آیا مایل هستید اعلانات مربوط به گفتگوهای آنلاین خود را روی دستگاه
خود دریافت کنید؟
در پنجره باز شده روی دکمه Allow کلیک کنید...
لطفاً اتصال اینترنت خود را بررسی کنید.
تلفن تماس:
شما میتوانید درخواست ارزیابی حقوقی خود را بطور مستقیم برای ارسال کنید و در کوتاهترین زمان ممکن از ایشان پاسخ
بگیرید.
لطفا دقت داشته باشید، شما در هر روز تنها
میتوانید ۳
درخواست ارزیابی حقوقی رایگان ویا ارتباط مستقیم با متخصص ثبت نمایید.
همچنین دقت داشته باشید درصورت عدم انتخاب متخصص، پیام شما برای تمامی متخصصان ارسال شده و ایشان
می توانند ارزیابی خود را از درخواست شما مطرح نمایند.
بنده به عنوان فروشنده در سال ۱۴۰۱ خودرویی به مبلغ ۱۵۰ میلیون تومان فروختم. در مبایعهنامه قید شده بنده ۱۵۰ میلیون تومان نقدا دریافت کردم در حالی که فقط ۱۰ میلیون تومان پیش از خریدار گرفتم و مابقی رو گفتم وقتی از پارکینگ درآوردی بعدا بهم بده.
در نبودن من، خریدار با الزام به تنظیم سند موفق شد حکم بگیرد و تعویض پلاک کند.
شکایت جعل و استفاده از سند مجهول زدم از خریدار و دفترخونه. خوشبختانه جواب کارشناس مبنی بر اثر انگشت من در وکالتنامه منتفی اعلام شد یعنی اثر انگشت مطابقت ندارد و منتظر حکم هستم.
حالا میخوام مبایعهنامه رو بیاعتبار کنم یعنی از اول انگار قولنامهای نوشته نشده.
دلایل زیادی دارم و اعلام میکنم و نظر شما اساتید رو میخوام.
یک/ فسخ مبایعهنامه به دلیل عدم پرداخت ثمن معامله یا تخلف یا خیارهای دیگه.
دو/ در زمان ما مبایعهنامه ماشین توقیف بوده و به عنوان وثیقه گذاشته بودم که از زندان بیرون بیایم، فسخ معامله به دلیل در رهن بودن مورد معامله.
سه/ یا اینکه استناد کنم به پرونده جعل سند و نظر کارشناس و پای نمایشگاه خریدار و شاهدین که با تبانی و همکاری با دفترخونه اقدام به کلاهبرداری از من در شرایط خاص رو ثبت کنم؟
برای ابطال یا فسخ مبایعهنامه، میتوانید به چند موضوع استناد کنید:
۱. **عدم پرداخت ثمن معامله**: اگر خریدار تعهدات مالی خود را انجام نداده باشد، میتوانید بر اساس ماده ۳۷۷ قانون مدنی درخواست فسخ معامله کنید.
۲. **در رهن بودن مورد معامله**: اگر خودرو در زمان تنظیم مبایعهنامه در رهن بوده و شما این موضوع را به خریدار اطلاع ندادهاید، ممکن است بتوانید بر اساس ماده ۴۶۲ قانون مدنی درخواست فسخ بکنید.
۳. **جعل سند**: اگر بتوانید ثابت کنید که خریدار یا دفترخانه سندی جعلی تنظیم کردهاند، میتوانید بر اساس ماده ۱۹۰ قانون مجازات اسلامی اقدام به ابطال معامله نمایید.
در هر صورت، برای رسیدن به نتیجه مطلوب، توصیه میشود مدارک و شواهد کافی را جمعآوری کرده و با توجه به نظر کارشناس و حکم دادگاه اقدام کنید.
این پاسخ توسط هوش مصنوعی تولید شده است. لطفاً
توجه
داشته باشید که ممکن
است اطلاعات
ارائهشده
بهطور کامل دقیق
یا قابل اعتماد نباشد. توصیه میشود برای تأیید صحت اطلاعات، به مشاوره وکلای مجرب مراجعه کنید.
سلام
برای بیاعتبار کردن مبایعهنامه باید از طریق دادگاه اقدام کنی؛ مهمترین راهها:
۱. فسخ به علت عدم پرداخت ثمن یا تخلف خریدار.
۲. ابطال معامله به دلیل در رهن بودن خودرو هنگام عقد.
۳. استناد به پرونده جعل و نظر کارشناس برای اثبات تبانی و کلاهبرداری.
