آیا مایل هستید اعلانات مربوط به گفتگوهای آنلاین خود را روی دستگاه خود دریافت کنید؟
در پنجره باز شده روی دکمه Allow کلیک کنید...
لطفاً اتصال اینترنت خود را بررسی کنید.
کیفیت کلیه مشاورهها توسط بنیاد وکلا تضمین میشود
شروط صحیحه جزو شرط هایی است که می توان ضمن عقد انجام دهیم و منع قانونی ندارد.
شروط فاسده جزء شرط هایی است که انجام جایز نیست یا بدلیل اینکه عقلایی نیست یا شرعی نیست یا بدلیل اینکه قانونی نیست.
شروط فاسد به دو دسته تقسیم می شود:
شروط فاسد که مفسد عقد نیستند که این شروط بصورت خاص برای نکاح آورده نشده است، به صورت عمومی برای عقد این شرط ها قید شده است.
شروط فاسد که مفسد عقد نیستند عبارتند از:
قوانینی است که اراده افراد را در اعمال حقوقشان محدود می کند و بر آنها تحمیل می کند که از آن استفاده نکند؛ مثل اینکه ازادی حق انسان است ولی قانون گذار این ازادی را محدود کرده و گفته شما حقت هست ولی حق اینکه بخواهید این را از خود سلب بکنید، ندارید این حق قابل اسقاط نیست یا مثلا کسی حق ندارد مال خودش را اتش بزند و بسوزاند، این حقش هست می تواند به دیگری ببخشد ولی اینکه ان را از بین ببرد این حق را ندارد قوانین امره به آن می گویند.
شرط خیار و اقاله که در عقد نکاح وجود ندارند و در صورتی که شخصی آنها را واقع ساخت آن شروط مؤثر نیستند و موجب بطلان عقد نکاح نمی شود؛ زیرا شرط چیزی است و عقد چیز دیگری است؛ یعنی اگر کسی کالایی را به کسی می فروشد و شرط می کند که برای او کاری هم انجام بدهد، اینجا می گوییم بیع محقق شده است، مالکیت برای مشتری حاصل شد ولی مشتری بایستی کار دیگری برای فروشنده انجام بدهد و آن مساله دیگری است تاثیر در مالکیت مشتری نسبت به کالا ندارد، اگر ان شرط قابل اجرا بود دو حالت است یا اجرا می شود یا اجرا نمی شود اگر اجرا شد که مشکلی ندارد اگر اجرا نشد، نمی گوییم بیع باطل است می گوییم آن شخص حق دارد شخصی که شرط به نفع او هست؛ مشروط له آن معامله را قبول بکند تا فسخ بکند اصل معامله زیذ سوال نمی رود، در عقد نکاح وقتی می گوییم اصلا این شرط محقق نمی شود، پس عقد نکاح به قوت خودش باقی است.
ماده ۱۶۰۹ ق.م: (شرط خیار فسخ نسبت به عقد نکاح باطل است ولی در نکاح دائم شرط خیار نسبت به صداق جایز است).
در عقد نکاح دو مطلب وجود دارد یک مطلب راجع به رابطه خاصی است که بین زن و مرد انجام می شود، مطلب دیگر مهریه ای است که نعیین می شود اینها را قانون گذار دو نگاه متفاوت به ان توجه کرده و لذا؛ اگر نکاحی انجام شود ولی مهر در آن ذکر نشود و یا حتی بر خلاف آن ذکر شود، در این حالت نکاح صحیح است و در خصوص مهریه بایستی تصمیم گیری گرفته بشود، وجود شرط خیار در مهریه مانعی ندارد؛ مثلا کسی خانه ای را مهر خانمش قرار بدهد و به آن خانم این اجازه را بدهد که بعد از دو ماه بعد از سه ماه بتواند این مهر را قبول بکند یا فسخ بکند، اگر مهریه را رد کرد آن وقت نکاح شان مانند نکاح بدون مهر است ولی شرط خیار در عقد نکاح قانون منع کرده است و جایز نیست و ممنوع است جزء قوانین امره است اما شرط خیار در صداق یا مهریه مانعی ندارد به شرط اینکه روشن باشد تا چه زمانی باشد.
عدم ذکر مهر یا خیار در مهر موجب بطلان نکاح دائم نمی شود. هرگاه نکاح منقطع انجام شود ولی مهریه ذکر نشود، عقد نکاح منقطع باطل است؛ یعنی مهریه نوعی اساس عقد منقطع به حساب می آید.
بین حق و حکم تفاوت وجود دارد. حق به چیزی گویند که قابل اسقاط به نفع اشخاص باشد. حکم به چیزی گویند که به نفع شخص است و قابل اسقاط نیست، همان قانون آمره در آن دخالت دارد. خواه یا ناخواه بخواهد یا نخواهد وقتی که پدر او از دنیا رفت، اموال پدر به نسبتی که مقرر شده به فرزند می رسد ولی این فرزند می تواند آن را به دیگری منتقل بکند و موضوع دیگری است که نمی تواند بگوید من این حق را از خود ساقط کردم.
گرفتن زن چهارم برای مرد یک نوع حکم است یعنی یک حقی است به نفعش ولی شارع و قانون گذاری چنان این حق را مقرر کرده که نمی تواند از خودش اسقاط بکند.
مثال دیگر؛ زن شرط بکند که مرد حق ندارد او را طلاق بدهد، طلاق جزء حقوقی است که حکم به آن گفته می شود؛ یعنی حقوقی است که از قوانین امره محسوب می شود و کسی نمی تواند آنرا از خودش سلب بکند یا زن برای شوهرش شرط بکند که زن سابق او مطلقه باشد؛ یعنی مرد برای ازدواج دیگر ، زن در ضمن عقد شرط کند که خود به خود این زن اول مطلقه است اما می توان شرط کرد که من با تو ازدواج می کنم و یکی از شرائط آن اینست که تو زن خودت را طلاق بدهید ان یک چیز دیگر است؛ یعنی با ازدواج با آن مرد آن زن قبلی خود به خود مطلقه شود، چنین حقی را ندارد و اگر چنین شرطی کرد، آن زن اول مطلقه نخواهد بود یا اینکه زن دوم شرط بکند که مردش حق رفتن به منزل همسر اولش را ندارد یا حق نزدیکی با زن اول را ندارد چون مرد تکلیف دارد که هر چند شب یکبار بیتوته نزد زن خود بکند و هر چهار ماه یکبار هم با او نزدیکی بکند این تکلیف است، بنابراین با شرط نمی تواند تکلیف را از خودش سلب بکند.
همچنین شرط بکند زن و به مرد بگوید تا فلان تاریخ اگر مهریه را ندادی نکاح میان من و تو منحل بشود، این شرط فاسد است ولی مفسد عقد نیست؛ یعنی نتیجه اینکه خود به خود منحل بشود چنین چیزی را حق ندارند، مثلا شخص نمی تواند خود را از گرفتن ارث محروم کند.
در ماده ۱۰۸۱ ق.م: اگر در عقد نکاح شرط شود که در صورت عدم تادیه مهر در مدت معین نکاح باطل خواهد بود. نکاح و مهر صحیح ولی شرط باطل است.
کیفیت کلیه مشاورهها توسط بنیاد وکلا تضمین میشود
با تشکر از مشارکت شما در بهبود محتوا سایت، بازخورد شما با موفقیت ثبت شد.
دیدگاهها
هنوز دیدگاهی ثبت نشده است.