاری اجارهنامه دو زمین اوقافی، از نظر قانونی باطل و بلااثر محسوب میشوند. حکم حجر حتی اگر بعدا صادر شود، تاریخ شروع حجر که توسط دادگاه معین شده، ملاک اعتبار معاملات است. بنابراین، هر معاملهای که پس از تاریخ شروع حجر (سال ۸۳) انجام شده باشد، به دلیل عدم اهلیت قانونی فرد محجور در زمان انجام معامله، باطل است.
تکلیف معاملات باطل و مسئولیتها
۱. لزوم اعلام بطلان معاملات:
معاملات انجام شده توسط شخص محجور در دوران حجر، ذاتا باطل هستند. اما برای اینکه این بطلان به طور رسمی تایید و آثار قانونی بر آن مترتب شود (مانند بازگرداندن اموال)، نیاز به طرح دعوای تایید بطلان معامله در دادگاه صالح است. رای دادگاه در این خصوص جنبه اعلامی دارد، یعنی صرفا بطلان معامله را از ابتدا احراز میکند.
۲. اشخاص صالح برای طرح دعوای بطلان:
با توجه به رفع حجر از شخص مذکور و عزل قیم، اشخاص زیر میتوانند برای اعلام بطلان معاملات اقدام کنند:
* شخصی که رفع حجر شده است: ایشان اکنون اهلیت قانونی برای طرح دعوا به منظور ابطال معاملاتی که در دوران حجر انجام دادهاند را دارا هستند.
* ذینفعان: هر شخص ذینفعی، از جمله فرزندان ایشان که پیشتر برای رفع حجر اقدام کردهاند، یا حتی طرف دیگر معامله (که از حجر طرف مقابل مطلع نبوده) میتواند برای اعلام بطلان معامله اقدام کند.
* دادستان: در مواردی دادستان نیز میتواند برای حفظ حقوق محجور اقدام به طرح دعوای بطلان نماید. اما با توجه به رفع حجر و بازگشت اهلیت به شخص، اولویت و مسئولیت اصلی اقدام با خود ایشان یا سایر ذینفعان نزدیک خواهد بود. نقش دادستان بیشتر در زمان فعال بودن حجر و برای نظارت بر عملکرد قیم یا در صورت نبود قیم است.
۳. عواقب عدم اقدام برای اعلام بطلان:
اگرچه معاملات انجام شده در زمان حجر از نظر قانونی باطل هستند، اما تا زمانی که حکم قطعی دادگاه مبنی بر تایید این بطلان صادر نشود، اسناد مربوط به آن معاملات ممکن است کماکان در ظاهر معتبر تلقی شده و زمینها در تصرف طرف قرارداد باقی بمانند.
در صورتی که با این اسناد باطل، معاملات دیگری صورت بگیرد (مثلا طرف قرارداد، زمینها را به شخص ثالثی منتقل کند)، این معاملات بعدی نیز به دلیل بطلان معامله اولیه، فاقد اعتبار قانونی خواهند بود.
مسئولیت و مقصر:
شخصی که رفع حجر شده: اگر ایشان با علم به بطلان معاملات گذشته، اقدامی برای استرداد حقوق خود انجام ندهد، در درجه اول خود مسئول تداوم وضعیت موجود و تضییع احتمالی حقوق خود خواهد بود.
طرفین معامله با اسناد باطل: کسانی که با علم به بطلان سند اولیه یا با وجود امکان اطلاع از آن (مثلا با استعلام وضعیت مالکیت یا سابقه حجر فروشنده)، اقدام به معامله میکنند، خود را در معرض دعاوی حقوقی و مسئولیت قرار میدهند.
عدم اقدام سایر مسئولین: در حال حاضر که شخص رفع حجر شده و قیم نیز عزل گردیده، مسئولیت اصلی برای پیگیری حقوق تضییع شده با خود فرد است. دادستان نیز معمولا در صورت وجود قیم یا در زمان حجر فعالانهتر عمل میکند.
راهکار پیشنهادی
با توجه به اینکه شخص مورد نظر رفع حجر شده و اهلیت قانونی خود را بازیافته است، ایشان یا وکیل قانونیشان باید هرچه سریعتر دادخواست "تایید بطلان معاملات" انجام شده در سال ۱۳۸۶ را به دادگاه صالح ارائه دهند. دادگاه صالح برای رسیدگی به این دعوا، اگر موضوع معامله مال غیرمنقول (مانند زمین) باشد، دادگاه محل وقوع ملک است. برای این منظور، باید حکم حجر که تاریخ شروع آن سال ۱۳۸۳ ذکر شده، به عنوان مستند اصلی به دادگاه ارائه شود.
در صورتی که شخص رفع حجر شده خود اقدامی نمیکند، سایر اشخاص ذینفع (مانند فرزندان یا هر کسی که از این وضعیت متضرر میشود) میتوانند به عنوان ذینفع، دعوای بطلان را مطرح نمایند.
سلام
معاملات محجور در سال ۸۶ به دلیل حجر از سال ۸۳ باطل هستند. پس از رفع حجر شخص یا فرزندان یا اوقاف باید با طرح دعوای اعلام بطلان، اسناد را ابطال کنند عدم اقدام باعث تداوم آثار اسناد باطل و پیچیدگی دعاوی بعدی میشود. مقصر معاملات بعدی کسی است که بدون بررسی کافی معامله کرده است