لطفاً اتصال اینترنت خود را بررسی کنید.
وقتی ملکی را با قولنامهٔ عادی خریدهاید و ثمن را پرداختهاید، اما فروشنده از حضور در دفترخانه و انتقالِ رسمی خودداری میکند، «الزام به تنظیم سند رسمی» مسیرِ قانونیِ شماست. در این صفحه گامبهگام میبینید که شرایط چیست، به کدام دادگاه مراجعه کنید، چه مدارکی لازم است و چطور دعوا طرح یا از خود دفاع کنید — آرام، دقیق و بدونِ وعدهٔ نتیجه.
هر قدم که با هم پیش میرویم، یک گام به تصمیمِ روشنتر نزدیکتر میشوید — بیایید از قدمِ اول شروع کنیم.
تعریفِ دعوا و اینکه چرا به سندِ رسمی نیاز دارید
این دعوا یعنی چه؟ «الزام به تنظیم سند رسمی» دعوایی است که در آن خریدار (یا هر منتقلالیهی) از دادگاه میخواهد فروشنده را مجبور کند در دفترِ اسناد رسمی حاضر شود و مالکیتِ ملک را رسماً به نامِ او منتقل کند. ریشهٔ این الزام، تعهدِ قراردادی است؛ یعنی وقتی بیعی صحیح واقع شده باشد، یکی از آثارِ آن، تعهدِ فروشنده به انتقالِ کاملِ مالکیت — از جمله تنظیمِ سندِ رسمی — است (مادهٔ ۳۶۲ قانون مدنی).
پایهٔ این دعوا چند مادهٔ قانون مدنی است. طبقِ مادهٔ ۲۱۹، قراردادهایی که مطابقِ قانون بسته شدهاند برای طرفین لازمالاتباعاند؛ مادهٔ ۲۲۰ فروشنده را نهتنها به مفادِ صریحِ قرارداد، بلکه به همهٔ نتایجِ عرفی و قانونیِ آن متعهد میکند؛ و مادهٔ ۲۲۱ بیان میدارد که متعهد باید به تعهدِ خود وفا کند. چون در عرفِ معاملاتِ ملکی، انتقالِ رسمیِ سند از لوازمِ طبیعیِ بیع است، فروشنده حتی اگر در قولنامه بهصراحت قید نشده باشد، به تنظیمِ سندِ رسمی متعهد است.
از سوی دیگر، مادهٔ ۲۲ قانون ثبت اسناد و املاک مقرر میکند دولت فقط کسی را مالک میشناسد که ملک در دفترِ املاک به نامِ او به ثبت رسیده باشد. به همین دلیل خریداری که تنها قولنامهٔ عادی دارد، برای آنکه مالکیتش در برابرِ ادارات، بانکها و اشخاصِ ثالث کاملاً تثبیت شود، ناگزیر است سندِ رسمی بگیرد؛ و اگر فروشنده همکاری نکند، تنها راهِ قانونی، طرحِ همین دعواست.
چه چیزهایی باید احراز شود تا دادگاه حکمِ الزام بدهد
اگر فروشنده خودش مالکِ رسمی باشد، کافی است او را طرفِ دعوا قرار دهید؛ پرونده سادهتر پیش میرود.
اگر ملک با چند قولنامه به شما رسیده، باید همهٔ ایادیِ قبلی تا مالکِ رسمیِ ثبتشده را طرفِ دعوا قرار دهید.
فروشنده میتواند به استنادِ حقِّ حبس از تنظیمِ سند خودداری کند؛ دادگاه معمولاً الزام را همراه با پرداختِ همزمانِ باقیِ ثمن صادر میکند.
