لطفاً اتصال اینترنت خود را بررسی کنید.

وبلاگ بنیاد وکلا
۳۵۲ بازدید ۰ دیدگاه

موانع نکاح چیست؟

موانع نکاح چیست؟

موانع ازدواج چیست؟

  1. شوهر داشتن
  2. داشتن ۴ زن داعم
  3. درعده دیگری بودن
  4. قرابت درحدود معین
  5. مطلقه بودن زن به ۳ طلاق و ۹ طلاق
  6. کف
  7. لعان
  8. احرام

شوهر داشتن

تعدد شوهر برخلاف نظم عمومی و اخلاق حسنه و موجب اختلاط نسل است.

ماده ۱۰۵۰ قانون مدنی می گوید: «هرکس زن شوهر دار را با علم به وجود علقه ی زوجیت و حرمت نکاح برای خود عقد کند، عقد باطل و آن زن مطلقا برآن شخص حرام موبد میشود.» 

ماده ۱۰۵۱ اضافه میکند: «حکم مذکور درماده ی فوق درموردی نیز جاری است که عقد از روی جهل به تمام یا یکی ازامور مذکوره ی فوق بوده و نزدیکی هم واقع شده باشد. در صورت جهل وعدم وقوع نزدیکی، عقد باطل ولی حرمت ابدی حاصل نمیشود.» 

نکته: ماده ۱۰۵۴ قانون مدنی «زنا با زن شوهردار موجب حرمت ابدی است.»

داشتن چهار زن داعم

مردی که ۴ زن داعم، نمیتواند زن پنجمی به عقد داعم در آورد و موجب بطلان عقد مجدد است.

ماده ۱۶ قانون حمایت خانواده مصوب ۵۳: «مرد نمیتواند با داشتن زن، همسر دوم اختیار کند، مگر در موارد زیر:

  1. رضایت همسر اول
  2. عدم قدرت همسر اول به ایفای وظایف زناشویی
  3. عدم تمکین زن از شوهر
  4. ابتلا زن به جنون یا امراض صعب العلاج
  5. محکومیت زن
  6. ابتلا زن به هرگونه اعتیاد مضر
  7. ترک زندگی خانوادگی از طرف زن
  8. عقیم بودن زن
  9. غایب مفقودالاثر شدن زن

عده زن

مطابق ماده ۱۰۵۰ قانون مدنی: «عده عبارت است از مدتی که تا انقضای آن زنی که در عقد نکاح او منحل شده است، نمیتواند شوهر دیگر اختیارکند.» 

فلسفه عده جلوگیری از اختلاط نسل، احترام به نکاح قبلی، مهلتی برای تفکر و بازگشت به زندگی مشترک.

قرابت (خویشاوندی) درحدود معین

قرابت اعم از نسبی، سببی، رضاعی مانع نکاح است.

خویشانی که نکاح با آنها به علت قرابت ممنوع است، محارم نامیده میشوند.

محارم نسبی: ماده ۱۰۵۴ نکاح با اقارب نسبی ذیل ممنوع است، اگر چه قرابت حاصل از شبهه و زنا باشد:

  1. نکاح با پدر و اجداد و با مادر و اجداد هرقدر که بالا برود.
  2. نکاح با اولاد هرقدر که پایین برود.
  3. نکاح با برادر وخواهر واولاد آنها تا هرقدر که پایین برود.
  4. نکاح با عمات و خالات خود و عمات و حالات پدر و مادر و اجداد و جدات.»

محارم سببی برابر قانون مدنی نکاح بین خویشان سببی ذیل ممنوع است:

  1. بین مرد و مادر وجدات زن حتی بعد از انحلال ازدواج.
  2. بین مرد و زنی که سابقا زن پدر ویا زن یکی از اجداد یا زن پسر یا زن یکی از فرزند زادگان او بوده است.
  3. بین مرد و خواهر زن، مگر بعد از انحلال ازدواج آن با زن.
  4. بین مرد و دختر برادر زن یا دختر خواهر زن، مگر با اجازه زن، اگر بدون اجازه ازدواج کند ازدواج غیر نافذ است و همچنین است ازدواج با نوه ی خواهر یا برادر زن.
  5. مطلقه بودن به سه طلاق و نه طلاق

سه طلاق

طبق ماده ۱۰۵۷ قانون مدنی: «زنی که سه مرتبه متوالی زوجه ی یک نفر بوده و مطلقه شده، برآن مرد حرام میشود، مگر اینکه؛ به عقد داعم به زوجیت مرد دیگری درآمده و پس از وقوع نزدیکی با او به واسطه طلاق یا فسخ یا فوت، فراق حاصل شده باشد.»

