آیا مایل هستید اعلانات مربوط به گفتگوهای آنلاین خود را روی دستگاه
خود دریافت کنید؟
در پنجره باز شده روی دکمه Allow کلیک کنید...
لطفاً اتصال اینترنت خود را بررسی کنید.
تلفن تماس:
شما میتوانید درخواست ارزیابی حقوقی خود را بطور مستقیم برای ارسال کنید و در کوتاهترین زمان ممکن از ایشان پاسخ
بگیرید.
لطفا دقت داشته باشید، شما در هر روز تنها
میتوانید ۳
درخواست ارزیابی حقوقی رایگان ویا ارتباط مستقیم با متخصص ثبت نمایید.
همچنین دقت داشته باشید درصورت عدم انتخاب متخصص، پیام شما برای تمامی متخصصان ارسال شده و ایشان
می توانند ارزیابی خود را از درخواست شما مطرح نمایند.
فردی با یک صلحنامه عادی، بعد از صدور سند ثبتی و پس از ۱۷ سال تصرف خانه، اکنون اسباب داخل آن را هم جلو گرفته است. در صورتی که مصالح در قید حیات نیست و مالالصلحی هم تعیین نشده، میخواستم بدانم با توجه به اینکه در صلحنامه ذکر شده با توافق و تراضی طرفین از سند جدا شود، آیا طرفین ورثهاند یا صلحنامهاش محکمهپسند است؟
بر اساس ماده ۱۱۱ قانون مدنی، صلحنامهای که بدون تعیین مالالصلح و بدون حضور مصالح تنظیم شده باشد، از نظر قانونی معتبر نیست و نمیتواند به عنوان سند رسمی مورد استفاده قرار گیرد.
تصرف عدوانی میتواند به عنوان یک جرم کیفری تحت پیگیری قرار گیرد، اما در صورتی که تصرف به طور قانونی و با رضایت طرفین صورت نگرفته باشد، میتواند به عنوان مسألهای حقوقی نیز مطرح شود.
در این مورد، اگر صلحنامه بدون تعیین مالالصلح و بدون حضور شخص مصالح تنظیم شده باشد، ممکن است از نظر قانونی معتبر نباشد و به عنوان یک مدرک محکمهپسند محسوب نشود.
این پاسخ توسط هوش مصنوعی تولید شده است. لطفاً
توجه
داشته باشید که ممکن
است اطلاعات
ارائهشده
بهطور کامل دقیق
یا قابل اعتماد نباشد. توصیه میشود برای تأیید صحت اطلاعات، به مشاوره وکلای مجرب مراجعه کنید.
اگر ملک دارای سند رسمی به نام شما باشد، امکان طرح شکایت کیفری قویتر است.
اگر:سند رسمی دارید،۱۷ سال در تصرف بودهاید
طرف فقط صلحنامه عادی دارد و اکنون مانع ورود شما شده
بهترین اقدام ترکیبی است:شکایت تصرف عدوانی کیفری (به دلیل سند رسمی)همزمان دعوای حقوقی خلع ید در صورت نیاز. ,
باسلام
اگر ملک دارای سند رسمی به نام شما باشد، امکان طرح شکایت کیفری قویتر است.
اگر:سند رسمی دارید،۱۷ سال در تصرف بودهاید
طرف فقط صلحنامه عادی دارد و اکنون مانع ورود شما شده
بهترین اقدام ترکیبی است:شکایت تصرف عدوانی کیفری (به دلیل سند رسمی)همزمان دعوای حقوقی خلع ید در صورت نیاز.
سلام وقتت بخیر
با فرض اینکه صلحنامه عادی شما با شرایط عمومی صحت معامله تنظیم شده و امضای طرفین را دارد، اصل بر این است که از نظر حقوقی «محکمهپسند» و لازمالاجرا است و فوت مصالح آن را از بین نمیبرد، بلکه ورثه او قائممقام حقوقی وی میشوند. بنابراین هر جا در صلحنامه شرط شده «با توافق و تراضی طرفین از سند جدا شود»، امروز منظور از «طرفین»، متصالح از یکسو و ورثه مصالح (بهعنوان جانشین قانونی او) از سوی دیگر است، نه اشخاص جدیدی خارج از قرارداد یا بیاثر شدن خود صلحنامه.
وضعیت صلحنامه عادی
در حقوق ایران صلحنامه عادی اگر دارای ارکان و شرایط اساسی صحت قرارداد (رضایت، اهلیت، موضوع معین و مشروع) و امضای طرفین باشد، در دادگاه معتبر است و میتواند بهعنوان دلیل وقوع صلح و انتقال مورد صلح مورد استناد قرار گیرد. با این حال چون ملک شما دارای سند رسمی است، صلحنامه عادی بهتنهایی برای تغییر ثبت در اداره ثبت کافی نیست و معمولا باید ابتدا در دادگاه تنفیذ یا بر اساس آن، حکم الزام به تنظیم سند رسمی یا ابطال سند گرفته شود.
طبق مواد ۲۲، ۴۷ و ۴۸ قانون ثبت، در برابر اداره ثبت و اشخاص ثالث فقط سند رسمی ملاک است، اما در رابطه بین همان طرفین، سند عادی صلح میتواند مبنای دعوا و صدور حکم دادگاه قرار گیرد. رویه و نظریات حقوقی نیز تاکید میکنند که مقررات ثبت، نافی اصل نفوذ و صحت صلحنامه عادی در اثبات وقوع عقد نیست، بلکه فقط ناظر به قابلیت استناد در ادارات و نسبت به ثالث است.