چه چیزهایی باید احراز شود؟ برای موفقیت در این دعوا چند رکن باید روشن باشد: نخست وقوعِ یک معاملهٔ صحیح (بیع یا صلح) که سندِ عادی یا رسمی آن را اثبات میکند؛ دوم مالکیتِ رسمیِ فروشنده یا اتصالِ او به مالکِ رسمی از طریقِ زنجیرهٔ نقلوانتقال؛ سوم حالّبودن یا فرارسیدنِ موعدِ تنظیمِ سند؛ و چهارم امتناعِ فروشنده از حضور و انتقالِ رسمی. تا این عناصر احراز نشود، دادگاه حکمِ الزام صادر نمیکند.
مهمترین چالشِ عملی، زنجیرهٔ مالکیت است. اگر فروشنده خود سندِ رسمی نداشته باشد و ملک را با چند قولنامهٔ پیاپی خریده باشد، خریدارِ نهایی باید همهٔ ایادیِ قبلیِ انتقال را — تا مالکِ رسمیِ ثبتشده — طرفِ دعوا قرار دهد؛ زیرا دادگاه فقط مالکِ رسمی را میتواند به تنظیمِ سند ملزم کند. نادیدهگرفتنِ این نکته، شایعترین علتِ ردِ این دعاوی است.
رکنِ دیگر، آمادگیِ خودِ خریدار برای ایفای تعهدات است. اگر بخشی از ثمن پرداخت نشده باشد، فروشنده میتواند به استنادِ حقِّ حبس از تنظیمِ سند خودداری کند؛ در این حالت دادگاه معمولاً الزام به تنظیمِ سند را همراه با پرداختِ همزمانِ باقیِ ثمن صادر میکند. همچنین ملک نباید در بازداشت یا رهن یا توقیف باشد، چون انتقالِ رسمیِ ملکِ بازداشتشده ممکن نیست و این مانع باید نخست برطرف شود.
آیا قولنامهٔ عادی ارزشِ قانونی دارد؟ بله. هرچند مواد ۴۶، ۴۷ و ۴۸ قانون ثبت ثبتِ رسمیِ معاملاتِ اموالِ غیرمنقول را لازم میدانند و سندِ عادی در برابرِ اشخاصِ ثالث و ادارات بهتنهایی کافی نیست، اما همین سندِ عادی میانِ طرفینِ معامله معتبر است و دلالت بر وقوعِ بیع میکند. بنابراین خریدار میتواند با تکیه بر قولنامهٔ عادی، الزامِ فروشنده به تنظیمِ سندِ رسمی را از دادگاه بخواهد.
تفکیکِ دو اثرِ حقوقی در اینجا مهم است: یک سندِ عادیِ معتبر، هم «وقوعِ معامله» را اثبات میکند و هم «تعهدِ فروشنده به انتقالِ رسمی» را ایجاد میکند. آنچه قانون ثبت محدود کرده، صرفاً قابلیتِ استنادِ سندِ عادی در برابرِ ثالث است، نه بطلانِ معاملهٔ زیربنایی. به همین دلیل رویهٔ قضایی، قولنامهٔ عادی را بهعنوان دلیلِ تعهد میپذیرد و بر اساسِ آن حکم به الزام صادر میکند.
نکتهٔ کاربردی آن است که هرچه قولنامه دقیقتر تنظیم شده باشد — با مشخصاتِ کاملِ ملک، پلاکِ ثبتی، مبلغ و نحوهٔ پرداختِ ثمن، تاریخِ تعیینشده برای حضور در دفترخانه و امضای شهود — اثباتِ دعوا سادهتر است. در مقابل، قولنامههای مبهم یا فاقدِ پلاکِ ثبتی، رسیدگی را پیچیدهتر و گاه نیازمندِ کارشناسی و شهادتِ شهود میکنند.
به کدام دادگاه مراجعه کنید و رسیدگی چطور پیش میرود
به کجا باید مراجعه کرد؟ این دعوا مربوط به مالِ غیرمنقول است؛ بنابراین در صلاحیتِ دادگاهِ حقوقیِ محلِّ وقوعِ ملک قرار دارد، نه محلِّ اقامتِ خوانده. دادخواست از طریقِ دفترِ خدماتِ الکترونیکِ قضایی ثبت و پس از ارجاع به شعبه، با استعلامهای ثبتی و بررسیِ مدارک رسیدگی میشود. در صورتِ احرازِ شرایط، دادگاه حکم به حضورِ فروشنده در دفترخانه و تنظیمِ سند میدهد.