هرکدام از این دلایل را میتوانی در دعوای مستقل یا ضمنی مطرح کنی تا قرارداد بیاثر شود.
سلام وقتت بخیر
با توضیحاتی که دادید، قویترین و عملیترین مسیر برای «بیاثر کردن» معامله، ترکیب این دو است: ۱) ادامهی پرونده کیفری جعل تا صدور رای قطعی و بعد طرح دعوای ابطال وکالتنامه و سند رسمی انتقال؛ ۲) طرح دعوای فسخ مبایعهنامه به علت عدم پرداخت ثمن و تخلف خریدار، نه صرفا استناد به توقیف بودن خودرو که برای خود فروشنده معمولا پایهی محکمی نیست.
فرق «فسخ» با «بطلان» و «ابطال»
در حقوق ایران، بطلان/ابطال یعنی قرارداد از ابتدا به دلیل فقدان یکی از شرایط اساسی معامله (قصد، رضا، اهلیت، جهت مشروع، موضوع مشروع) هیچ اثر قانونی نداشته است.
در مقابل، فسخ یعنی عقد در ابتدا صحیح بوده، ولی بهدلیل تحقق یکی از خیارات (مثل تاخیر ثمن، غبن، تدلیس و…)، یکطرف حق برهم زدن آن را پیدا میکند و با اعمال فسخ، اثر عقد از آن زمان به بعد از بین میرود، هرچند در عمل، آثارش قهقرایی هم جبران میشود (استرداد ثمن و مبیع).
خیلی از حقوقدانها و رویهی دادگاهها در توضیح نتیجهی فسخ میگویند: پس از صدور حکم فسخ و استرداد عوضین، نتیجه شبیه این است که قرارداد از ابتدا وجود نداشته است، هرچند از نظر فنی با «بطلان از آغاز» تفاوت دارد.
در عمل برای شما که یا پولتان را میخواهید یا خودرو را برگردانید، دعوای «فسخ + استرداد مبیع یا ثمن» معمولا مفیدتر و سادهتر از دعوای «اعلام بطلان مطلق» است، مگر بتوانید یکی از موجبات بطلان (مثلا معامله مال توقیفی مطابق ماده ۵۶ اجرای احکام) را دقیقا ثابت کنید.
گزینه اول: عدم پرداخت ثمن معامله
بر اساس ماده ۳۹۴ قانون مدنی، خریدار مکلف است ثمن را در زمان و مکان توافقشده بپردازد؛ اگر نپردازد ضمانتاجرا دارد.
ماده ۴۰۲ قانون مدنی (خیار تاخیر ثمن) میگوید اگر مبیع «عین معین» مثل خودروی مشخص باشد، و برای پرداخت ثمن و تحویل مبیع «اجل خاصی» تعیین نشده باشد، و تا سه روز نه شما ماشین را تحویل بدهید و نه خریدار تمام ثمن را بدهد، شما حق فسخ دارید.
نکات مهم برای شما:
اگر در مبایعهنامه، بند «اسقاط کافه خیارات» آمده، باید دید خیار تاخیر ثمن را استثناء کردهاند یا نه؛ در بسیاری از فرمهای خودرو، یا خیار تاخیر ثمن را بهصراحت ساقط نمیکنند، یا با تفسیر به نفع فروشنده میتوان به آن استناد کرد.
میتوانید هم «مطالبهی باقیماندهی ثمن» و هم «فسخ به علت عدم پرداخت ثمن» را در یک دادخواست یا دو دادخواست جدا مطرح کنید؛ رویه وکلایی که در این حوزه کار میکنند این است که ابتدا اظهارنامهی رسمی برای مطالبه ثمن و اعلام حق فسخ ارسال و سپس دادخواست فسخ و استرداد مبیع تقدیم میکنند.
در وضعیت شما که فقط ۱۰ میلیون از ۱۵۰ میلیون گرفتهاید ولی در مبایعهنامه نوشته شده «کل ثمن نقدا پرداخت شد»، میتوانید:
به عدم پرداخت واقعی ثمن و شهادت شهود (نمایشگاه، اطرافیان، رسیدهای بانکی یا نقدی) استناد کنید.
علاوه بر خیار تاخیر ثمن، به تخلف خریدار از تعهد اصلی پرداخت ثمن و در صورت احراز فریب، به خیار تدلیس و حتی کلاهبرداری در پرونده کیفری استناد کنید.
در حال حاضر رویهی حقوقی و مقالات تخصصی هم راه فسخ بهعلت عدم پرداخت ثمن را راه شناختهشده و متداول برای فروشنده میدانند، بهویژه در خرید و فروش خودرو.
