عقد هبه؛ تملیک بلاعوض در زمانِ حیات، شرایط و رجوع
هبه ابزارِ انتقالِ مجانیِ مال در زمانِ حیات است — نه به فوت بستگی دارد و نه به محدودیتِ ثلثِ وصیت؛ از تعریفِ قانونی و شرطِ قبض تا حقِ رجوع و تفاوت با وصیت و ارث، مرحلهبهمرحله توضیح میدهیم؛ و هر جا لازم شد وکیلِ ارث کنارِ شماست.
هبه در یک نگاه
در هفت قدمِ کوتاه، از تعریفِ هبه تا گفتگو با وکیلِ ارث
هر قدم که با هم پیش میرویم، یک گام به تصمیمِ روشنتر نزدیکتر میشوید — بیایید از قدمِ اول شروع کنیم.
عقد هبه چیست؟
اول روشن کنیم هبه یعنی چه و بر چه مبنایی قانونی استوار است.
جزئیاتِ کامل و مستندِ قانونی
هبه یعنی چه؟ طبقِ مادهٔ ۷۹۵ قانون مدنی، هبه «عقدی است که بهموجبِ آن یک نفر مالی را مجاناً به کسِ دیگری تملیک میکند.» هبهدهنده را واهب، هبهگیرنده را متهب و مالِ موضوعِ هبه را موهوبه مینامند. سه عنصرِ بنیادی دارد: وجودِ مال، مجانی (بلاعوض) بودنِ آن، و تملیک — یعنی انتقالِ واقعیِ مالکیت، نه صرفِ اجازهٔ استفاده.
هبه در منظومهٔ نقلِ بلاعوضِ اموال جایگاهِ ویژهای دارد و با دو نهادِ بسیار مرتبط — وصیت و ارث — تمایزِ ماهوی دارد. وصیت که در موادِ ۸۲۵ به بعدِ قانون مدنی و قانونِ امورِ حسبی آمده، تصرفی است که بعد از فوتِ موصی اثر میکند و به ثلثِ ترکه محدود است (مادهٔ ۸۴۳ قانون مدنی)؛ وارثان میتوانند بهمازادِ ثلث اعتراض کنند. ارث نیز با فوتِ متوفا و بر اساسِ طبقاتِ وراثت (مادهٔ ۸۶۲ قانون مدنی) و سهمِ قانونیِ هریک محقق میشود. هبه اما نه به فوت بستگی دارد و نه به محدودیتِ ثلث — کسی میتواند در زمانِ حیات هر مقدار از اموالش را که بخواهد (مشروط به اینکه خودش زنده و اهلِ تصرف باشد) هبه کند؛ هرچند اگر این کار به ضررِ طلبکاران باشد، حقوقِ آنان محفوظ است.
ریشهٔ فقهیِ هبه در فقهِ اسلامی کهن است و قانون مدنی موادِ ۷۹۵ تا ۸۰۷ را به آن اختصاص داده است. این نهاد در عمل کاربردهای متنوعی دارد: از هبهٔ پدر به فرزندان (پیش از فوت برای تقسیمِ عادلانه) تا هبهٔ دارایی به همسر، هبهٔ زمین یا ملک به خیریه، و هبهٔ پول یا اشیاءِ ارزشمند در مناسبتهای خانوادگی. در همهٔ این موارد، درکِ دقیقِ آثارِ حقوقیِ هبه — از جمله شرطِ قبض و امکانِ رجوع — اهمیتِ عملیِ فراوانی دارد.
نکتهٔ مهم آن است که هبه یک عقدِ رسمی نیست و برای موادِ منقولِ ساده، توافقِ شفاهی و قبضِ واقعی کافی است. اما برای اموالِ غیرمنقول (زمین، ملک) یا اموالِ بزرگ، تنظیمِ سندِ رسمی در دفترِ اسناد رسمی علاوه بر وجاهتِ قانونی، از بروزِ اختلافِ بعدی جلوگیری میکند. همچنین باید توجه داشت که هبهٔ اموالِ غیرمنقول بدونِ سندِ رسمی در برابرِ اشخاصِ ثالث (مثلاً طلبکاران یا خریدارانِ بعدی) قابلِ استناد نیست.
شرایط، ارکان و انواعِ هبه
بدانید هبه با چه شرایطی محقق میشود و چه انواعی دارد.
مادهٔ ۷۹۸: هبه پیش از قبض کامل نیست؛ فوتِ واهب قبل از قبض هبه را باطل میکند.