فرآیندِ رسیدگی معمولاً با استعلامِ ثبتی از ادارهٔ ثبتِ محل آغاز میشود تا دادگاه روشن کند مالکِ رسمیِ ملک کیست، آیا ملک بازداشت یا در رهن است و آیا منعِ قانونی برای انتقال وجود دارد. این استعلام، ستونِ فقراتِ پرونده است؛ زیرا دادگاه تنها مالکِ رسمی را میتواند ملزم به تنظیمِ سند کند و باید مطمئن شود مانعی برای ثبتِ انتقال نیست.
پس از احرازِ وقوعِ معامله، اتصالِ خوانده به مالکیتِ رسمی و نبودنِ مانع، دادگاه حکم به الزامِ خوانده به حضور در دفترِ اسناد رسمی و انتقالِ ملک صادر میکند. اگر حکم قطعی شود و فروشنده باز هم حاضر نشود، طبقِ مادهٔ ۱۴۵ قانون اجرای احکام مدنی و رویهٔ جاری، نمایندهٔ دادگاه (دایرهٔ اجرای احکام) بهجای فروشندهٔ ممتنع سند را در دفترخانه امضا میکند؛ بهاینترتیب امتناعِ فروشنده مانعِ احقاقِ حقِّ خریدار نمیشود.
چطور دادخواست بدهید یا در برابرِ دعوا بایستید
چطور اقدام کنم؟ برای طرحِ دعوا، خریدار باید دادخواستِ «الزام به تنظیم سند رسمی» را به طرفیتِ فروشنده (و در صورتِ لزوم همهٔ ایادیِ قبلیِ انتقال و مالکِ رسمی) به دادگاهِ محلِّ ملک تقدیم کند. برای دفاع، فروشنده میتواند با اثباتِ بطلان یا فسخِ معامله، پرداختنشدنِ ثمن (حقِّ حبس)، یا نبودنِ مالکیتِ رسمی، در برابرِ دعوا بایستد. انتخابِ درستِ خواسته و خواندگان، مهمترین عاملِ موفقیت یا شکست است.
در مقامِ خواهان، توصیه میشود خواسته را بهصورتِ کامل مطرح کنید: الزام به تنظیمِ سندِ رسمی، و در صورتِ نیاز، الزام به تحویلِ ملک و مطالبهٔ وجهِ التزامِ قراردادی (خسارتِ تأخیر). همچنین برای جلوگیری از انتقالِ ملک به ثالث در حینِ دادرسی، میتوانید همزمان درخواستِ دستورِ موقت برای منعِ نقلوانتقال بدهید؛ این اقدام از خروجِ ملک از دسترسِ شما در طولِ پرونده جلوگیری میکند.
در مقامِ خوانده/دفاع، محورهای رایج عبارتاند از: انکارِ اصالتِ قولنامه یا امضا (که با ادعای جعل یا انکار پیگیری میشود)، استنادِ به فسخ یا اقالهٔ معامله، استفاده از حقِّ حبس بهدلیلِ پرداختنشدنِ تمامِ ثمن، یا اثباتِ اینکه فروشنده اساساً مالکِ رسمی نیست و ملک به نامِ دیگری ثبت شده است. در هر دو سو، انطباقِ دقیقِ ادعا با مدارک، تعیینکننده است؛ و هیچ نتیجهای از پیش قطعی نیست.
چه اسنادی پروندهٔ شما را پیش میبرد
اگر ملک با چند قولنامه به شما رسیده، همهٔ قولنامههای میانی را ضمیمه کنید تا اتصالِ شما به مالکِ رسمی روشن شود.
نشان میدهد مالکِ رسمی کیست و ملک بازداشت یا در رهن هست یا نه؛ ستونِ فقراتِ پرونده است.
