بنیاد وکلا
پشتیبانی و رزرو مشاوره ۴۲۸۱۸ - ۰۲۱
۴۲۸۱۸ - ۰۲۱

لطفاً اتصال اینترنت خود را بررسی کنید.

خدمت تنظیم دادخواست · ملکی و املاک

دادخواست تخلیه با مطالبهٔ اجور معوقه تا زمان صدور حکم

وکیل پایه یک دادگستری برای پروندهٔ شما می‌نویسد؛ قیمت و زمان تحویل را پیش از پرداخت از خودِ او می‌گیرید

۴٫۹ از ۵ در ۵۰۳ دیدگاهِ خدمت تنظیم دادخواست ۱۹,۹۰۷ خدمت ارائه‌شده ۱۸ وکیل همین حالا آنلاین خواندن دیدگاه‌ها

وقتی مدت اجاره تمام شده و مستأجر نه ملک را تحویل می‌دهد و نه اجاره‌بها می‌پردازد، بدهی او با هر ماهی که می‌گذرد بزرگ‌تر می‌شود؛ بنابراین خواسته باید تا زمان صدور حکم و اجرای آن ادامه داشته باشد، نه فقط تا روز ثبت دادخواست. در این خدمت، وکیل پایه یک دادگستری این دادخواست را برای پروندهٔ شما تنظیم می‌کند: خواستهٔ مستمر را طوری می‌نویسد که در مرحلهٔ اجرا قابل محاسبه باشد، بهای خواسته را تا تاریخ تقدیم دادخواست تعیین می‌کند و مبنای هر دوره را جداگانه می‌آورد.

  • گرفتن قیمت و زمان تحویل هیچ تعهدی ایجاد نمی‌کند
  • متن دادخواست برای قرارداد و ملک شما نوشته می‌شود، نه فرم آماده
  • تحویل در همان گفت‌وگو؛ اصلاح تا ثبت در دفتر خدمات قضایی
مبنای قانونی
ماده ۴۹۴ ق.م؛ مواد ۵۱۵ و ۵۱۹ ق.آ.د.م
مرجع صالح
دادگاه محل وقوع ملک (ماده ۱۲ ق.آ.د.م)
دورهٔ مطالبه
تا زمان صدور حکم و اجرای آن
بهای خواسته
مبلغ محاسبه‌شده تا تاریخ تقدیم دادخواست
مهلت تجدیدنظر
۲۰ روز از ابلاغ یا انقضای واخواهی

دیدگاه کاربران

۵۰۳ دیدگاه از ۱۹,۹۰۷ خدمت تنظیم دادخواست

۴.۹ از ۵ میانگین ۵۰۳ دیدگاه ثبت‌شدهٔ خدمت تنظیم دادخواست

نوشتهٔ کسانی که همین خدمت را گرفته‌اند.

همهٔ ۵۰۳ دیدگاه

بسیار شفاف و قابل فهم توضیح دادند و سر وقت اوراق قصایی رو تحویل دادند بسیار مسلط بودند و بسیار هم پیگیر تا زمانی که ثبت دادخواست…

زهرا فرجوکیل پایه یک مرکز وکلای قوه‌قضاییه · ۱ هفته پیش امتیاز ۵ از ۵

بسیار دقیق و مسلط هستند همچنین با صبرر به تمامی سوالات پاسخ دادند

مریم حاج منوچهریوکیل پایه یک مرکز وکلای قوه‌قضاییه · ۴ روز پیش امتیاز ۵ از ۵

بسیار وکیل حاذق و دقیقی هستند متشکرم ازشون

مریم حاج منوچهریوکیل پایه یک مرکز وکلای قوه‌قضاییه · ۴ روز پیش امتیاز ۵ از ۵

بسیار با حوصله و متین کارمو انجام دادن

رضا زیرک باشوکیل پایه یک مرکز وکلای قوه‌قضاییه · ۶ روز پیش امتیاز ۵ از ۵

واقعا ممنونم.برادرانه راهنمایی می‌کنه و گفتگو ب صورت خیلی عالی پیش رفت .

محمد محمدیوکیل پایه یک کانون وکلای دادگستری · ۲ هفته پیش امتیاز ۵ از ۵

از راهنمایی جناب آقای محمدی سپاسگزارم و از وقتی که گذاشتند

محمد محمدیوکیل پایه یک کانون وکلای دادگستری · ۲ هفته پیش امتیاز ۵ از ۵

تو کارشون خیلی دقیق و حساس هستن

محمد محمدیوکیل پایه یک کانون وکلای دادگستری · ۳ هفته پیش امتیاز ۵ از ۵

وکیل بسیار حاذق و کاربلد با راهنمایی های مفید و کاربردی برای اجرای عدالت

آیلین عظیمیوکیل پایه یک مرکز وکلای قوه‌قضاییه · ۳ هفته پیش امتیاز ۵ از ۵

روند سفارش تنظیم دادخواست

  1. ۱ شرح پرونده

    روی دکمهٔ «درخواست تنظیم دادخواست» می‌زنید و می‌نویسید قرارداد از چه تاریخی تا چه تاریخی بوده، اجاره‌بهای ماهانه چقدر است، از چه ماهی پرداخت قطع شده، مستأجر هنوز در ملک است یا نه و چقدر ودیعه نزد شماست. شمارهٔ موبایل تأیید می‌شود؛ پیش از پرداخت هیچ تعهدی ندارید.

  2. ۲ استعلام قیمت و زمان از خود وکیل

    وکیل اجاره‌نامه و صورت بدهی را می‌خواند، اگر سؤالی دارد می‌پرسد و قیمت و زمان تحویل را اعلام می‌کند. اگر موافق بودید، همان‌جا پرداخت می‌کنید.

