- رسید، فاکتور و رسید قرض «سند عادی» هستند: امضای خوانده یا تصدیق صدور سند، آن را اثبات میکند (مواد ۱۲۹۱ و ۱۳۰۱ ق.م، مواد ۲۱۶ و ۲۱۷ ق.آ.د.م)؛ فاکتور بدون امضا به دلیل مکمل (شاهد، پیام، واریز) نیاز دارد.
- تأمین خواسته با سند عادی معمولاً بند «د» مادهٔ ۱۰۸ است و دادگاه خسارت احتمالی تعیین میکند؛ با قرینهٔ تضییع، بند «ب» بدون تودیع ممکن است. خواسته باید مبلغ معلوم باشد (مادهٔ ۱۱۳).
- مرجع را مبلغ تعیین میکند: تا نصاب مادهٔ ۱۲ قانون شوراهای حل اختلاف ۱۴۰۲ دادگاه صلح، بیشتر از آن دادگاه عمومی حقوقی؛ خسارت تأخیر تأدیه از تاریخ مطالبه قابل درخواست است (مادهٔ ۵۲۲).
چه زمانی به دادخواست مطالبهٔ وجه رسید، فاکتور یا قرض با تأمین خواسته نیاز دارید؟
- رسید عادی امضاشده داریدبدهکار روی کاغذ نوشته و امضا کرده که فلان مبلغ به شما بدهکار است یا پولی گرفته است. امضای او علیه خودش دلیل است (مادهٔ ۱۳۰۱ ق.م) و اگر در دادگاه انکار کند، با تطبیق امضا یا شاهد ثابت میشود (مادهٔ ۱۲۹۱ ق.م). تأمین خواسته معمولاً با خسارت احتمالی صادر میشود، مگر قرینهٔ تضییع داشته باشید.
- فاکتور فروش کالا (با امضا یا بدون امضا)کالا تحویل دادهاید و فاکتور دارید. فاکتوری که خریدار امضا یا مهر کرده، سند عادی معتبری است؛ فاکتور بدون امضا بهتنهایی فقط یک ادعاست و باید با مدرک تحویل (بارنامه، رسید انبار)، پیامها، واریز بخشی از مبلغ یا شاهد (مادهٔ ۲۳۰) تکمیل شود. وکیل همین چینش را در دادخواست انجام میدهد.
- قرضالحسنه به دوست، فامیل یا همکارپولی را قرض دادهاید و بدهکار پس نمیدهد. قرض یعنی او مکلف است «مثل» همان مبلغ را برگرداند (مواد ۶۴۸ و ۶۵۰ ق.م). اگر اجلِ ملزمی برای بازپرداخت تعیین شده باشد، تا پایان آن حق مطالبه ندارید (مادهٔ ۶۵۱)؛ در قرضِ بیموعد، مطالبهٔ شما سررسید را میسازد و دادگاه میتواند برای بدهکار مهلت یا اقساط قرار دهد (مادهٔ ۶۵۲). واریز بانکی با توضیح «قرض» و پیامهای مطالبه، دلیل اصلی شماست.
- مبلغ تا نصاب دادگاه صلح (شورای حل اختلاف)اگر طلب از نصاب مالی مادهٔ ۱۲ قانون شوراهای حل اختلاف ۱۴۰۲ کمتر باشد، دعوای اصلی و درخواست تأمین هر دو در دادگاه صلح — که معمولاً در محل شورا مستقر است — رسیدگی میشود و شورا میتواند پیش از رأی، پرونده را برای سازش به اعضای خود ارجاع دهد (تبصرهٔ ۲ مادهٔ ۱۲).
- مبلغ بالاتر از نصاب: دادگاه عمومی حقوقیطلبهای بزرگتر، یا مواردی که همراه آنها وجه التزام قراردادی و خسارتهای دیگر مطرح است، به دادگاه عمومی حقوقی میرود؛ تأمین خواسته از همان دادگاه درخواست میشود (مادهٔ ۱۱۱) و رأی ظرف بیست روز قابل تجدیدنظر است (مادهٔ ۳۳۶).