اگر مساحت یا تطبیقِ پلاکِ ثبتی محلِّ تردید باشد، دادگاه ممکن است موضوع را به کارشناسِ رسمی ارجاع دهد.
چه مدارکی لازم است؟ پایهترین مدرک، مبایعهنامه یا قولنامهٔ عادی (یا سندِ رسمیِ تعهد به انتقال) است. در کنارِ آن، رسید یا مستنداتِ پرداختِ ثمن (فیش، چک، گواهیِ بانکی)، استعلامِ ثبتیِ مالکیت، شناسنامه و کارتِ ملیِ طرفین، و در صورتِ وجود، شهادتِ شهودِ معامله اهمیت دارد. هرچه زنجیرهٔ مالکیت و پرداختِ ثمن مستندتر باشد، رسیدگی سریعتر و دقیقتر است.
اگر ملک از طریقِ چند قولنامهٔ پیاپی به شما رسیده، باید همهٔ قولنامههای میانی را نیز ضمیمه کنید تا اتصالِ شما به مالکِ رسمی روشن شود؛ این زنجیره، ستونِ اصلیِ پروندههای الزام به تنظیم سند است. همچنین اگر در قرارداد، تاریخِ مشخصی برای حضور در دفترخانه تعیین شده، گواهیِ عدمِ حضورِ فروشنده در آن تاریخ (که از دفترِ اسناد رسمی گرفته میشود) دلیلِ محکمی بر امتناعِ اوست.
در مواردی که اصالتِ ملک، مساحت یا تطبیقِ پلاکِ ثبتی محلِّ تردید باشد، دادگاه ممکن است موضوع را به کارشناسِ رسمیِ دادگستری ارجاع دهد. آمادهبودنِ پیشاپیشِ این مدارک — بهویژه استعلامِ ثبتی و رسیدِ پرداخت — از طولانیشدنِ دادرسی جلوگیری میکند و دفاعِ طرفِ مقابل را دشوارتر میسازد.
این پرونده چقدر طول میکشد و چه هزینههایی دارد
چقدر هزینه و زمان میبرد؟ الزام به تنظیم سند یک دعوای مالی است؛ بنابراین هزینهٔ دادرسی بر اساسِ ارزشِ منطقهایِ ملک (نه قیمتِ روزِ بازار) محاسبه میشود و معمولاً درصدِ کوچکی از آن است. زمانِ رسیدگی نیز بسته به شعبه، نیاز به استعلام و کارشناسی و وجودِ ایادیِ متعدد، متغیر است. ارقام و مدتهای زیر تقریبی، مربوط به ۱۴۰۵ و بسته به نظرِ مرجع است.
از نظرِ زمان، یک پروندهٔ سادهٔ تکخوانده با مدارکِ کامل ممکن است در مرحلهٔ بدوی چند ماه (تقریباً ۴ تا ۸ ماه) طول بکشد؛ اما اگر زنجیرهٔ انتقال طولانی باشد، نیاز به جلبِ ثالث، کارشناسی یا ادعای جعل پیش بیاید، یا پرونده به تجدیدنظر برود، این مدت به یک سال یا بیشتر هم میرسد. مرحلهٔ اجرای حکم (حضور در دفترخانه یا امضای سند توسطِ نمایندهٔ دادگاه) نیز زمانبرِ جداگانهای دارد.
از نظرِ هزینه، علاوه بر هزینهٔ دادرسیِ دعوای مالی، باید هزینههای جانبی مانندِ حقالزحمهٔ کارشناس، هزینهٔ استعلامها و در صورتِ استفاده، حقالوکالهٔ وکیل را در نظر گرفت. همچنین در زمانِ تنظیمِ نهاییِ سند، مالیاتِ نقلوانتقال، عوارضِ شهرداری و حقِّ ثبت باید تسویه شود؛ این موارد بخشِ مهمی از هزینهٔ واقعیِ انتقالِ رسمی را تشکیل میدهند و باید از ابتدا پیشبینی شوند.