متهب هیچ عوضی نمیدهد؛ اصولاً رجوعپذیر است مگر موردِ استثنا.
متهب در برابرِ موهوبه چیزی میدهد؛ پس از پرداختِ عوض، رجوع ممنوع است.
تنظیمِ سندِ رسمی لازم است تا در برابرِ اشخاصِ ثالث قابلِ استناد باشد.
جزئیاتِ کامل و مستندِ قانونی
هبه چه شرایطی دارد؟ هبه برای تحقق نیازِ به چند شرط دارد: واهب باید اهلِ تصرف (عاقل، بالغ، رشید) و مالکِ موهوبه باشد؛ متهب باید اهلیتِ تملک داشته باشد (حتی صغیر میتواند متهب باشد، چون قبض توسطِ ولیِ او صورت میگیرد)؛ موهوبه باید مالِ معین و موجود باشد؛ و از همه مهمتر، قبض — گرفتنِ واقعیِ مال توسطِ متهب — برای تحققِ هبه ضروری است (مادهٔ ۷۹۸).
شرطِ قبض در هبه یکی از ارکانِ متمایزکنندهٔ آن است. بر خلافِ برخی عقودِ دیگر که با ایجاب و قبول کامل میشوند، هبه با قبول و توافقِ طرفین هنوز واقع نشده؛ تا زمانی که موهوبه واقعاً در اختیارِ متهب قرار نگیرد. این شرط معنای عملی مهمی دارد: پیش از قبض، اگر واهب فوت کند یا جنون عارض شود، هبه باطل میشود. همچنین واهب میتواند تا قبل از قبض، هر زمان از هبه برگردد. این نکته در پروندههایی که بین مرگِ واهب و تحویلِ مال اختلاف پیش میآید، اهمیتِ حیاتی دارد.
از نظرِ انواع، هبه به دو دستهٔ اصلی تقسیم میشود: هبهٔ ساده (بلاعوض محض) که متهب هیچ عوضی نمیدهد، و هبهٔ معوّض که متهب در قبالِ موهوبه چیزی به واهب تملیک میکند. این تمایز از نظرِ حقِ رجوع اهمیتِ بسیار دارد: در هبهٔ معوّض، پس از پرداختِ عوض، واهب حقِ رجوع ندارد. همچنین میتوان هبه را به منقول (مثلِ پول، جواهر، خودرو) و غیرمنقول (زمین، آپارتمان) تقسیم کرد که از نظرِ تشریفاتِ ثبتی آثارِ متفاوتی دارند.
یک نوعِ ویژهٔ هبه، هبهٔ خاص در قبالِ ازدواج یا هبهٔ ضمنِ مناسبتهاست که در عرف «هدیه» نامیده میشود. مادهٔ ۸۰۶ قانون مدنی نیز هبهٔ مُبرئ (هبهٔ طلب) را پیشبینی کرده که در آن طلبکار طلبِ خود را به بدهکار میبخشد — این نوع در فقه نیز «ابراء» نامیده میشود. در هر نوع، موادِ ۷۹۵ تا ۸۰۷ چارچوبِ حاکم است و ماورایِ آن، قواعدِ عمومیِ عقود نیز اعمال میشود.
حقوق واهب، متهب و حقِ رجوع
ببینید پس از هبه چه حقوقی برای طرفین باقی است و رجوع چه شرایطی دارد.
اعلامِ روشن به متهب که مال را پس میگیرد؛ عینِ موهوبه باید باقی باشد.
اگر متهب مال را فروخته یا از بین برده، رجوع دیگر ممکن نیست.
رجوعناپذیر است؛ هبه به ذویالارحامِ نسبی قطعی است (م.۸۰۳).
جزئیاتِ کامل و مستندِ قانونی
حقوق و تکالیفِ واهب و متهب چیست؟ واهب پس از تحققِ هبه (قبول + قبض) مالکیتِ موهوبه را از دست میدهد و متهب مالکِ کامل میشود. اما قانون در برخی موارد به واهب حقِ رجوع داده است — یعنی میتواند مالِ هبهشده را پس بگیرد — و در موارد دیگر این حق وجود ندارد. این تعادل میانِ آزادیِ واهب و اطمینانِ متهب، محورِ اصلیِ رابطهٔ حقوقیِ هبه است.