  3. ۳ تحویل دادخواست

    متن دادخواست در همان گفت‌وگو تحویل داده می‌شود و تا ثبت در دفتر خدمات قضایی می‌توانید اصلاحات را با وکیل در میان بگذارید.

خروجی خدمت

در این خدمت چه چیزی دریافت می‌کنید؟

  • دادخواست اختصاصی پروندهٔ شما

    متن کامل دادخواست با مشخصات طرفین، نشانی و پلاک ثبتی ملک، خواستهٔ تخلیهٔ عین مستأجره، خواستهٔ اجور و اجرت‌المثل از تاریخ معین تا زمان صدور حکم و اجرای آن، خسارت تأخیر تأدیه و خسارات دادرسی — آمادهٔ ثبت در دفتر خدمات الکترونیک قضایی.

  • نوشتن خواستهٔ مستمر به شکل قابل اجرا

    «تا زمان صدور حکم» اگر بدون مبلغ پایه و تاریخ شروع نوشته شود، در مرحلهٔ اجرا به بن‌بست می‌خورد. وکیل خواسته را با نرخ ماهانه، تاریخ آغاز و روش محاسبه می‌نویسد تا واحد اجرا بتواند بدون دعوای جدید، رقم را تعیین کند.

  • تعیین بهای خواسته و مرجع صالح

    بهای خواسته را بر مبنای مبلغ محاسبه‌شده تا تاریخ تقدیم دادخواست تعیین می‌کند؛ همین رقم هزینهٔ دادرسی، مرجع صالح و قابلیت تجدیدنظر پرونده را مشخص می‌کند و نوشتن دلبخواهی آن، پرونده را جابه‌جا می‌کند.

  • فهرست مدارک و راهنمای مراحل بعد

    می‌گوید چه مدارکی پیوست شود، آیا گرفتن قرار تأمین خواسته به‌صرفه است، تکلیف ودیعهٔ نزد شما چیست و پس از رأی برای گرفتن اجراییه، تخلیهٔ ملک و وصول طلب چه باید کرد.

وکلای این خدمت

استعلام زمان و هزینه از وکلای تنظیم دادخواست

وکیل را انتخاب کنید؛ پیش از پرداخت موضوع را با او در میان می‌گذارید.

محمد حسین عاملیان
محمد حسین عاملیان دکترای حقوق
★ ۴٫۹ ۳۰۱ نظر ۱,۳۴۹ خدمت موفق
آنلاین
محمدباقر سلیمانگلی
محمدباقر سلیمانگلی وکیل پایه یک مرکز وکلای قوه‌قضاییه
★ ۴٫۹ ۴۴ نظر ۱۰۹ خدمت موفق
آنلاین
مریم حاج منوچهری
مریم حاج منوچهری وکیل پایه یک مرکز وکلای قوه‌قضاییه
★ ۴٫۹ ۱۸۴ نظر ۴۳۴ خدمت موفق
آنلاین
شادی علی پور
شادی علی پور وکیل پایه یک مرکز وکلای قوه‌قضاییه
★ ۴٫۹ ۲۲ نظر ۱۰۲ خدمت موفق
آنلاین
زهرا رحیمی لولویی
زهرا رحیمی لولویی وکیل پایه یک کانون وکلای دادگستری
★ ۴٫۹ ۶۴۶ نظر ۳,۰۱۸ خدمت موفق
آنلاین
زهرا فرج
زهرا فرج وکیل پایه یک مرکز وکلای قوه‌قضاییه
★ ۵ ۶۲ نظر ۱۲۴ خدمت موفق
حامد صادقیان مهر
حامد صادقیان مهر وکیل پایه یک مرکز وکلای قوه‌قضاییه
★ ۴٫۹ ۳۰ نظر ۶۸ خدمت موفق
حدیث محمودی
حدیث محمودی کاراموز وکالت مرکز وکلای قوه‌قضاییه
★ ۵ ۲ نظر ۱۰ خدمت موفق

راهنمای حقوقی

راهنمای تخلیه با مطالبهٔ اجور معوقه تا زمان صدور حکم

آنچه پیش از سفارش باید بدانید — بر اساس ماده ۴۹۴ قانون مدنی، مواد ۶۲، ۵۱۵ و ۵۱۹ قانون آیین دادرسی مدنی و مواد ۳ و ۴۲ قانون اجرای احکام مدنی.

مأخذ قانونی: قانون مدنی (مواد ۴۹۰، ۴۹۴ و ۵۰۱)، قانون آیین دادرسی مدنی مصوب ۱۳۷۹ (مواد ۱۲، ۵۱، ۶۱ تا ۶۳، ۵۱۵، ۵۱۹ و ۵۲۲)، قانون اجرای احکام مدنی مصوب ۱۳۵۶ (مواد ۱ تا ۵، ۳۴، ۴۲ و ۴۵) و قانون شوراهای حل اختلاف مصوب ۱۴۰۲ (ماده ۱۲) به‌روزرسانی: ۱۴۰۵/۰۶/۰۱

خلاصه در سی ثانیه
  • خواهان می‌تواند خسارتی را که به او «وارد شده یا خواهد شد» و نیز اجرت‌المثل را به لحاظ عدم تسلیم خواسته یا تأخیر در آن مطالبه کند (ماده ۵۱۵ ق.آ.د.م) — همین مبنای خواستهٔ «تا زمان صدور حکم» است.
  • پس از انقضای مدت، آنچه مطالبه می‌شود اجرت‌المثل ایام تصرف است نه اجاره‌بها؛ و اگر تصرف بدون اذن مالک باشد این حق حتی بدون استیفای منفعت برقرار است (ماده ۴۹۴ قانون مدنی).
  • حکمی که موضوع آن معین نیست قابل اجرا نیست (ماده ۳ قانون اجرای احکام مدنی)؛ پس خواستهٔ مستمر باید با مبلغ ماهانه و تاریخ شروع نوشته شود تا در اجرا قابل محاسبه باشد.

