موضوعتان را بگویید، در چند ثانیه به وکیلِ در دسترس میرسید
لطفاً اتصال اینترنت خود را بررسی کنید.
تعیین ماهیت معاملهای که از صلح به بیع تبدیل شده چه حکمی دارد؟
پرسیده شده ۲ ماه پیش
۴۲ پاسخ ثبت شده
ملکی از طریق صلح عمری دستی از فرزند به پدر منتقل شده است. در سند، بهجای «مصالح و متصالح» عبارت «خریدار و فروشنده» درج شده و بعدها برای آنکه مالیات صلح عمری شامل نشود، ماهیت معامله به بیع تغییر یافته است. مبلغ بیع بین طرفین رد و بدل شده و اقرارنامه رسمی مبنی بر پرداخت ثمن توسط خریدار اخذ شده است. همچنین اقرارنامه رسمی برای اسقاط حق فروشنده نسبت به ملک نیز تنظیم شده است. آیا این معامله صلح است یا بیع؟
جمعبندی پاسخ وکلاهوش مصنوعی
اکثر وکلا معتقدند با توجه به رد و بدل شدن ثمن، اقرارنامههای رسمی و تغییر اراده، این معامله بیع است؛ اما برخی تأکید دارند احراز نهایی به تشخیص دادگاه از قصد واقعی طرفین و تناسب قیمت بستگی دارد.
اینکه معامله بیع شناخته شود یا صلح، به نحوه نگارش اسناد و مدارک پرداخت ثمن در پرونده شما وابسته است.
سارا جوربنیانآنلاینوکیل پایه یک کانون وکلای دادگستری·۴٫۵
پاسخ هوشمند بنیاد وکلاهوش مصنوعی
بیع تلقی شدن معامله بر اساس اراده موخر
عقود تابع قصد و اراده طرفین هستند و با توجه به درج عناوین خریدار و فروشنده، معامله بیشتر شبیه به بیع است. همچنین وجود ارکان بیع، رد و بدل شدن ثمن، و تنظیم اقرارنامه رسمی برای دریافت ثمن و اسقاط حق فروشنده، نشاندهنده وقوع عقد بیع است. با این حال، اگر اختلاف به دادگاه کشیده شود، ملاک اصلی احراز قصد واقعی طرفین خواهد بود و تناسب مبلغ پرداختی با قیمت ملک نیز در تشخیص صلح یا بیع بودن مؤثر است.
این پاسخ بهصورت خودکار تولید شده و جای مشاورهی حقوقی با وکیل را نمیگیرد؛ پاسخهای وکلا در ادامه آمده است.
با سلام. با توجه به رعایت ارکان بیع شامل وجود مبیع و ثمن و همچنین وجود اقرارنامه رسمی مبنی بر پرداخت ثمن و اسقاط حق فروشنده اصل بر وقوع بیع است مگر اینکه در صورت بررسی قصد واقعی طرفین توسط دادگاه ماهیت صلح احراز شود.
بسم تعالی
انچه ماهیت اصلی یک عقد را مشخص میکند الفاظ عنوان شده نیست بلکه قصد و اراده طرفین است و شما با توجه به اینکه ماهیت عقد را تغییر دادید و اقرار نمودید و حتی مبلغی را هم در ازای ان پرداخت کردید بنظر عقد بیع منعقد شده و از حیث عقد صلح خارج میباشد .
در این فرض، عنوان ظاهری سند بهتنهایی تعیینکننده نیست؛ ملاک اصلی قصد واقعی طرفین و ارکان معامله است. اگر در ابتدا قصد انتقال رایگان با حفظ منافع مادامالعمر برای پدر وجود داشته و نوشته اولیه صرفا صلح عمری بوده، تغییر بعدی عنوان به بیع ممکن است از سوی دادگاه بهعنوان تلاش برای تغییر ماهیت معامله بررسی شود. اما اگر واقعا بیع جدیدی واقع شده، ثمن پرداخت شده، فروشنده دریافت آن را در اقرارنامه رسمی تایید کرده و آثار بیع مانند انتقال مالکیت و اسقاط حقوق فروشنده ایجاد شده باشد، میتواند بیع معتبر تلقی شود.
در صورت اختلاف، دادگاه به تاریخ و نحوه انعقاد، پرداخت واقعی ثمن، اقرارهای رسمی، تصرفات و سایر قرائن توجه میکند؛ صرف اینکه هدف از تغییر عنوان، کاهش مالیات بوده، بهتنهایی معامله را صلح یا بیع نمیکند، اما میتواند یک قرینه علیه اصالت ادعای بیع باشد.
