من می توانم اعاده ی حیثیت کنم؟
باسلام.
من مردی ۴۰ ساله و متاهل و د ر رسته ی تبلیغات محیطی و گرافیکی مشغولم. دیماه سال گذشته خانه ام را در ازای دریافت ۵۰ سکه پهلوی طلا به خانمی که یکی از نزدیکان خیلی نزدیکم هست معامله کردم.طرف مقابل با اغفال پیشخدمت خانه ای که خود او نیز در آنجا مشغول کار بوده جرمی را مرتکب می شود و سرقت سکه ها با جواهراتی قیمتی همراه بوده.بنده ی خدا مشکلات مالی و خانوادگی فراوانی داشت و بیمار روحی هم بود.داروهای آرام بخش قوی مصرف می کند.صاحب خانه ای که در آنجا مشغول به کار بوده سخت بیمار و روانه ی بیمارستان شده و تحت مراقبت های ویژه قرار می گیرد.این بنده یه خدا به خیال اینکه صاحب خانه ترک دنیا خواهد کرد و چون سال ها حقی از آن ثروت بی شمار به او باید برسد از صندوقچه ای قدیمی و متعلقات گرانبهایش سکه و جواهرات قدیمی بدون اطلاع صاحبش مالی را تصاحب می کند. هر چند سالیان سال به گفته ی شاکی بی استفاده بوده. سارق سادگی کرده و بخشی از جواهرات را در بازار به چند طلا فروشی که مفت خریده اند فروخته و پرونده آنها هم با پرونده ما یکیست ولی آنها اعتراف نمی کنند در صورتی که از حسابشان به حساب اقوام سارق وجوه بالایی واریز شده. خلاصه من نیز بی اطلاع از سرقتی بودن سکه ها در ازای واگذاری خانه ام بر حسب اعتماد کامل از سن و سال و سابقه کاری و شناخت رفتاری اش همه را به نرخ طلای آن روز ۱۷۶ میلیون به طلا فروشی معتبری در بازار طلا فروشان فروخته و خانه ای دیگر با وجهش خریداری کردم. بعد کمک کردم و متهم را راضی به اقرار صریح و باز پس دادن دیگر جواهرات مسروقه و بیان حقیقت در خانه شاکی که محل کارش بود کردم. قرارمان برگرداندن عین مال و ابراز پشیمانی و بخشودگی صاحب کارش بود.گویا ۱۵ سال در خدمتشان در آن خانه کار می کرده اند. اما بنابر راهنمایی وکیل خانوادگیشان که در مسافرت نوروزی بودند برای باز پس گرفتن بخشی از جواهرات قیمتی فروخته شده به طلا فروشان نیاز به ادامه با روال قانونی بود که با تماس با ۱۱۰ و مامورین کلانتری متهم با شخص من بازداشت و روانه کلانتری شدیم.من بعد از تحقیقات اولیه و گویا لطف شاکی ها مدتی آزاد و سارق نگون بخت راهی زندان شد.من هم چند ماه آزاد و به رضایت شاکی پرونده از حسن همکاری من با پرونده و روال قانونی اش بلاتکلیف اما مقید به برگرداندن سکه ها و جلب رضایت شاکی پرونده برای متهم و رهایی خودم از ماجرا ب ودم. شاکی و وکیل شاکی به خاطر همکاری من با دستگیری متهم راضی وطی مکالماتی که بین خودم و وکیل شاکی ضبط کرده ام به قول ایشان صنمی در ماجرا به جز عودت دادن سکه ها نداشته و ندارم وبی گناهم پیگیر روند ماجرا و در تدارک تهیه سکه ها بودم.متهم هم در اقرارهای اولیه دادرسی به بازپرس گفتند که من از سرقتی بودن سکه هابی اطلاع بوده ام و در قبال ملک سکه گرفته ام.تا اینکه پرونده از دادسرای ونک به مجتمع قضایی قدوسی منتقل شد.مدتی بعد برایم ابلاغیه الکترونیکی آمد که به اتهام فروش مال مسروقه و سرقت باید حاضر شوم. زانوی راستم چند روز قبل از دادگاه افتادم و آسیب جدی دیده بود و ده دقیقه ای به جلسه که با حضور طلا فروشان و شاکی و وکیل شاکی و سارق و من بود شروع شده بود. من در میان مشاجره وکیل و یکی از طلا فروشان وارد شدم و قاضی چون یک روز قبل تاسوعا بود ناراحت و عجله داشت زودتر دفاعیات بیان شود. از من پرسید با سارق همدست بوده ای؟ گفتم نه.فقط سکه در عوض ملک گرفته ام و مسترد می کنم. انگار وکیل و شاکی دیدشان نسبت به من عوض شده بود.من یچ پیام یا ابلاغیه ای به دستم نرسیده بود که وکیل با بیان اینکه فرار از قرار داشته ام و با سارق همدستم هدفش تخریب من در حضور بازپرس بود. از من پرسید می توانم وثیقه ۵۰ میلیونی یا سند بگذارم گفتم نه.وکیل اعتراض کرد چرا ۵۰ میلیون.ایشان ۱۷۸ میلیون سکه فروخته. اما قاضی به اعتراضش اعتنایی نکرد.به من هم یک ساعتی در دفتر شعبه فرصت تماس برای پیگیری و تهیه ضامن و سند برای نرفتنم به زندان داد اما آخر وقت بود و چند روز تعطیلات.بالاخره قاضی جدید در اولین دادگاه و با ادعای دروغین و اعتراض های وکیل مدافع شاکی و با نداشتن وثیقه ۵۰میلیونی و سند ضمانت برای اولین بار در طول عمرم که سابقه کیفری هم نداشتم روانه زندان تهران بزرگ شدم.تا بعد تعطیلات محرم سه الی چهار روز زندان بودم تا اینکه با فیش حقوقی پدر خانمم بیرون آمدم.حال سکه های طرح امامی به جای پهلوی های قدیمی خریداری کرده ام وآماده رسیدگی دردادگاه تجدیدنظرم. دیروز پیام آمده که پرونده به دادگاه تجدیدنظر شعبه ۹ارجاع شده.
وکیل شاکی هم چند روز پیش در واتس آپ من پیلم فرستاده با هم قرار ملاقات و گفتگو بگذاریم اما من نمی خواهم دیداری داشته باشیم.نتیجه اعتماد ریختن آبروی چندین ساله ام جلوی خانواده ام بود.زندان و سابقه دار شدن من بی گناه تاثیر منفی روی روحیه ام گذاشته.
گاهی صداقت داشتن تاوان سنگینی دارد.
سوال اول:من می توانم اعاده ی حیثیت کنم؟
سوال دوم:امکان استفاده از مکالمات ثبت شده من در ثابت کردن حقیقت ماجرا و تناقضات رفتاری با وکیل شاکی که درظاهربامن رفیق ولی در باطن مرا جلو قاضی فرار از قرار خوانده و متهم با همدستی با سارق قلمداد کرده اند هست؟
سوال سوم:زانوی آسیب دیده ام در زندان بدتر شده والان درست جمع نمی شود،چون درآمارهای بند و محیط وحشتناک زندان راهی برای مداوا نبود.حال چه بایدکرد؟
ضمنا شاکی پرونده ما فردی بسیارثروتمندهست.