آیا مایل هستید اعلانات مربوط به گفتگوهای آنلاین خود را روی دستگاه خود دریافت کنید؟
در پنجره باز شده روی دکمه Allow کلیک کنید...
لطفاً اتصال اینترنت خود را بررسی کنید.
کیفیت کلیه مشاورهها توسط بنیاد وکلا تضمین میشود
در بررسی پرونده های قضایی به خصوص دعاوی مطروحه در دادگاه خانواده مشخص می شود، بسیاری از ازدواج هایی که به فسخ یا طلاق منجر می شود و کانون روابط خانوادگی را به خصوص در سالهای اول زندگی از هم می پاشد، بحث فریب است.
به عبارت دیگر یکی از طرفین قبل از ازدواج خود را با صفاتی معرفی می کند که برای طرف دیگر جذاب و مطلوب به نظر می رسد و از این طریق محبت و توجه طرف مقابل را به خود جلب می کند ولی بعد از ازدواج مشخص می شود که فاقد آن ویژگی یا صفت بوده است.
در این نوشتار بحث فریب در ازدواج که به آن در ادبیات حقوقی تدلیس هم می گویند را بررسی خواهیم کرد تا مشخص شود تکلیف ازدواجی که با فریب و تدلیس منعقد می گردد چیست؟ و در برخورد با چنین مواردی طرفین چه اقداماتی را باید انجام دهند؟
در بررسی پرونده ها به این نکته می رسیم که تدلیس و فریب بیشتر توسط مردان انجام می شود، مثل داشتن تحصیلات عالیه، داشتن شغلی خاص یا حتی ادعای فرزندی یکی از خانواده های معروف؛ البته موارد بسیاری از فریب و تدلیس توسط بانوان هم دیده شده که شایع ترین آنها عدم ازدواج در گذشته و بکارت است.
تدلیس، از ریشه دلس و دلسه به معنای ظلمت و تاریکی، در لغت به معنای کتمان کردن و پوشاندن است.
نخستین لغویان، تدلیس در بیع یا هر امر دیگری را «کتمان عیب آن» دانسته اند.
معنای اصطلاحی تدلیس در متون فقهی و حقوقی نزدیک به معنای لغوی آن، ولی از جهتی گسترده تر از آن است.
در این متون، تدلیس آن است که یکی از دو طرف عقد کارهای فریبنده و نیرنگ آمیز انجام دهد، یا این کارها با آگاهی او صورت گیرد، و به سبب آن کارها، کالای مورد معامله یا شخص طرف عقد، فاقد عیب یا نقص موجود یا واجد کمال غیرموجود نمایانده شود و با اغوای طرف دیگر عقد، وی به انعقاد آن برانگیخته شود.
بر این اساس، تدلیس علاوه بر پوشاندن عیب، اظهار کمال غیرموجود را نیز دربر میگیرد، هرچند برخی منابع آن را به همان معنای لغوی میدانند.
همچنین به موجب ماده ۴۳۸ قانون مدنی ایران، تدلیس عملیاتی است که موجب فریب طرف معامله شود.
در برخی منابع فقهی اهل سنت و شماری از قوانین برخی کشورها، در این زمینه اصطلاحاتی دیگر مانند تلبیس، تغریر و خداع به کار رفته است، ولی در فقه شیعه و برخی مذاهب عامه، بویژه فقه حنبلی، اصطلاح تدلیس متداول تر است.
تدلیس عبارت از عملیاتی است که زن یا مرد یا شخص ثالثی انجام داده و موجب فریب در ازدواج شود که طبق قانون جرم محسوب شده و فریب دهنده به مجازات خواهد رسید.
همانطور که میدانید عقد نکاح دائم یا به وسیله طلاق و یا فسخ نکاح منحل میگردد.
گاهی یکی از طرفین بیماری داشته که در زمان عقد آن را مخفی داشته و یا وجود صفتی که مورد نظر طرف مقابل بوده در خود وانمود نماید، خواه این مانور به صورت عمل باشد خواه به صورت نوشته یا لفظ، نظیر ارائه گواهی جعلی صحت مزاج که این هم حق فسخ برای طرف فریب خورده میآورد و آثار و پیامدهای حقوقی ویژه ای دارد که با عنوان «تخلف از شرط صفت» در قانون مدنی مطرح است.
همچنین فریب در ازدواج جرم محسوب شده و در قانون برای آن مجازات هم در نظر گرفته شده است.
در ابتدا مواردی از فریب در ازدواج را که در قانون به صراحت از آن بحث شده است را مطرح خواهیم نمود و سپس به موارد دیگر خواهیم پرداخت.