حقِ رجوعِ واهب در مادهٔ ۸۰۳ بهصراحت پیشبینی شده: «هر یک از واهب و متهب میتواند از هبه رجوع کند مادامی که عینِ موهوبه باقی است.» رجوع یعنی واهب اعلام میکند که هبه را پس میگیرد؛ این اعلام باید روشن و قاطع باشد. اما دو شرطِ مهم وجود دارد: اول، عینِ موهوبه باید باقی باشد — اگر متهب مالِ هبهشده را فروخته، مصرف کرده یا از بین برده باشد، رجوع ممکن نیست. دوم، رجوع در موارد استثنا (که در ادامه میآید) ممنوع است.
موارد رجوعناپذیری در مادهٔ ۸۰۳ آمده است: طبقِ بند ۱ مادهٔ ۸۰۳، اگر هبه به پدر، مادر یا اولادِ (فرزندان/نوادگانِ) واهب باشد، واهب حقِ رجوع ندارد؛ دلیلِ این استثنا، حفاظت از پیوندِ نزدیکترینِ خانوادگی است. توجه: هبه به سایرِ خویشاوندانِ نسبی مثلِ برادر، خواهر، عمو و نظایرِ آنها رجوعپذیر است، مگر آنکه هبه معوّض بوده یا مشمولِ بندهای دیگرِ مادهٔ ۸۰۳ (تلف یا انتقالِ موهوبه توسطِ متهب) شده باشد. همچنین اگر متهب عوضی داده باشد (هبهٔ معوّض) و واهب آن عوض را دریافت کرده باشد، رجوع ممنوع است. موردِ دیگر، فوتِ واهب یا متهب پیش از رجوع است که رجوع را منتفی میکند.
از منظرِ متهب، پس از قبض مالکِ کاملِ موهوبه است و میتواند آن را بفروشد، هبه کند یا هر تصرفی در آن بکند. اما باید آگاه باشد که تا زمانی که عینِ موهوبه در دستِ اوست و هبه از نوعِ رجوعپذیر است، واهب میتواند آن را پس بگیرد. این آگاهی در تصمیمگیری دربارهٔ مالِ هبهشده (مثلاً آیا آن را بفروشم یا نگه دارم) اهمیت دارد. همچنین اگر هبهای که متهب دریافت کرده منشأِ اختلافِ خانوادگی شود، رجوعِ واهب ممکن است موجبِ بروزِ ادعاهای متعددی شود.
اختلافاتِ رایجِ هبه و راهِ حل
بشناسید رایجترین اختلافاتِ هبه کداماند و مسیرِ حلِ آنها چیست.
جزئیاتِ کامل و مستندِ قانونی
رایجترین اختلافاتِ هبه کداماند؟ اختلافاتِ هبه معمولاً حولِ چند محورِ اصلی میگردند: انکارِ وقوعِ هبه (آیا اصلاً هبه واقع شده؟)، اختلاف در قبض (آیا متهب واقعاً مال را قبض کرده؟)، اعمالِ حقِ رجوع (آیا واهب یا وارثانش میتوانند مال را پس بگیرند؟)، و ادعای بطلانِ هبه (مثلاً بهدلیلِ فقدانِ اهلیتِ واهب). هر یک از این اختلافات مسیرِ اثباتیِ خاصِ خود را دارد.
اختلاف در اصلِ وقوعِ هبه معمولاً وقتی پیش میآید که هبه بهصورتِ شفاهی بوده و سند یا شاهدِ کافی وجود ندارد. در این موارد، دادگاه به شواهد و قراینی توجه میکند که وقوعِ هبه را اثبات یا نفی کنند — مثلِ اثباتِ قبض (اینکه مال واقعاً در اختیارِ متهب قرار گرفته)، شهادتِ شهود، یا سایرِ مدارک. اگر هبه مربوط به مالِ غیرمنقول باشد و سندِ رسمی وجود نداشته باشد، اثباتش در برابرِ ثالث بسیار دشوار است.
رجوعِ وارثانِ واهب پس از فوتِ او یکی از رایجترین منازعههاست. پرسشِ اصلی این است که آیا حقِ رجوعِ واهب به وارثانِ او منتقل میشود؟ حقوقدانان در این باره اختلافِ نظر دارند؛ برخی معتقدند حقِ رجوع یک حقِ شخصی است که با فوت ساقط میشود و برخی دیگر آن را قابلِ توارث میدانند. تصمیمِ نهایی بسته به نظرِ دادگاه است و باید مشاورهٔ حقوقی پیش از هر اقدامی صورت گیرد.
