موضوعتان را بگویید، در چند ثانیه به وکیلِ در دسترس میرسید
لطفاً اتصال اینترنت خود را بررسی کنید.
تلفن تماس:
شما میتوانید درخواست ارزیابی حقوقی خود را بطور مستقیم برای ارسال کنید و در کوتاهترین زمان ممکن از ایشان پاسخ
بگیرید.
لطفا دقت داشته باشید، شما در هر روز تنها
میتوانید ۳
درخواست ارزیابی حقوقی رایگان ویا ارتباط مستقیم با متخصص ثبت نمایید.
همچنین دقت داشته باشید درصورت عدم انتخاب متخصص، پیام شما برای تمامی متخصصان ارسال شده و ایشان
می توانند ارزیابی خود را از درخواست شما مطرح نمایند.
اینجانب و همسرم در سال ۱۴۰۳ به اتهام ممانعت از حق، به موجب رأی قطعی دادگاه تجدیدنظر محکوم شدیم و حکم اجرا گردید. در سال ۱۴۰۴، مجدداً همان اتهام به همراه ضرب و جرح عمدی علیه ما مطرح شد. دادسرا نسبت به ممانعت از حق قرار موقوفی تعقیب (به استناد اعتبار امر مختوم) و نسبت به ضرب و جرح قرار منع تعقیب صادر کرد. شاکی دلیل جدیدی ارائه نداد و اظهاراتش در دادگاه با دادسرا متناقض بود؛ با این حال دادگاه ما را به پرداخت دیه محکوم نمود. ادله متقنی در پرونده وجود دارد که نشان میدهد در تاریخ موردادعا هیچ ضرب و جرح یا ممانعت از حقی رخ نداده، اما دادگاه به این دلایل ترتیب اثر نداده است. خواهشمندم راهنمایی کنید برای اعاده دادرسی به کدام بند یا بندهای ماده ۴۷۴ قانون آیین دادرسی کیفری باید استناد کنم و استدلال هر بند چگونه باید باشد؟
برای این پرونده، دو بند از ماده ۴۷۴ قانون آیین دادرسی کیفری قابل استناد است.
بند اول: بند (ب) — کشف اسناد و مدارکی که مؤثر در اثبات بیگناهی محکومعلیه باشد. اگر ادلهای در پرونده وجود دارد که دادگاه به آنها بیتوجهی کرده یا در مرحله رسیدگی ارائه نشده بودند، میتوان استدلال کرد که این دلایل «کشفشده» محسوب میشوند و بیگناهی را اثبات میکنند.
بند دوم: بند (الف) — تناقض دو حکم قطعی. رأی محکومیت ۱۴۰۴ با قرار موقوفی تعقیب دادسرا (مبتنی بر اعتبار امر مختوم همان اتهام) در تعارض مستقیم است. این تناقض میان تصمیمات قضایی قطعی، مستقلاً موجب میشود پرونده قابل طرح در دیوان عالی کشور از طریق اعاده دادرسی باشد. درخواست اعاده دادرسی باید از طریق دادگاه صادرکننده حکم قطعی تقدیم و به دیوان عالی کشور ارسال شود.
این پاسخ توسط هوش مصنوعی تولید شده است. لطفاً
توجه
داشته باشید که ممکن
است اطلاعات
ارائهشده
بهطور کامل دقیق
یا قابل اعتماد نباشد. توصیه میشود برای تأیید صحت اطلاعات، به مشاوره وکلای مجرب مراجعه کنید.
سلام
اعاده دادرسی کیفری موضوع ماده ۴۷۴ قانون آیین دادرسی کیفری، صرفا برای موارد استثنایی پیشبینی شده است و صرف اینکه محکومعلیه معتقد باشد دادگاه به دلایل او توجه نکرده یا رای با ادله موجود سازگار نیست، معمولا بهتنهایی از جهات اعاده دادرسی محسوب نمیشود.
