با سلام و سپاس
بنده در سند ازدواجم وکالت حق طلاق دارم. ولی از یک وکیل شنیدم که حق طلاق باید در دفتر اسناد رسمی ثبت شده باشه و در سند ازدواج ممکنه از دید برخی قضات قابل رسیدگی نباشه. آیا این موضوع صحت داره؟ پس چرا طبق قانون جدید، گفتن چون سند ازدواج یک "سند رسمیه" ، پس زن میتونه مهریه شو از طریق اداره ثبت اسناد مطالبه و پیگیری کنه؟ اگر حق طلاق رو در سند ازدواج قبول نمی کنن، این دو موضوع با هم تناقض داره.
مهریه راطبق سندازدواج وازدفترازدواج بعدازطریق ثبت می توانید مطالبه کنید .حق طلاق مندرج درسند ازدواج معتبراست .
اما حق طلاق، عنوان اشتباهی است . ما برای زنان موردی به عنوان حق طلاق نداریم، بلکه تفویض وکالت برای اعمال طلاق را داریم که به اشتباه به عنوان «حق طلاق» از آن یاد میشود.مثل این که شرط شود، هرگاه شوهر، زن دیگری بگیرد یا در مدت معینی غائب شود یا ترک انفاق نماید یا علیه حیات زن سوءقصد کند یا سوءرفتاری نماید که زندگانی آنها با یکدیگر غیرقابل تحمل باشد، زن، وکیل و وکیل در توکیل باشد که پس از اثبات تحقق شرط در محکمه و صدور حکم نهایی، خود را مطلقه سازد.
مورد دوم وکالت مربوط به حالتی است که شوهر به زن وکالت مطلق و بدون قید و شرط موضوعی میدهد که هر وقت بخواهد، خود را طلاق دهد. این وکالت از نظر حقوقی و قانونی صحیح است و در این حالت، برخلاف مورد نخست، نیاز به اثبات شروط فوق در دادگاه نیست و اعمال وکالت از طرف زن متوقف بر تحقق آن نبوده و به تشخیص و تصمیم او قابل اعمال در دادگاه است.
اگر ضمن عقد نکاح چنین شرطی گذاشته شود، به عنوان شرط ضمن عقد نکاح شناخته میشود که در ماده ۱۱۱۹ قانون مدنی به آن اشاره شده و برای طرفین و دادگاه و حتی اشخاص ثالث معتبر و لازمالاجراست.
تفاوت حق طلاق و وکالت برای طلاق۲ سال قبل خانواده ۷
وکالت برای اعمال طلاق با حق طلاق زن متفاوت است و یکی نیست ما برای زنان موردی به عنوان حق طلاق نداریم، بلکه تفویض وکالت برای اعمال طلاق را داریم که به اشتباه به عنوان «حق طلاق» از آن یاد میشود.
مشاوره حقوقی آنلاین در بنیاد وکلا loading=
شرط وکالت زنان در طلاق چگونه است
در بین تمام شروطی که هنگام عقد ازدواج میتوان گذاشت، یکی از مهمترین شروط، شرط وکالت زن برای طلاق است. با توجه به این که حق طلاق در قانون ما به مردان اختصاص دارد و زنان تنها در شرایط معدود و محدودی میتوانند تقاضای طلاق کنند، نیاز به اتخاذ راهکاری برای تساوی شرایط احساس میشد.
به عبارت ساده میتوان گفت وقتی قانون زنان را از حق طلاق محروم کرده، آنها تلاش میکنند از طریق دیگری این حق را به دست بیاورند تا اگر روزی شیرینی زندگی جدید رو به تلخی گذاشت و حمایت قانونی از آنها صورت نگرفت، لازم نباشد کاسه چه کنم چه کنم به دست بگیرند.