طرفین بعد از فوت مصالح
بر اساس قانون مدنی، عقد صلح عقدی لازم است و با فوت یا حجر هیچیک از طرفین خودبهخود منحل نمیشود، بلکه حقوق و تعهدات ناشی از آن به ورثه منتقل میشود. بههمین دلیل، در بحث «اعتبار صلحنامه بعد از فوت»، منابع حقوقی صریحا میگویند که مال مورد صلح از ماترک خارج میشود و وراث نه میتوانند آن را جزء ترکه محسوب کنند و نه اصل صلح را بدون سبب قانونی (بطلان یا فسخ) نادیده بگیرند.
نتیجه عملی این است که هر شرطی در صلحنامه که اجرای آن را موکول به «توافق طرفین» کرده، اکنون در مقام اجرا باید با توافق متصالح و تمام ورثه قانونی مصالح انجام شود، زیرا ورثه قائممقام او در قرارداد هستند. بنابراین اگر قرار باشد صلح از سند رسمی «جدا» یا اصلاح شود، رضایت همه کسانی که امروز در جایگاه مصالح قرار گرفتهاند (ورثه) لازم است و متصالح بهتنهایی نمیتواند خلاف شرط، آن را تغییر دهد و بالعکس.
عدم تعیین مالالصلح
در عقد صلح، هم صلح معوض و هم صلح بلاعوض در قانون تصریح شده و صلح بلاعوض نیز مجاز است. اگر در صلحنامه شما مالالصلح بهطور مشخص قید نشده باشد، دو فرض متصور است: یا اراده طرفین بر بلاعوض بودن صلح بوده که در این صورت، عنوان «صلح بلاعوض» میگیرد و اصل بر صحت آن است؛ یا قرار بر معوض بودن بوده ولی عوض نامعین یا مبهم است که میتواند محل ایراد برای بطلان یا تبدیل ماهیت عقد باشد.
در عمل، برای جلوگیری از این مشکل، معمولا حتی در صلحهای بلاعوض یک مالالصلح صوری و ناچیز مثل «یک شاخه نبات» قید میکنند تا از ایراد «نامعین بودن عوض» جلوگیری شود و دادگاهها هم این رویه را پذیرفتهاند. اگر در سند شما هیچ اشارهای به عوض (چه واقعی و چه صوری) نشده و از سیاق عبارتها هم بهوضوح بلاعوض بودن برنمیآید، این قسمت میتواند محل حمله ورثه یا طرف مقابل برای ادعای بطلان یا لااقل ایجاد تردید در اعتبار صلح باشد و قاضی باید متن و اوضاعواحوال را دقیقا بررسی کند.
اسباب و اثاثیه داخل خانه
انتقال ملک (خانه) بهطور معمول فقط شامل عین ملک و متعلقات عرفی آن (مثل انباری، پارکینگ، مشاعات و تاسیسات متصل) است و اسباب و اثاثیه متحرک داخل خانه، جزو ملک محسوب نمیشود مگر اینکه در قرارداد صراحتا جزو مورد صلح قرار گرفته یا در آن درباره «لوازم داخل خانه» شرط خاصی شده باشد. نمونه صلحنامههای ملکی نشان میدهد که اگر بخواهند وسایل داخلی نیز منتقل شود، معمولا بهصراحت نوشته میشود که مصالح نسبت به «لوازم داخل آن» نیز حق ادعایی ندارد، وگرنه اصل این است که اثاثیه مستقل از خود ملک است.
اگر در صلحنامه شما فقط خود ملک مورد صلح بوده و در مورد اسباب داخل خانه سکوت شده است، این اموال در اصل در مالکیت صاحب آن (معمولا مورث) باقی میماند و پس از فوت، به ورثه او میرسد و متصالح فقط نسبت به خود ملک حق مالکیت دارد. در چنین فرضی، «جلو گرفتن اسباب» توسط متصرف میتواند مستمسک طرح دعوای استرداد اموال منقول یا مطالبه بهای آنها از سوی مالک یا ورثه باشد و در صورت وجود دلایل کافی، دادگاه میتواند او را به استرداد یا پرداخت محکوم کند.
جمعبندی و راه عملی
بهطور خلاصه، صلحنامه عادی شما در اصل معتبر و لازمالاجرا است و فوت مصالح، آن را از اعتبار ساقط نکرده و فقط ورثه را در جایگاه او قرار داده است. هر تصمیمی برای «جدا کردن» صلح از سند رسمی یا اصلاح وضعیت ثبتی، باید مطابق همان شرط «با توافق و تراضی طرفین» و با حضور ورثه مصالح (بهعنوان یکی از طرفین) و متصالح انجام شود، مگر اینکه دادگاه به جهتی مانند بطلان یا فسخ، حکم دیگری بدهد.
در مورد اسباب داخل خانه، اگر در صلحنامه بهطور خاص ذکر نشده باشد که آنها نیز مورد صلح بودهاند، اصل بر این است که ملک منتقل شده اما اسباب داخل، همچنان متعلق به مالک قبلی و پس از فوت، متعلق به ورثه او است و میتوان برای استرداد آنها طرح دعوا کرد. با توجه به حساسیت موضوع (گذشت ۱۷ سال، صدور سند رسمی، فوت مصالح و ابهام در مالالصلح)، بهترین اقدام این است که متن کامل صلحنامه و سند ثبتی توسط یک وکیل متخصص در دعاوی ملکی بررسی شود تا مشخص شود آیا باید دعوای «تنفیذ/ابطال صلحنامه»، «ابطال یا اصلاح سند رسمی» یا «استرداد اسباب و اثاثیه» مطرح شود و علیه چه اشخاصی.