آیا مایل هستید اعلانات مربوط به گفتگوهای آنلاین خود را روی دستگاه
خود دریافت کنید؟
در پنجره باز شده روی دکمه Allow کلیک کنید...
لطفاً اتصال اینترنت خود را بررسی کنید.
تلفن تماس:
شما میتوانید درخواست ارزیابی حقوقی خود را بطور مستقیم برای ارسال کنید و در کوتاهترین زمان ممکن از ایشان پاسخ
بگیرید.
لطفا دقت داشته باشید، شما در هر روز تنها
میتوانید ۳
درخواست ارزیابی حقوقی رایگان ویا ارتباط مستقیم با متخصص ثبت نمایید.
همچنین دقت داشته باشید درصورت عدم انتخاب متخصص، پیام شما برای تمامی متخصصان ارسال شده و ایشان
می توانند ارزیابی خود را از درخواست شما مطرح نمایند.
سلام، در مرحله تجدیدنظر دادگاه قرار رفع نقص تحقیقات صادر کرده و پرونده به دادگاه بدوی ارجاع شده است. دادگاه بدوی پرونده را به شعبه یک بازپرسی ارسال کرده جهت تحقیقات، در صورتی که شعبه یک دادیاری همان شهرستان مرجع تحقیقات مقدماتی بوده و کیفرخواست را هم همان شعبه دادیاری صادر کرده است. این امر قانونی است یا خلاف قوانین است؟(با توجه به بند الف ماده ۴۵۰ قانون آئین دادرسی کیفری). اگر این عمل از سوی دادگاه بدوی اشکال دارد چه اقدامی باید از سوی متهم یا شاکی انجام گردد؟
وفق ماده ۴۵۰ ق.آ.د.ک، پرونده ای که به دلیل رفع نقص از تحقیقات از طزف دادگاه عالی به مرجع تالی اعاده میگردد یا باید به همان دادگاه بدوی صادرکننده رای اعاده گردد یا به دادسرای صادرکننده کیفرخواست و در اعاده به دادسرا، در نص ماده قانونی، قیدی برای لزوم اعاده به همان شعبه اولیه انجام تحقیقات در دادسرا وجود ندارد لذا اقدام دادگاه بدوی برای احاله رفع نقص از تحقیقات به شعبه یک بازپرسی به جای دادیاری، منع قانونی ندارد و علاوه برآن، به زعم اینجانب به نفع پرونده جنابعالی نیز میباشد چرا که بازپرس، مقام تحقیق و دادستان و شعب دادیاری تحت امر دادستان، مقام تعقیب هستند و لذا پرونده ای که تحقیقات آن توسط دادیاری انجام میشود عموما به دلیل تراکم کار بازپرسی به دادیاری میرود وگرنه اصل بر این است که دادیار در انجام تحقیقات مقدماتی و تشخیص تحقق ارکان بزه و قابلیت انتساب بزه به متشاکی دخالتی نداشته باشد و این امر، در تخصص و در حیطه اختیارات بازپرس است و لذا اگر بازپرسی بعنوان مرجع تکمیل و رفع نقص تحقیقات مقدماتی پرونده شما تعیین شده است؛ هم عملی قانونی ست و هم باعث تخصصی تر و حرفه ای تر انجام شدن تحقیقات مقدماتی است که با امعان نظر بازپرس، موارد نقص تحقیقات مورد دستور دادگاه عالی تجدیدنظر، به خوبی تامین شود و اینکه ذکر فرموده اید کیفرخواست نیز از شعبه دادیاری صادر شده بوده است؛ صدور کیفرخواست از اختیارات منحصر دادستان به عنوان ریاست دادسرا است لکن به دلیل تراکم مسئولیت های دادستان، ایشان درصورتی که پس از بررسی قرار نهایی صادره از دادسرا (چه از طرف بازپرس و چه از طرف دادیار)، با قرار صادره مؤافق باشد؛ با پاراف دستور، ضمن اعلام مراتب مؤافقت خود با تصمیم بازپرس یا دادیار، برای صدورکیفرخواست به دادیار نماینده دادستان و یا به یکی دیگر از دادیاران تحت امر خود و یا همان دادیار صادرکننده قرار (تصمیم نهایی دادسرا)، از طرف خود، نمایندگی در صدور کیفرخواست میدهد و کیفرخواست به نمایندگی و از طرف دادستان توسط شعبه دادیاری صادر میشود وگرنه بدون صدور دستور مستقیم و اعطای نمایندگی از طرف دادستان، این امر در حیطه صلاحیت ها و اختیارات دادیار و دادیاری نیست.