این دعوا با چه چیزهایی اشتباه میشود؟ الزام به تنظیم سند با چند دعوای ملکیِ دیگر مرز دارد: با اثباتِ مالکیت (که هدفش شناساندنِ مالک است، نه اجبارِ فروشنده به انتقال)، با خلعِ ید (که برای بیرونکردنِ متصرفِ غیرقانونی است)، با ابطالِ سندِ رسمی (که در پیِ از بینبردنِ سندِ صادرشده است) و با الزام به تحویلِ مبیع (که ناظر بر تصرفِ فیزیکیِ ملک است، نه ثبتِ رسمیِ آن). تشخیصِ درستِ این مرزها، خواستهٔ دعوا را تعیین میکند.
تفاوتِ کلیدی با اثباتِ مالکیت آن است که در الزام به تنظیم سند، خواهان معمولاً مالکیتِ خود را از طریقِ قراردادِ معتبر مفروض میگیرد و فقط میخواهد فروشنده را به ثبتِ رسمیِ این انتقال مجبور کند؛ اما در اثباتِ مالکیت، اصلِ مالکبودنِ خواهان محلِّ نزاع است. این دو گاه با هم طرح میشوند، اما ماهیتِ متفاوتی دارند.
تفاوت با ابطالِ سندِ رسمی نیز روشن است: در ابطالِ سند، یک سندِ رسمیِ صادرشده وجود دارد که خواهان مدعیِ بیاعتباریِ آن است؛ اما در الزام به تنظیم سند، هنوز سندی به نامِ خریدار صادر نشده و او خواستارِ صدورِ آن است. همچنین در مواردی که فروشنده ملک را به دو نفر فروخته باشد (معاملهٔ معارض)، ممکن است چند دعوا — از جمله الزام به تنظیم سند، ابطالِ سند و حتی جنبهٔ کیفری — همزمان مطرح شوند.
پروندهٔ خود را با یک متخصص بررسی کنید
مهمترین نکاتِ عملی چیست؟ پیش از هر اقدام، استعلامِ ثبتیِ ملک را بگیرید تا از مالکِ رسمی و بازداشتنبودنِ ملک مطمئن شوید؛ همهٔ ایادیِ انتقال را طرفِ دعوا قرار دهید؛ خواستهٔ تحویلِ ملک و خسارتِ تأخیر را در صورتِ نیاز اضافه کنید؛ و برای جلوگیری از فروشِ مجدد، دستورِ موقتِ منعِ نقلوانتقال بگیرید. این چند نکته، بیشترین تأثیر را بر سرنوشتِ پرونده دارد.
نکتهٔ بسیار مهم در پیشفروشِ ساختمان است؛ طبقِ مادهٔ ۳ قانون پیشفروش ساختمان، قراردادِ پیشفروش باید بهصورتِ سندِ رسمی در دفترِ اسناد رسمی تنظیم شود. اگر پیشخریدار تنها قراردادِ عادی داشته باشد، در مطالبهٔ حقوقِ خود با محدودیتهایی روبهرو میشود؛ هرچند رویهٔ قضایی در بسیاری موارد به اعتبارِ تعهداتِ طرفین توجه میکند. در این پروندهها مشورتِ تخصصی اهمیتِ بیشتری دارد.
در نهایت، به یاد داشته باشید که زمان در این دعاوی حساس است؛ تأخیر در اقدام میتواند به فروشِ مجددِ ملک به ثالثِ با حسنِ نیت، بازداشتِ ملک یا پیچیدهترشدنِ زنجیرهٔ مالکیت منجر شود. اقدامِ بهموقع، مستندسازیِ کاملِ پرداختها و دریافتِ مشورتِ حقوقی پیش از طرحِ دعوا، مسیر را شفافتر میکند — هرچند هیچکدام نتیجهٔ پرونده را تضمین نمیکند.
پیش از امضای قرارداد یا طرحِ دعوا، با یک وکیلِ متخصصِ ملکی صحبت کنید — تلفنی یا آنلاین، در چند دقیقه.