چه زمانی به این دادخواست نیاز دارید؟

  • مستأجر همچنان در ملک استمدت تمام شده، بدهی بالا رفته و تاریخ تخلیه هنوز معلوم نیست. اگر خواسته را فقط تا روز ثبت دادخواست بنویسید، برای ماه‌های بعدِ دادرسی باید دعوای دوم بدهید؛ خواستهٔ مستمر همین را حل می‌کند.
  • دادرسی طولانی پیش‌بینی می‌شودخوانده مجهول‌المکان است، ابلاغ زمان می‌برد یا احتمال کارشناسی و تجدیدنظر بالاست. هرچه رسیدگی طولانی‌تر باشد، اهمیت خواستهٔ «تا زمان صدور حکم و اجرای آن» بیشتر می‌شود.
  • اجاره‌بهای ماهانه در قرارداد روشن استمبلغ ماهانه در اجاره‌نامه نوشته شده و مبنای محاسبهٔ دوره‌های بعد هم همان است. در این حالت خواستهٔ مستمر به‌سادگی قابل تعیین است و معمولاً نیازی به کارشناسی برای دورهٔ اول نیست.
  • میزان اجرت‌المثل محل اختلاف استمستأجر می‌گوید نرخ قرارداد قدیمی ملاک است و شما می‌گویید اجارهٔ روز. اینجا مرجع به کارشناس رسمی دادگستری ارجاع می‌دهد؛ خواسته را طوری بنویسید که مبنای محاسبه، نظر کارشناس برای هر دوره باشد.
  • نگران انتقال اموال مستأجر هستیدمی‌ترسید تا پایان دادرسی چیزی برای وصول باقی نماند. در کنار این دادخواست می‌توان قرار تأمین خواسته گرفت؛ ماده ۱۰۸ قانون آیین دادرسی مدنی موارد آن را شمرده است.

«اجور معوقه تا زمان صدور حکم» یعنی چه؟

در پرونده‌های اجاره، بدهی مستأجر یک عدد ثابت نیست؛ یک جریان است که تا روز تحویل ملک ادامه دارد. اگر خواسته را فقط تا تاریخ ثبت دادخواست بنویسید، برای ماه‌هایی که دادرسی طول کشیده باید دعوای جداگانه‌ای بدهید و دوباره هزینهٔ دادرسی بپردازید. عبارت «تا زمان صدور حکم» — و در نگارش دقیق‌تر، «تا زمان اجرای حکم و تخلیهٔ ملک» — همین شکاف را می‌بندد.

مبنای قانونی آن روشن است. مادهٔ ۵۱۵ قانون آیین دادرسی مدنی می‌گوید خواهان حق دارد ضمن تقدیم دادخواست یا در اثنای دادرسی یا به‌طور مستقل، جبران خسارات ناشی از دادرسی یا تأخیر انجام تعهد یا عدم انجام آن را که به علت تقصیر خوانده به وی وارد شده یا خواهد شد، و همچنین اجرت‌المثل را به لحاظ عدم تسلیم خواسته یا تأخیر تسلیم آن از باب اتلاف و تسبیب از خوانده مطالبه کند. عبارت «خواهد شد» همان چیزی است که مطالبهٔ دورهٔ آینده را ممکن می‌کند.

و ماهیت آنچه مطالبه می‌شود، در دو دوره فرق دارد:

  • تا پایان مدت قرارداد: اجاره‌بهای توافقی (اجرت‌المسمی)؛ پرداخت آن در مواعد مقرر از تکالیف مستأجر است (بند سوم ماده ۴۹۰ قانون مدنی).
  • از پایان مدت به بعد: اجرت‌المثل ایام تصرف. طبق ماده ۴۹۴ قانون مدنی عقد اجاره به محض انقضای مدت برطرف می‌شود و اگر مستأجر پس از آن، عین مستأجره را بدون اذن مالک مدتی در تصرف خود نگه دارد، موجر برای آن مدت مستحق اجرت‌المثل است، اگرچه مستأجر استیفای منفعت نکرده باشد؛ و اگر با اجازهٔ مالک در تصرف نگه دارد، وقتی باید اجرت‌المثل بدهد که استیفای منفعت کرده باشد، مگر اینکه مالک اجازهٔ استفادهٔ مجانی داده باشد.

در همین راستا ماده ۵۰۱ هشدار می‌دهد که اگر مستأجر بیش از مدت در ملک بماند و موجر تخلیهٔ ید او را نخواهد، رابطه به موجب مراضات حاصله ادامه می‌یابد؛ پس اعلام کتبی پایان مدت و مطالبهٔ ملک، مقدمهٔ لازم این دعواست.