دعوای مطالبهٔ وجه با سند عادی چیست و چرا با چک و سفته فرق دارد؟
مطالبهٔ وجه یعنی از دادگاه بخواهید حکم بدهد که خوانده مبلغ معینی به شما بدهکار است و باید بپردازد. وقتی مستند شما چک برگشتی یا سفتهٔ واخواستشده باشد، قانون چند امتیاز میدهد: تأمین خواسته بدون خسارت احتمالی صادر میشود (بند ج مادهٔ ۱۰۸) و خوانده نمیتواند از شما تأمین بگیرد (مادهٔ ۱۱۰). اما رسید عادی، فاکتور و رسید قرض «سند عادی» هستند (مادهٔ ۱۲۸۹ قانون مدنی): هر نوشتهای که در مقام دعوا قابل استناد باشد، سند است (مادهٔ ۱۲۸۴)، ولی اعتبارش به امضا و واکنش طرف مقابل بستگی دارد.
قاعدهٔ طلایی این دعوا در مادهٔ ۱۹۷ قانون آیین دادرسی مدنی است: اصل بر برائت است؛ یعنی شما باید ثابت کنید طلب دارید، وگرنه با سوگند خوانده حکم به برائت او داده میشود (همین قاعده در مادهٔ ۱۲۵۷ قانون مدنی هم آمده). در عوض، وقتی دین یک بار ثابت شد، اصل بر بقای آن است و خوانده باید پرداختش را ثابت کند (مادهٔ ۱۹۸). پس تمام هنر این دادخواست در «اثبات اصل دین» است:
- رسید امضاشده: امضای روی نوشته علیه امضاکننده دلیل است (مادهٔ ۱۳۰۱ ق.م). اگر خوانده امضا را تصدیق کند یا در دادگاه ثابت شود امضا از اوست، سند عادی شما اعتبار سند رسمی را پیدا میکند (مادهٔ ۱۲۹۱).
- فاکتور: فاکتور امضا یا مهرشدهٔ خریدار، مثل رسید است. فاکتور بدون امضا را خودتان صادر کردهاید و بهتنهایی علیه خریدار دلیل نیست؛ مثل دفتر تاجر در برابر غیرتاجر که فقط «قرینه» است (مادهٔ ۱۲۹۸). باید با مدرک تحویل کالا، واریز جزئی، مکاتبه یا شاهد تکمیل شود.
- قرضالحسنه: باید ثابت کنید پولی دادهاید و عنوانش قرض بوده، نه هدیه یا بابت بدهی دیگر. فیش واریز با توضیح، پیامهای مطالبه و پاسخ بدهکار، و در نبود اینها شهادت، دلیل شماست.
دعوای مطالبهٔ وجه یک دعوای مالی است و همین مبلغ، مرجع صالح و هزینهٔ دادرسی را تعیین میکند؛ تأمین خواسته هم ضمیمهٔ آن است، نه جایگزینش.
شرایط تأمین خواسته برای رسید، فاکتور و قرض (مادهٔ ۱۰۸)
تأمین خواسته یعنی پیش از صدور حکم، معادل طلب شما از اموال خوانده توقیف شود تا حکم آینده قابل اجرا بماند (مواد ۱۰۸ و ۱۲۱). میتوانید آن را قبل از دادخواست اصلی، ضمن آن یا در جریان دادرسی بخواهید و دادگاه بدون اخطار به خوانده رسیدگی میکند (مادهٔ ۱۱۵). اما رسید و فاکتور و رسید قرض نه سند رسمیاند (بند الف) و نه سند تجاری واخواستشده (بند ج)؛ پس دو راه میماند:
- بند «ب» — خواسته در معرض تضییع یا تفریط: اگر قرینه دارید که بدهکار در حال فروش اموال، انتقال حساب یا خروج از کشور است (آگهی فروش، اقدام به انتقال ملک یا خودرو، پیامهایی که از رفتن خبر میدهد)، دادگاه میتواند بدون خسارت احتمالی قرار بدهد. در رویهٔ دادگاهها پذیرش این بند به قوت قرینهها بستگی دارد و ادعای کلی کافی نیست.
- بند «د» — تودیع خسارت احتمالی: حالت رایج. دادگاه با توجه به میزان خواسته مبلغی تعیین میکند که باید نقداً به صندوق دادگستری بسپارید و صدور قرار موکول به واریز آن است (تبصرهٔ مادهٔ ۱۰۸). این پول اگر پیروز شوید یا خوانده ظرف بیست روز از حکم قطعی خسارتی مطالبه نکند، به شما برمیگردد (مادهٔ ۱۲۰).
