لطفاً اتصال اینترنت خود را بررسی کنید.

وبلاگ بنیاد وکلا
فرشید شاه مردانی فیروزجائی
مشاوره حقوقی با فرشید شاه مردانی فیروزجائی دکترای حقوق
۵.۰ بر اساس (۱۴) دیدگاه مشتریان

کیفیت کلیه مشاوره‌ها توسط بنیاد وکلا تضمین می‌شود

در پاره ای از موارد اگر چه طلاق حق مرد است، زن هم می تواند حق اجرای طلاق را در شرایطی از مرد بخواهد.

در ماده ۱۱۳۰ ق.م: (در صورتی که دوام زوجیت موجب عسر و حرج زوجه باشد، وی می تواند به حاکم شرع مراجعه و تقاضای طلاق کند، چنانچه عسر و حرج مذکور در محکمه ثابت شود، دادگاه می تواند زوج را اجبار به طلاق نماید و در صورتی که اجبار میسر نباشد زوجه به اذن حاکم شرع طلاق داده می شود).

طبق ماده ۱۱۳۳ ق.م حق طلاق با مرد است.

ماده ۱۱۲۹ ق.م: (در صورت استنکاف شوهر از دادن نفقه و عدم امکان اجراء حکم محکمه و الزام او به دادن نفقه زن می تواند برای طلاق به حاکم رجوع کند و حاکم شوهر او را اجبار به طلاق می نماید، همچنین است در صورت عجز شوهر از دادن نفقه).

طرق تقاضای طلاق از طرف زن عبارتند از:

  1. شوهر از دادن نفقه زن در صورت داشتن توانایی استنکاف کند.
  2. شوهر عاجز از پرداخت نفقه باشد.
  3. زن در عسر و حرج قرار گیرد (مرد وظایف جنسی و ... را انجام ندهد).
  4. سوء معاشرت مرد

مرد نمی تواند حق طلاق را از خود ساقط کند، بلکه وکالتی است که به زن خود می دهد که هر وقت خواست آن را اعمال کند و این فرق می کند با اینکه کسی حقی را از خودش اسقاط بکند پس خانم ها در عقد ازدواجی که دارند اینها وکالت می گیرند، از شوهر خودشان که هر وقت بخواهند یا تحت یک شرایطی که حالا توضیح داده خواهد شد خودشان را مطلقه بکنند؛ یعنی هر شوهر می تواند حق خودش را مستقلا اعمال بکند و هم وکیلش که زن او باشد می تواند اعمال بکند.

وکالت بلاعزل

وکالتی است که ضمن عقد لازمی شرط شود که موکل حق عزل وکیل را ندارد.

ممکن است وکالت به ۳ حالت صورت گیرد:

  1. مرد به همسر خود وکالت دهد که هر زمان که زن خواست و اراده کرد خود را مطلقه کند.
  2. وکالت از طرف شوهر به زن داده می شود که در صورت تحقق امری در خارج، زن بتواند خود را مطلقه سازد؛ مثلا اگر مرد زن دیگری گرفت یا مرد به مسافرت رفت یا هر چیز دیگری که مشروع باشد یا حتی نامشروع باشد، اگر مرتکب شد زن بتواند خودش را مطلقه بکند منتهی تشخیص اینکه این امر محقق شده یا نشده به عهده خود زن واگذار می شود.
  3. در صورت تحقق امر معینی در خارج و اثبات آن در دادگاه امکان طلاق برای زن وجود داشته باشد؛ یعنی مثلا زن باید اثبات کند که مردش معتاد است یا شوهرش چنین شرطی کرده بود که فلان کار را انجام ندهد و انجام داد یا قرار بود در یک مدت معین این شرط را انجام بدهد ولی انجام نداد، بنابراین حق طلاق دادن به عنوان وکیل برای من (زن) محفوظ است، دادگاه وقتی تشخیص داد و این کار انجام شد، آن وقت زن می تواند خودش را مطلقه بکند.