تشخیص ماهیت قرارداد با عنوان آن نیست بلکه با قصد واقعی طرفین و مفاد قرارداد است
اگر ابتدا قصد واقعی طرفین انعقاد صلح عمری بوده و سپس فقط برای فرار از مالیات عنوان قرارداد به بیع تغییر داده شده باشد دادگاه می تواند با احراز قصد مشترک طرفین معامله را صلح تلقی کند
اما اگر پس از تغییر عنوان واقعا ثمن پرداخت شده باشد اقرارنامه رسمی دریافت ثمن تنظیم شده باشد و فروشنده نیز به طور رسمی اقرار به انتقال و اسقاط حقوق خود کرده باشد قرائن به نفع بیع قوی تر خواهد بود
بنابراین صرف اینکه ابتدا صحبت از صلح عمری بوده برای صلح دانستن معامله کافی نیست و مجموعه اسناد رفتار طرفین و قصد واقعی آنان ملاک تشخیص دادگاه خواهد بود
سلام
ملاک تشخیص، عنوان ظاهری قرارداد نیست؛ بلکه قصد واقعی طرفین و مفاد تعهدات است.
اگر:
* ثمن واقعا پرداخت شده باشد،
* انتقال مالکیت در برابر عوض مالی انجام شده باشد،
* سند رسمی نیز به صورت بیع قطعی تنظیم شده باشد،
* و فروشنده با اقرارنامه رسمی دریافت ثمن و اسقاط هرگونه حق نسبت به ملک را تایید کرده باشد،
در این صورت، احتمال اینکه دادگاه ماهیت معامله را بیع بداند بسیار بیشتر از صلح است؛ حتی اگر در مقطعی از واژه «صلح عمری» استفاده شده باشد.
در نهایت، تشخیص قطعی با دادگاه است و بر اساس مجموع اسناد، قصد مشترک طرفین و نحوه اجرای معامله انجام میشود، نه صرف نام قراردادی که بر آن گذاشته شده است.
باسلام
ثمن واقعا پرداخت شده باشد،
طرفین در زمان تنظیم سند بیع قصد خرید و فروش داشته باشند،
و اسناد رسمی نیز این موضوع را تایید کنند،
احتمال قویتر این است که معامله بیع محسوب شود.اما اگر ثابت شود که:
انتقال اولیه همان صلح عمری بوده،
تغییر عنوان فقط برای آثار مالیاتی انجام شده،
ثمن صوری بوده یا پرداخت واقعی نداشته،
و قصد حقیقی طرفین همچنان صلح بوده است،
ممکن است دادگاه آن را صلح با ظاهر بیع بداند
با توجه به مدارکی که اشاره کردید، این معامله در ظاهر بیع محسوب میشه چون:
اولا مبلغ ثمن بین طرفین رد و بدل شده
ثانیا اقرارنامه رسمی مبنی بر پرداخت ثمن توسط خریدار تنظیم شده
ثالثا اقرارنامه رسمی برای اسقاط حق فروشنده نسبت به ملک هم دارید
اما نکته مهم اینه که در حقوق ایران، ملاک تشخیص ماهیت عقد، قصد و اراده واقعی طرفینه نه صرفا عبارات ظاهری. اگه واقعا قصد طرفین صلح عمری بوده و بعدا برای فرار از مالیات، ظاهر معامله رو به بیع تغییر دادن، این کار مصداق فرار از قانون و معامله صوریه
عرض سلام و احترام؛ در حقوق ایران «عنوان نوشتهشده» ملاک نهایی نیست؛ اگر ارکان و آثار صلح عمری (حتی با تغییر الفاظ و اقرارنامه پرداخت ثمن) باقی باشد، دادگاه احتمالا معامله را صلح عمری میداند و صرفا تغییر به قصد کاهش مالیات را برای تبدیل قطعی به بیع کافی نمیبیند؛ اما اگر ارکان بیع واقعا محقق و قصد واقعی خرید و فروش اثبات شود، امکان شناسایی آن به عنوان بیع وجود دارد.
با توجه به مفاد سند و قصد مشترک طرفین، صرف درج عبارات «خریدار» و «فروشنده» تعیینکننده ماهیت عقد نیست. چنانچه ثمن پرداخت شده، اقرار به دریافت آن تنظیم و آثار عقد بیع نیز بر معامله مترتب شده باشد، اراده بعدی طرفین بر تبدیل رابطه حقوقی به بیع دلالت دارد. بنابراین، در صورت احراز قصد واقعی طرفین و رعایت شرایط قانونی، معامله از نظر حقوقی بیع تلقی میشود، نه صلح عمری.
با سلام
ملاک عنوان نوشته نیست؛ قصد واقعی طرفین و مفاد قرارداد است.