خواستهٔ مستمر را چگونه بنویسیم که در اجرا قابل محاسبه باشد؟

این مهم‌ترین بخش کار است و بیشترین اشتباه هم همین‌جا رخ می‌دهد. مادهٔ ۳ قانون اجرای احکام مدنی صریح است: «حکمی که موضوع آن معین نیست قابل اجرا نمی‌باشد.» بنابراین نوشتن «مطالبهٔ اجور معوقه تا زمان صدور حکم» به‌تنهایی کافی نیست؛ باید سه چیز در خواسته معلوم باشد:

  1. تاریخ شروع: از چه روزی بدهی محاسبه می‌شود — معمولاً نخستین ماهی که پرداخت نشده، و برای دورهٔ دوم، فردای انقضای مدت قرارداد.
  2. نرخ یا مبنای محاسبه: اجاره‌بهای ماهانهٔ مندرج در قرارداد برای دورهٔ اول، و برای دورهٔ پس از انقضا یا همان نرخ یا «اجرت‌المثل به نظر کارشناس رسمی دادگستری».
  3. نقطهٔ پایان: «تا زمان صدور حکم و اجرای آن و تخلیهٔ کامل ملک». نوشتن فقط «تا صدور حکم» عملاً فاصلهٔ میان رأی و تخلیه را بی‌پوشش می‌گذارد.

بهای خواسته را هم باید تعیین کنید. طبق بند ۳ مادهٔ ۵۱ قانون آیین دادرسی مدنی، تعیین خواسته و بهای آن جز در موردی که خواسته مالی نباشد الزامی است؛ و طبق بند ۳ مادهٔ ۶۲، در دعاوی راجع به منافع و حقوقی که باید در مواعد معین استیفا یا پرداخت شود، بهای خواسته حاصل جمع تمام اقساط و منافعی است که خواهان خود را ذی‌حق در مطالبهٔ آن می‌داند. در عمل، مبلغ را تا تاریخ تقدیم دادخواست محاسبه و قید می‌کنید و بقیه را با همان مبنا به آینده وصل می‌کنید.

دو قاعدهٔ تکمیلی را هم بدانید: طبق مادهٔ ۶۱، بهای خواسته از نظر هزینهٔ دادرسی و امکان تجدیدنظرخواهی همان مبلغی است که در دادخواست قید شده؛ و طبق مادهٔ ۶۳، اگر بین طرفین بر سر آن اختلافِ مؤثر در مراحل بعدی رسیدگی پیش بیاید، دادگاه پیش از شروع رسیدگی با جلب نظر کارشناس آن را تعیین می‌کند.

در کنار این‌ها می‌توانید خسارت تأخیر تأدیه را هم بخواهید؛ مادهٔ ۵۲۲ آن را برای دِین از نوع وجه رایج، مشروط به مطالبهٔ داین، تمکن مدیون و تغییر فاحش شاخص قیمت سالانه پذیرفته است. در مقابل، تبصرهٔ ۲ مادهٔ ۵۱۵ خسارت عدم‌النفع را قابل مطالبه ندانسته و مادهٔ ۵۲۰ اثبات بلاواسطه بودن زیان را بر عهدهٔ خواهان گذاشته است.

مرجع صالح: دادگاه صلح، دادگاه حقوقی یا شورای حل اختلاف؟

کدام شهر: تخلیه دعوایی راجع به مال غیرمنقول است و طبق مادهٔ ۱۲ قانون آیین دادرسی مدنی در دادگاه محل وقوع ملک اقامه می‌شود، حتی اگر خوانده در آن حوزه مقیم نباشد. بخش مالی هم چون از همان قرارداد اجاره ناشی می‌شود، همراه پرونده در محل ملک مطرح می‌شود.

کدام مرجع: سال‌ها بخشی از این پرونده‌ها در شورای حل اختلاف رسیدگی می‌شد و بخشی در دادگاه عمومی حقوقی، و همین باعث شده بود دو نسخهٔ جداگانه از این دادخواست وجود داشته باشد. با قانون شوراهای حل اختلاف مصوب ۱۴۰۲ این دوگانگی برداشته شده است: طبق مادهٔ ۱۴، از تاریخ لازم‌الاجرا شدن آن قانون به دعاوی مندرج در آن در دادگاه صلح رسیدگی می‌شود و شورا صرفاً در امر صلح و سازش اقدام می‌کند.

صلاحیت‌های دادگاه صلح در مادهٔ ۱۲ شمرده شده است؛ دو بند به کار شما می‌آید:

  • بند ۴: دعاوی و درخواست‌های مربوط به تخلیهٔ عین مستأجره و تعدیل اجاره‌بها، بجز دعاوی مربوط به سرقفلی و حق کسب یا پیشه یا تجارت.
  • بند ۱: دعاوی مالی تا نصاب مقرر در همان بند؛ مطالبهٔ اجور و اجرت‌المثل در همین قالب می‌گنجد. تبصرهٔ آن بند به رئیس قوهٔ قضائیه اجازه داده نصاب را هر سه سال یک‌بار با رعایت تناسب تغییر شاخص سالانهٔ بانک مرکزی تعدیل کند، پس رقم روز را باید کنترل کرد.

نتیجه: اگر مبلغ محاسبه‌شده تا تاریخ تقدیم دادخواست در محدودهٔ نصاب بند ۱ باشد، هر دو خواسته در دادگاه صلح محل وقوع ملک طرح می‌شود؛ اگر بیشتر باشد، بخش مالی در دادگاه عمومی حقوقی رسیدگی می‌گردد. و اگر پای سرقفلی یا حق کسب و پیشه در میان باشد، تخلیه هم از صلاحیت دادگاه صلح خارج است. ثبت در دفتر خدمات الکترونیک قضایی انجام می‌شود و دفتر پرونده را به مرجع صالح ارجاع می‌دهد؛ ابلاغ‌ها از سامانهٔ ثنا می‌آید.