ماده ۱۱۱۹ ق.م: (طرفین عقد ازدواج می توانند هر شرطی که مخالف با مقتضای عقد مزبور نباشد. در ضمن عقد ازدواج یا عقد لازم دیگر بنماید؛ مثل اینکه شرط شود هر گاه شوهر زن دیگر بگیرد یا در مدت معینی غایب شود یا ترک انفاق نماید یا بر علیه حیات زن سو قصد کند یا سوء رفتاری نماید که زندگانی آنها با یکدیگر غیر قابل تحمل شود، زن وکیل و وکیل در توکیل باشد که پس از اثبات تحقق شرط در محکمه و صدور حکم نهایی خود را مطلقه سازد).

طلاق بائن

ماده ۱۱۴۳ ق.م: (طلاق بر دو قسم است: بائن و رجعی).

ماده ۱۱۴۴ ق.م: (در طلاق بائن برای شوهر حق رجوع نیست)؛ به این معنا که وقتی طلاق محقق شد اگر هم بخواهند مجددا زن و شوهر بشوند در طلاق بائن باید از نوع عقد نکاح منعقد بشود، در حالیکه در طلاق رجعی در مدتی که زن در عده هست مرد حق دارد که زن را به خانه خود بیاورد و ادامه بدهد زوجیت سابق را و زن حق استنکاف هم ندارد.

ماده ۱۱۴۵ ق.م: (در موارد ذیل طلاق بائن است:

  1. طلاقی که قبل از نزدیکی واقع شود.
  2. طلاق یائسه
  3. طلاق خلع و مبارات مادام که زن رجوع به عوض نکرده باشد. در طلاق خلع و مبارات زن چیزی به مرد می دهد تا او حق خود را اعمال کند. تا زمانی که زن مال را از مرد پس نگرفته باشد مرد حق رجوع ندارد، اما در مدت عده زن آن چیزی را که داده بود به مرد پس گرفت در اینصورت طلاق بائن تبدیل به طلاق رجعی می شود به شرطی که از جهات دیگر بائن نباشد مثلا زن حامله نباشد.
  4. سومین طلاق که بعد از ۳ وصلت متوالی به عمل آید اعم از اینکه وصلت در نتیجه ی رجوع باشد یا در نتیجه نکاح جدید؛ یعنی مرد زن خودش را طلاق می دهد مجددا با او ازدواج می کند، دوباره طلاق می دهد مجددا ازدواج می کند و بعد طلاقش می دهد، بعد از سه طلاق وصلت انجام بشود، منتهی متوالی است ممکن است این وصلت ها و طلاقی که داده و مجددا زن در خانه شوهر و به زوجیت باقی مانده بر اثر رجوع باشد یا بر اثر نکاح مجدد باشد، پس این ۴ تایی که گفته شد انواع طلاق بائن است.

چند تذکر در طلاق قبل از نزدیکی

تذکر ۱-  اگر با زنی نزدیکی صورت گرفته باشد و بعد از آن طلاق انجام گیرد و شوهر در زمان عده به زن رجوع کند و قبل از نزدیکی، مجددا طلاق دهد این نوع طلاق رجعی خواهد بود.

تذکر ۲- در صورتی که پس از نزدیکی، زن در طلاق بائن قرار گیرد در مدت عده و خارج از آن مرد حق رجوع ندارد. اگر مرد در مدت عده با زن ازدواج مجدد کرد، ولی نزدیکی صورت نگرفته باشد، طلاق او رجعی خواهد بود.

طلاق خلع

ماده ۱۱۴۶ ق.م: (طلاق خلع آن است که زن بواسطه کراهتی که از شوهر خود دارد، در مقابل مالی که به شوهر می دهد طلاق بگیرد، اعم از اینکه مال مزبور عین مهر یا معادل آن و یا بیشتر و یا کمتر از مهر باشد.

در طلاق خلع زن در مقابل اعمال حق طلاق از طرف مرد به شوهر خود مالی را می دهد که ممکن است کمتر یا بیشتر از مهر باشد).

