آیا مایل هستید اعلانات مربوط به گفتگوهای آنلاین خود را روی دستگاه خود دریافت کنید؟
در پنجره باز شده روی دکمه Allow کلیک کنید...
لطفاً اتصال اینترنت خود را بررسی کنید.
کیفیت کلیه مشاورهها توسط بنیاد وکلا تضمین میشود
وقتی نگاهی به پرونده جنایتهای رخ داده در کشورمان میاندازیم، میبینیم دیر یا زود اکثر آنها با دستگیری قاتل کشف میشود، اما برخی پروندههای جنایی نیز به شمار میروند که هیچ گاه ردی از قاتل یا قاتلان به دست نمیآید و این پروندهها حل نشده باقی میمانند و راز جنایت سر به مهر میماند.
حال تعدادی از این پروندهها در زمان وقوع، با توجه به نوع قتل، هویت مقتول یا محل جنایت در رسانهها جنجالی میشوند که با شناسایینشدن قاتل بعد از مدتی به فراموشی سپرده میشود.
امروز سراغ این دسته از پروندهها رفتیم که در زمان خود جنجالی شده، اما بعد از مدتی کمتر خبری از آنها منتشر شده است.
هاله دانشبدی، دندانپزشکی است که در تهران به قتل رسید و با گذشت ۱۹ سال از مرگ او هنوز ردی از قاتل وی به دست نیامدهاست.
پرونده او در زمان خود یکی از جنجالیترین پروندههای پایتخت به شمار میرفت.
ماجرای مرگ او ۱۶ خرداد ۸۰ زمانی رقم خورد که جسد او از سوی پلیس پایتخت در طبقه دوم برج شهریار در محله سعادتآباد کشف شد.
محل کشف جسد، مطب دندانپزشکی هاله بود.
دکتر جوان در زمان قتل باردار بود که مرگ او را تلختر کرد.
او در حالی که روپوش سفیدی به تن داشت کنار لوازم گرانقیمت پزشکی، کف مطب افتادهبود.
روسری قهوهای و گلدار هاله دور گلویش پیچیدهشده و نشان میداد با آن خفه شدهاست.
در اطراف قربانی چند تار موی بلند و کوتاه کف مطب ریختهبود و آثار جراحت روی صورت و بینی و خونآلود بودن انگشتان دو دست وی مشخص میکرد این زن از سوی عامل جنایت غافلگیر شده به گونهای که تقلای زیادی برای خلاصی از دست او کرده، اما جانش را از دست دادهاست.
گام اول تحقیقات نشان میداد که شوهر او نیز پزشک بوده و با هم در همین مطب کار میکردند، اما برخی روزها شوهرش به درمانگاه خیریه میرفت و او در آنجا تنها بود.
همه لوازم گرانقیمت دندانپزشکی دست نخوردهبود و با به دست آمدن خودکاری در کنار جسد و جوهری بودن دستان و آستین روپوش هاله مشخص شد او در حال نوشتن بوده و وقتی پشت به عامل جنایت داشت، مورد حمله قرارگرفته و سعی داشته با خودکار از خود دفاع کند که نتوانسته و کشته شدهاست.
ماموران در ادامه از شوهر و بیماران هاله تحقیق کردند که پلیس برای حل معمای قتل او به بنبست رسید.
این در حالی بود که خانواده مقتول میگفتند در این سالها شوهر هاله پیگیر پرونده نیست و به او در این قتل ظنین هستند، اما تحقیقات نشان داد شوهرش در قتل نقشی نداشتهاست.
هیچ گاه ردی از قاتل بودن داماد خانواده به دست نیامد و پرونده مرگ دندانپزشک باردار بعداز ۱۹ سال همچنان سر به مهر ماندهاست.
بعداز ظهر ۵ اردیبهشت ۸۵ بودکه وکیل ۷۳ ساله دادگستری به نام تقی رمضاننیا در دفتر کارش در خیابان خوش به قتل رسید.
همسرش نخستین فردی بود که جسد او را یافته و به پلیس خبر دادهبود.
