چگونه با مشکلات خانوادگی با همسرم و دخترم برخورد قانونی کنم؟
من با همسرم شاید هفت سال است که مشکل داریم چون دخترم بچه بود و میخواستم خودش خوب و بد زندگی ما را ببیند صبر کردم به گفته یکی از اقوام.
الان بنده دو سال است که خانمم جایش را جدا کرده. غذا درست کردن تفریحی شده، یعنی خیلی وقتها مجبورم مرخصی بگیرم یا پول بزنم دخترم برود نهار بخرد.
چون همسرم دو سال است در دو سالن زیبایی کار میکند این مشکلات از قبل بدتر شده، یعنی حتی دست من هم نمیگیرد. میگویم بریم روانشناس، میگوید من مقصرم. میگویم با بزرگتر صحبت کنیم، میگوید من مقصرم لهشون بگو زنم باهام نمیسازد مشکل از منه. من حوصله خودم را ندارم، از زندگی خستهام. این چند ساله این جوابشه.
و جدیدا که سیگار میکشد متاسفانه و میگویم با این خانم نگرد، برعکس شب میرود خانه آن متالقه دوستش و مادربزرگ دوستش میگوید همسرت اینجاست. میگویم این زن جدا شده مصرفکننده گل هست. تو سیگار بدت میآمد سیگاری شدی. جدا از این، زن من دیگر گوشیش زیر بالشتشه و دیگه خسته شدم. میگویم حتی روانشناس بریم، میگوید من نمیآیم مقصرم. میگویم بزرگتر به پدرت بگم، میگوید پدرم کیه.
من یه دختر دارم ۱۳ سالشه. چند روز پیش چون مادرش میرود سالن زیبایی تا ۸ یا ۹ شب، یکی از همسایهها قسمم داد نزنمش. گفت دخترت مواظب باش با دخترها چند دود سیگار کشیده. خدایا هیچی تو زندگیم کم نزاشتم کم یا زیاد گذروندم. بچم داره از دستم میره. به راه جلو من بزارید. من میدانم زنم اصلا منو میبینه زده شده ازم حس میکنه اینو. یک مرد تکلیف بچم چیه؟ نمیدانم به پدرم بگم؟
با خانوادم صحبت کنم؟ به قرآن کم آوردم. من دو سال جدا میخوابم. دخترم میگوید بابا چرا هی التماس مامان میکنی باهات خوب نمیشه؟ چرا تو که برامون کم نمیزاری چرا مامان سیگار میکشه؟ دوستام کلیپشو گرفتن بابا واسم فرستادن. بابا چرا مامان بهم محبت نمیکنه؟ چرا مامان نهار درست نمیکنه؟ چرا مامان با این دوستا میگرده به تو اهمیت نمیده؟ من درکت میکنم بابا، میدونم حق با توئه. حتی این بچه هم میدونه. من دیگه تحمل ندارم. به نظرتون به خانوادم بگم؟ تورو خدا راهنماییم کنید. من این زندگی نمیخوام دیگه. یکی بهم راه حلی بگه خواهش میکنم.