ادعای بطلانِ هبه بهدلیلِ فقدانِ اهلیت نیز رایج است؛ بهویژه وقتی ادعا میشود که واهب در زمانِ هبه مجنون یا فاقدِ رشد بوده است. این ادعاها اغلب پس از فوتِ واهب توسطِ وراثِ ناراضی مطرح میشوند و نیاز به اثباتِ وضعیتِ واهب در زمانِ صدورِ هبه دارند — که ممکن است به کارشناسِ پزشکیقانونی نیاز باشد. در کلِ این اختلافات، مستندسازیِ هبه از همان ابتدا بهترین پیشگیری است.
مدارکِ پروندهٔ هبه
بدانید هبه به چه مدارکی نیاز دارد و اختلافاتِ آن کجا رسیدگی میشود.
جزئیاتِ کامل و مستندِ قانونی
برای هبه چه مدارکی لازم است و اختلافِ هبه کجا رسیدگی میشود؟ تنظیمِ هبهٔ اموالِ غیرمنقول در دفترِ اسناد رسمی اجباری و برای اموالِ منقول اختیاری (اما توصیهشده) است. اختلافاتِ ناشی از هبه در دادگاهِ حقوقی رسیدگی میشود. واهب برای اعمالِ حقِ رجوع باید یا به توافق با متهب برسد یا از طریقِ دادگاه اقدام کند.
مدارکِ ضروری برای تنظیمِ سندِ هبه در دفترِ اسناد رسمی معمولاً شامل است: اصلِ سندِ مالکیتِ موهوبه (برای اموالِ غیرمنقول)، مدارکِ هویتیِ واهب و متهب، سندِ تأییدِ اهلیتِ طرفین (در موارد خاص)، و پرداختِ هزینههای ثبتی و مالیاتی مرتبط. برای هبهٔ اموالِ منقول ارزشمند (مثلِ خودرو)، انتقالِ سندِ مربوطه (کارتِ خودرو) نیز باید صورت گیرد.
مسیرِ رسیدگیِ قضایی: دعاویِ مربوط به هبه — چه ادعایِ وقوعِ هبه باشد، چه اعمالِ رجوع، چه بطلان — در دادگاهِ حقوقیِ محلِ وقوعِ مال یا محلِ اقامتِ خوانده مطرح میشوند. خواهان باید دادخواست تنظیم کند و ادلهٔ خود (سند، شاهد، کارشناسی) را ارائه دهد. مرحلهٔ بدوی، تجدیدنظر و در موارد خاص فرجامخواهی در دسترس است. برای اثباتِ هبهای که سندِ رسمی ندارد، شهادتِ شهود، اقرارِ طرف، و قراین نقشِ کلیدی دارند.
نکتهٔ مالیاتی: انتقالِ بلاعوضِ مال (از جمله هبه) ممکن است مشمولِ مالیاتِ نقلِ مالکیت یا در مواردِ خاص مالیاتِ بر درآمد باشد. برای هبهٔ اموالِ غیرمنقول، لزومِ ثبتِ سند و پرداختِ هزینههای جانبی باید از قبل بررسی شود. ضوابطِ دقیق با توجه به نوعِ مال و ارزشِ آن متفاوت است و مشاورهٔ کارشناسِ مالیاتی یا وکیل توصیه میشود.
هزینه و زمانِ پروندهٔ هبه
ببینید هبه چه هزینه و زمانی دارد و چه نکاتِ پیشگیرانهای مهم است.
برای غیرمنقول اجباری؛ برای منقول اختیاری اما توصیهشده — از اختلاف جلوگیری میکند.
رسیدِ تحویل یا شاهد برای قبضِ واقعی — کلیدیِ اثبات.
اگر میخواهید انتقال قطعی و بیبازگشت باشد، صلحِ بلاعوض امنتر است.
اگر واهب مسن یا بیمار است، تأییدِ اهلیتِ او در سند از ادعاهای بعدی پیشگیری میکند.
جزئیاتِ کامل و مستندِ قانونی
هبه چقدر هزینه و زمان دارد؟ تنظیمِ سندِ هبه در دفترِ اسناد رسمی هزینهٔ حقالتحریر و هزینههای ثبتی دارد که به ارزشِ مال بستگی دارد. دعاویِ مربوط به هبه در دادگاهِ حقوقی، هزینهٔ دادرسی (تمبرِ دادخواست متناسب با ارزشِ خواسته) دارند. مدتِ رسیدگیِ دعاوی هبه — مثلاً اعمالِ رجوع یا ادعای بطلان — از چند ماه تا بیش از یک سال متغیر است. این ارقام تقریبی و مربوط به ۱۴۰۵ هستند.