نکتهای که باید به آن توجه داشت این است که بیشتر افراد گمان میکنند شروطی که میتوان بر سر گرفتن حق طلاق، بر آنها توافق کرد، همان شروط ۱۲گانه مندرج در عقدنامه است که زن تنها در آن موارد، مثلا استنکاف شوهر از پرداخت نفقه به مدت ۶ ماه و…، میتواند تقاضای طلاق کند،
در صورتی که برای این موارد ماده قانونی وجود دارد و براساس آنها زن میتواند تقاضای طلاق کند. ماده ۱۱۳۰ قانون مدنی تصریح میکند:
«در صورتی که دوام زوجیت موجب عسر و حرج زوجه باشد، وی میتواند به حاکم شرع مراجعه و تقاضای طلاق کند. چنانچه عسر و حرج در محکمه ثابت شود، دادگاه میتواند زوج را اجبار به طلاق نماید و در صورتی که اجبار میسر نباشد، زوجه به اذن حاکم شرع طلاق داده میشود.»
بنابراین آنچه امروزه به عنوان شرط حق طلاق از آن یاد میشود تنها به این موارد بسنده نمیشود، بلکه این شرط عبارت است از آنکه زوج به زوجه وکالت بلاعزل با حق توکیل به غیر میدهد که زن در هر زمان و تحت هر شرایطی اختیار داشته باشد خود را به هر نوع طلاق و به هر طریق اعم از گرفتن یا بخشش مهریه مطلقه کند.
نظر قانون در مورد حق طلاق به زن
محمدرضا زمانی، وکیل دادگستری، درباره آنچه مردم به آن حق طلاق میگویند، این گونه توضیح میدهد: «حق طلاق، عنوان اشتباهی است که در بین مردم و خانوادهها بیان میشود. ما برای زنان موردی به عنوان حق طلاق نداریم، بلکه تفویض وکالت برای اعمال طلاق را داریم که به اشتباه به عنوان «حق طلاق» از آن یاد میشود.»
او میگوید: «درخصوص وکالت زوجه در طلاق دو نوع وکالت را میتوان در نظر گرفت. مورد اول، ناظر به تفویض وکالت به زوجه از سوی زوج درخصوص موارد متعدد و مورد توافق است. بدین معنا که از طرف شوهر و به عنوان یکی از شروط ضمن عقد نکاح، وکالت داده میشود که با مراجعه به دادگاه خود را مطلقه سازد.»
این حالت منطبق با ماده ۱۱۱۹ قانون مدنی است که برابر این ماده «طرفین عقد ازدواج میتوانند هر شرطی که مخالف با مقتضای عقد مزبور نباشد، در ضمن عقد ازدواج یا عقد لازم دیگر بنمایند، مثل این که شرط شود، هرگاه شوهر، زن دیگری بگیرد یا در مدت معینی غائب شود یا ترک انفاق نماید یا علیه حیات زن سوءقصد کند یا سوءرفتاری نماید که زندگانی آنها با یکدیگر غیرقابل تحمل باشد، زن، وکیل و وکیل در توکیل باشد که پس از اثبات تحقق شرط در محکمه و صدور حکم نهایی، خود را مطلقه سازد.» به این ترتیب، شوهر ضمن عقد نکاح، به زن وکالت در طلاق میدهد.
با این وجود، اعمال وکالت از طرف زن متوقف است به تحقق شرطهای مزبور و زن باید آن را در دادگاه ثابت کند. بنابراین این شرط ضمن عقد، منوط به تحقق وضعیت موصوف و اثبات آنها از سوی زن در دادگاه است. شروط مقرر در ماده ۱۱۱۹ قانون مزبور یا شروط ضمن عقد نکاح مقرر در سند ازدواج مقید و محدود به همان موارد مزبور یا مذکور در آن سند نبوده و میتواند شامل توافقات قانونی و شرعی دیگر نیز باشد.