هزینه‌های این دعوا و آنچه می‌توانید پس بگیرید

اقلام هزینه را از هم جدا نگه دارید:

  1. هزینهٔ دادرسی: طبق مادهٔ ۵۰۳ قانون آیین دادرسی مدنی، هزینهٔ دادخواست بدوی، واخواهی، تجدیدنظر، وکالت‌نامه و برگ‌های اجرایی همان است که در ماده ۳ قانون وصول برخی از درآمدهای دولت مصوب ۱۳۷۳ یا سایر قوانین تعیین شده و با ابطال تمبر یا واریز به حساب خزانه پرداخت می‌شود. رقم آن هر سال عوض می‌شود؛ ملاک، تعرفهٔ سالانه در زمان ثبت است. بخش مالی بر پایهٔ بهای خواسته هزینه می‌دهد و بخش تخلیه در رویهٔ دادگاه‌ها معمولاً غیرمالی و با هزینهٔ ثابت است.
  2. هزینهٔ کارشناسی: اگر برای تعیین اجرت‌المثل کارشناس وارد شود، دستمزد او را در ابتدا خواهان می‌پردازد.
  3. هزینهٔ تکمیلی خواستهٔ مستمر: اگر رقم قطعی در پایان از بهای خواستهٔ اولیه بیشتر شود، تفاوت تمبر بر مبنای همان تعرفه محاسبه می‌شود؛ این را از ابتدا در برنامه‌تان بگذارید.
  4. ابطال تمبر وکالت‌نامه در صورت اقدام با وکیل.

در مقابل، بخشی از این هزینه‌ها قابل مطالبه است. مادهٔ ۵۱۹ خسارات دادرسی را چنین تعریف کرده است: هزینهٔ دادرسی، حق‌الوکالهٔ وکیل و هزینه‌های دیگری که مستقیماً مربوط به دادرسی و برای اثبات دعوا یا دفاع لازم بوده، از قبیل حق‌الزحمهٔ کارشناسی و هزینهٔ تحقیقات محلی. مادهٔ ۵۱۵ مطالبهٔ آن‌ها را ضمن همین دادخواست ممکن دانسته و تبصرهٔ ۱ آن، دادخواست جداگانه را لازم ندانسته است. اما مادهٔ ۵۲۱ هزینه‌هایی را که برای اثبات دعوا ضرورت نداشته از دایرهٔ مطالبه بیرون گذاشته است.

دستمزد تنظیم دادخواست جدا از همهٔ این اقلام است و خودِ وکیل آن را پیش از پرداخت، در همان گفت‌وگو اعلام می‌کند.

مدارکی که برای تنظیم این دادخواست از شما می‌خواهیم

  • اصل و تصویر اجاره‌نامه با همهٔ الحاقیه‌ها و تمدیدها؛ مبلغ ماهانه و موعد پرداخت باید خوانا باشد، چون مبنای محاسبهٔ دورهٔ مستمر است.
  • صورت بدهی به تفکیک ماه از نخستین ماه پرداخت‌نشده تا امروز، با جمع کل — همین جدول بهای خواسته را می‌سازد.
  • رسیدهای واریز، پرینت حساب بانکی یا رسید کارت‌به‌کارت، برای نشان‌دادن تاریخ قطع پرداخت‌ها.
  • سند مالکیت یا مدرک مالکیت منافع، نشانی دقیق و پلاک ثبتی ملک.
  • اظهارنامهٔ رسمی یا مکاتبه‌ای که اعلام پایان مدت و مطالبهٔ ملک و اجاره‌بها را نشان دهد؛ مادهٔ ۵۲۲ برای خسارت تأخیر تأدیه «مطالبه» را شرط کرده است.
  • مدارک ودیعه یا قرض‌الحسنه: مبلغ، تاریخ و نحوهٔ دریافت.
  • هر دلیلی بر ادامهٔ تصرف مستأجر تا امروز: قبوض مصرفی، شهادت همسایگان یا صورت‌جلسهٔ تأمین دلیل.
  • کارت ملی و ثبت‌نام در سامانهٔ ثنا؛ ابلاغ‌های پرونده از همین سامانه می‌آید.

مراحل ثبت و رسیدگی به این دادخواست

  1. ۱
    ساختن جدول بدهیدو دوره را جدا کنید: اجاره‌بهای پرداخت‌نشده تا پایان مدت قرارداد، و اجرت‌المثل از فردای انقضا تا امروز. جمع این دو تا تاریخ تقدیم دادخواست، بهای خواستهٔ بخش مالی است (بند ۳ ماده ۶۲ قانون آیین دادرسی مدنی).
  2. ۲
    مطالبهٔ کتبی پیش از دادخواستبا اظهارنامهٔ رسمی، پایان مدت و بدهی را به مستأجر اعلام کنید. این کار شرط «مطالبه» در ماده ۵۲۲ را محقق می‌کند و تاریخ روشنی برای شروع محاسبه به دست می‌دهد.
  3. ۳
    تنظیم ستون خواستهخواسته را چند بندی بنویسید: تخلیهٔ عین مستأجره به علت انقضای مدت؛ مطالبهٔ اجور و اجرت‌المثل از تاریخ معین تا زمان صدور حکم و اجرای آن با نرخ ماهانهٔ مشخص؛ خسارت تأخیر تأدیه؛ و کلیه خسارات دادرسی.
  4. ۴
    تصمیم دربارهٔ تأمین خواستهاگر نگران جابه‌جایی اموال مستأجر هستید، همراه دادخواست یا پیش از آن درخواست تأمین خواسته بدهید؛ ماده ۱۰۸ قانون آیین دادرسی مدنی موارد آن را شمرده و در «سایر موارد» صدور قرار موکول به تودیع خسارت احتمالی است.
  5. ۵
    ثبت در دفتر خدمات الکترونیک قضاییبا کارت ملی، اجاره‌نامه و جدول بدهی به دفتر خدمات مراجعه می‌کنید؛ دادخواست اسکن و پس از پرداخت هزینهٔ دادرسی به مرجع صالح ارجاع می‌شود و ابلاغ‌ها از سامانهٔ ثنا می‌آید.
  6. ۶
    جلسهٔ رسیدگی و کارشناسیدر جلسه، اجاره‌نامه، تاریخ انقضا و رسیدهای پرداخت بررسی می‌شود. اگر میزان اجرت‌المثل محل اختلاف باشد، پرونده به کارشناس رسمی دادگستری ارجاع می‌شود و نظر او پس از ابلاغ، مهلت اعتراض دارد.
  7. ۷
    صدور رأیمرجع دربارهٔ تخلیه، مبلغ قطعی تا زمان رأی، ادامهٔ آن تا اجرای حکم، خسارت تأخیر تأدیه و خسارات دادرسی تصمیم می‌گیرد. اگر مستأجر در هیچ جلسه‌ای حاضر نشده و دفاع کتبی هم نکرده و اخطاریه به او ابلاغ واقعی نشده باشد، رأی غیابی است.
  8. ۸
    اجراییه، تخلیه و محاسبهٔ نهاییپس از قطعیت و با تقاضای کتبی شما اجراییه صادر می‌شود (مواد ۲ و ۴ قانون اجرای احکام مدنی) و ابلاغ آن ده روز مهلت اجرا می‌دهد (ماده ۳۴). در همین مرحله رقم دورهٔ مستمر تا روز تخلیه نهایی و وصول می‌شود.