شرطهای همیشگی: میزان خواسته باید معلوم باشد (مادهٔ ۱۱۳) — یعنی عدد دقیق طلب، نه «طلب بابت فاکتورهای مختلف» — و تأمین از مرجعی خواسته شود که صلاحیت اصل دعوا را دارد (مادهٔ ۱۱۱). خوانده هم متقابلاً میتواند از شما برای هزینهٔ دادرسی و حقالوکالهٔ احتمالیاش تأمین بخواهد (مادهٔ ۱۰۹)، چون معافیت مادهٔ ۱۱۰ فقط برای چک، سفته، برات و سند رسمی است؛ وکیل متن را طوری مینویسد که این درخواست بیوجه به نظر برسد.
دادگاه یا شورای حل اختلاف؟ مرجع صالح برای مطالبهٔ وجه با تأمین خواسته
مرجع را مبلغ خواسته تعیین میکند. طبق مادهٔ ۱۲ قانون شوراهای حل اختلاف مصوب ۱۴۰۲، دعاوی مالی تا نصاب مقرر در آن ماده — که هر سه سال قابل تعدیل است — در دادگاه صلح رسیدگی میشود؛ این دادگاه یک قاضی دارد، معمولاً در محل شورای حل اختلاف مستقر است و به همین دلیل مردم هنوز میگویند «مطالبهٔ وجه از شورا». خودِ شورا طبق مادهٔ ۱۴ فقط برای صلح و سازش اقدام میکند و دادگاه صلح میتواند با رضایت طرفین پرونده را تا دو ماه برای سازش به اعضای شورا بسپارد (تبصرهٔ ۲ مادهٔ ۱۲). مبلغ بیشتر از نصاب به دادگاه عمومی حقوقی میرود. آیین رسیدگی در هر دو، همان قانون آیین دادرسی مدنی است (مادهٔ ۱۷ قانون شوراها) و هزینهٔ دادرسی دادگاه صلح مطابق محاکم دادگستری است (مادهٔ ۱۹).
از نظر محل: اصل، دادگاه محل اقامت خوانده است (مادهٔ ۱۱ ق.آ.د.م)؛ اما چون طلب شما از قرارداد (بیع کالا، قرض) ناشی شده و مال منقول است، میتوانید دادگاه محل انعقاد قرارداد یا محلی که تعهد باید اجرا میشد را هم انتخاب کنید (مادهٔ ۱۳) — که برای فروشندهای که خریدارش در شهر دیگری است، فرق بزرگی است.
درخواست تأمین همیشه از همان مرجعی میشود که به اصل دعوا رسیدگی میکند (مادهٔ ۱۱۱). یک نکتهٔ مهم برای پروندههای کوچک: تبصرهٔ ۵ مادهٔ ۱۲ میگوید رأی دادگاه صلح در دعاوی مالی فقط وقتی قابل تجدیدنظر است که خواسته بیش از نصف نصاب باشد؛ یعنی برای طلبهای کممبلغ، رأی مرحلهٔ اول قطعی است و فرصت دومی برای جبران ضعف دلیل وجود ندارد. در عمل انتخاب مرجع دست شما نیست: دفتر خدمات الکترونیک قضایی پرونده را بر پایهٔ همان عددی که در ستون خواسته نوشتهاید و نشانی خوانده ارجاع میدهد — و چون اصل طلب و خسارتها با هم این عدد را میسازند، تقویم دقیق آنها تعیین میکند کار شما کجا رسیدگی شود و رأیش قطعی باشد یا نه.
هزینههای دعوا: هزینهٔ دادرسی، خسارت احتمالی و خسارت تأخیر تأدیه
- هزینهٔ دادرسی دعوای اصلی: مطالبهٔ وجه مالی است و هزینهٔ آن درصدی از بهای خواسته طبق تعرفهٔ سالانه است (مواد ۵۰۲ و ۵۰۳). بهای خواسته همان مبلغ مورد مطالبه است (بند ۱ مادهٔ ۶۲). در دادگاه صلح هم همین تعرفه اعمال میشود (مادهٔ ۱۹ قانون شوراهای حل اختلاف). اگر توان پرداخت ندارید، دعوای اعسار از هزینهٔ دادرسی قابل طرح است.