هر پروندهٔ ملکی به جزئیاتِ قرارداد، زنجیرهٔ مالکیت و وضعیتِ ثبتیِ ملک بستگی دارد. آنچه در این صفحه میخوانید جنبهٔ اطلاعرسانی دارد و جایگزینِ بررسیِ تخصصیِ پروندهٔ شما نیست؛ تصمیمِ نهایی همواره بسته به نظرِ مرجعِ رسیدگیکننده است.
این دعوایی است که خریدارِ یک ملک با قولنامه یا مبایعهنامهٔ عادی، از دادگاه میخواهد فروشنده را مجبور کند در دفترِ اسناد رسمی حاضر شود و مالکیتِ ملک را رسماً به نامِ او منتقل کند. مبنای آن، تعهدِ ناشی از قراردادِ بیع است و هدفِ نهاییِ آن، صدورِ سندِ رسمیِ مالکیت به نامِ خریدار است.
بله. هرچند قانون ثبت، ثبتِ رسمیِ معاملاتِ غیرمنقول را لازم میداند، قولنامهٔ عادی میانِ طرفینِ معامله معتبر است و وقوعِ بیع و تعهدِ فروشنده را اثبات میکند. خریدار میتواند با تکیه بر همین سندِ عادی، الزامِ فروشنده به تنظیمِ سندِ رسمی را بخواهد؛ نبودنِ سندِ رسمی، حقِّ او را از بین نمیبرد.
چون موضوع، مالِ غیرمنقول است، دعوا در صلاحیتِ دادگاهِ حقوقیِ محلِّ وقوعِ ملک قرار دارد، نه محلِّ اقامتِ فروشنده یا خریدار. دادخواست از طریقِ دفترِ خدماتِ الکترونیکِ قضایی ثبت و به شعبهٔ حقوقیِ همان حوزه ارجاع میشود.
امتناعِ فروشنده مانعِ احقاقِ حق نیست. پس از قطعیتِ حکم، اگر فروشنده حاضر نشود، طبقِ قانون اجرای احکام مدنی، نمایندهٔ دادگاه (دایرهٔ اجرای احکام) بهجای او سند را در دفترخانه امضا میکند و انتقالِ رسمی انجام میگیرد. بنابراین حضورِ شخصیِ فروشندهٔ ممتنع برای اجرای حکم ضروری نیست.
اگر فروشنده خود مالکِ رسمیِ ملک باشد، کافی است او را طرفِ دعوا قرار دهید. اما اگر ملک با چند قولنامهٔ پیاپی به شما رسیده و فروشنده سندِ رسمی ندارد، باید همهٔ ایادیِ قبلیِ انتقال تا مالکِ رسمیِ ثبتشده را طرفِ دعوا قرار دهید؛ زیرا دادگاه فقط مالکِ رسمی را میتواند به تنظیمِ سند ملزم کند.
انتقالِ رسمیِ ملکِ بازداشتشده یا در رهن، تا زمانِ رفعِ آن مانع ممکن نیست. در این حالت ابتدا باید موجبِ بازداشت یا رهن برطرف شود؛ مثلاً تسویهٔ بدهیِ بانکی و فکِّ رهن. گاه در دادخواست، الزامِ فروشنده به فکِّ رهن نیز بهعنوان مقدمهٔ تنظیمِ سند خواسته میشود.
فروشنده میتواند به استنادِ حقِّ حبس تا دریافتِ تمامِ ثمن، از تنظیمِ سند خودداری کند. در این حالت دادگاه معمولاً حکم را بهصورتِ همزمان صادر میکند: فروشنده ملزم به تنظیمِ سند میشود و خریدار همزمان مکلف به پرداختِ باقیِ ثمن است. آمادهبودنِ خریدار برای ایفای تعهدِ خود، مسیر را هموارتر میکند.