بعد از رأی: محاسبهٔ دورهٔ مستمر، تخلیه و ودیعه

اجرا با درخواست شماست. طبق مادهٔ ۱ قانون اجرای احکام مدنی حکم باید قطعی شده باشد و طبق مادهٔ ۲ باید به محکومٌ‌علیه ابلاغ شده و محکومٌ‌له کتباً تقاضای اجرا کند؛ اجرا با صدور اجراییه انجام می‌شود (مادهٔ ۴) و صدور آن با دادگاه نخستین است (مادهٔ ۵). پس از ابلاغ اجراییه، محکومٌ‌علیه ده روز مهلت دارد مفاد آن را اجرا کند، ترتیبی برای پرداخت بدهد یا مالی معرفی کند که استیفای محکومٌ‌به از آن ممکن باشد (مادهٔ ۳۴).

محاسبهٔ دورهٔ مستمر: اینجاست که نگارش دقیق خواسته خودش را نشان می‌دهد. اگر رأی، نرخ ماهانه و تاریخ شروع را آورده باشد، واحد اجرا می‌تواند رقم را تا روز تخلیه محاسبه کند؛ اگر مبهم باشد، با مانع مادهٔ ۳ همان قانون روبه‌رو می‌شوید که حکمِ دارای موضوع نامعین را غیرقابل اجرا دانسته و شما ناچار می‌شوید دعوای جدیدی برای همان دوره اقامه کنید.

تخلیهٔ فیزیکی: ملک به‌عنوان عین معین غیرمنقول توسط دادورز گرفته و به شما تحویل داده می‌شود (مادهٔ ۴۲). اگر اموالی از مستأجر یا شخص دیگری در محل مانده و صاحب مال آن را نبرد یا در دسترس نباشد، دادورز صورت تفصیلی اموال را تهیه می‌کند: اسناد و اوراق بهادار و جواهر و وجه نقد به صندوق دادگستری یا بانک سپرده می‌شود، اموال ضایع‌شدنی به فروش می‌رسد و بقیه در همان محل یا محل مناسب دیگری به حافظ سپرده می‌شود (مادهٔ ۴۵).

ودیعه: در اجاره‌های مشمول قانون روابط موجر و مستأجر ۱۳۷۶، مادهٔ ۴ تخلیه و تحویل ملک را موکول به استرداد وجه یا سند دریافتی به مستأجر یا سپردن آن به دایرهٔ اجرا کرده است؛ و اگر مدعی خسارت یا بدهی مال‌الاجاره و قبوض هستید، باید همزمان گواهی دفتر شعبهٔ دادگاه صالح مبنی بر تسلیم دادخواست مطالبهٔ ضرر و زیان را تحویل دهید تا دایرهٔ اجرا به همان میزان از تسلیم وجه خودداری کند.

وصول بخش مالی: از اموال محکومٌ‌علیه انجام می‌شود، با رعایت مادهٔ ۲۴ قانون نحوهٔ اجرای محکومیت‌های مالی مصوب ۱۳۹۳ که فهرست بستهٔ مستثنیات دین را شمرده است؛ از جمله منزل مسکونی در شأن مدیون در حالت اعسار، اثاثیهٔ مورد نیاز زندگی و ابزار کار کسبه و پیشه‌وران.

واخواهی و تجدیدنظر: مهلت‌ها و نقطهٔ شروع آن‌ها

واخواهی: طبق مادهٔ ۳۰۳ قانون آیین دادرسی مدنی، حکم دادگاه حضوری است مگر اینکه خوانده یا وکیل یا قائم‌مقام یا نمایندهٔ قانونی وی در هیچ‌یک از جلسات دادگاه حاضر نشده و به‌طور کتبی نیز دفاع ننموده باشد و اخطاریه ابلاغ واقعی نشده باشد؛ این سه شرط باید با هم جمع باشند. پس اگر اخطاریه به دست خودِ مستأجر رسیده و ابلاغ واقعی شده باشد، حکم حضوری است حتی اگر او هرگز پا به دادگاه نگذارد، و آن‌وقت راه اعتراضش تجدیدنظر است نه واخواهی. محکومٌ‌علیه غایب حق اعتراض دارد و دادخواست واخواهی در همان دادگاه صادرکنندهٔ حکم غیابی رسیدگی می‌شود (مادهٔ ۳۰۵). مهلت آن برای مقیمان ایران بیست روز و برای مقیمان خارج از کشور دو ماه از تاریخ ابلاغ واقعی است، مگر اثبات عذر موجه مانند بیماری مانع حرکت، فوت والدین یا همسر یا فرزند، حوادث قهریه یا بازداشت (مادهٔ ۳۰۶).