- هزینهٔ درخواست تأمین: درخواست تأمین خواسته غیرمالی شمرده میشود و هزینهٔ ثابت دعاوی غیرمالی را دارد که به مبلغ طلب وابسته نیست.
- خسارت احتمالی (بند د): مبلغی که دادگاه با توجه به میزان خواسته تعیین میکند و به صندوق دادگستری سپرده میشود؛ قانون رقم یا درصدی برای آن ننوشته و اندازهاش را قاضی با نگاه به مبلغ طلب تعیین میکند (تبصرهٔ مادهٔ ۱۰۸). پس از پایان دعوا به شرح مادهٔ ۱۲۰ مسترد میشود.
- ابطال تمبر وکالتنامه اگر وکیل دادخواست را امضا کند، و هزینهٔ احتمالی کارشناسی (مثلاً تطبیق امضا در صورت انکار).
در مقابل، میتوانید از خوانده خسارت تأخیر تأدیه بخواهید: وقتی دین وجه رایج است و با وجود مطالبهٔ شما و تمکن بدهکار پرداخت نشده، دادگاه با شاخص بانک مرکزی از تاریخ سررسید تا پرداخت محاسبه میکند (مادهٔ ۵۲۲)؛ به همین دلیل فرستادن اظهارنامه یا داشتن پیام مطالبه با تاریخ، ارزش پولی دارد. خسارات دادرسی — هزینهٔ دادرسی، حقالوکاله طبق تعرفه و هزینهٔ کارشناسی — هم در صورت پیروزی از خوانده گرفته میشود (مادهٔ ۵۱۹). دستمزد تنظیم دادخواست جدا از همهٔ اینهاست و خودِ وکیل پایه یک آن را پیش از پرداخت اعلام میکند.
مدارکی که برای تنظیم دادخواست از شما میخواهیم
- کارت ملی و ثبتنام در سامانهٔ ثنا؛ اگر وکیل امضا میکند، وکالتنامه. مشخصات و نشانی دقیق خوانده (برای ابلاغ از طریق ثنا).
- اصل سند طلب: رسید عادی (ترجیحاً با امضا یا اثر انگشت)، فاکتور با امضا یا مهر خریدار، یا رسید قرض. کپی را به دادخواست پیوست میکنید و اصل را برای جلسهٔ اول نگه میدارید، چون خوانده فقط تا جلسهٔ اول میتواند انکار یا تردید کند (مادهٔ ۲۱۷).
- دلیل مکمل — برای فاکتور بدون امضا و قرض تقریباً همیشه لازم است: فیش یا پرینت واریز، بارنامه و رسید تحویل کالا، پیامک یا پیامهای شبکههای اجتماعی که به بدهی اشاره دارد (اقرار کتبی)، و نام و نشانی شاهدان (مادهٔ ۲۳۰ و بند ۶ مادهٔ ۵۱).
- مدرک مطالبه: اظهارنامه یا پیام مطالبه با تاریخ، برای خسارت تأخیر تأدیه (مادهٔ ۵۲۲).
- برای تأمین خواسته با بند «ب»: قرینهٔ در معرض تضییع بودن طلب (آگهی فروش اموال، اقدام به انتقال، خبر مهاجرت).
- مشخصات مال بدهکار برای اجرای قرار: نام بانک یا شمارهٔ حساب، کارفرما و محل کار، پلاک خودرو، یا طلبی که نزد شخص ثالث دارد.
- در بند «د»: فیش واریز خسارت احتمالی پس از تعیین مبلغ توسط دادگاه.
مراحل ثبت و رسیدگی به دادخواست مطالبهٔ وجه با تأمین خواسته
- ۱تنظیم متن دادخواستمشخصات طرفین (بند ۱ و ۲ مادهٔ ۵۱)، ردیفهای خواسته با مبلغ دقیق و بهای خواسته، شرح رابطهٔ حقوقی (فروش کالا، قرض، رسید بابت چه)، دلایل به ترتیب و با نام شاهدان (بند ۶ مادهٔ ۵۱)، و ردیف «صدور قرار تأمین خواسته معادل اصل طلب» با بند مورد استناد مادهٔ ۱۰۸.
