آیا مایل هستید اعلانات مربوط به گفتگوهای آنلاین خود را روی دستگاه خود دریافت کنید؟
در پنجره باز شده روی دکمه Allow کلیک کنید...
لطفاً اتصال اینترنت خود را بررسی کنید.
رشد روزافزون علم و تکنولوژی، حقوق مالکیت ادبی و هنری را یکی از نیازهای جوامع انسانی نموده و آن را به «ارکان ضروری برای توسعه و تعالی هر جامعه» تبدیل کرده است (صادقی و خاکپور، 1386: 132).
در فقه اسلامی به ویژه فقه امامیه برخی فقها با استناد به قاعده ی حق سبق، مشروعیت حقوق معنوی مؤلف را می پذیرند(عوض حلیف 1384: 50)؛ این در حالی است که برخی دیگر مجرای قاعده مزبور را منحصر به مکان دانسته و تصرف در معنا و مفهوم ظاهری آن را مجاز نمی دانند(مکارم شیرازی، 1389: 134)، اما نظر می رسد همانطور که برخی از نویسندگان هم متذکر شده اند (رحیمی و سلطانی، 1385: 159)، مکان خصوصیتی ندارد؛ زیرا در برخی از روایات وارده در این خصوص از واژه ی «ما» استفاده شده است که هم شامل مکان می شود و هم شامل غیر مکان(امینی نژاد و صفایی، 1396: 43).
دولت ها نیز در مطالبه عمومی و حمایت از حقوق مربوط به حق معنوی مولف، موظف به احصای این حقوق و حمایت از آنها شده اند تا آنجا که این موضوع در بند 2 ماده 27 اعلامیه جهانی حقوق بشر مورد تأکید قرار گرفته است و در همین راستا در قوانین و مقررات داخلی کشور ما نیز به تبعیت از فقه اسلامی و رعایت مقررات اعلامیه حقوق بشر این دسته از حقوق به رسمیت شناخته شده است.
«حق نام بر اثر»، «حق انتشار اثر» و «حق تمامیت یا حرمت اثر» از جمله حقوق معنوی مولف که قانونگذار به احصا آن پرداخته است.
البته آنچه ضروری است وجود یك اقتدار مرکزی برای تمشیت بهتر امور جامعه و بهبود روابط انسانی برای حفظ حقوق و آزادی های بشر لازم و اساسی است. پیش بینی نهادها و هنجارهای مؤثر در تأمین امنیت، آرامش، سلامت، نفع عامه و رعایت اخلاق حسنه به عنوان عناصر پایه نظم عمومی برای دستیابی به جامعه متعالی و حکمرانی مؤثر، وظیفه کلیدی دولت هاست (جلالی و حیدری، 1391: 13)، اما به جهت سیال بودن مفهوم نظم عمومی و نگرش های متفاوت به دلیل معیارها، ارزش ها و منافع فرهنگی، اجتماعی، اقتصادی، سیاسی و بشردوستانه در خصوص نظم عمومی، نه تنها در حقوق بین الملل، بلکه در حقوق داخلی امری دشوار می نماید و در واقع عدم ارائه تعریف و تعیین حدود نظم عمومی، آثاری زیانبار به ویژه برای حقوق اساسی شهروندان در پی دارد. حال آنچه اهمیت فراوانی دارد؛ تقابل میان حقوق فوق الاشاره ی مولف و نظم عمومی است.
فقهای معاصر با وجود اینکه رعایت حق معنوی مؤلف را لازم و تجاوز به آن را ممنوع می دانند، اما اصالت جامعه بر را بر اصالت فرد مرجح دانسته، چنانکه برخی معتقدند، فرد جزو لاینفک جامعه است و هویت شخص در فرهنگ جامعه محو شده و جامعه پدیدهای عینی تلقی می کنند(سوزنچی، 1385: 117)، همانطور که علامه در تقریر اعتقاد خود و استدلال به آیات مختلف قرآنی، استدلالی عقلی بیان می دارد:
«فرد و جامعه هر دو دارای قوا، خواص و ویژگیهایی هستند. در صورتی که امیال آن دو متعارض شود، فرد مغلوب و مقهور جامعه خواهد شد.
این را تجربه هم ثابت میکند»(طباطبایی،ج4، 1417: 95). در این باب برخی حقوقدانان نیز نظم عمومی را لازمه حیات اجتماعی تلقی و آن را مجموعه قواعد مربوط به حسن جریان امور کشور برای حفظ و ارتقای امنیت، رفاه، سلامتی و منفعت عمومی و فرهنگ می دانند(هاشمی، 1384: 309).
در واقع اگرچه حقوق مولف در مرحله ایجاد فردی است و در مرحله اجرا اجتماعی است اما از مقوله موازنه نفع عموم و نفع فردی مستثنی نبوده و صرفاً به منظور حفظ منافع عمومی در برخی عرصه ها و به سود این منافع دچار محدودیت ها و استثناهایی نیز می گردد(صوفی، 1379: 114) که در تزاحم میان اصل تسلیط و قاعده لاضرر در اعمال مالکیت، اصل لاضرر حاکمیت می کند اما این حاکمیت نمی بایست به طور مطلق باشد و جهت حفظ ثبات و امنیت جوامع و رعایت سلامت جسم و جان افراد می بایست با وضع قوانین نظارتی و محدودکننده از اعمال حقوق مادی آثار مغایر با نظم عمومی و اخلاق حسنه جلوگیری به عمل آورد.
بنابراین در این پژوهش با توجه به لزوم حمایت دولتها از حقوق معنوی مولفین ادبی و هنری در این بحث، به تقابل این حقوق و نظم عمومی از منظر فقه اسلامی(به ویژه فقه امامیه) و قوانین موضوعه ایران پرداخته و مورد بررسی قرار می گیرد.
با تشکر از مشارکت شما در بهبود محتوا سایت، بازخورد شما با موفقیت ثبت شد.
دیدگاهها
هنوز دیدگاهی ثبت نشده است.