باتحقیق از همسر مقتول معلوم شد که او صبح خانه را ترک کرده و به دفتر وکالتش رفته و ظهر برای ناهار نیامده و تلفنش را پاسخ نمیداده که همین باعث شده همسرش برای سرکشی به دفتر وکالت شوهرش برود.
او زمانی که وارد دفتر شده، متوجه باز بودن در شدهبود. بعد هم جسد شوهرش را دیده که با ضربههای چاقو به قتل رسیدهبود.
پرونده این جنایت در پلیس پایتخت گشوده شده و در تحقیقات بعدی مشخص شد که مقتول وکالت خانمی از بستگان را برعهده داشته و توانستهبوده مراحل طلاق را به نفع موکلش به نتیجه برساند که شوهر این زن بعد از این ماجرا مرد وکیل را تهدید به مرگ کردهبود.
این مرد به عنوان مظنون بازداشت شد، اما تحقیقات قضایی نشان داد او در این ماجرا نقشی نداشته و آزاد شد. این پرونده یکی از پروندههای جنجالی بود که رسانهها بسیار به آن پرداختند.
از آن سال که جنایت رخ داد تاکنون ۱۵ سال از ماجرا میگذرد، اما هنوز پلیس موفق به شناسایی رد قاتل این وکیل دادگستری نشدهاست.
یکی دیگر از پروندههای جنجالی که هنوز کشف نشده مربوط به قتل وکیل پروندههای اقتصادی است.
حمید حاجیان شامگاه ۴ اردیبهشت سال گذشته همراه زنی در پارکینگ دفترکارشان در کامرانیه بود که از سوی فرد یا افراد ناشناسی هدف شلیک گلوله قرارگرفتند.
مرد وکیل فوت شد و آن زن جان سالم به در برد، اما معلوم نبود چه کسی دست به قتل این مرد وکیل زدهاست.
تحقیقات پلیس نشان میداد که این وکیل درچند مورد از پروندههای مفاسد اقتصادی وکالت افرادی ازجمله حسین هدایتی را برعهده داشت.
همین باعث شد چند مظنون در این پرونده بازداشت شوند که بعداز مدتی آزاد شدند. حتی حسین هدایتی نیز از زندان برای تحقیقات به دادسرای جنایی تهران منتقل شد، اما معلوم شد او در این جنایت نقشی نداشتهاست. این وکیل جنجالی مدتی هم وکالت امامی، یقینی و دانیالزاده از متهمان پروندههای مفاسد اقتصادی را برعهده داشت.
همچنین او در سالهای اخیر توانستهبود علاوه بر کار وکالت به کارهای اقتصادی دیگری نیز بپردازد.
تحقیقات پلیس نشان میداد که مردی با پوشش زنانه دست به این جنایت زده و از محل گریختهاست. اما هنوز پلیس موفق به بازداشت این قاتل مرموز نشده و مشخص نیست که این وکیل با چه انگیزهای به قتل رسیدهاست.
دکتر عبدالرضا سودبخش از دانشیاران دانشگاه علوم پزشکی تهران و از پزشکان بخش بیماریهای عفونی بیمارستان امام خمینی (ره) بود که قتل او جنجالی شد.
او شامگاه ۳۰ شهریور ۸۹، همراه منشیاش از مطب خود در بلوار کشاورز خارج شد.
دقایقی نگذشتهبود که دو مرد موتورسوار که کلاهکاسکت به سرداشتند به آنها نزدیک شده و با شلیک یک گلوله وی را هدف قرار دادند. او به بیمارستان منتقل، اما فوت شد.
زمانی که این پزشک به قتل رسید برخی سایتها مدعی شدند این پزشک از پزشکان کهریزک است و ماجرای مرگ او با وقایع سال ۸۸ مرتبط است.
فرمانده وقت پلیس کشور در مصاحبه این احتمال را رد کرد و گفت: این پزشک هیچ ربطی به موضوعات سیاسی ندارد. حتی پلیس در این باره درباره او از وزارت بهداشت استعلام کردهبود وی هیچ سابقهای در فعالیتهای سیاسی نداشتهاست.
