به چه جرمی اینگونه اینگونه محکومم وتاوان میدهم؟
باسلام
پدر و مادرم سالها قبل از هم جدا شدند و مادرم ازدواج مجدد کرد و در تمام این سالها از او بیخبر بودیم تا اینکه سه سال پیش بیکباره بمنزل بنده مراجعه و گفتند با همسر دومشان دچار اختلاف میباشند اقدام ب فروش طلا و طرح شکایت علیه همسر دومشان مبنی بر نفقه و مهریه و ..اقدام نمودند در این مدت در منزل بنده سکونت داشتند چندی بعد بیکباره بدون توضیحی منزل مرا ترک و به منزل همسر دوم بازگشته و گویا آشتی میکنند و در تمام پرونده های علیه همسرشان اعلام رضایت و مهریه خود را نیز میبخشد
مادرم به اتفاق همسر دومش طی شکایتی مبنی بر سرقت تعزیری مرا متهم به تهدید توهین و خوراندن قرص و اجبار مادر به گرفتن طلاهایش میکنند و به نوعی مادرم تمام اقدامات علیه همسرش را بمن نسبت میدهد و میگوید دخترم طلاهایم را بزور گرفت مرا حبس کرد او مرا مجبور به طرح شکایت کرد من از او فرار کردم و ... ک در نهایت قرار منع تعقیبم صادر میشود
حال پس از چندین و چند سال تحمل سختی های نبود مادر با تمام مشکلات و ضربات هنگفت مالی بابت مهریه و اجرت المثل و و رسیدگی به مشکلات زندگی پدر و دو برادر مجردم و مشکلات زناشویی و رسیدگی به فرزندانم تحت تاثیر بیماری افسردگی ناشی از طلاق والدینم و مشکلاتی ک بلطف مهر مادر مجبور به تحملش بودم بر من چیره شد
بدلیل یک مسئله شخصی بدرب منزل مادر و همسر دومش مراجعه کردم در زدم و او را صدا کردم و خواستم که بیاید تا او را ببینم و در ماشین شخصی ام بنشیند و با او گفت و گو کنم
اما هر چه به در کوفتم و صدایش کردم او درب را باز نکرد
بود اشکم جاری شد و نتوانستم خودم ورا کنترل کنم اشکم جاری شد و
و پشت درب حیاتشان انقدر با فریاد صدایش کردم و ضجه و التماس کردم و ناله و نفرینش کردم ک از هوش رفتم و اما او حتی درب را باز نکرد بمن نگاهی کند
مردم جمع شده بودند و سرم آب میریختند و دلداری ام میدادند
در تا اینکه پس از یک ساعت زجه و گریه و نفرین هایم
با تماس آنها مامور مراجعه کرد و آنها در حضور مامور درب را باز و خونسر د مقابلم ایستادند و من کنترلم را از دست دادم عصبانی شدم و رفتارهای مادرانه اش را با سرو صدا مورد انتقاد قرار دادم و او را بی رحم و بی عاطفه خواندم و سرش فریاد کشیدم و بعد هم به مامور گفتم اگر نیاز هست جایی را امضا کنم
مادرم و همسرش از من بجرم توهین و تهدید و مزاحمت شکایت کردند و در آن پرونده فقط به گزارش مامور استناد کردند و هیچ شاهدی در پرونده نداشتند در حالیکه مردم زیادی جمع شده حال در جلسه دوم رسیدگیست چگونه میتوانم از خود دفاع کنم
مهم
در حالی ک مادرم در این پرونده توهین و تهدید به پرونده سرقتی که سابقا علیه من مطرح کرده بود اشاره و ضمیمه کرده است نمیدانم ربطش چیست و قصد دارد پرونده قبلی اش را با اینکار اثبات کند من چگونه از بیگناهی ام باید دفاع کنم بخداوندی خدا قصدم من قصد توهین هرگز نداشته و ندارم چون خود یک مادرم و تمام این سالها در تمام سختی هایی که به ناحق بطلبم هدیه کرده فقط سکوت کردم وحتی شماره تماسی از وی نداشتم و ندارم
چگونه از خود دفاع موثر کنم صمیمانه از شما خوبان سپاسگزارم
اجرتان با مولا امیرالمومنین (ع)