آیا مایل هستید اعلانات مربوط به گفتگوهای آنلاین خود را روی دستگاه خود دریافت کنید؟
در پنجره باز شده روی دکمه Allow کلیک کنید...
لطفاً اتصال اینترنت خود را بررسی کنید.
کیفیت کلیه مشاورهها توسط بنیاد وکلا تضمین میشود
ازدواج اجباری عبارت است از : مجبور کردن یا تحت فشار گذاشتن فردی برای ازدواج. در ازدواج اجباری دختر یا پسر توسط فردی دیگر چون والدین، سرپرست، خواهر یا برادر و… با خشونت یا تهدید، ارعاب، مشوق های چشمگیر، قطع امکانات قبلی، مجبور به ازدواج با شخصی که هیچ علاقه ای به زندگی با وی ندارند، می شوند.
ازدواج اجباری با ازدواج سنتی که در آن آشنایی دختر و پسر به وسیله دوست یا اعضای خانواده است ولی ازدواج با رضایت زوج صورت میگیرد تفاوت دارد.
امروزه یکی از معضلات اجتماعی، ازدواج های اجباری و ناخواسته است که حق مشروع و گزینش همسر را بویژه از دختران سلب می نماید.
این آسیب کم و بیش در مناطق گوناگون جهان وجود دارد. مقصود از ازدواج اجباری پیوند زناشویی رسمی است که در آن رضایت و اراده زوجین یا یکی از آنان نادیده انگاشته شود و برای برقراری این پیوند، از انواع فشارهای روانی اطرافیان استفاده گردد.
ازدواجی که باید بر پایه عشق، اخلاق، محبت و درک متقابل شکل گیرد تا بتواند جوانه های خوش بختی را به همراه آورد، اکراه و اجبار در همسرگزینی این پیوند مقدس را به صورت یک کابوس وحشتناک در می آورد و زندگی فردی، خانوادگی و اجتماعی را با آسیب های جدی مواجه می سازد.
آسیب و عوارض منفی این گونه ازدواج ها بر سلامت جسمی و روحی پسر و دختر تاثیر منفی بر جای می گذارد.
از دست دادن امید به زندگی، فقدان تصویری موفقیت آمیز برای زندگی خود و فرزندان یکی دیگر از اختلالات عاطفی و روانی ازدواج های تحمیلی به شمار می رود.
مجموعه این فشارهای روانی ایجاد هرگونه ابتکار، طراوت و نشاط را در محیط خانه از بین می برد و افسردگی، پرخاشگری و دل سردی از زندگی را به همراه می آورد.
آسیب دیگر مربوط به روابط خانوادگی است که در نتیجه آن می توان به سست شدن بنیان خانواده، طلاق، فرار از خانه، سوء ظن، فقدان تفاهم بین زوجین، و. .. اشاره نمود.
ازدواج اجباری مصداق تضییع حقوق انسانهاست و نمونهای از خشونت جنسی محسوب میشود.
در ازدواج اجباری ممکن است فرد از سوی خانواده برای قبول ازدواج مورد خشونت، حتی ضرب شتم قرار گیرد و یا منظور فشار وارد کردن بر وی امکانات رفاهی اش قطع و آزادی هایش محدود گردد، همچنین ممکن است فرد در معرض انواع و اقسام خشونت های کلامی قرار گیرد.
در این شکل از ازدواج اجباری غالبا انگیزه های اقتصادی یا سیاسی مطرح می باشد.
این گونه ازدواج ها زیرفشار ساخت اجتماعی بر دختران جوان تحمیل می شود.
در عصر حاضر، ازدواج های تحمیلی به شیوه غیرمستقیم شیوع زیادی یافته است.
در پیدایی ازدواج اجباری به شیوه مستقیم بسیاری از عوامل فرهنگی، اقتصادی و اجتماعی تاثیر گذارند که هر یک از عوامل به اجمال بررسی می شوند.
امروزه با وجود فرصت هایی که در اغلب جوامع برای زنان ایجاد شده است و آنان از شرایط و جایگاه خود در نظام اجتماعی آگاهی یافته اند و علاقمند هستند تا در سرنوشت خود دخالت نموده و در این خصوص استقلال نظر داشته باشند، لیکن عده ای آنها را از این حق خدا دادی و طبیعی محروم می سازند.
بی تردید نگاه نادرست به زنان در جامعه، در شکل گیری ازدواج های اجباری موثر می باشند.
تفکر کالا پنداری و استفاده ابزاری از او موجب می شود تا اراده، تصمیم و تمایل زن در فرایند همسر گزینی ساده انگاشته شود و مقاومت دختران برای ایفای نقش در سرنوشت خود، نوعی گردن کشی و بی حرمتی به والدین تلقی گردد.