عواملِ مهم در تعیینِ هزینه و زمان:
- نوعِ مالِ موضوعِ هبه (منقول، غیرمنقول، اموالِ ثبتشده)
- وجود یا فقدانِ سندِ رسمیِ هبه (سندِ رسمی اختلاف را کمتر و رسیدگی را سریعتر میکند)
- پیچیدگیِ دعوا (ادعای بطلان، نیاز به کارشناس، چند متهب یا واهب)
- مرحلهٔ رسیدگی (بدوی، تجدیدنظر، فرجام)
نکاتِ کلیدیِ پیشگیرانه:
۱. سندِ رسمی بنویسید. حتی اگر هبه مالِ منقول باشد، تنظیمِ سندِ رسمی یا حتی قرارداد کتبیِ تأییدشده از بروزِ اختلاف جلوگیری میکند.
۲. قبض را مستند کنید. برای اثباتِ هبه، اثباتِ قبضِ واقعی (گرفتنِ مال توسطِ متهب) حیاتی است. رسیدِ تحویل، شهادتِ شهود یا سایرِ قراین را حفظ کنید.
۳. تفاوتِ هبه و صلحِ بلاعوض را بدانید. اگر میخواهید انتقالِ مالِ شما قطعی و رجوعناپذیر باشد، تنظیمِ عقدِ صلحِ بلاعوض — که قانوناً قابلِ رجوع نیست — میتواند گزینهٔ بهتری باشد. اگر میخواهید امکانِ رجوع داشته باشید (مثلاً تا ببینید آیا متهب بدرفتاری میکند)، هبهٔ ساده انتخابِ مناسبتری است.
۴. هبه محدودیتِ ثلثِ وصیت را ندارد. برخی افراد برای دور زدنِ محدودیتِ ثلثِ وصیت در زمانِ حیات هبه میکنند. این روشِ قانونی است اما اگر ادعا شود که هبه بهقصدِ اضرارِ وراث یا طلبکاران بوده، ممکن است به چالش کشیده شود.
۵. اهلیتِ واهب در زمانِ هبه. اگر واهب مسن یا بیمار است، تأییدِ اهلیتِ وی در زمانِ هبه (مثلاً از طریقِ پزشک یا توضیحِ صریح در متنِ سند) از ادعاهای بعدی جلوگیری میکند.
مشاوره با وکیلِ هبه
به انتهای مسیرِ شناخت رسیدید؛ مهمترین قدم باقی مانده — تنها نروید.
پیش از تقسیمِ ترکه یا اقدامِ اداری، با یک وکیلِ متخصصِ ارث صحبت کنید — تلفنی یا آنلاین، در چند دقیقه.
قدمِ بعدی با شماست — اما لازم نیست تنها برداریدش
از همان پرسشِ آغاز — «چطور میتوانم مالم را در زمانِ حیات منتقل کنم یا آیا این هبه قانونی است؟» — تا اینجا که مسیرتان روشن است، یک راه را با هم آمدیم. حالا میدانید هبه چیست، شرطِ قبض چه اهمیتی دارد، چه زمانی میتوان رجوع کرد، و هبه با وصیت و ارث چه تفاوتی دارد. تصمیمِ آخر با شماست؛ و یک وکیلِ ارث میتواند همین امروز کنارتان باشد.
سوالاتِ متداولِ هبه
هبه در قانون مدنی چگونه تعریف شده است؟
طبقِ مادهٔ ۷۹۵ قانون مدنی، هبه «عقدی است که بهموجبِ آن یک نفر مالی را مجاناً به کسِ دیگری تملیک میکند.» هبهدهنده را واهب، هبهگیرنده را متهب و مالِ موضوعِ هبه را موهوبه مینامند. مجانی بودن یعنی متهب عوضی نمیدهد — در غیرِ اینصورت هبهٔ معوّض شکل میگیرد.
فرقِ هبه با وصیت چیست؟
هبه در زمانِ حیاتِ واهب واقع میشود و مال از همان لحظهٔ قبض به ملکیتِ متهب درمیآید. وصیت اما پس از فوتِ موصی اثر میکند و به ثلثِ ترکه محدود است. هبه نه به فوت بستگی دارد و نه محدودیتِ ثلث دارد؛ اما ممکن است در آن حقِ رجوع وجود داشته باشد.