این موارد موجب ایجاد حق فسخ برای یکی از طرفین می شود:
اگر هریک از عیوب زیر از قبل از ازدواج در زن وجو داشته باشد و مرد از آن بی خبر باشد:
هر گاه در یکی از طرفین صفت خاصی شرط شده و بعد از عقد معلوم شود که طرف مذکور آن وصف را نداشته برای طرف مقابل حق فسخ خواهد بود، خواه وصف مذکور در عقد به صراحت بیان شده یا عقد متباینا بر آن واقع شده باشد.
شرط کردن صفت به صورت های زیر در عقد محقق می شود:
وظیفه وکیل پایه یک مثلا عرفا شخص وقتی ظاهرا سالم است و اثری از بیماری در او یافت نمی شود عرف او را سالم می داند و درصورتی که بیمار باشد و در این باره سکوت کند عرفا او را فریبکار خواهیم دانست.
برحسب موارد فوق الذکر تخلف از شرط صفت به چند شکل محقق می شود:
بنابراین در تمامی موارد تخلف از شرط صفت، تدلیس محقق نمیگردد، بلکه زمانی تدلیس به حساب میآید که قصد فریب در ازدواج لحاظ شده باشد.
در هر حال در موارد تخلف از شرط صفت نیز به استناد ماده ۱۱۲۸ عقد قابل فسخ خواهد بود.
هر گاه در یکی از طرفین صفت خاصی شرط شده و بعد از عقد معلوم شود که طرف مذکور آن وصف را نداشته برای طرف مقابل حق فسخ خواهد بود.
اولین ضمانت اجرای پیش بینی شده برای فریب در ازدواج فسخ نکاح است.
به موجب ماده ۱۱۲۸ قانون مدنی که مقرر می دارد:
« هرگاه دریکی از طرفین صفت خاصی شرط شده و بعد از عقد معلوم شود که طرف مذکور فاقد وصف مقصود بوده برای طرف مقابل حق فسخ خواهد بود خواه وصف مذکور در عقد تصریح شده یا عقد متباینا بر آن واقع شده باشد.»
بنا بر ماده فوق کسی که مورد تدلیس واقع شده و فریب خورده است می تواند عقد نکاح را فسخ نماید.
اصولا فسخ راهی آسان تر از طلاق است؛ پس در اینگونه موارد بهتر است راه فسخ را دنبال کنیم.
ضمانت اجرای دیگر مسئولیت مدنی تدلیس کننده در قبال تمامی خسارات مادی و معنوی وارد شده به طرف مقابل است؛ به عبارت دیگر کسی که دیگری را فریب می دهد، باید تمامی خساراتی که به هر نحو به طرف مقابل وارد نموده است را جبران کند تا وضعیت شخص تا حد ممکن به قبل از ایراد خسارت شبیه گردد. در این باره تفاوتی میان زوج، زوجه یا شخص ثالث وجود ندارد.
به عبارت دیگر تدلیس کننده چه زن باشد چه شوهر و چه شخص دیگری که موجبات فریب یکی از طرفین را فراهم اورده است، ملزم به پرداخت کلیه خساراتی که منتسب به فعل و تقصیر اوست می شود.
مثلا هرگاه شوهر در اثر تدلیس با زنی غیرباکره به جای باکره ازدواج کند و از حق فسخ نخواهد یا نتواند استفاده کند، میتواند تفاوت بین مهر با کره و غیرباکره را به عنوان خسارت از تدلیس کننده بگیرد و اگر تدلیسکننده تفاوت مهر را ندهد و تدلیسکننده خود زن باشد، میتواند مابهالتفاوت را از مهر کسر کند و بقیه را به زن بپردازد.
در مقابل فریب در ازدواج دو راهکار وجود دارد.
فرد فریبخورده یا میتواند از طریق کیفری شکایت کند که در این صورت ۶ ماه الی ۲ سال حبس تعیین میشود یا میتواند اقدام حقوقی کرده تقاضای حق فسخ کند. فسخ ازدواج تشریفات خاص طلاق را ندارد و فریبخورده میتواند به راحتی نکاح را فسخ کند.
اختیار فسخ فوری است؛ بدین معنی که طرفی که حق فسخ دارد بعد از اطلاع نکاح را فسخ نکند این حق او ساقط میشود، البته به این شرط که علم به این حق فسخ و علم به فوریت آن داشته باشد.
تشخیص مدتی که برای امکان استفاده از این حق لازم بوده به نظر عرف و عادت است.
اگر آگاهی فرد فریبخورده بعد از رابطه زناشویی باشد، وی میتواند علاوه بر فسخ نکاح از عامل فریب مهریه را باز پس گیرد.
دادگاه در صدور حکم مجازات مجاز است که میزان حبس را بر میزان حداقل یا حداکثر تعیین کند ولی همین دادگاه میتواند به لحاظ جهات مخففه یعنی با توجه به این که فرد فریبدهنده جوان بوده و دارای سوء سابقه نیست، جریمه را حتی تا میزان ۵۰ هزار تومان تخفیف دهد؛ یعنی کاملا بستگی به دادگاه دارد که میزان حبس و مجازات را به چه حدی تعیین کند.