- ۲ثبت در دفتر خدمات الکترونیک قضاییرسید یا فاکتور، کارت ملی و فهرست دلایل را به دفتر خدمات میبرید؛ تمبر هزینهٔ دادرسی بر مبنای بهای خواسته ابطال میشود و پرونده بسته به مبلغ به دادگاه صلح یا دادگاه عمومی حقوقی میرود. تاریخ ثبت، تاریخ اقامهٔ دعواست (مادهٔ ۴۹).
- ۳رسیدگی فوری به درخواست تأمینمدیر دفتر پرونده را فوری به نظر قاضی میرساند؛ دادگاه بدون اخطار به خوانده به دلایل شما رسیدگی و قرار قبول یا رد صادر میکند (مادهٔ ۱۱۵). در بند «د» اول مبلغ خسارت احتمالی تعیین و پس از واریز، قرار صادر میشود.
- ۴اجرای قرار و توقیف معادل طلبقرار فوری به خوانده ابلاغ و اجرا میشود — و اگر تأخیر باعث تضییع شود، اول اجرا و بعد ابلاغ (مادهٔ ۱۱۷). یک نسخه از قرار را به واحد اجرای احکام همان مرجع میبرید و همانجا مال بدهکار را معرفی میکنید؛ چون خواسته پول است، معادل آن از حساب، حقوق یا اموال خوانده توقیف میشود (مادهٔ ۱۲۳). خوانده ده روز مهلت اعتراض دارد (مادهٔ ۱۱۶).
- ۵تعیین وقت و جلسهٔ اول دعوای اصلیوقت رسیدگی از طریق ثنا ابلاغ میشود. جلسهٔ اول تعیینکننده است: خوانده باید همانجا انکار، تردید یا ادعای جعل خود را نسبت به رسید یا فاکتور مطرح کند (مواد ۲۱۷ و ۲۱۹)؛ شما اصل سند و شاهدان را حاضر میکنید. اگر انکار شد، دادگاه با تطبیق امضا یا شهادت به اعتبار سند رسیدگی میکند (مادهٔ ۲۱۸).
- ۶صدور رأیدادگاه حکم به پرداخت اصل طلب، خسارت تأخیر تأدیه و خسارات دادرسی میدهد یا دعوا را رد میکند. حکم فقط وقتی غیابی است که خوانده نه در جلسهای حاضر شده باشد، نه لایحهای داده باشد و نه اخطاریه به او ابلاغ واقعی شده باشد (مادهٔ ۳۰۳)؛ در آن صورت بیست روز مهلت واخواهی دارد (مادهٔ ۳۰۶). با ابلاغ واقعی اخطاریه رأی حضوری است و بدهکار باید به جای واخواهی، تجدیدنظرخواهی کند.
- ۷اجراییه و وصولپس از قطعیت، اجراییه صادر میشود (مادهٔ ۴ قانون اجرای احکام مدنی)؛ محکومٌعلیه ده روز فرصت دارد بپردازد یا مالی معرفی کند (مادهٔ ۳۴) و اگر نکرد، از همان مال توقیفشده در تأمین خواسته یا سایر اموالش وصول میشود (مادهٔ ۴۹).
بعد از صدور رأی: اجرا، توقیف و مسیر اعتراض
اجرای حکم: حکم وقتی اجرا میشود که قطعی شده و به محکومٌعلیه ابلاغ شده باشد و شما کتباً درخواست اجرا کنید (مواد ۱ و ۲ قانون اجرای احکام مدنی). اجراییه صادر و ابلاغ میشود و بدهکار ده روز فرصت دارد بپردازد، ترتیبی برای پرداخت بدهد یا مالی معرفی کند؛ اگر خود را ناتوان میداند باید صورت کامل داراییاش را بدهد (مادهٔ ۳۴). به تقاضای شما، اجرا مکلف است اموال او را شناسایی و به میزان محکومٌبه توقیف کند (مادهٔ ۲ قانون نحوهٔ اجرای محکومیتهای مالی) و اگر وصول ممکن نشد و او دعوای اعسار مطرح نکرده باشد، حبس او قابل درخواست است (مادهٔ ۳ همان قانون). مزیت تأمین خواسته همینجا معلوم میشود: مال از قبل توقیف شده و جستوجوی دوباره لازم نیست.