میتوانید همراه با دادخواستِ اصلی، درخواستِ دستورِ موقتِ منعِ نقلوانتقال بدهید. با صدورِ این دستور و ثبتِ آن در ادارهٔ ثبت، فروشنده نمیتواند ملک را در حینِ دادرسی به ثالث منتقل کند. این اقدام، یکی از مهمترین تدابیرِ احتیاطی در این دعاوی است.
در الزام به تنظیم سند، وقوعِ معامله و تعهدِ فروشنده مفروض است و خواهان فقط میخواهد انتقال رسماً ثبت شود. اما در اثباتِ مالکیت، اصلِ مالکبودنِ خواهان محلِّ نزاع است و او میخواهد دادگاه مالکیتش را به رسمیت بشناسد. این دو دعوا ماهیتِ متفاوتی دارند، هرچند گاه با هم طرح میشوند.
این دعوا مالی است و هزینهٔ دادرسی بر اساسِ ارزشِ منطقهایِ ملک (نه قیمتِ روزِ بازار) محاسبه میشود؛ معمولاً درصدِ کوچکی از آن. علاوه بر این، باید هزینههای جانبی مانندِ حقالزحمهٔ کارشناس و استعلامها را در نظر گرفت. ارقام تقریبی و مربوط به ۱۴۰۵ است و بسته به مورد متفاوت خواهد بود.
یک پروندهٔ سادهٔ تکخوانده با مدارکِ کامل ممکن است در مرحلهٔ بدوی حدودِ ۴ تا ۸ ماه طول بکشد. اما با زنجیرهٔ انتقالِ طولانی، نیاز به کارشناسی، ادعای جعل یا رفتن به تجدیدنظر، این مدت به یک سال یا بیشتر میرسد. مرحلهٔ اجرای حکم نیز زمانِ جداگانهای دارد. این مدتها تقریبی و بسته به نظرِ مرجع است.
بله، اما با ملاحظاتِ خاص. طبقِ مادهٔ ۳ قانون پیشفروش ساختمان، قراردادِ پیشفروش باید بهصورتِ سندِ رسمی تنظیم شود. اگر پیشخریدار قراردادِ عادی داشته باشد، در مطالبهٔ سندِ رسمی با محدودیتهایی روبهرو میشود، هرچند رویهٔ قضایی به تعهداتِ طرفین توجه میکند. در این پروندهها مشورتِ تخصصی اهمیتِ ویژه دارد.
این حالت «معاملهٔ معارض» نام دارد. خریدارانِ هر دو قرارداد ممکن است دعوای الزام به تنظیم سند طرح کنند و در کنارِ آن، موضوع میتواند جنبهٔ کیفری (انتقالِ مالِ غیر) نیز داشته باشد. اولویت و تقدمِ تاریخِ معامله، حسنِ نیت و ثبتِ رسمی، در تعیینِ سرنوشتِ پرونده مؤثرند؛ این پروندهها پیچیدهاند و مشورتِ حقوقی ضروری است.
بله. اگر ملک هنوز به تصرفِ شما داده نشده، میتوانید در کنارِ الزام به تنظیم سند، خواستهٔ الزام به تحویلِ مبیع را نیز مطرح کنید. همچنین در صورتِ پیشبینیِ وجهِ التزام در قرارداد، میتوانید خسارتِ تأخیر را مطالبه کنید. طرحِ همزمانِ این خواستهها از تکرارِ دادرسی جلوگیری میکند.
گرفتنِ وکیل اجباری نیست و میتوانید شخصاً اقدام کنید. اما بهدلیلِ اهمیتِ زنجیرهٔ مالکیت، انتخابِ درستِ خواندگان، تنظیمِ دقیقِ خواسته و دفاع در برابرِ ایراداتِ احتمالی، همراهیِ وکیلِ ملکی میتواند مسیر را دقیقتر و کمخطرتر کند. با این حال، هیچ اقدامی نتیجهٔ پرونده را تضمین نمیکند و تصمیمِ نهایی با مرجعِ رسیدگیکننده است.