بسیاری از مردم چنین می پندارند که رمز رفاه و سعادت آنان در دستیابی به ثروت و پول بیشتر است و چنانچه معیشت آنان تامین گردد، دیگر در زندگی هیچ مشکلی نخواهند داشت.
با چنین طرز تفکر و نگرشی، برخی از خانواده ها معیار و ملاک پول و ثروت را در درجه و اولویت اول قرار می دهند و به محض اینکه با خواستگاری مواجه می شوند که به لحاظ اقتصادی وضعیت مطلوبی دارد؛ چه بسا که دختران خود را مجبور به ازدواج با وی نمایند، بدون اینکه کمترین اهمیتی به خواسته و رغبت دخترشان بدهند.
بسیاری از مردم بویژه آنانکه تحت تاثیر ساختارهای اجتمای سنتی قرار دارند، میان شخصیت زن و مرد تفاوت عمده ای قائلند و معتقدند که زنان در ابعاد روحی و شخصیتی خودشان معمولا به سرعت تحت تاثیر واکنشها و سائقه های عاطفی قرار گرفته و نمی توانند بر اساس منطق و واقع بینی برای آینده خود تصمیمی اتخاذ نمایند و معمولا زن را «ضعیفه» خطاب می کنند.
این پندار ضعیف انگاری زن، دستاویزی برای تحمل رای و نظر خود، در مورد ازدواج دختران شده و برخی زنان را در جوامع سنتی، با نوعی تنگ نظری مواجه کرده است.
پدر سالاری ، سلطه و تسلط مردان بر زنان در همه شئون اجتماعی است.
بسیاری از مردان به اقتضای این ساخت اجتماعی، تحمیل و اراده خود را در انتخاب همسر دختر یا خواهر خود، حق مسلم خودشان میدانند و مخالفت با آن را «گستاخی دختران» تلقی می کنند.
پاره ای از ازدواج های تحمیلی در فرایندی شکل می گیرد که افرادی با داشتن طبقه اجتماعی بالا از دختری خواستگاری می نماید و والدین دختر به خاطر انتساب فرد به طبقه اجتماعی بالا علیرغم مخالفتهای دختر، وی را مجبور به ازدواج می کنند.
وجود شرایط سخت فردی، خانوادگی و اجتماعی موجب می شود تا برخی از دختران ناخواسته تن به ازدواجی ناخواسته با فردی بدهند که موقعیت و شرایط مناسبی برای ازدواج ندارد.
علل این انتخاب های ناخواسته را در سطوح فردی، خانوادگی و اجتماعی به اجمال بررسی می کنیم.
ترس از فقدان خواستگار در آینده - ترس از افزایش سن و کاهش فرصت ازدواج- رهایی از تنهایی و اضطراب- اصرار خواستگار و ترحم نسبت به خواستگار- لجبازی با خواستگار قبلی- فرار از تحصیل.
رهایی از شرایط نامناسب خانه پدری- رهایی از امر و نهی های خانواده و کسب استقلال- رهایی ساختن والدین از اضطراب- رفع کدورت فامیل- نفوذ و فشارهای والدین.
علل اجتماعی
رهایی از تحقیرهای اجتماعی- ورود به دنیای بزرگسالی و کسب احترام- رهایی از قضاوت های نادرست اجتماعی- رهایی از برچسب های اطرافیان- کسب جاه و مقام و تغییر موقعیت اجتماعی.
رضایت زن و مرد به ازدواج شرط است و بدون آن عقد باطل است و برای جدا شدن نیازی به خواندن صیغه طلاق ندارد.
آیتالله سیستانی: "عقد باطل است و نزدیکی حرام است و فرزندش وطی شبهه است."
آیتالله مکارم شیرازی: "عقد حاصل نیست و آمیزش حکم زنا دارد و فرزند او نیز فرزند حلالزاده نیست و اگر پدر چنین اجباری کند مرتکب گناه بزرگی شده است.
البته اگر زن مجبور به ادامه باشد، فرزند به وجود آمده نامشروع نیست."
آیتالله هادوی تهرانی: "رضایت دختر شرط عقد صحیح است و اگر این شرط حاصل نباشد، عقد باطل است و نزدیکی کردن حرام است و اگر دختر وادار به نزدیکی شود و حتی لحظهای قبل از عقد هم راضی به آن نشود و بچهای متولد شود حرامزاده است."
چون این قضیه از امور تخصصی خانواده است، توصیه می شود از وکیل خانواده جهت احقاق حق خود کمک بگیرید.
کیفیت کلیه مشاورهها توسط بنیاد وکلا تضمین میشود
با تشکر از مشارکت شما در بهبود محتوا سایت، بازخورد شما با موفقیت ثبت شد.
دیدگاهها
هنوز دیدگاهی ثبت نشده است.