سه نکته از تبصره‌های همان ماده که در پرونده‌های مالی هزینهٔ واقعی دارند: اگر ابلاغ واقعی ممکن نباشد و ابلاغ قانونی انجام شود، آن ابلاغ معتبر است و حکم غیابی پس از انقضای مهلت و قطعی‌شدن اجرا می‌شود؛ اجرای حکم غیابی منوط به معرفی ضامن معتبر یا اخذ تأمین متناسب از محکومٌ‌له است، مگر اینکه دادنامه یا اجراییه ابلاغ واقعی شده و در مهلت مقرر واخواهی نشده باشد؛ و دادخواست واخواهیِ خارج از مهلت بدون عذر موجه، در مرحلهٔ تجدیدنظر قابل رسیدگی است. افزون بر این، مادهٔ ۳۰۷ مقرر کرده اگر محکومٌ‌علیه غایب پس از اجرای حکم واخواهی کند و رأی بعدی به نفع او صادر شود، خواهان ملزم به جبران خسارت ناشی از اجرای حکم اولی است.

تجدیدنظر: مهلت آن برای مقیمان ایران بیست روز و برای مقیمان خارج دو ماه است و از تاریخ ابلاغ یا انقضای مدت واخواهی شروع می‌شود (مادهٔ ۳۳۶)؛ یعنی در رأی غیابی، شمارش تجدیدنظر پس از پایان مهلت واخواهی آغاز می‌گردد. مرجع آن دادگاه تجدیدنظر مرکز همان استان است (مادهٔ ۳۳۴) و مادهٔ ۳۳۱ احکام قابل تجدیدنظر را شمرده است: دعاوی مالی با خواسته یا ارزش بیش از حد مقرر در بند «الف»، کلیهٔ احکام صادره در دعاوی غیرمالی، و حکم راجع به متفرعات دعوا در صورتی که حکم راجع به اصل دعوا قابل تجدیدنظر باشد.

اگر پرونده در دادگاه صلح رسیدگی شده باشد، تبصرهٔ ۵ مادهٔ ۱۲ قانون شوراهای حل اختلاف ۱۴۰۲ حاکم است: آرای آن قطعی است مگر در موارد شمرده‌شده، از جمله بند «الف» برای دعاوی مالی موضوع بند ۱ در صورتی که خواسته بیشتر از نصف نصاب مذکور در آن بند باشد، و بند «پ» برای موارد بندهای ۲، ۳ و ۴ همان ماده که تخلیهٔ عین مستأجره در بند ۴ جای دارد.

اشتباه‌های رایجی که وکیل جلوی آن‌ها را می‌گیرد

  • خواستهٔ مبهم: نوشتن «اجور معوقه تا زمان صدور حکم» بدون تاریخ شروع و نرخ ماهانه؛ نتیجه‌اش رأیی است که با مانع مادهٔ ۳ قانون اجرای احکام مدنی روبه‌رو می‌شود، چون موضوع آن معین نیست.
  • بریدن خواسته در روز دادخواست: مطالبهٔ بدهی فقط تا تاریخ ثبت، و ناچارشدن به طرح دعوای دوم برای ماه‌های دادرسی — با هزینه و زمان دوباره.
  • پایان‌دادن خواسته به «صدور حکم»: فاصلهٔ میان رأی تا اجرا و تخلیه ممکن است کوتاه نباشد؛ عبارت درست، «تا زمان اجرای حکم و تخلیهٔ کامل ملک» است.
  • یکی‌کردن دو دوره: نوشتن کل مبلغ زیر عنوان «اجاره‌بها»، در حالی که پس از انقضای مدت آنچه مطالبه می‌شود اجرت‌المثل است (ماده ۴۹۴ قانون مدنی).
  • بهای خواستهٔ دلبخواهی: تقویمی که با جدول بدهی نمی‌خواند و هزینهٔ دادرسی، مرجع صالح و قابلیت تجدیدنظر پرونده را جابه‌جا می‌کند (مواد ۶۱ تا ۶۳ قانون آیین دادرسی مدنی).
  • جاانداختن خسارت تأخیر تأدیه یا نداشتن دلیل بر «مطالبه»، در حالی که ماده ۵۲۲ آن را شرط کرده است.
  • مطالبهٔ عدم‌النفع: خواسته‌ای که تبصرهٔ ۲ مادهٔ ۵۱۵ آن را قابل مطالبه ندانسته است.
  • تخلیهٔ خودسرانه یا تهاتر با ودیعه بدون حکم، که هر دو می‌توانند پروندهٔ تازه‌ای علیه خودِ موجر بسازند.

پرسش‌ها

پرسش‌های متداول

این دادخواست با وکیل چگونه تنظیم می‌شود؟

روی «درخواست تنظیم دادخواست» می‌زنید و اجاره‌نامه و جدول بدهی را برای وکیل می‌نویسید؛ وکیل خواستهٔ مستمر را با تاریخ شروع و نرخ ماهانه تنظیم و بهای خواسته را محاسبه می‌کند، قیمت و زمان تحویل را پیش از پرداخت اعلام می‌کند و متن را در همان گفت‌وگو تحویل می‌دهد.