چون این مرد موجب حلال شدن زن به شوهر سابقش میشود، محلل نام دارد.

نکته: اگر این ازدواج صوری و بدون اراده ی واقعی نکاح باشد، تاثیری نخواهد داشت و حرمت نکاح را ازبین نمیبرد.

نه طلاق

ماده ۱۰۵۸ زن هرشخصی که به نه طلاق که شش تای آن عدی است مطلقه شده باشد، برآن شخص حرام موبد میشود.»

طلاق عدی عبارت است از طلاقی که پس از آن مرد در ایام عده رجوع کند و با زن نزدیکی نماید؛ بنابراین اگر مردی زن خود را نه بار طلاق دهد که شش تای آن عدی وسه تا آن باعن باشد (بعد از هردو طلاق عدی طلاق سوم باعن خواهد بود) دیگر هرگز نمیتواند با ان زن ازدواج کند.

کفر

عبارت است از باور نداشتن به اسلام و کافر کسی است که به یکی از اصول اسلام یا یکی از ضروریات آن اعتقاد نداشته باشد.

ازدواج زن مسلمان با مرد نامسلمان جایز نیست. اگر زن و شوهر هردو کافر باشند و زن اسلام اختیار کند، نمیتواند به زندگی زنا شویی با مرد کافر ادامه دهد.

اگر اسلام زن قبل از نزدیکی باشد، در همان حال نکاح منفسخ میشود و زن را مهری نیست؛ لیکن اگر اسلام زن بعداز نزدیکی باشد، انفساخ عقد منوط به انقضا عده است و زن استحقاق مهر خواهدداشت.

در ازدواج مرد مسلمان با زن نامسلمان قانون مدنی این مورد ساکت است اما درفقه اسلامی نکاح مرد مسلمان با زن کتابیه مجاز است، زن کتابیه به اعتقاد فقهای امامیه زنی است که مسیحی(نصرانی) یا یهودی(کلیمی) باشد.

درفقه امامیه فقط نکاح منقطع با زن کتابیه جایز و نکاح داعم باطل است.

هرگاه زن و شوهر کافر باشند، سپس شوهر اسلام اورده و زن کتابیه باقی بماند، نکاح آنان به قوت و اعتبار خود باقی خواهد ماند، اگر چه نکاح داعم باشد، اما اگر زن و شوهر مسلمان باشند و زن مرتد شود، نکاح منحل خواهد شد.

اگر ارتداد قبل از نزدیکی بازن حاصل شود، به محض ارتداد، منحل خواهد شد، لیکن ارتداد بعداز نزدیکی روی دهد، انفساخ نکاح متوقف بر انقضا عده است و چنانچه در ایام عده زن به اسلام بازگشت کند رابطه نکاح ادامه خواهد یافت.

لعان

لعان در لغت به معنی ناسزا گفتن و نفرین کردن یکدیگر است و دراصطلاح حقوقی آن است که زن و شوهر با سوگند های ویژه ای یکدیگر را تخطعه کنند.

لعان هنگامی تحقق میابد که شوهر به زن نسبت زنا دهد یا فرزندی را که زن به دنیا اورده است از خود نفی کند، دراین صورت زوجین نزد حاکم شرع حضور میابند و مرد ۴ بار سوگند یاد میکند که راست می گوید وبار پنجم میگوید، لعنت خدا برمن اگر دروغگو باشم.

آنگاه زن ۴بار سوگند میخورد که مرد دروغ میگوید، سپس میگوید خشم خدا برمن اگر او راست گفته باشد. پس از این مراسم، زن همیشه به شوهرش حرام میگردد و فرزند مورد لعان هم به شوهرش ملحق نخواهد شد.

احرام

احرام در لغت به معنی منع و حرام کردن است و در اصطلاح فقهی حالتی است که زاعر خانه ی خدا، با انجام تشریفات مذهبی و پوشیدن جامه ی خاصی که نشانه ی اغاز اعمال حج است، پیدا میکند و او را دراین حالت محرم گویند.

طبق ماده ۱۰۵۳: «عقد درحال احرام باطل است وبا علم به حرمت موجب حرمت ابدی است.»

ثبت دیدگاه

جهت ثبت دیدگاه خود ابتدا باید وارد حساب کاربری خود شوید:

ورود ثبت‌نام
دیدگاه‌ها

هنوز دیدگاهی ثبت نشده است.