رویه مشخصی موجود نمی باشد به عنوان مثال زوج با فریب زوجه مبنی بر اینکه دارای تحصیلات عالیه می باشد با نام برده ازدواج نموده و پس از اطلاع زوجه از این امر، وی علیه زوج و پدر وی اقدام به شکایت نموده و مدعی می گردد که پدر زوج از این امر قطعا مطلع بوده و با سکوت خود موجبات تسهیل عمل مجرمانه را فراهم نموده است که البته چنانچه سوء نیت پدر زوج اثبات گردد می توان با عنوان تبانی یا مباشر معنوی از نامبرده اقدام به شکایت نمود.
معاونت در جرم تدلیس هم قابل طرح و هم قابل بررسی در مراجع قضایی است.
هر گاه تدلیس به وسیله شخص ثالثی واقع گردد؛ چنانکه، پدریا مادر پسر یا دختر، یا واسطه ازدواج، صفاتی برخلاف واقع برای همسر یا شوهر ذکرکرده و طرف دیگر را فریب داده باشد، آیا فریب خوره حق فسخ خواهد داشت؟
قانون مدنی در این مورد از فریب در ازدواج ساکت است.
بعضی از استادان حقوق تدلیس به وسیله ثالث را موجب حق فسخ برای طرف مقابل دانسته اند.
تبانی یکی از زوجین با شخص ثالث در تدلیس به منزله آن است که خود اومرتکب تدلیس شده است و در این صورت با توجه به ماده ۱۱۲۸ ق. م می توان گفت: صفت خاصی که یکی از زوجین برخلاف واقع واجد آن قلمداد شده به طور ضمنی وارد قلمروی قرارداد شده و وقوع عقد مبتنی بر آن بوده است.
دادخواست تدلیس در ازدواج باید به دادگاه خانواده هر شهرستان ارائه شود. در مورد فسخ نکاح به دو نحو میتوان طرح دعوا کرد:
ابتدا به محض اطلاع از موجبات فسخ، خود ذینفع عقد را فسخ کند و به موجب اظهارنامه مراتب اعمال اراده خود را به طرف مقابل اطلاع دهد، سپس با تقدیم دادخواست به دادگاه صدور حکم بر تایید فسخ را طلب کند.
در این حالت از تاریخ اعمال اراده ذینفع عقد فسخشده محسوب میشود و حکم دادگاه تنها کاشف از این است که اعمال حق فسخ در تاریخ مذکور به درستی انجام شده است.
توجه به این نکته ضروری است که در رویه قضایی دادخواست به خواسته فسخ را میپذیرند و حکم به فسخ صادر میکنند.
بدون فسخ عقد یا تقدیم دادخواست به دادگاه با برشماری موجب فسخ نکاح، صدور حکم بر فسخ عقد را طلب کند.
در این صورت زمانی عقد فسخ میشود که رای دادگاه بر فسخ صادر میشود و فسخ قطعی شود؛ اما تا این زمان عقد معتبر و تاثیرگذار و حقوق و تکالیف زوجین نسبت به هم پابرجاست.
ضمن دادخواست به تایید فسخ، میتوان صدور حکم بر اموری چون استرداد جهیزیه و مطالبه مهریه در صورت وقوع نزدیکی و… را مطالبه کرد.
در تمام مواردی که نکاح قبل از نزدیکی فسخ شود زن حق مهر ندارد، به جز یک صورت که آن عبارت است از آنکه نکاح به علت وجود عنن (ناتوانی جنسی زوج) فسخ گردد که در این صورت زن مستحق نصف مهریه است.
هر گاه زن مرد را در ازدواج فریب دهد و مرد پس از نزدیکی به عیوب واقف گردد، چنانچه مرد از حق خود استفاده ننماید باید تمامی مهریه را بپردازد ولی در صورت اعمال حق و انحلال نکاح زوجه مستحق مهریه نمیباشد و اگر قبلا پرداخت نموده میتواند پس بگیرد.
اگر فریب دهنده زن نباشد بلکه کسان او یا واسطهای دیگر باشد مرد میتواند مهریه پرداخته به زن را از فریب در ازدواج مطالبه نماید.
عده فسخ نکاح همانند عده طلاق سه طهر است، مگر اینکه زن با اقتضای سن، عادت زنانگی نبیند که در این صورت عده او سه ماه است و در زمان عده فسخ نکاح زوج حق رجوع ندارد.
کیفیت کلیه مشاورهها توسط بنیاد وکلا تضمین میشود
با تشکر از مشارکت شما در بهبود محتوا سایت، بازخورد شما با موفقیت ثبت شد.
دیدگاهها
هنوز دیدگاهی ثبت نشده است.