هزینهٔ تنظیم دادخواست تخلیه و اجور معوقه تا زمان صدور حکم چقدر است؟

به مبلغ خواسته، تعداد ماه‌های معوق و اینکه تأمین خواسته هم می‌خواهید یا نه بستگی دارد و خودِ وکیل آن را پیش از پرداخت در گفت‌وگو اعلام می‌کند. هزینهٔ دادرسی طبق تعرفهٔ سالانه و دستمزد کارشناس جدا از دستمزد وکیل است.

چرا باید اجور را «تا زمان صدور حکم» مطالبه کنم؟

چون بدهی مستأجر تا روز تحویل ملک ادامه دارد. ماده ۵۱۵ قانون آیین دادرسی مدنی به خواهان اجازه داده خسارتی را که وارد شده یا خواهد شد و نیز اجرت‌المثل را به لحاظ عدم تسلیم خواسته یا تأخیر در آن مطالبه کند؛ اگر خواسته را در روز ثبت دادخواست ببندید، برای ماه‌های دادرسی باید دعوای دوم بدهید.

خواستهٔ مستمر را چگونه بنویسم که قابل اجرا باشد؟

با سه عنصر: تاریخ شروع محاسبه، نرخ ماهانه یا مبنای آن (مبلغ قرارداد یا نظر کارشناس) و نقطهٔ پایان که بهتر است «تا زمان اجرای حکم و تخلیهٔ کامل ملک» باشد. ماده ۳ قانون اجرای احکام مدنی حکمی را که موضوع آن معین نیست غیرقابل اجرا دانسته است.

بهای خواسته در خواستهٔ مستمر چگونه تعیین می‌شود؟

مبلغ را تا تاریخ تقدیم دادخواست محاسبه و در ستون بهای خواسته قید می‌کنید. طبق بند ۳ ماده ۶۲ قانون آیین دادرسی مدنی، در دعاوی راجع به منافع و حقوقی که در مواعد معین باید پرداخت شود، بهای خواسته حاصل جمع تمام اقساط مورد مطالبه است و طبق ماده ۶۱ همین رقم ملاک هزینهٔ دادرسی و امکان تجدیدنظرخواهی است.

بعد از انقضای مدت، اجاره‌بها می‌گیرم یا اجرت‌المثل؟

اجرت‌المثل. طبق ماده ۴۹۴ قانون مدنی عقد اجاره به محض انقضای مدت برطرف می‌شود؛ اگر مستأجر پس از آن بدون اذن مالک ملک را در تصرف نگه دارد، موجر برای آن مدت مستحق اجرت‌المثل است اگرچه مستأجر استیفای منفعت نکرده باشد، و اگر با اجازهٔ مالک باشد وقتی مستحق است که استیفای منفعت شده باشد.

مرجع صالح برای این دادخواست کجاست؟

از نظر محل، دادگاه حوزه‌ای که ملک در آن واقع است (ماده ۱۲ قانون آیین دادرسی مدنی). از نظر مرجع، طبق ماده ۱۴ قانون شوراهای حل اختلاف ۱۴۰۲ رسیدگی با دادگاه صلح است و شورای حل اختلاف فقط صلح و سازش می‌کند؛ تخلیه در بند ۴ ماده ۱۲ و بخش مالی تا نصاب بند ۱ در دادگاه صلح و بیش از آن در دادگاه عمومی حقوقی رسیدگی می‌شود.

آیا خسارت تأخیر تأدیه هم به این مبلغ تعلق می‌گیرد؟

ماده ۵۲۲ قانون آیین دادرسی مدنی آن را برای دِین از نوع وجه رایج پذیرفته است، مشروط بر اینکه طلبکار مطالبه کرده باشد، مدیون با وجود تمکن از پرداخت امتناع کرده باشد و شاخص قیمت سالانه تغییر فاحش کرده باشد؛ دادگاه با رعایت تناسب شاخص اعلامی بانک مرکزی محاسبه می‌کند. مطالبهٔ عدم‌النفع اما پذیرفته نیست.

چه مدارکی برای این دادخواست لازم است؟

اجاره‌نامه با همهٔ الحاقیه‌ها، جدول بدهی به تفکیک ماه، رسیدهای پرداخت یا پرینت حساب، سند مالکیت یا مدرک مالکیت منافع، نشانی و پلاک ثبتی ملک، اظهارنامهٔ اعلام پایان مدت و مطالبهٔ اجاره‌بها، مدارک ودیعه، دلیل ادامهٔ تصرف مستأجر، و کارت ملی همراه با ثبت‌نام در سامانهٔ ثنا.

مهلت اعتراض به رأی چقدر است؟

اگر رأی غیابی باشد، مهلت واخواهی برای مقیمان ایران بیست روز از ابلاغ واقعی و برای مقیمان خارج دو ماه است (ماده ۳۰۶). مهلت تجدیدنظر هم بیست روز است، اما از تاریخ ابلاغ یا انقضای مدت واخواهی شروع می‌شود (ماده ۳۳۶) و مرجع آن دادگاه تجدیدنظر مرکز استان است.

دادخواست تخلیه و اجور معوقهٔ خود را به وکیل پایه یک بسپارید

اجاره‌نامه و جدول بدهی را می‌نویسید؛ وکیل پایه یک دادگستری خواستهٔ مستمر، بهای خواسته و دلایل را برای پروندهٔ شما تنظیم می‌کند و قیمت و زمان تحویل را پیش از پرداخت می‌گوید.

۴٫۹ از ۵ در ۵۰۳ دیدگاهِ خدمت تنظیم دادخواست · ۱۸ وکیل همین حالا آنلاین

۱۸ وکیلآنلاین