چطور میتونم خودرو پس بگیرم؟
بنده خواهان اواسط ۹۴ بابام بستری بودند تو بیمارستان سینا تهران برای عمل تومور مغز، سرطان بدخیم داشتند، حالم خیلی بد بود، کسی نداشتم باهاش درد و دل کنم، آن زمان یه نرم افزار از دسته شبکه های اجتماعی به نام بیتالک بود، گفتم برم اونجا کمی آروم بشم، من وارد گروهی شدم که خوانده هم آنجا بود، جریان سرطان مغز بابام گفتم هرکی از جمله خوانده که تو اون گروه بودند همدردی کردند، فردای آن روز، خوانده پیام دادند و احوال بابامو پرسیدند، خوانده خودشون اینطور معرفی کردند: تو کارگاه
تولید لباس های بیمارستانی کار می کنم، پدرم جانباز بودند که طی یه تصادف فوت کردند، بعد از مدتی خوانده گفتن: بیمارستان پول صاحب کارگاه نداده، کارگاه تعطیل شده و من بیکار شدم. خیلی گریه می کردند، می گفتند: خانوادم کمکم نمی کنند، چطور قسط وام بانک پرداخت کنم، مخارج شخصی چیکار کنم. اول بخاطر دستور خداوند در قرآن و احادیث از جمله: مزمل، ۲۰: نماز به پادارید و زکات بدهید و به خدا قرض بدهید و حضرت محمد (ص) می فرمایند: کسی که برادر مسلمانش در قرضی به او نیاز پیدا کند و او بتواند قرض بدهد و چنین نکند، خداوند بوی بهشت را بر او حرام می کند. امالی (صدوق) ص ۴۳۰، دوم بخاطر اینکه پدر خوانده جانباز بودند به خوانده اعتماد کردم و خوانده گفتند: با حقوق بیمه بیکاری قرضتون پس میدهم. پول برای پرداخت قسط وام بانک ملی ، مخارج شخصی مثل اینترنت، پوشاک، کیف، کفش، باشگاه ورزشی و غیره از من قرض می گرفتند، یک روز گفتند دندون درد دارم برای درست کردن دندوناشون قرض خواستند. یک روز گفتند گوشیمو دزد زده، مودم نیاز دارم، گفتند داداش وسطیم و پسرش پول خرید گوشی یکجا ندارند، مودم و گوشی ها خریدم و پست کردم. یه روز گفتند خواستگار پولدار میخواد برام بیاد، زشته اینجور جلوش باشم، پول برا تتو ابرو و طلا قرض خواستند. خوانده قرضشون از بیمه بیکاری پرداخت میکردند، منم یه ریال سود نگرفتم، آخرین بار هم برای نمای ساختمان خونشون تقریبا۲۰ میلیون قرض خواستن منم به حسابش در ۵ تراکنش واریز کردم و چون حقوق بیمه بیکاری خوانده تموم شده بود قرار شد از حقوق مادرش هر ماه یک میلیون تومان برای ادای قرض بنده به حسابم واریز کنه، که متاسفانه علارغم فرصت زیاد از دادن تقریبا ۸ میلیون تومان باقی مانده امتناع می کنند.این قرض دادن و پس گرفتن از سال ۹۶ تا ۹۹ ادامه داشت. ۸ یا ۹ مهر ۹۸ خوانده گفتند: حواله تیبا ۲ تو دیوار پیدا کردم قیمتش مناسبه، بنده خواهان بهشون گفتم بخاطر پرستاری شبانه روزی از پدر و مادرم (سکته قلبی، فشارخون و ضربان نامنظم قلب) نمیتونم بیام شیراز که به نام بزنم، خوانده گفتن حواله موقت به من منتقل کن، بعد که ماشین دراومد بهتون انتقال میدم، اینجوری محبت این سال های شما رو جبران میکنم، بعد شماره صاحب حواله فرستادن برای من، با صاحب حواله صحبت کردم و دهم مهر نود و هشت، ۵۱ میلیون و پانصد هزار تومان از حساب خودم به حساب صاحب حواله واریز کردم .حتی هزینه نمایندگی برای نقل و انتقال به حساب خوانده واریز کردم ، ماشین که به خوانده تحویل شد، از من شیرینی دو دستگاه بندانداز برقی برای خودشون و دختر خواهرشون خواستند، من گرفتم و تحویل دادم، اما ماشین بهم پس ندادن، بعد گفتند یکی دو هفته با ماشین دور دور کنم بعد تحویل میدم، چون نگران بودم اتفاقی برای ماشین نیفته، یه مربی تعلیم رانندگی از تو دیوار پیدا کردم هزینشم دادم تا کنار خوانده باشه تا صدمه ای به ماشینم وارد نشه، اما باز ماشینم تحویل ندادن، بیمه ماشین خودم میدادم چون ماشین مال من بود، بعد دیگه خیلی گرفتار مریضی پدر و مادرم که خیلی شدید شده بود شدم و هر دو به فاصله ۴ ماه فوت کردند. اردیبهشت ماه همین امسال هم بهش گفتم که ماشین پس کی بهم میدی، بابا و مامانم مردن، برای مخارج کفن و دفن خیلی بدهی دارم، حتی التماسش کردم، گفت نمیدم، گفتم پس شکایت میکنم، گفت اگه میتونی شکایت کن، و وقتی عکس دادخواست رو تو واتساپ براش فرستادم گفت: خیلی حیوونی، حیوونم شرف داره و تو نداری