همسایه آزاری قانونا چطور به نتیجه میرسد؟
سلام خسته نباشید من یه اتاق دارم که درو پنجره به کوچه داره و هم به حیاط من ۲۷ سالمه در ۱۸ سالگی همسایمون یه پسر کمتر از سنو سال من هنگام رد شدن از جلوی اتاقم از عمد سرو صدا ایجاد میکرد و منو ازار میداد من اونموقع چند بار به برادر بزرگترش گوش زد کردم که به برادرش بگه منو اذیت نکنه سرو صدا نکنه حتی مادرمم فرستادم در خونشون به مادرش گوش زد کرد که منو اذیت نکنه ، بعدش شدیدتر سرو صدا کرد لج کرد منم سر اون یه بار که سرو صدا کرد رفتم بیرون و باهاش لفظی دعوا کردم بعد از اون موقع کل خانوادشون با من لج افتادن پدرش یه تاکسی داره از لجش به مدت چند سال وقتی خونه میومد هم ظهر و هم شب بوق ماشین رو پشت سر هم میزد که مثلا داره بچه هاشو صدا میکنه که بیاد در پارکینگو باز کنن که ماشینو بکنه تو پارکینگ من بعد چند سال ظهر بود وقتی داشت تند تند پشت سر هم سیگنال ماشینش رو میزد اومدم بیرون گفتم بسه دیگه بعد باهام دعوا کرد هم به من فوش خواهر داد هم طلبکار شدم یه ساعت بعد دعوا رفتم کوچه با خودم غر زدم گفتم از سنو سالش خجالت نمیکشه میاد خواهر منو فش میده بعدش بهونه افتاد دستش چون وقتی من کوچه غر میزدم همسرش حرفو به خودش گرفت و فک کرد دارم فوشش میدم بعد رفتن ازم شکایت کردن و گفتن که فوش ناموسی دادم بهشون من تقریبا ۴ سال پیش بود این قضیه رفتیم شورای حل اختلاف اونجا از من تعهد گرفت گفت که دیگه ن با اون و نه با بچه هاش نباید کاری داشته باشم و هیچی نگم بهشون بعدش دیگه سیگنال ماشین رو جمع کرد ولی سه سال پیش پسر بزرگش یه پراید خریده و حالا دوتا ماشین دارن حالا پسرش رو به جون من انداخته صبح وقتی پسرش میخواد بره سر کار همش در ماشینش رو با ریموت کنترل دزدگیر میبنده باز میکنه ده بار پشت سر هم که سرو صدا ایجاد کنه و منو ازار بده حتی در ماشین رو باز میکنه بعد ماشینو میزنه قفل شه که بعد که درو میبنده صدای اژیر ماشینبه صدا در میاد هر روز اینکارو میکنه منم جایی ندارم برم و دارم به اوج دیونگی میرسیم به جنون رسیدم از فشار روانی که بهم وارد میکنن من چند روزه صبح ها منتظر میشم تا بیاد کارشو بکنه دارم با گوشیم یواشکی کاراشو ضبطش میکنم فیلمبرداری میکنم به قدری فشار روحی روانی بهم وارد میکنن که نمیتونم برم کار کنم افسرده شدم دچار مشکلات روحی روانی بسیار شدید شدم پرخاشگر شدم گوشه گیر شدم حالم وخیمه نرمال نیستم نمیتونم خودمو جمو جور کنم نمیتونم زندگی نرمالمو ادامه بدم از قیافه افتادم دور چشام سیاه شده زندگیم به شدت تحت تاثییر قرار گرفته و چون از وضعیت مالیمون به شدت پایینه نمیتونم تغییر مکان بدم که جای دیگه ای به زندگی ادامه بدم از طرفی هم به خاطر اختلالات روانی شدیدی که بهم وارد میکنن دستم به هیچ کاری بند نمیشه. حالا میخام منو راهنمایی کنید که من با این مشکل چجوری کنار بیام و چه اقدامی انجام بدم