بعداز آن چند نفری که احتمال میرفت از مظنونان این پرونده باشند بازداشت شدند، اما بعد از مدتی که بیگناهی آنها مشخص شد، این افراد آزاد شدند. با گذشت حدود ۱۰ سال از قتل این پزشک ۶۱ ساله، راز قتل او همچنان سر به مهر باقی ماند.
سوناشهبازی دختر ۲۳ ساله، دانشجویی بود که شامگاه سیزدهم دی ۸۵ با ضربه چاقوی فردی ناشناس زخمی شد.
پیکر زخمی او زیر پل مدیریت پیدا شد و وقتی او به بیمارستان انتقال یافت، به دلیل شدت خونریزی فوت کرد.
تحقیقات پلیس جنایی پایتخت نشان میداد زمانی که زخمی شده با پسر دانشجویی که همکلاسیاش بوده، تماس گرفته و از او کمک خواستهاست.
بررسیها نشان میداد از او اموالی سرقت نشدهبود. ماموران وقتی ازهمکلاسی مقتول تحقیق کردند معلوم شد دختر جوان درباره فردی که وی را زخمی کرده حرفی نزدهاست.
تحقیقات حاکی بود که دختر دانشجو بعد از جدایی از نامزدش در میدان کاج، سوارخودرویی مسافربرشده و بعداز پیاده شدن از خودرو، سمت خوابگاه دانشجویی میرفته که به قتل رسیدهاست.
پلیس با دو فرضیه در برابر این جنایت روبهرو شدهبود؛ یکی این که دختر دانشجو قربانی سرقت ناکام مرگبارشده و دیگر اینکه سرنشینان خودرویی کهاو سوارشده و هیچ وقت شناسایی نشدند، وی را کشتهباشند.
افرادی به عنوان مظنون در این پرونده بازداشت شدند؛ اما هرکدام بعد از مدتی آزاد شدند. با گذشت ۱۴ سال از قتل این دختر دانشجو هیچ گاه قاتل او پیدا نشد و پرونده وی جزو پروندههایی با معمای حل نشده ماند.
صبح ۹ اسفند سال ۹۰ دو خواهر برای رفتن به مدرسه، خانه خود را در یکی از روستاهای میگون در لواسانات ترک کردند، پس از رسیدن به سر کوچه خواهر بزرگتر وارد مغازهای شد تا برای حدیثه هشت ساله خوراکی بخرد، اما وقتی بیرون آمد اثری از خواهرش نبود.
در ادامه، جستوجوی اهالی در منطقه آغاز شد، اما هیچ ردی از حدیثه به دست نیامد.
والدین این دختر با مراجعه به پلیس به طرح شکایت پرداختند. سرانجام عصر همان روز یکی از اهالی جسد سوختهای را در استخر یک باغ در آن منطقه پیدا کرد.
خانواده حدیثه پس از مشاهده جسد سوخته دخترشان، او را شناسایی کردند. در ادامه با اظهارات یکی از اهالی معلوم شد که آخرین بار سوار خوروی مردی شدهاست.
این مرد بازداشت شد، اما منکر قتل این دختر خردسال شد، این در حالی بود که شواهد دال برگناهکاری این مرد جوان بود.
او در دادگاه نیز منکر قتل شد و سرانجام از اتهام قتل تبرئه شد.
با اعتراض اولیای دم، پرونده برای بررسی نهایی به شعبه ۳۲ دیوان عالی کشور رفت که قضات دیوان عالی پس از بررسی پرونده، آن را نقض کرده و برای رسیدگی بیشتر به دادگاه بازگرداندند.
قاتل این بار با برگزاری قسامه بیگناهی خود را اثبات کرد.
با تبرئه تنها مظنون پرونده، تحقیقات دوباره پلیس برای کشف راز این قتل آغاز شد.
کیفیت کلیه مشاورهها توسط بنیاد وکلا تضمین میشود
با تشکر از مشارکت شما در بهبود محتوا سایت، بازخورد شما با موفقیت ثبت شد.
دیدگاهها
هنوز دیدگاهی ثبت نشده است.