با اعتماد به همسر و انتقال مالکیت تمامی دارایی به ایشان، به طور قانونی چه کنم؟
با سلام و ادب.
با توجه با اینکه زندگی و همسرم را دوست داشتم و به جهت روحیه دادن به ایشان مخصوصا پس از تولد پسرم، تمامی اموال خود را بر حسب اعتماد و به رسم امانت بنام ایشان کردم. خانه خریداری نمودم و به نام ایشان زدم. پول پرداخت کردم و ایشان بنام خود ماشین خرید. به زندگی رسیدگی کردم خانه را کاملا نوسازی کردم و وسایل نو برای منزل ابتیاع کردم. تا اینکه از ۲ سال قبل ایشان درخواست اجازه جهت خروج از کشور به مقصد کانادا را داشت. برحسب اعتماد اجازه خروج دادم و به اندازه توانم هم کمک مالی کردم و ایشان ۸ ماه در کانادا ماند. اتفاقاتی رخ داد که باعث شد ایشان هوایی شود. ایران نمیامد. با التماس و خواهش با پسرم بعد ۸ ماه ایران امد و به محض ورود مرا از خانه بیرون کرد. چون آبرودار بودم به کسی حرفی نزدم تا شاید خودش را پیدا کند. بعد ۳ ماه و به دلیل درگیری با خواهرش مرا به خانه راه داد. یکسال گذشت. مجدد مرا از خانه بیرون کرد. اینبار هم ابدا به کسی مطلبی نگفتم. تا امسال به دلیل خراب شدن اوضاع اقتصادی مجددا مرا از خانه بیرون کرد. خانواده در جریان قرار گرفت. وکیل گرفتند و گفتند مهیه را میبخشم ۱۱۰ تا را. خانه که برای خودم است. ماشین بنام خودم از یکدیگر جدا شویم. ابدا تمکین نمیکند. و پاسخ تلفن و مسیج مرا نمیدهد. پسرم را ۳ ماه ندیدم تا به پیش دبستانیش رفتم و او را دیدار داشتم. هزینه مهد و مدرسه غیرانتفاعیش را تا به حال و بر حسب وظیفه داده ام. اما ۳ ماه به او پولی پرداخت نکردم. زیرا میدانم خرید و فروش دلار انجام داده و بسیار پول ذخیره کرده. عنوان میدارد یکسال است گوشت نخورده ایم اما فیش های خرید من برای منزل و فرزندم تماما موجود است. به هر دری میزند تا خانه را حفظ کند و به کانادا برود تا اقامت ۵ ساله اش از دست نرود. ابدا تمکین نمیکند. اما هیچ چیز بر حسب اعتمادم بنامم نیست. نه خانه. نه ماشین. نه خط موبایل هایم. نه تلفن ثابت. همه بنام اوست. نیتم خیر بود. گفتم همسرم است و شریکم. اما با رفتن کانادا و دیدن زندگی اشرافی خواهرش ورق برگشت. نمیدانم چه کنم. آبرو دارم. فرزندم را نمیگذارد ببینم. میگوید برو مدرسه او را ببین. وسایل شخصیم در خانه است نمیدهد. دوستان محترم چه کنم.. ثمره اعتماد آیا این مطلب است. تهمت های عجیب میزند. یکسال در خانه ابدا غذا درست نکرده و میدانم از قبل خرید و فروش دلار با خواهرش حداقل نیم میلیارد درامد و حساب بانکی دارد. قصد رفتن دارد. به کانادا. اما با دروغ و تزویر میخواهد بستر کارش را مهیا نماید. ایا میتوانم فرزندم را ممنوع الخروج نمایم. از نظر شما دوستان چه انجام دهم. ایا در قانون و شرع راهی هست برای احقاق حقوقم. ا یا میتوانم خانه ام را که شرعیه و به رسم امانت بنامش زدم را پس بگیرم و سپس فرزندم را بزرگ نمایم.. به هیچ وجه تمکین نمیکند. هفته ایی میرفت و میپرسیدم کجا بودی پاسخ میداد به تو ربطی ندارد. نباید به تو پاسخ دهم. هوایی شده و قصد ماندن ندارد. به وکیلش زنگ زدم و میگویم وسایلم را چطوری بر دارم. لباسهایم و وسایل شخصیم را. ایا ثمره اعتماد این است؟ بعد از ۱۵ سال زحمت آیا باید حالا به نزل پدرم بروم با گردن کج و بگویم اعتماد کردم و اینچنین شد/۳ سال پیش خانه را کامل بازسازی کردم آن چه میشود. بهترین فرش دستباف و تلویزیون و وسایل دیگر خریدم تا مایه دلگرمی باشد برای زندگیش آن چه میشود..چه باید کنم /آیا باید به ضابط قوه قضائیه اطلاع دهم. آیا باید به پلیس رجوع کنم . شاهد دارم که مرا بیرون کرده. بخاطر لطمه نخوردن فرزند ۵ ساله ام رفتم تا در ذهنش خاطرات بد نقش نبندد..چه کنم دوستان.چه کنم..