اعتراض به رأی: در دادگاه عمومی حقوقی، حکم غیابی بیست روز واخواهی (مادهٔ ۳۰۶) و سپس بیست روز تجدیدنظر دارد (مادهٔ ۳۳۶)؛ احکام دعاوی مالی تقریباً همیشه قابل تجدیدنظرند (مادهٔ ۳۳۱). در دادگاه صلح، رأی دعاوی مالیِ کمتر از نصف نصاب قطعی است و بیشتر از آن در دادگاه تجدیدنظر استان قابل اعتراض است (تبصرهٔ ۵ مادهٔ ۱۲ قانون شوراهای حل اختلاف ۱۴۰۲).
سرنوشت تأمین: با حکم قطعی به نفع شما، توقیفِ تأمینی به توقیف اجرایی تبدیل میشود. با حکم قطعی علیه شما، استرداد دعوا یا دادخواست، تأمین خودبهخود مرتفع میشود (مادهٔ ۱۱۸) و خوانده ظرف بیست روز میتواند خسارت ناشی از توقیف را بدون تشریفات از همان دادگاه بخواهد که از محل خسارت احتمالی پرداخت میشود (مادهٔ ۱۲۰). خوانده در طول دادرسی هم میتواند به جای مال توقیفشده وجه نقد بسپارد یا تبدیل مال بخواهد (مواد ۱۲۴ و ۱۲۵). و اگر بدهکارِ قرض، ناتوان باشد، دادگاه میتواند هنگام رسیدگی به او مهلت یا اقساط بدهد (مادهٔ ۶۵۲ ق.م) یا پس از حکم، دعوای اعسار و تقسیط مطرح کند — حکم شما پابرجا میماند، فقط نحوهٔ پرداخت تغییر میکند.
اشتباههای رایجی که وکیل جلوی آنها را میگیرد
- تکیه بر فاکتور بدون امضا بهتنهایی: فاکتوری که فقط شما صادر کردهاید، علیه خریدار دلیل نیست؛ بدون مدرک تحویل، واریز جزئی، پیام یا شاهد، با سوگند خوانده دعوا رد میشود (مادهٔ ۱۹۷).
- ننوشتن عنوان پول در قرض: «به فلانی پول دادم» کافی نیست؛ باید نشان دهید عنوانش قرض بوده. وکیل پیامها و فیش واریز را با همین هدف میچیند و شاهد را مطابق مادهٔ ۲۳۰ معرفی میکند.
- خواستهٔ مبهم یا جمعزدن چند طلب بیسند: تأمین فقط برای مبلغ معلوم صادر میشود (مادهٔ ۱۱۳) و دادخواستی که خواسته و بهای آن را ننوشته باشد پذیرفته میشود ولی به جریان نمیافتد و اخطار رفع نقص دهروزه میگیرد (بند ۳ مادهٔ ۵۱ و مواد ۵۳ و ۵۴).
- فراموشکردن خسارت تأخیر تأدیه یا نداشتن مدرک «مطالبه» برای آن (مادهٔ ۵۲۲)؛ در دعواهای طولانی این رقم گاهی به اندازهٔ اصل طلب مهم است.
- استناد به بند «ب» بدون قرینه یا برعکس، ندانستن اینکه با رسید عادی باید برای خسارت احتمالی آماده بود؛ در هر دو حالت قرار رد میشود یا پرونده معطل میماند.
- گرفتن تأمین مستقل و فراموشکردن مهلت دهروزهٔ دعوای اصلی (مادهٔ ۱۱۲).
- نیاوردن اصل سند و شاهد به جلسهٔ اول: انکار و تردید تا جلسهٔ اول مطرح میشود (مادهٔ ۲۱۷) و اگر آماده نباشید، جلسه تجدید و رسیدگی طولانی میشود.
- اشتباه در مرجع یا محل: طرح دعوای کممبلغ در دادگاه عمومی یا شهر اشتباه، فقط زمان میسوزاند؛ مواد ۱۱ و ۱۳ ق.آ.د.م و مادهٔ ۱۲ قانون شوراها را وکیل از اول رعایت میکند.
- معرفی مالی که مستثنای دین است — خانهٔ مسکونی در شأن، اثاث ضروری، وسیلهٔ کار: هر جا تأمین به فروش مال برسد رعایت مستثنیات دین الزامی است (مادهٔ ۱۲۹ ق.آ.د.م) و فهرست آن در مادهٔ ۲۴ قانون نحوهٔ اجرای محکومیتهای مالی آمده است.