فرقِ هبه با ارث چیست؟
ارث بر اساسِ قانون یا وصیتِ معتبر، پس از فوتِ متوفا و میانِ وارثانِ تعیینشده تقسیم میشود. هبه ابزارِ انتقالِ اموال در زمانِ حیات است و به اراده و انتخابِ واهب بستگی دارد؛ نه به طبقاتِ ارثِ قانونی. با هبه میتوان به افرادی که وارثِ قانونی نیستند مال منتقل کرد.
آیا هبه برای تحقق نیاز به سند دارد؟
برای اموالِ منقول، هبه با ایجاب، قبول و قبضِ واقعی محقق میشود و سندِ رسمی الزامی نیست؛ اما توصیه میشود. برای اموالِ غیرمنقول، تنظیمِ سندِ رسمی در دفترِ اسناد رسمی لازم است تا در برابرِ اشخاصِ ثالث قابلِ استناد باشد.
قبض در هبه چیست و چرا مهم است؟
قبض یعنی متهب مالِ موهوبه را واقعاً در اختیار و تصرف بگیرد. طبقِ مادهٔ ۷۹۸ قانون مدنی، هبه پیش از قبض کامل نیست؛ یعنی اگر واهب قبل از قبض توسطِ متهب فوت کند یا دیوانه شود، هبه باطل میشود. پس قبضِ بلافاصله پس از توافق، از بطلانِ هبه پیشگیری میکند.
آیا واهب میتواند از هبه برگردد؟
اصولاً بله، مادامی که عینِ موهوبه باقی است (مادهٔ ۸۰۳). اما حقِ رجوع در موارد زیر وجود ندارد: اگر هبه به پدر، مادر یا اولادِ واهب (فرزندان/نوادگان) باشد (بند ۱ مادهٔ ۸۰۳)؛ اگر هبه معوّض باشد و متهب عوض را پرداخته باشد؛ و اگر موهوبه از بین رفته یا توسطِ متهب منتقل شده باشد. توجه: هبه به برادر، خواهر، عمو و سایرِ خویشاوندانِ دیگر (غیر از پدر، مادر و اولاد) اصولاً رجوعپذیر است.
هبه به فرزند قابلِ رجوع است؟
طبقِ بند ۱ مادهٔ ۸۰۳، هبه به پدر، مادر یا اولادِ واهب (فرزندان و نوادگان) رجوعناپذیر است — و این دایرهٔ دقیقِ قانون است. هبه به برادر، خواهر، عمو و سایرِ خویشاوندان اصولاً رجوعپذیر است، مگر آنکه هبه معوّض بوده یا مشمولِ بندهای دیگرِ مادهٔ ۸۰۳ (مثلِ تلف یا انتقالِ موهوبه) شده باشد.
تفاوتِ هبه با صلحِ بلاعوض چیست؟
هبه اصولاً رجوعپذیر است (با استثناهای مادهٔ ۸۰۳)؛ اما صلحِ بلاعوض رجوعناپذیر است. اگر میخواهید انتقال قطعی و غیرقابلِ بازگشت باشد، صلحِ بلاعوض گزینهٔ مطمئنتری است. اگر میخواهید امکانِ پسگرفتن مال را نگه دارید، هبه مناسبتر است.
اگر واهب در زمانِ هبه دیوانه یا محجور بوده، هبه چه وضعیتی دارد؟
اگر واهب در زمانِ هبه اهلیتِ تصرف نداشته (مجنون، سفیه بدونِ اذنِ قیم)، هبه باطل یا غیرنافذ است. اثباتِ این وضعیت نیاز به دلیل دارد و معمولاً در اختلافاتِ بعد از فوتِ واهب توسطِ وراثِ ناراضی مطرح میشود. دادگاه تصمیمِ نهایی را میگیرد.
هبهای که برای فرار از بدهی انجام شده چه حکمی دارد؟
اگر اثبات شود که واهب هبه را بهقصدِ فرار از پرداختِ بدهی انجام داده، طلبکاران میتوانند ابطالِ آن را از دادگاه بخواهند (دعوای فرار از دین یا معاملهٔ بهقصدِ اضرار). دادگاه با توجه به شرایط تصمیم میگیرد.