این حقوقدان درباره نوع دیگر وکالت میگوید: «اما مورد دوم وکالت مربوط به حالتی است که شوهر به زن وکالت مطلق و بدون قید و شرط موضوعی میدهد که هر وقت بخواهد، خود را طلاق دهد. این وکالت از نظر حقوقی و قانونی صحیح است و مانند آن است که شوهر او را طلاق داده یا شخص ثالث به وکالت، زن را طلاق داده است. در این حالت، برخلاف مورد نخست، نیاز به اثبات شروط فوق در دادگاه نیست و اعمال وکالت از طرف زن متوقف بر تحقق آن نبوده و به تشخیص و تصمیم او قابل اعمال در دادگاه است.»
زمانی در پاسخ به این سوال که آیا این وکالت را تنها در زمان عقد میتوان گرفت یا بعد از آن هم مرد میتواند این وکالت را به زنش بدهد میگوید: «مهم شروط توافقی مربوط به وکالت به زن در طلاق بوده و زمان آن اهمیت چندانی ندارد. اگر ضمن عقد نکاح چنین شروطی گذاشته شود، به عنوان شروط ضمن عقد نکاح شناخته میشود که در ماده ۱۱۱۹ قانون مدنی به آن اشاره شده و برای طرفین و دادگاه و حتی اشخاص ثالث معتبر و لازمالاجراست.
اما این موضوع مانع از آن نیست که زوجین بعدا طی سند رسمی جداگانهای با توافق جدید به عنوان یک شرط خارج از عقد نکاح این کار را انجام دهند
در عقدنامه ها شروط دوازده گانه ای تحت عنوان شروط ضمن عقد درج گردیده است که در صورت اثبات آن توسط زن (زوجه) و احراز آن توسط دادگاه، زن می تواند طلاق بگیرد. در واقع، به زن وکالت در طلاق داده شده است اما با توجه به اینکه برای اعمال این وکالت، اثبات حداقل یکی از موارد مندرج در عقدنامه (قباله ازدواج یا سند نکاحیه) ضرورت دارد، لذا نیاز به رسیدگی قضایی دارد و زمانبر و دشوار است. برخلاف وکالت در طلاق که در دفتر اسناد رسمی تنظیم می شود
با توجه به اینکه ماده ۱۱۳۳ در سال ۱۳۸۱ اصلاح شده و اعمال حق طلاق با اجازه دادگاه امکان دارد تا از رفتارهای دلبخواهانه هر یک از زن و شوهر جلوگیری کند این قبیل احکام ثانویه قدرت اعمال طلاق را به صرف جاری شدن صیغه طلاق سلب می کند و وقتی خود شوهر در طلاق دادن محدود شده به نحو اولی وکیل او نیز در طلاق (که شما هستید) با مانع روبرو می شوید
نه خیر براساس قانون جدید اسنادلازم الاجرا دربحث مالی زن ابتدا باید ازطریق اداره ثبت مهریه رو به اجرا بزاره درصورت عدم وجوداموال به دادگاه مراجعه نماید درمورد طلاق باید دردفاتر اسنادرسمی وکالت در طلاق تنظیم شود
سند ازدواج یک سند رسمی بوده وهست و مندرجات متن آن نیز قابلیت اجرا دارد لاکن اگر توجه بفرمایید در صدر شروط ۱۲گانه نیز وکالت در طلاق با محقق شدن شروط آورده شده است ولی میبایستی اثبات گردد وکالت در طلاق نیز بایستی مستقلا و با ذکر علل باشد میبایستی متن مندرج (وکالت در طلاق)مطالعه گردد تا بتوان نظر قطعی داد ،موفق باشید
پاسخهای عمومی، مدارک و تاریخها و شرایط خاصِ شما را نمیبینند. در یک مشاورهٔ تلفنی، وکیل روی همین پرونده با شما صحبت میکند و قدم بعدی را مشخص میکند.
ثبتنام لازم نیست؛ فقط شمارهٔ موبایل، آن هم فقط برای همین مشاوره.
پرسش حقوقی خودتان را بپرسید
پرسش خود را ثبت کنید تا وکلای بنیاد وکلا پاسخ بدهند — ثبت پرسش رایگان است.ثبت پرسش حقوقی