با توجه به توضیحات شما، مهمترین مواردی که ممکن است قابل بررسی باشد، بندهای «ج» و «چ» ماده ۴۷۴ است؛ البته تحقق هرکدام نیازمند شرایط دقیق قانونی است:
* بند ج ماده ۴۷۴ در صورتی قابل استناد است که پس از صدور حکم قطعی، واقعه یا دلیل جدیدی کشف شود که بیگناهی محکومعلیه را ثابت کند یا عدم وقوع جرم را نشان دهد. بنابراین اگر مدارکی دارید که در جریان رسیدگی قبلی وجود نداشته و اکنون به دست آمده است، باید مشخص شود این مدارک چگونه میتواند اساس محکومیت را از بین ببرد.
* بند چ ماده ۴۷۴ ناظر به مواردی است که به علت اشتباه یا وضعیت خاص قانونی، شخصی به اتهامی محکوم شده که اساسا جرم نبوده یا شرایط قانونی تحقق آن فراهم نبوده است. صرف اختلاف در ارزیابی دلایل معمولا مشمول این بند نیست.
در پروندهای که اشاره کردهاید، موضوع اعتبار امر مختومه نسبت به عنوان ممانعت از حق، جدا از اتهام ضربوجرح است. قرار منع تعقیب دادسرا درباره ضربوجرح نیز لزوما مانع رسیدگی دادگاه پس از اعتراض شاکی و نقض قرار نیست. بنابراین باید دقیقا بررسی شود دادگاه بر چه مبنایی حکم دیه صادر کرده است؛ مانند نظریه پزشکی قانونی، شهادت، اقرار یا سایر قرائن.
اگر ادله مورد اشاره شما (مانند اسناد، فیلم، گزارشها یا مدارک دیگر) در زمان رسیدگی وجود داشته ولی دادگاه آنها را نپذیرفته باشد، مسیر اعاده دادرسی دشوارتر است؛ زیرا اعاده دادرسی محل اعتراض مجدد به ارزیابی دلایل نیست.
برای تنظیم درخواست اعاده دادرسی باید ابتدا رای قطعی، مستندات مورد استناد دادگاه و ادلهای که به آنها بیتوجهی شده بررسی شود تا مشخص شود کدام جهت قانونی ماده ۴۷۴ قابلیت انطباق دارد.
اسناد و مدارک باید توسط وکیل بررسی شود.
با استناد به بندهای «ج» (ارائه دلیل جدید بر بیوقوعی حادثه) و «ه» (بیتوجهی به اعتبار امر مختوم) ماده ۴۷۴ قانون آیین دادرسی کیفری درخواست اعاده دادرسی دهید....موفق باشید 🌹
صرف نادیده گرفتن ادله یا اختلاف در ارزیابی دلایل، بهتنهایی از جهات اعاده دادرسی موضوع ماده ۴۷۴ نیست.
اگر پس از حکم قطعی، دلیل یا سند جدید و مؤثر به دست آمده باشد، میتوان به بند مربوط به کشف دلیل جدید استناد کرد.
همچنین اگر رای بر پایه اسناد مجعول یا شهادت خلاف واقع صادر شده باشد، بندهای مربوط به آن قابل استناد است.
در غیر این صورت، ایراد به نحوه رسیدگی یا ارزیابی ادله معمولا باید از طریق تجدیدنظر پیگیری شود، نه اعاده دادرسی.
برای تعیین بند دقیق ماده ۴۷۴، بررسی متن کامل رای و مستندات پرونده ضروری است.
با استناد به بندهای «ج» (ارائه دلیل جدید بر بیوقوعی حادثه) و «ه» (بیتوجهی به اعتبار امر مختوم) ماده ۴۷۴ قانون آیین دادرسی کیفری درخواست اعاده دادرسی دهید.
باسلام
ادلهای که بیگناهی شما را ثابت میکند از ابتدا در پرونده موجود بوده و دادگاه آنها را نادیده گرفته است، شانس پذیرش اعاده دادرسی بر مبنای ماده ۴۷۴ معمولا پایین است.
اما اگر سند، فیلم، گزارش رسمی یا دلیل جدیدی پس از قطعیت حکم به دست آمده که قبلا وجود نداشته یا در دسترس نبوده، میتوان بر بند مربوط به دلیل جدید تکیه کرد.
برای اعاده دادرسی، اصلیترین استناد شما بند «ج» ماده ۴۷۴ است و اگر بتوانید عدم جرم بودن یا خلاف قانون بودن محکومیت را ثابت کنید، بند «چ» هم قابل طرح است