نوع صیغه طلاقی که در خلع اجرا می شود اینست که مرد می گوید من تو را خلع کردم از زوجیت و تو را طلاق دادم، در مقابل آن وجهی که به من خواهی داد یا این هست که زن قبلا مراجعه می کند به من و می گوید که اینقدر به تو می دهم که من را طلاق بدهی یا نه مرد او را طلاق می دهد، به شرط انکه انقدر به او پرداخت بشود، زن هم قبول می کند، در هر صورت یک نکته مهم در طلاق خلع هست که با طلاق های متعارف تفاوت می کند و آن اینست که در طلاق ایقاع هست و اراده زن دخالت ندارد اما در طلاق خلع و همچنین طلاق مبارات باید قبول زن هم مطرح بشود تا طلاق خلع و مبارات محقق بشود.

در طلاق خلع گفته شد که زن چیزی را می دهد و مرد هم می گوید که من تو را خلع کردم از ازدواج در مقابل آن وجهی که داده شود.

نکته: در طلاق خلع و مبارات باید قبول زن را در نظر بگیریم تا طلاق محقق شود.

طلاق مبارات

ماده ۱۱۴۷ ق.م: (طلاق مبارات آن است که کراهت از طرفین باشد ولی در این صورت عوض باید زائد بر میزان مهر نباشد).

بری به معنای جدا بودن است و در طلاق مبارات زن و شوهر از همدیگر بری می جویند. صیغه ای که در طلاق مبارات اجرا می شود اینست که زن ممکن است بگوید که من در مقابل عوضی که به تو می دهم تو من را طلاق می دهی و مرد می گوید که بله؛ من این را قبول کردم. من تبری جستم از تو یا طلاق مبارات اجرا کردم با تو و تو طالق هستی.

تفاوت بین طلاق خلع و مبارات در عوضی است که زن به مرد پرداخت می کند. در طلاق مبارات عوض نباید بیش از مهر باشد، در صورتی که در طلاق خلع عوض ممکن است کمتر و یا بیشتر از مهر باشد.

مشترکات در طلاق خلع و مبارات عبارتند از:

  • الف - در طلاق خلع و مبارات زوج و زوجه در انتخاب وکیل اختیار دارند وکیل آنها می تواند امور مربوط به طلاق را انجام دهد.
  • ب- ولی قیم نمی تواند همسر فرد صغیر را هم در طلاق خلع و مبارات طلاق دهند.
  • ج- درصورتی که مجنون دارای همسری باشد، در این صورت ولی و قیم می توانند زن او را طلاق خلع یا مبارات دهند.
  • د- سفیه که فقط از تصرفات مالی محروم است می تواند طلاق خلع و مبارات را انجام دهد؛ زیرا چیزی بر مال او افزوده می شود، اما از مال او چیزی کم نمی شود.
  • ه- آنچه به عنوان عوض یا (فدیه) در طلاق رجعی و مبارات قرار می گیرد، باید مالیت داشته باشد  

شرایط براي پرداخت عوض به مرد در طلاق خلع و مبارات

ماده 1146 ق.م: (طلاق خلع آن است که زن بواسطه کراهتی که از شوهر خود دارد، در مقابل مالی که به شوهر می دهد، طلاق بگیرد، اعم از اینکه مال مزبور عین مهر یا معادل آن و یا بیشتر و یا کمتر از مهر باشد).

طبق ماده، مال را باید زن به مرد پرداخت کند. در صورتی که شخصی با رضایت یا بدون رضایت، زن عوضی را به شوهر او پرداخت کند و بگوید از همسر خود جدا شود و مرد هم این کار را در مقابل عوض انجام دهد، دراین صورت طلاق خلع و مبارات محقق نخواهد شد.

فرشید شاه مردانی فیروزجائی
مشاوره حقوقی با فرشید شاه مردانی فیروزجائی دکترای حقوق
۵.۰ بر اساس (۱۴) دیدگاه مشتریان

کیفیت کلیه مشاوره‌ها توسط بنیاد وکلا تضمین می‌شود

ثبت دیدگاه

جهت ثبت دیدگاه خود ابتدا باید وارد حساب کاربری خود شوید:

ورود ثبت‌نام
دیدگاه‌ها

هنوز دیدگاهی ثبت نشده است.