گزینه دوم: توقیفی یا در رهن بودن خودرو
بر اساس ماده ۵۶ قانون اجرای احکام مدنی، «هرگونه نقل و انتقال اعم از قطعی و شرطی و رهنی نسبت به مال توقیفشده باطل و بلااثر است».
مقالات و آراء منتشرشده توضیح میدهند که مقصود قانونگذار از این بطلان، عمدتا حمایت از ذینفع توقیف (محکومله، مرتهن، طلبکار یا مرجع قضایی) است تا نتوان مال توقیفی را بهزیان او منتقل کرد.
در رویه، دو نگاه وجود دارد:
برخی دادگاهها، معامله نسبت به مال توقیفشده را باطل مطلق میدانند و حکم به بطلان مبایعهنامه میدهند.
برخی دیگر آن را غیرنافذ نسبت به ذینفع توقیف میدانند و معتقدند اصلا فروشندهای که خودش با علم به توقیف مالش را فروخته و ثمن را هم مصرف کرده، ذینفع در طرح دعوای بطلان نیست و این حق عمدتا برای مرتهن/محکومله است.
در مورد شما که خودرو را بهعنوان وثیقه برای خروج از زندان گذاشته بودید، باید دقیق روشن شود:
نوع توقیف چه بوده (توقیف اجرای احکام مدنی، قرار تامین کیفری، وثیقه دادرسی و…)، و تاریخ توقیف نسبت به تاریخ مبایعهنامه چه زمانی است.
در صورت تایید توقیفی بودن در زمان معامله، بهطور نظری میشود به ماده ۵۶ استناد و دعوای «تایید بطلان معامله نسبت به مال توقیفی» مطرح کرد، اما اینکه دادگاه این بطلان را به نفع خود فروشنده بپذیرد، محل تردید است و به رویه شعبه و استدلال وکیل بستگی دارد.
بنابراین، استناد صرف به توقیفی بودن خودرو، برای اینکه شما (بهعنوان فروشنده) قرارداد را از ریشه باطل کنید، معمولا از نظر عملی ضعیفتر از مسیر فسخ به علت عدم پرداخت ثمن و جعل وکالتنامه است.
گزینه سوم: جعل وکالتنامه و تبانی با دفترخانه
منابع حقوقی تصریح میکنند اگر معاملهای بر اساس وکالتنامه مجعول انجام شود، آن معامله و اقدامات مبتنی بر آن قابل ابطال و اصولا بیاعتبار است و جاعل باید خسارات را جبران کند.
رویه نیز میگوید اگر در پرونده کیفری، رای قطعی درباره اصالت یا جعلیت سند صادر شود، این رای برای دادگاه حقوقی در همان موضوع (اصالت یا جعلیت سند) لازمالاتباع است.
در پرونده شما:
نظریه کارشناس مبنی بر عدم انطباق اثر انگشت، اگر منجر به حکم قطعی کیفری به جعل و استفاده از سند مجعول شود، بعدا میتوانید دعوای «ابطال وکالتنامه رسمی»، «ابطال سند رسمی انتقال» و «ابطال تعویض پلاک» را بر همین مبنا طرح کنید.
این باعث میشود اقدامات دفترخانه و انتقال رسمی که بدون حضور واقعی شما و با سند مجعول انجام شده، از بین برود و از نظر حقوقی به حالت قبل برگردید.
اما نکته مهم: خود مبایعهنامه عادی که شما امضا کردهاید، لزوما با اثبات جعل وکالتنامه خودبهخود باطل نمیشود، چون جعل مربوط به وکالتنامهای است که برای تنظیم سند رسمی و تعویض پلاک استفاده شده، نه لزوما خود قولنامه.
برای از بین بردن مبایعهنامه، باید یا فسخ (به علت عدم پرداخت ثمن، تدلیس، غبن، تخلف از شروط) را ثابت کنید یا بطلان را بر یکی از جهات قانونی مثل معاملهی مال توقیفی، صوری بودن معامله یا فقدان قصد و رضا استوار نمایید.
با توجه به اینکه در قولنامه نوشتهاند «کل ثمن نقدا پرداخت شد» در حالیکه واقعا اینطور نبوده، این میتواند قرینهای از تدلیس و تبانی نمایشگاه و خریدار و حتی دفترخانه باشد و هم در پرونده کیفری (کلاهبرداری، استفاده از سند مجعول) و هم در پرونده حقوقی (خیار تدلیس و فسخ) به کار بیاید.