اگر در ابتدا قصد صلح عمری بوده و فقط عنوانها تغییر کرده باشد، ممکن است ماهیت آن صلح تلقی شود. اما اگر واقعا قصد خرید و فروش وجود داشته، ثمن پرداخت شده و ارکان بیع برقرار باشد، بیع محسوب میشود.
در اختلاف، دادگاه با توجه به متن قرارداد، اقرارنامهها، نحوه پرداخت ثمن و قرائن موجود تصمیم میگیرد.
باسلام
ماهیت اصلی عقد، صرفا بر اساس عنوان و الفاظ قرارداد تعیین نمیشود، بلکه قصد و اراده واقعی طرفین و نحوه اجرای توافق نیز اهمیت دارد. با توجه به تغییر ماهیت عقد، اقرار طرفین و پرداخت مبلغ در قبال آن، ممکن است قرارداد از نظر حقوقی بیع تلقی شود و نه صلح؛ البته تشخیص نهایی به مفاد اسناد و اوضاعواحوال معامله بستگی دارد.
نمیتوان صرفا بر اساس عبارات به کار گرفته شده حکم به بیع بودن یا صلح بودن داد. باید مقدار ثمن و مقدار مبیع را نیز در نظر داشت. ایا مبلغ پرداختی در خور قیمت واقعی موضوع معامله است؟ یا ملکی ۱۰۰ میلیاردی به قیمت ۱۰ میلیون تومان فروخته شده و بعد اقرار به اخذ کلیه مبلغ شده؟
· عنوان «خریدار و فروشنده» و مبلغ ثمن (ردوبدل شده) ماهیت بیع را محرز کرده است.
· اقرارنامه رسمی مبنی بر پرداخت ثمن و اسقاط حق فروشنده، قصد طرفین بر بیع را تایید میکند (ماده ۱۰ قانون مدنی).
صلح عمری در سند رسمی اصلاح خواهد شد، اما عمل انجامشده بیع است.
قانو مدنی در ماده ی ۳۳۹ میگوید عقد بیع با توافق بر مبیع و قیمت شکل میگیرد وقتی طرفین خودشان از واژه های خریدار و فروشنده در سند استفاده میکنند نشان میدهد که قصد واقعیشان انجام یک معامله ی بیع بوده است نه صلح. از سوی دیگر ذکر یک مبلغ به عنوان ثمن معامله مهمترین رکن بیع را تکمیل میکند و این اقدام ماهیت انتقال را به شدت به سمت بیع سوق میدهد
ملاک، قصد واقعی طرفین است. اگر ثمن پرداخت شده، سند رسمی به صورت بیع قطعی تنظیم شده و فروشنده نیز در اقرارنامه رسمی انتقال قطعی و دریافت ثمن را تایید کرده باشد، معامله از نظر حقوقی بیع محسوب میشود
با سلام،در دادگاه قصد واقعی طرفین قرارداد ملاک است این است که به طور قاطع نمی توان اعلام کرد این عقد از نظر دادگاه صلح است یا ببع.اما به نظر بنده صلح است.
محمدمهدی قنبری
۲ ماه پیش
کاراموز وکالت مرکز وکلای قوهقضاییه
۴٫۹·۶۷ مشاوره موفق
سلام
با توجه به اسناد رسمی، پرداخت ثمن و اقرارنامهها، معامله در ظاهر و از نظر حقوقی بیع محسوب میشود؛ مگر اینکه در دادگاه صوریبودن بیع و قصد واقعی صلح اثبات شود.
درود
عناوین و الفاظ به کار رفته ملاک نیست بلکه قصد و اراده طرفین است که ماهیت اصلی یک عقد را مشخص میکند. در این فرض هم، باتوجه به تغییر ماهیت عقد و اقرار صورت گرفته، بنظر عقد بیع منعقد شده است. موفق باشید
با سلام
نوع عقد با توجه به قصد واقعی طرفین قرارداد مشخص میشود. با توجه به توضیحات ارائه شده، قصد شما از معامله صورت گرفته بیع بوده است لذا آثار صلح بر آن بار نمیشود.
سلام دوست خوبم
این معامله بیع است زیرا اقرار به بیع و رد بدل مبلغ کلیه شده است
کاربر بنیاد وکلا
۱ ماه پیش
سلام اگر قصد واقعی طرفین صلح عمری بوده و فقط عنوان تغییر کرده باشد ماهیت معامله صلح است اما اگر قصد خرید و فروش وجود داشته و ثمن و ارکان بیع محقق باشد معامله بیع محسوب میشود.
اگر قصد واقعی طرفین بیع بوده و این امر احراز شود که بیع است موصوع معامله بیع تلقی میشه .خصوص اینکه اقرار به دریافت ثمن هم شده. الفاظ عقود محمول است بر معانی عرفیه .